منابع پایان نامه با موضوع عقد ازدواج، حقوق اجتماعی، حقوق انسان، تعدد زوجات

دانلود پایان نامه ارشد

تمام امور همسر و فرزندان خود را داشت، او ميتوانست فرزندان خود را بفروشد يا به قتل برساند، هيچ مرجع قانوني اينكار پدر را ممنوع و خلاف قانون نميدانست. حق مالكيت، معاشرت، رفت و آمد و حتي حق حيات نداشتند. در انتخاب شوهر، به هيچ وجه نظرزن دخيل نبوده و بدون چون و چرا بايد تسليم شود در روم قديم، پدر ميتوانست دخترش را وادار به جدايي از همسرش كند حتی اگر خود دختر تمايل به طلاق نداشت. دوران عده طلاق به مدت يكسال و شش ماه بود، بعد از اين مدت زن ميتوانست ازدواج كند. زنها حق حضور درمحاكم قضايي را نداشتند و وقتي زن بيوه ميشد، هيچ گونه ادعا بر دارايي و اموال شوهرش را نداشت. بدتر از اينكه زن در هر سن و سالي كه قرار داشت، بايد تحت سرپرستي يك مرد قرار ميداشت. 37مرد حتی اگر صلاح میدانست که فلان زن و یا فلان فرزند باید کشته شود، باید بدون چون و چرا اطاعت میشد، زنان اصولا جزء جامعه به حساب نمیآمدند در نتیجه، به شکایت آنها گوش داده نمیشد. هیچ معاملهای از ایشان معتبر و نافذ نبود. مداخله در امور اجتماعی، به هیچ وجه از آنان پذیرفته نبود. زنان جزء اعضای اصلی خانه و خانواده نبودند. زنان نه در بین خود و نه در بین خود و مردان، حتی بین زن و شوهر، خویشاوندی نداشتند. بین پسر با مادرش و بین خواهر و برادرش و بین دختر و پدرش، ارتباط خویشاوندی که باعث توارث شود، نبود. وجود زن درنظر رومیان در جامعه{مدنی یا خانواده}وجودی طفیلی، و زندگیاش تابع زندگی مردان بود. زمام زندگی به دست سرپرست خانه بود، که یا پدر بود و یا همسر بود سرپرست خانه هر حکمی را که دلش میخواست میراند. چه بسا میشد که زن را میفروخت، و یا به دیگران میبخشید، و یا برای کامگیری به دیگران قرض میداد، و چه بسا به جای حقی که باید بپردازد-مثلا قرض یا مالیات در اختیار صاحب حق میگذاشت، تدبیر مال زنان به دست مردان بود؛ هر چند که آن مال مهریهای باشد که با ازدواج به دست آورده باشد.38
2-2-6- هند و چین
در هندوستان نیز زن هندو، تابع پدر و شوهر و هنگام بیوگی تابع پسر خود و اگر پسر نداشت، تابع خویشان پدری است. شوهر، زن خود را «خدمتکار» مینامد و زن باید او را عالی جناب و گاهی خداوندگار خطاب کند. سواد داشتن برای زنان، ممنوع است. در بعضی از روستاهای هند، دختران را زنده دفن میکنند تا موجب رضایت خدایان هندو شوند. در هند، زن هیچ گونه حقوق اجتماعی ندارد. زن نیز باید خود را بسوزاند. هندوها تولد دختر را از جمله بلیات میشمارند39،-گذشته وحال در آیین هندو عقاید آن در مورد زن چنین است: به زن نباید محبت کرد. هیچ گاه از پدر و شوهر ارث نمیبرد. زن فقط برای زاییدن و پرورش فرزند و اداره خانه مفید است با مرگ شوهر، زن او نیز باید در کنار جسد او سوزانده میشد یا سر به بیابان گذاشته، از بقیه مردم جدا میگشت40.
«درآيين هندو، ازدواج يك امري اجباري بود در هند قديم زنها از حقوق انساني خود بهرهاي نميبردند.
در مراسم” ساتي”بعد از مرگ شوهر، زن مظلوم او را با جسد درگودالي از آتش انداخته، ميسوزاندند يا اينكه مانند دوران جاهليت كه دختران خود را زنده به گور ميكردند، هنديها نيز زن شوهر مرده را زنده دفن ميكردند. هندوها براين باور بودند كه زن را دروازه اصلي جهنم ميدانستند، و زن را موجودي فرعي براي مرد به حساب ميآوردند، و تا روزي كه مرد زنده بود، همسرش حق حيات داشت و روزي كه شوهر از دنيا مي رفت، زن را زنده زنده با او دفن ميكردند. زيرا كه زندگيش پس از شوهر ارزش ندارد. و بايد در قبر خادم شوهر باشد».41
«قانونگذار بزرگ هندوستان که پیش از دو هزار سال قبل از پیامبر اسلام آمده میگوید: برای اثبات خیانت و زنای زن همین قدر کافی است که با یک مرد بیگانه به اندازه پختن یک تخممرغ خلوت کنند».42
موقعیت جنس اناث در میان مردم چین وضع بهتری از سایر ملل نداشته؛ زیرا در چین رسم بوده که وقتی دختر متولد میشد او را به علامت ذلت و خضوع بر روی زمین میخوابانیدند و به او شیر میخورانیدند همانطور روی زمین بازی میکرد و خود تعلیمی بود بر اینکه وی در آینده بار سنگین زندگی را باید به دوش بکشد. در چین زندگی زن را به سه دوره تقسیم کرده بودند که آنها را اطوار سه گانه طاعات مینامیدند: دوره اول دوران جوانی است که دختر باید مطیع پدر و برادر باشد دوره دوم دوران ازدواج و همسری است که باید مطیع شوهر باشد، دوره سوم دوران بیوهگی و از دست دادن شوهر است که باید از پسر خود اطاعت نماید. در آیین چین بدون مشورت او را شوهر میدادند عقد ازدواج در نزد آنها دائمی بود و دیگر فسخ نمیگردید؛ عقد ازدواج قبل از سن بلوغ بسته میشد و دیگر زنی که ازدواج کرده بود اگر شوهر او میمرد حق شوهر کردن را نداشت.43 زن یک موجود طفیلی برای شوهر محسوب میشد و برای اوبعد از مرگ شوهرزندگی را جایز نمیشمردند و زن را در روز چهلم شوهر در آتش انداخته میسوزاندند و بهترین زنان، زنانی بودند که پس از مرگ شوهرانشان، خود را در آتش بیندازند و بسوزانند.44
چینیها زن را به کلی از فکر و عقل، بی نصیب میدانستند. زنان چینی، مانند اسیرانی در دست جلادان بیرحم گرفتار بودند و کمترین خطای ایشان، مجازاتهای بزرگی در پی داشت. در مقابل، جرم و جفای مرد به او، هیچ گونه سرزنش یا مجازاتی در پی نداشت.45
چینیها زن را در وضعیت تقریبا محروم از تمامی حقوق نگهداشته بودند. برای زن چینی ازدواج نوعی معامله بود که والدین دختران خود را به هر کسی که میخواستند در برابر دریافت هدیه و پول تسلیم میکردند. دختران همیشه مورد ضرب و شتم و اهانت پدران و شوهران خود واقع و به کارهای سخت واداشته میشدند.46
دختران را زنده زنده ميكشتند. يا به صحرا ميافكندند. چينيان خداوند را خالق پسران و شيطان را خالق دختران ميدانستند.لذا پسر در نزد آنان بركت و دختر طوق لعنت بود. زن جسما و روحا دراختيار شوهر و پيوسته مورد تحقير و آزار قرار ميگرفت.

2-2-7- زن در بابل قديم
در اين فرهنگ مرد ميتوانست زن خود را طلاق دهد و تنها كارى كه ميكرد آن بود كه جهيزيه زن را به وى بازگرداند و به او بگويد:«تو زن من نيستى«ولى اگر زنى به شوى خود ميگفت:»تو شوهر من نيستى» واجب بود كه با غرق كردن وى را بكشند. نازايى، زنا دادن، ناسازگارى با شوهر، بد اداره كردن خانه، همگى از چيزهايى بودند كه برحسب قانون، طلاق دادن زن را مجاز ميساخت.
هرودت( Herodotus) گفته است: «بابليان هنگام محاصره، زنان خود را خفه ميكنند تا در آذوقه صرفه جويى شود» به طور كلى وضع زن در بابل، پستتر از وضعيت زن در مصر، و وضعى كه زنان رومى پس از آن پيدا كردند، بود.47
2-3- زن از نگاه ادیان گذشته
2-3-1- زن در آيين يهود
در آيين يهود كه پس ازموسى (ع ) دستخوش تحريفهايى شد، آفرينش(حوا) از دنده چپ آدم دانسته شده و فريب خوردن از شيطان و بيرون شدن از بهشت نيز به حوّا به عنوان زن نسبت داده شده است. گناه و آلودگى زن بيش از مرد است و تطهير ناپذيرى او در بعضى موارد ازمطالبى است كه در متون دين يهود موج مىزند. يهوديان در مسائلى همچون عبادت خدا، سعادت اخروى، پاداش اعمال نيك و…هرگز زن را با مرد برابر نمىدانند.در مذهب يهود، پسران در نمازهاى خود چنين مى خوانند:(خداوندا! تو را سپاس مىكنيم كه ما را كافر و زن نيافريدى 48(به برخى از آيات تورات كه به موضوع زن ارتباط مىيابد در اين قسمت اشاره مى شود؛ آفرينش حوّا از دنده چپ( آدم خداوند بر آدم خوابى سنگين مستولى ساخت تا به خواب رفت، يكى از دندههايش را برداشت و به جايش گوشت پركرد. خداوند آن دندهاى را كه از آدم برداشته بود زنى ساخت و او را نزد آدم آورد)49فريب خوردن زن و رانده شدن از بهشت(پس از خلقت آدم و زنش، مار كه از همه حيوانات صحرا مكارتر بود به زن گفت: آيا خداوند گفته است كه از هيچ درختى از اين باز نخوريد؟ زن به مار گفت:از ميوه درخت اين باغ خواهيم خورد، اما خداوند گفته است كه ازميوه آن درختى كه در ميان اين باغ است نخوريد و آن را لمس نكنيد، مبادا بميريد. مار به زن گفت: حتماً نخواهيد مرد چون كه خداوند مىداند روزى كه از آن بخوريد چشمانتان باز مىشود و مانند خداوند تشخيص دهنده نيك و بد خواهيد شد. زن ديد كه آن درخت براى خوراك نيكو و براى چشمها هوس انگيز است و آن درخت براى معرفت دار شدن پسنديده است. از ميوه آن گرفت و خورد، به شوهرش هم كه در كنارش بود داد و او خورد. چشمان هر دو گشوده شد. دانستند كه عريانند و برگهاى انجير را به هم دوخته وسيله سترعورت براى خويش ساختند).50
در ادامه پس از ذكر بازخواست خدا از آدم و حوّا و مار مىخوانيم:(خداوند به زن گفت: رنج و درد باردارى تو را زياد خواهم كرد، فرزندان را با رنج بزايى و اشتياق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تومسلط خواهد بود. و به آدم گفت: چون به حرف زنت گوش دادى و از آن درختى كه گفتم نخورى خوردى، زمين به خاطر تو ملعون است، تمام عمرت با رنج از محصول آن خواهى خورد).51 راه تخفيف گناه زن در تورات در ارتباط با روز شبات( شنبه) چنين آمده است:
(روشن كردن شمعهاى شبات به عهده زنان است. علت اين امر آن است كه حوّا آدم را وادار كرد ازميوه ممنوع بخورد و او را واداشت تا از امر خدا سرپيچى كند.) (گفته شده است كه زن با اين گناه، چراغ زندگى بشر را خاموش كرد. جان انسانها چون چراغى است، از اين رو زن با روشن كردن چراغ شبات تا حدودى اين خطا را جبران مىنمايد؛ زيرا اجراى دستورات شبات و روشن كردن شمعها ايمان را روشن مىسازد و بدين وسيله گناه زن تخفيف مىيابد. نابرابرى نذر سلامتى پسر و دختر(…. كسى كه صريحاً نذرى مىكند و نذرش مربوط به سلامتى انسانى باشد بر حسب ارزيابى مقرر(ذيل) نذرش از آن( ادوناى) خواهد بود. ارزيابى براى مذكر اين است: از بيست ساله تا شصت ساله ارزشش پنجاه شقل نقره بر اساس شقل مقدس باشد. و اگر مؤنث باشد ارزشش سى شقل باشد).52
در مورد طلاق در تورات آمده است که: هر گاه مردی از زن خود ناپسندی بیابد، میتواند او را طلاق داده، از خانه بیرون کند و در صورت فقر، حق فروش دختر را دارد. تعدد زوجیات در میان یهودیان در ممالک اسلامی مرسوم بود؛ اما در سایر ممالک به ندرت دیده میشد. در مساله محیض نیز، یهود شدت عمل به خرج میداد؛ به طوری که زنان را از آب و غذا و محل زندگی دور میکردند.53 اما در دین یهود مانند دین اسلام زن مستحق نفقه است و مرد باید خوراک و لباس مناسب برای همسرش فراهم کند. میزان نفقه با رعایت حال دو طرف و به اختلاف زمان و مکان به عهده زوج است.54
2-3-2- زن در آيين مسيحيت
آيين مسيحيت در مورد حقوق و جايگاه فردى و اجتماعى زن ديدگاه ثابت و تغييرناپذيرى ارائه نكرده است. نسخههاى گوناگون شناخته شده به نام(انجيل)و رسالههاى به جاى مانده از شخصيتهاى برجسته و نامدار مسيحى و كشيشها و فرقههاى مختلف و كاتوليكها هريك به سهم خود درمورد حقوق زن، ديدگاه هاى متفاوتى اظهار كردهاند. در رساله اول پولس رسول به تيموتائوس چنين آمده است:
(خدا اول آدم را آفريد و بعد حوّا را، آدم فريب نخورد، بلكه زن فريب شيطان را خورد و در تقصير گرفتار شد. از اين جهت خداوند درد زايمان را به حوّا داد اما به زاييدن رستگار خواهد شد اگر در ايمان و محبت و قدوسيّت و تقوا ثابت بماند.)رساله يادشده آدم نخستين را از هر گناه تبرئه مىكند و گناه فريب خوردن از شيطان را به گردن حوّا به عنوان يك زن مىافكند.اين سخن با پيامهاى شريعت و وحى، مخالف است.همچنين در رساله اول پولس رسول به افسيسان آمده است:( اى زنان شوهران خود را اطاعت كنيد چنان كه خدا را؛ زيرا كه شوهر سر زن است؛چنان كه مسيح نيز سر كليسا و او نجات دهنده بشر است.)پولس رسول در رساله اول خود به تيموتائوس گويد: (زن را اجازه نمیدهم كه تعليم دهد يا بر شوهرش مسلط شود، بلكه در سكوت بماند) پولس رسول در رساله اول خويش در پاسخ سؤال مسيحيان،به مجرد ماندن و ازدواج نكردن توصيه مىكند. در مذهب كاتوليك، تعدد زوجات ممنوع است و مهريه نيز وجود ندارد.55و رهايى زن و شوهر از بند ازدواج، تنها با فوت آنها خواهد بود. بنابراين طلاق اجازه داده نمىشود; مگر به شرط آن كه هيچ يك ازدواج دوباره نداشته باشند.در انجيل متى

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع ایران باستان، شخصیت حقوقی، یونان باستان، فرمانبرداری Next Entries منابع پایان نامه با موضوع حقوق مالی، قرآن کریم، شخصیت حقوقی، دولت اسلامی