منابع پایان نامه با موضوع عزت نفس، نیازهای اجتماعی، فیزیولوژی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

دیگر نیاز عبارت بود از یک خواست که باعث رها شدن انرژی می گردید و نیرویی ایجاد می کرد که برای نیل به هدف خاصی، رفتار ویژه ای را موجب می شود (بابایی، 1386 ).
نیاز یک مفهوم عمومی است که در زمینه های مختلف کاربرد نسبتا وسیعی دارد و تعاریف متعددی از آن ارائه می شود. این تعاریف اگر چه یک نوع مفهوم یا احساس مشترکی را انتقال می دهند با این وجود از مناظر و ابعاد مختلف و بعضا متفاوتی بدان می نگرند. در یک تعریف عمومی، نیاز چیزی است که برای ارضا و تحقق یک هدف قابل دسترس، ضروری یا مفید است. از این منظر نیاز یک نقش واسطه ای پیدا می کند که رفع آن موجب تحقق هدف یا تسهیل در آن می شود ( عباس زادگان و ترک زاده، 1386 ).
نیاز از نظر لغوی به معنای کمبود، احتیاج و از نظر مفهومی به یک حالت میان آنچه هست و آنچه می بایست باشد اطلاق می گردد ( پروند، 1385 ). در زمینه آموزش و یادگیری، نیاز برحسب ویژگی ها، توانایی ها یا دانش و نگرش هایی تعریف می شود که لازم است یادگیرنده یا گروهی از یادگیرندگان، از آن برخوردار باشند ولی در حال حاضر فاقد آن هستند ( میرزابیگی، 1389 ).
به طور کلی مفاهیم ارائه شده از نیاز را می توان در یکی از طبقات زیر قرار داد:
نیاز به عنوان فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب: در این دیدگاه نیاز عبارت است از فاصله میان نتایج جاری و نتایج مورد نظر، بر اساس این نظریه نیاز در قلمرویی وجود دارد که در آن بین موقعیت واقعی با موقعیت مطلوب فاصله و شکاف موجود است این تعریف از نیاز امروزه طرفدار بیشتری دارد هر چند برخی منتقدین تشخیص موقعیت مطلوب را مشکل می دانند و آن را امری ارزشی می دانند که از فردی به فرد دیگر متفاوت است در نتیجه موقعیت مطلوب را امری نسبی می دانند ( کافمن16، 1991 ).
نیاز به عنوان یک خواست یا ترجیح: در دیدگاه دوم نیاز عبارت است از خواست یا ترجیح، این برداشت از نیاز عموما دارای کاربرد گسترده ای در حوزه نیاز سنجی است. آن چه هسته اصلی در این نظریه را تشکیل می دهد آن است که نظریات و عقاید افراد و گروه ها در خصوص نیازها کانون اصلی نیاز سنجی است نه فاصله یا شکاف بین وضع مطلوب و وضع حاضر ( سوارز17، 1996).
نیاز به عنوان یک عیب یا نقصان: سومین برداشت از نیازها، از نظر اسکریون18به عنوان یک نقصان، عیب و یا نوعی کمبود است. هنگامی که نوعی توانایی، مهارت و یا نگرش وجود نداشته باشد، و این غیبت منجر به ایجاد ضرر یا خسران در عملکرد فردی و یا سازمانی گردد، نشانگر وجود نیاز می باشد. بنابراین نیاز هنگامی مطرح می شود که در یک مورد خاص، سطح حداقل رضایت به دست نمی آید و یا نمی تواند بدست آید ( فتحی واجارگاه، 1388 ).
بنابراین می توان گفت آن چه که بین وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد، آن چه که ترجیحات، علائق و انتظارات افراد را شکل می دهد و سرانجام آن چه که بر عملکردهای مطلوب اثر منفی دارد، همگی نشانگر نیاز هستند.

2-2-1-1- اهمیت نیازها در زندگی انسان
همه روانشناسان به نیازها به منزله ی انگیزه های مهم رفتار توجه کرده اند. موجودیت زندگی و بقای انسان مشروط به وجود نیازهاست؛ زیرا زندگی حرکت و پویایی و یک جریان خودابقا کننده است. آن چه انسان را به تلاش و تکاپو وامی دارد و برای رفتار انرژی تولید می کند، همین نیازهاست.
نیازها همیشه به طبقه ای از اشیای هدف یا رویدادها مربوط می شود، بنابراین وقتی فرد به آب نیاز دارد، فقط نیازمند نیست، بلکه به چیزی نیازمند است. نیازها با مشخص کردن این که آیا به شی هدف نزدیک شد یا از آن دوری جست، نقش بسیار مهم در هدایت رفتار ما ایفا نموده و در نتیجه از خطرات و آسیب های احتمالی ما را مصون می دارد. « شدت رفتار » نیز با میزان قدرت نیاز مربوط به آن، تعیین می شود. این که انسان چه رفتاری را ابتدا باید انجام دهد و چه کاری را به بعد موکول کند، به ماهیت و نوع نیاز بستگی دارد. شدیدترین نیاز، فوری ترین توجه را دریافت خواهد کرد ( شجاعی، 1386 ).
وجود نیاز چنان در زندگی انسان مهم و حیاتی است که فقدان آن باعث رکود و مرگ تدریجی او خواهد شد. خداوند انسان را نیازمند آفریده تا همیشه به تلاش و تکاپو در پی جبران کاستی ها و ارضای نیازهای خود بوده و مسیر تکامل را بپیماید. بنابراین نیازها یگانه عامل انگیزش رفتار محسوب می شوند، اما برخی این تبیین را کافی ندانسته و معتقدند که: « خود نیاز به تنهایی نمی تواند عامل فعالیت انسان باشد؛ زیرا نیاز نوعی نداشتن و کمبود است. آن چه می تواند عامل فعالیت انسان بوده و نیروی انگیزشی داشته باشد احساس نیاز است. وقتی انسان چیزی را در خود احساس نیاز کرد و دانست که داشتن آن در بقای او نقش دارد یا نوعی ارزش محسوب می شود، در جهت نیل به آن تلاش می کند» ( مصباح یزدی، 1385 ).

2-2-1-2- نیازها از دیدگاه روان شنا سان
نیازهای یادگیرندگان را می توان از دو جنبه اساسی مورد بررسی قرار داد:
الف: نیازهای اساسی که خود شامل نیازهای جسمی ( فیزیولوژیک19) و نیازهای روانی20
ب: نیازهای مربوط به رشد شخصیت
الف – نیازهای اساسی:
این نیازها در طول زندگی انسان حائز اهمیت است. ولی غالبا در دوران کودکی و نوجوانی از نقش و اهمیت بیشتری برخوردار است.
یکی از صاحب نظران برجسته ای که نیازهای اساسی را مورد مطالعه قرار داد مازلو21 است. وی انواع نیازها را برحسب سلسله مراتب ارائه داده که به شرح زير انجام داده است: نیازهای وجودی؛ مانند نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای مربوط به ایمنی، نیازهای مربوط به عشق و محبت، نیازهای مربوط به عزت نفس، نیازهای مربوط به خود شکو فایی. ارضاي مناسب نيازهاي اساسي مي تواند در سلامت رواني، رشد شخصيت، موفقيت در زندگي، از جمله در پيشرفت تحصيلي كودكان و نوجوانان تأثيري به سزا داشته باشد. همان گونه كه بي توجهي و عدم ارضاي مناسب نيازهاي اساسي مي تواند اختلالات جسمي و رواني متعددي را موجب شود و فرد را از موفقيت لازم باز دارد. نيازهاي مادي از قبيل، نياز به آب، غذا و پوشاك مناسب و ديگر شرايط فيزيكي مساعد مواردي از نيازهاي بدني محسوب مي شوند. نيازهايي از قبيل؛ امنيت، محبت، احساس ارزشمندي ( عزت نفس )، تعلق به گروه، پيشرفت و موفقيت همچنين مجموعه اي از نيازهاي فطري و معنوي مواردي از نيازهاي رواني به شمارمي روند ( ميرزابيگي، 1387 ).
نیازهای شناختی
این گروه از نیازها نیز ریشه در ذات انسان دارند و رفتار انسان را به سوی کارها و فعالیت هایی می کشانند. کنجکاوی، نیاز به دانستن، نیاز به فهمیدن و یافتن معنی زندگی، در سلسه مراتب نیازهای شناختی انسان قرار دارند.
فرانیازها ( ارزش های وجودی )
پس از برآورده شدن نیازهای وجودی و رسیدن افراد به مرحله خودشکوفایی، گروه دیگری از نیازها ( تنها برای این افراد ) ظهور می کند که به خودی خود هدف اند؛ نه وسیله ای برای رسیدن به هدفی دیگر. که ارضا نشدن آن ها زیان آور است مانند ناتوانی در ارضا هر نیاز سطح پایین تر که زیان آور است. از جمله نیاز به حقیقت، نیکی، کمال، عدالت، زیبایی، خوبی ( ابوترابی، 1386 ).
اگر در تنظيم محتواي كتاب ها به سلسله مراتب اين نيازها توجه نشود، نه تنها نمي توان انتظار پيشرفت سالم شاگرد را داشت، بلكه بايد منتظر بروز مشكلات جسمي، عاطفي و علمي نيز بود ( شعباني، 1387 ).
نظریه آلدرفر22 به طور وسیع شبیه نیازهای پیشنهادی مازلو است او نیازها را در سه دسته تقسیم بندی کرده است:
1- نیازهای زیستی: قابل مقایسه با نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی مازلو هستند. نیازهای هستند که موجود زنده برای ادامه زندگی و تداوم هستی خود، در ارضای آن می کوشد. عوامل محیطی از قبیل غذا، آب، حقوق و دستمزد شرایط کار این نیازها را برآورده می سازد.
2- نیازهای وابستگی: قابل مقایسه با نیازهای اجتماعی، احترام و عزت نفس مازلوست. این مجموعه به روابط فرد با محیط اجتماعی مربوط می شود و نیازهای اجتماعی و ایجاد روابط معنادار با اعضای خانواده، همکاران، فرادستان و دوستان شامل می گردد.
3- نیازهای رشد: قابل مقایسه با نیازهای خودشکوفایی مازلوست. نیازها مربوط به آرزوی درونی فرد برای رشد، توسعه و تکمیل پتانسیل فردی می شود، نشان دهنده ی تمایل فرد به استمرار رشد و توسعه شخصی است ( خدیوی، 1386 ).
تایلر23 در این رابطه می گوید که کلیه ی کودکان یک سلسله نیازهای مشابهی دارند که مدرسه، مانند هر موسسه اجتماعی دیگر، مسئوولیت دارد کودکان را یاری کند تا بتوانند نه تنها راه و روش های مناسبی انتخاب کنند که باعث ارضای نیازها گردد، بلکه الگوهای رفتاریی در آن به وجود آورد که از نظر شخصی و اجتماعی حائز اهمیت بسیاری است ( تقی پور ظهیر، 1387 ).
ب: نیازهای مربوط به رشد شخصیت :
دسته ای دیگر از نیازهای یادگیرندگان را می توان مربوط به رشد شخصیت دانست. بنابر نظر عده ای از متخصصان، ابعاد شخصیت انسان عبارتند از : جسمی، عاطفی یا هیجانی، عقلانی یا شناختی، اجتماعی، اخلاقی و معنوی. رشد در هر یک از مراحل سنی با نیازهای همراه است که به ابعاد مختلف شخصیت مربوطی گردد. این نکته در مباحث تربیتی و برنامه ریزی درسی تحت عنوان تکالیف رشد24 در مراحل سنی مختلف مورد اشاره قرار می گیرد. یک تکلیف رشد، تکلیفی است که در دوره ای مشخص از زندگی فرد یا تقریبا در آن دوره مطرح می شود. موفقیت در انجام آن منجر به خشنودی فرد و موفقیت وی در انجام وظایف بعدی خواهد شد. چنان که شکست در این زمینه به ناخشنودی در فرد و عدم مقبولیت از جانب جامعه می انجامد و برای او دستیابی به نیازهای دیگر را با مشکل مواجه می سازد. به عنوان مثال، مواردی از نیازهای مربوط به رشد در نوجوانی عبارتند از: نیاز به شناخت خوب و بد، رشد وجدان، اخلاقیات و معیارهای ارزشی ایجاد نگرش مطلوب نسبت به گروه ها و نهادهای اجتماعی ( هاویگهورست25، 1993 ).
در یک تقسیم بندی دیگر نیازها از دیدگاه گلاسر26عبارتند از:
1- نیاز به « بقاء » که شامل نیاز جسمانی انسان، زنده ماندن و تولید مثل، نیاز به امنیت و موفقیت تحصیلی، آمادگی برای حوادث غیر مترقبه، محافظه کاری، توجه به سلامت فردی، برنامه ریزی برای آینده و سخت کوشی در انجام شغل می توان اشاره کرد ( فری و ویلهیت27، 2005 ).
2- نیاز به « تفریح » که به لذت بردن، شادی کردن، خندیدن، بازی کردن و داشتن اوقات فراغت اشاره دارد ( اروین28، 2003 ).
3- نیاز به « عشق » که شامل صمیمیت فردی، توجه به سلامتی دیگران، در صدد آشنایی با دیگران برآمدن، روابط نزدیک با دوستان، احساس راحتی در کنار خانواده و روابط مناسب و رضایت بخش با خود و دیگران می گردد ( هافستتلر29 و همکاران، 2004 ).
4- نیاز به « قدرت » که منزلت، احترام، باز شناخته شدن از دیگران، به حساب آمدن، برش داشتن، لذت از رقابت، ترس از آسیب پذیری، تلاش کردن و مطرح کردن به خاطر موفقیت را شامل می گردد ( همان منبع ).
5- نیاز به « آزادی » که به مهار راه روش زندگی، آزادی بیان، همکاری با فرد دلخواه، آزاد و رها بودن از ناراحتی های جسمی و روانی شامل ترس، تنیدگی، بی حرمتی و یکنواختی اشاره کرد ( فری و ویلهیت، 2005 ).

2-2-1-3- نیازها از منظر اندیشمندان دینی
1- از نگاه استاد مطهری: نیازها به دو گروه اولی و ثانوی تقسیم می شوند. نیازهای اولی شامل نیازهای جسمی، از قبیل: خوراک، پوشاک، مسکن، همسر؛ نیازهای روحی، از قبیل: علم، زیبایی، نیکی، پرستش، احترام و تربیت و نیازهای اجتماعی، از قبیل: معاشرت، مبادله، تعاون، عدالت، آزادی و مساوات. همچنین نیازهای ثانوی را نیازهایی می داند که از نیازهای اولی ناشی می شود، مانند نیاز به انواع ابزارها و وسایل زندگی که در عصری با عصر دیگر فرق می کند ( مطهری، 1387 ).
2- از نگاه شهید صدر: شهید سید محمد باقر صدر نیز به استناد به احکام ثابت و متغییر در اسلام، این ثبات و تغییر را متاثر از وجود نیازهای ثابت و متغییر در وجود انسان می داند در نگاه ایشان نیازهای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع روانشناسی، انطباق محتوای کتاب، دانش‌آموزان دختر، روان شناسی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع کتاب درسی، کتاب های درسی، مصباح یزدی، پیشرفت تحصیلی