منابع پایان نامه با موضوع عدل و انصاف

دانلود پایان نامه ارشد

خردكاري فطرت به نقش بندي كن به چربدستي ابداع و صنعت احيا
خردكاري: ريزه كاري، استادي و مهارت/ فطرت: آفرينش
نقش بندي: صورتگري
كن: اشاره به امر كن كه بدان وسيله هستي ايجاد شد.
چربدستي: مهارت
ابداع: ايجاد و آفرينش
احياء: زنده كردن
بين تمام كلمات بيت تناسب وجود دارد.
معني بيت: قسم به ريزه كاري استادانه آفرينش خداوندي و به آن اشارة خداوندي كه با آن هستي به وجود آمد و به آن مهارت او در آفرينش و ايجاد هستي و به آن حيات بخشي او.

34)به نيست هست كني كز كمال قدرت هست ز نيستيش فراغت ز هستي استغنا
نيست هست كن: كنايه از خداوند كه موجودات را از عدم به وجود آورد.
شاعر كلمه هاي هست و نيست را به صفت “تكربر” در بيت به كار برده است.
بين هست و نيست تضاد وجود دارد.
معني بيت: به آن خدايي كه موجودات را از عدم به وجود آورد سوگند، خداوندي كه به خاطر قدرت كامله‌اش از عدم آسوده است و از هستي و وجود بي نياز است.

35)هزار مهرة زرين نمود در شش روز به صنع بلعجب از هفت حقّة مينا
هزار مهرة زرين كنايه از ستارگان رخشان- كنايه از اختران تابناك (تعليقات ديوان مجير)
شش روز: اشاره است به اينكه خداوند عالم را در شش روز آفريده است. مأخوذ از آيه 54 سوره اعراف:
“خلق السموات ولارض في سته ايام…” (نيز همان)
حقّه: جعبه كوچك جواهرات
هفت حقّه مينا: كنايه از هفت آسمان نيلگون (همان)
بين هزار، شش و هفت مراعات النظير وجود دارد.
معني بيت: خداوندي كه به واسطة آفرينش و قدرت شگفت انگيز خود از هفت آسمان نيلگون هزاران ستارگان روشن و رخشنده را در عرض شش روز آفريد.

36)به ذهن حارس هفتم فلك كه پردة اوست درين حديقه كه هر شب ز نو شود برنا
حارس هفتم فلك: كنايه از ستارة زحل كه به فارسي آن را كيوان و نحس اكبر دانند و در شعر فارسي به نام هاي بريد فلك، پاسبان فلك، پاسبان طارم نهم، پير فلك خوانده شده است. كنايه از كيوان يا زحل (فرهنگنامه شعري)
حديقه: كنايه از آسمان نيلگون است چنانكه مجير خود در بيت ديگرش در همين معني گويد:
مردمان زير اين حديقة سبز يا سخن گشته يا در اين سخنند
(تعليقات ديوان مجير)
معني بيت: به قدرت انديشه و خيال كيوان سوگند كيواني كه در اين باغ پرشكوفه آسمان هر شب به خاطر او پرده‌اي تازه و نو پديد مي آيد.

37)به فر فتوي قاضي القضات صدر ششم كه بر سعادت او هفت كشورند گوا
فر: شأن و شوكت و شكوه
فتوي: رأي فقيه در حكم شرعي فرعي كه مقلدان او را حجت باشد (معين)
قاضي القضاه: رئيس قاضيان
قاضي القضاه صدر ششم: كنايه از مشتري كه علاوه بر قضاوت به سعد اكبر نيز معروف است.
صدر ششم: كنايه از فلك ششم
هفت كشور: هفت اقليم. براي توضيح بيشتر تعليقات ديوان مجير، ص 464.
سعدي گويد:
هفت كشور نمي كنند امروز بي مقالات سعدي انجمني
بين ششم و هفت مراعات النظير يا تناسب وجود دارد.
معني بيت: به شكوه و شوكت رأي قاضي فلك كه تمام عالم بر سعادت و سعد بودن آن گواه هستند سوگند مي خورم.

38)به دست و خنجر جلاد خطة پنجم كه با سياه دلي اشقريست سرخ لقا
جلاد خطة پنجم: كنايه از فلك مريخ كه به دست راست شمشير و به دست چپ تازيانه‌ي آهني دارد و در هند به يك دست شمشير و به دست ديگر سر مردي است كه به جنگجوي فلك شهره شده است. منجمين تصور كرده اند كه مريخ مردي است كه موهاي سر او را بگرفته و اين دليل بر خونريزي و جنگ است. (تعليقات ديوان مجير- نقل با تلخيص)
اشقر: سرخ موي، مرد سرخ و سفيد كه سرخي او غالب باشد.
معني بيت: به دست و خنجر ستاره بهرام اين خونريز فلك پنجم كه با وجود تيره دلي همچون مرد سرخ موي سرخ چهره است سوگند مي خورم.

39)به چار بالش سلطان يك سواره كه هست فضاي طارم چارم ز نورا و بنوا
چار بالش، تخت، مسند و شيوة نشستن حكام كه از چهار بالش استفاده مي‌كردند.
خاقاني مي‌گويد:
اي پنج نوبه كوفته در دار ملك لا لا در چهار بالش وحدت كشد تو را
سلطان يك سواره: كنايه از خورشيد.
طارم: تارم: خانه چوبين، ديوار مانندي كه از چوب و آهن سازند و در اطراف باغ گذارند تا مانع از دخول خون شود، نرده./ طارم چارم: كنايه از فلك چهارم.
به عقيدة قدما خورشيد در فلك چهارم است.
بنوا: صفت، قيد پيشوندي به معني دارا
بين يك، چار و چارم مراعات النظير يا تناسب و بين طارم و چهارم جناس مطرف وجود دارد.
معني بيت: به مسند خورشيد تك سواري كه پهنة فلك چهارم به واسطة نور و روشنايي او رخشان است سوگند مي‌خورم.

40)به لحن سينه گشايي كه در وثاق سوم طريق كاسه‌گري مي‌كند به زخمة ادا
سينه گشا: كنايه از ستاره ناهيد يا زهره است كه به مغني فلك معروف است./
لحن سينه گشا: آوازي كه سينه گشا است.
وثاق: اتاق.
وثاق سوم: كنايه از فلك سوم كه جايگاه زهره است.
كاسه‌گر: نام لحني از الحان موسيقي
زخمه: مضراب، چوبكي باشد كه سازنده‌ها بدان ساز نوازند، آلتي كه به تارهاي ساز زنند تا آواز برآيد(برهان)
بين لحن، كاسه گري و زخمه تناسب وجود دارد.
معني بيت: به آواز مغنّي دلگشايي كه در فلك سوم با مضراب آهنگ كاسه‌گر مي نوازد سوگند مي خورم.

41)به كلك خواجه بزرگ دوم سراي كه هست بلند مرتبه و خرده دان به فضل و ذكا
كلك: خامه، قلم.
خواجه بزرگ دوم سراي: كنايه از عطارد كه به دبير فلك معروف است. نيز (تعليقات ديوان مجير، ص 466).
ذكا: تيز هوشي و دانايي
معني بيت: به قلم و خامة عطارد اين دبير فلك سوگند كه به سبب داشتن دانش و تيزهوشي صاحب مقام بلند است و بس نكته دان مي باشد.

42)به سعي مشعله داري كه دست منتهاست ز نور شعلة او بر سر شب يلدا
مشعله دار: كسي چراغ بدست در پيش ديگران راه رود تا مسير آنها را روشن كند. / كنايه از ماه كه به عقيدة قدما در فلك اول جاي دارد (تعليقات ديوان مجير)./ يلدا: قصيده‌ي 1، بيت 23.
بين مشعله و شعله صفت اشتقاق و بين مسعله و شب تناسب وجود دارد.
معني بيت: به تلاش و كوشش ماه نور پاش كه به سبب نور و روشنايي‌اش بر سر شب تاريك يلدا منّت‌ها دارد سوگند.

43)بدان غرض كه بدو پاي بسته آمد كوه بدان سبب كه ازو سر گشاده شد دريا
بين پاي و سر، بسته و گشاده، كوه و دريا طباق وجود دارد.
معني بيت: به آن هدفي كه به خاطر آن كوه ساكن و آرام خلق شد قسم و به آن علتي كه به سبب آن دريا سرگشاده آفريده شد سوگند.

44)به مهد خاكي كه بد طفل اولش آدم به بزم چرخ كه شد مير مجلش جوزا
مير مجلس: رئيس محفل بزم، ساقي، كنايه از مرشد و ولي. (فرهنگنامه شعري).
جوزا: صورت فلكي جبار به شكل مردي كه زانو بر زمين نهاده و دست در حمايل كرده، تصوير شده است. نيز قصيدة 1، بيت 41 .
معني بيت: به گهواره‌ي خاكي زمين، كه اولين كودكش حضرت آدم بود سوگند و به محفل و بزم سرور آسماني كه مير مجلس آن جوزا بود قسم.

45)به كاف‌ها و به ياسين و آيه‌الكرسي به قاف و صاد و به الكهف و سوره‌الشعرا

46)به سين سبح و با حاء حامي حاميم به نون والقلم و طاء طاهر طاها
اشارات قرآني:
مرحوم دكتر آبادي در تعليقات ديوان مجير نظرهاي چندي را در باب حروف مقطعه‌ي قرآن مرحوم فرموده و در پايان، چنين آورده‌اند:
كاف‌ و ها: كهيعص: آية 1، از سورة مريم
يس: آية 1، از سورة مريم
آيه‌الكرسي: آية 255، از سورة بقره
ق: آية 1، از سورة ق
ص: آية 1، از سورة ص
الكهف: سورة 18
سوره الشعرا: سورة 26
سبح: آية 1، سوره‌هاي حديد 57، حشر 59، صف 61
حم: آية 1، از سورة فصلّت
حم عسق: آية 1، از سورة شورا 42
حم: آية 1، از سورة زخرف 43
حم: آية 1، از سورة دخان 44
ن والقلم و مايسطرون: آية 1و2، از سورة قلم 68
طه : آية 1، از سورة طه 20
و طه يكي از القاب پيغمبر اسلام است:
فاروق اعظم آنكه چو طاها و هو شنيد در هاي و هوي آمد و شد صيد طا و ها
(ديوان عطار، ص 704 ، به نقل از تعليقات ديوان مجير، صص. 469-467).
معني بيت: قسم به آيات و سوره‌هاي قرآني و كلمات رمزي و مقطع قرآن و سوره هاي ياسين و آيه‌الكرسي و قاف و صاد و كهف و به سورة الشعرا سوگند.

47)به مهر ختم رسالت كه نوشدارو ساخت نسيم دعوتش از بيخهاي مهرگيا
نوشدارو: پادزهر، معجوني كه در علاج زخمها به كار مي‌رفته است، داروي اثر بخش (فرهنگنامه شعري).
مهرگيا: مهرگياه، نيز مردم گيا: قصيدة 2، بيت 29
بين مهر و مهر جناس ناقص وجود دارد.
معني بيت: به مهر خاتم پيامبران كه رايحه و دعوت او از ريشه‌هاي مهرگياه، داروي حيات بخش براي همگان فراهم ساخت سوگند!

48)ز بهر خدمت درگاه شرع اوست كه هست شهاب و شب به صفت حربه‌اي به دست كيا
شهاب: قصيدة 7، بيت 19. شهاب ظاهراً اشاره است به آية 9 از سورة جن 72:
“و انّا كنّا نقعد مقاعد للسمع فمن يستمع الان يجد له شهاباً رصداً”
ترجمه: و اينكه ما (پيش از اين) در جاهايي از آن براي گوش فرا دادن مي‌نشستيم و اكنون هر كس گوش فرا دهد براي خود شهابي باز دارنده مي‌يابد (تعليقات ديوان مجير).
معني بيت: به خاطر خدمتگذاري به آستانه‌ي دين اوست كه تاريكي شب و سنگهاي آذرين، همچون سلاحي براي راندن اهريمنان در دست نگهبان عرش قرار داده شده است.
49)به صدق همدم هجرت به عدل شمع بهشت به خون خسته‌ي غوغا به شير صف و غا
همدم هجرت: مراد ابوبكر صديق يكي از ياران حضرت محمد(ص) است (فرهنگنامه شعري).
ابوبكر: عبدالله بن ابي قحافه ملقّب به عتيق و صديق و ذوالخلال و شيخ الخلفا و يار غار نبي… و صديقش به جهت آن گفتند كه او در قعدد بود چون نبوت شنيد در حال تصديق كرد. ابن عمر از پيامبر اكرم روايت مي‌كند كه در حق ابوبكر فرمود:” انت صاحبي علي الحوض و صاحبي في‌الغار” براي توضيح بيشتر تعليقات ديوان مجير، ص، 47.
شمع بهشت: كنايه از عمربن خطّاب كه بعد از وفات ابوبكر به خلافت رسيد و در سال 23 هجري در سن شصت و سه سالگي به دست ابولؤلؤ فارسي به قتل رسيد… حضرت رسول اكرم فرموده كه عمر شمع بهشت است. با مراجعه به مأخذ به حديث مزبور دست نيافتم ]مرحوم آباديج[ ولي در منطق‌الطير و ديوان عطار ابيات زير آمده كه به حديث ياد شده اشارت دارد:
چون نبي ميديد كو مي‌سوخت زا ر گفت شمع جنّت است اين نامدار
(منطق‌الطير، مشكور،ص30، به نقل از تعليقات ديوان مجير)
هرگز نديد اگر چه بسي ديده برگماشت شمعي ازو فروخته‌تر جنّه العلا
( ديوان عطار، ص 705، به نقل از همان)
عدل عمر (روايت است كه عمر در كارها جانب عدل و انصاف پيشه داشته است).
تورا صدق بوبكر و علم علي تو را فضل عثمان و عدل عمر
(مسعود سعد، ديوان، 201، به نقل از فرهنگنامه شعري )
خستة غوغا: كنايه از عثمان بن عفّان ملقّب به ذوالنورين… به دست گروهي از اهل سير و آثار به روز اضحي كشته گرديد، و در مدينه در مكاني كه آن را خشّ كوكب گويند مدفون شد، و ايام خلافت او يازده سال و يازده ماه و بيست و دو روز بود (تعليقات ديوان مجير، صص 472-471).
شير صف و غا: علي بن ابيطالب فرزند عبدالمطلّب كه ابوالحسن كنيه مي‌كرد. در روزي كه عثمان به قتل رسيد، مردم بدو بيعت كردند، مسعودي گويد:… و مدت خلافت او چهار سال و نه ماه و هشت روز بود و در شهر كوفه در اوايل آخرين دهة ماه رمضان سال 40 هجري به دست ابن ملجم به شهادت رسيد و مقدار عمرش مورد اختلاف است و قومي برآنند كه موقع شهادت شصت و هشت ساله بود (همان).
معني بيت: به صداقت ابوبكر كه يار غار رسول در شب هجرت بود و به دادگري و عدالت عمر كه پيامبر او را شمع بهشت لقب داد و به خون به ناحق ريخته‌ي عثمان كه به دست شورشيان مجروح شد و به علي كه همچون شيري در جنگ و ميدان جنگ با دشمنان مي‌جنگيد قسم.

50)به تشنه مرده كه به رشگ غنچة سيراب به زهر خورده كه بد نور ديدة زهرا
تشنه مرده: كنايه از حسين بن علي بن ابيطالب هاشمي قرشي مكني به ابوعبدالله اما سوم شيعة اثني عشريه و پنجمين تن از اصحاب كسا. وي در مدينه سال چهارم هجرت در سوم شعبان از فاطمه دختر پيغمبر (ص) متولد گرديد و دومين پسر وي بود… چون معاويه پسر خويش يزيد را به ولايت‌عهد منصوب كردي حسين(ع) اين امر را خلاف دستورات

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع ظلم و ستم، فرهنگ اصطلاحات، مخزن الاسرار Next Entries منابع پایان نامه با موضوع فرهنگ نامه