منابع پایان نامه با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، بهداشت روان، روان شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

سلامت روان به بلوغ یا حالت نرمال عاطفی، رفتاری و اجتماعی، و عدم حضور اختلال ذهنی یا رفتاری اطلاق می شود و همچنین به عنوان حالت سلامت روانشناختی در نظر گرفته می شود که در آن، فرد به یک تمامیت رضایت بخش محرک های غریزی مورد پذیرش برای خود و محیط اجتماعی خود می رسد(آیکین،2010).
بر اساس سازمان بهداشت جهانی (36WHO)، سلامت روانی یک حالت سلامت است که در آن، فرد توانایی های خود را می شناسد، می تواند با اضطراب های زندگی روزمره مواجه شود، می تواند به صورت کارآمد و پربازده کار کند و می تواند برای جامعه خود مفید فایده واقع شود. این سازمان بیان می کند که سلامت روان فقط عدم حضور اختلال روان نمی باشد سازمان بهداشت جهانی توضیح می دهد که مخصوصا در کشورهای با درآمد کم و متوسط، سرمایه گذاری کمی هم از بعد منابع انسانی و هم منابع مالی بر روی خدمات سلامت روان انجام می شود. بیشتر منابع بر روی درمان و مراقبت از بیماران روانی متمرکز شده اند نه بر روی سیستم یکپارچه سلامت روان. کشورها باید سلامت روان را با مراقبت بهداشتی اولیه یکپارچه کنند، مراقبت سلامت روان را در بیمارستان های عمومی فراه آورند و خدمات سلامت روان در جامعه را به جای صرفا مهیا کردن مراقبت و بیمارستان های روانپزشکی بزرگ فراهم نمایند(ریچموند37،2011).
تاریخچه سلامت روان
در اوایل قرن نوزدهم، ویلیام سویتزر38 اولین کسی بود که به طور واضح مفهوم «بهداشت روان»39 را مطرح کرد که می توان آن را به عنوان منادی روش های معاصر برای کار بر روی سلامت روان مثبت دانست. ایساک ری40 که یکی از سیزده بنیانگذار انجمن روان پزشکی آمریکاست، بهداشت روان را به عنوان هنری برای محافظت از ذهن در برابر حوادث و اثراتی دانست که انرژی، کیفیت یا توسعه آن را مورد ممانعت قرار می دهند یا متوقف می کنند(لورا و اورسا41، 2012).
یک شخصیت تأثیرگذار در حوزه بهداشت روان بدون شک دوروتا دیکس42 است که یک معلم مدرسه بود و کل زندگیش را صرف کمک به افراد مبتلا به بیماری های روانی و یافتن روش های بهبودی از این بیماری ها کرد. این دوره تحت عنوان جنبش بهداشت روان لقب گرفت. قبل از این جنبش، افراد مبتلا به بیماری های روانی به میزان زیادی مورد بی اعتنایی دیگران قرار می گرفتند و تنها می ماندند. تلاش های دیکس آنقدر زیاد بود که تعداد متقاضیان مراجعه به مراکز مراقبت روانی زیاد شده بود که با کمبود امکانات مواجه شدند در ابتدای قرن بیستم، کلیفورد بیرس43 کمیته ملّی بهداشت روان44 را بنیان نهاد و اولین کلینیک سلامت روان سرپایی را در آمریکا باز کرد جنبش بهداشت روان که همچنین تحت عنوان جنبش بهداشت اجتماعی نیز شناخته می شود گاهی اوقات مربوط به افرادی دانسته می شد که اصلاح نژاد و سترون سازی افراد با کمبودهای ذهنی را حمایت می کردند تا به کار پربازده و زندگی خانوادگی پرمحتوا کمک کنند(لورا و اورسا،2012).
اهمیت سلامت روان
شواهد و مدارک حاصل از سازمان بهداشت جهانی پیشنهاد می کنند که تقریبا نیمی از جمعیت جهان تحت تأثیر بیماری های روانی با تأثیر بر روی عزت نفس، روابط و توانایی عملکرد مناسب در طول زندگی خود هستند. سلامت روانی یک فرد همچنین می تواند بر روی سلامت فیزیکی او نیز تأثیر بگذارد و سلامت روانی ضعیف منجر به بروز سوء مصرف مواد می شود (لورا و اورسا، 2012).
اهمیت حفظ سلامت روان خوب برای داشتن یک زندگی طولانی وسالم بسیار حیاتی می باشد. سلامت روانی خوب می تواند زندگی فرد را ارتقا دهد، در حالی که سلامت روانی بد می تواند از داشتن زندگی نرمال برای فرد ممانعت نماید. بر اساس ریچاردز، کمپانیا و میوسبرک45: «شواهد فزاینده ای هستند که نشان می دهند که توانایی های عاطفی در ارتباط با رفتارهای اجتماعی مطلوب46 مثل مدیریت استرس و سلامت فیزیکی هستند». آنها این گونه از تحقیق خود نتیجه گیری کردند که افرادی که فاقد جلوه هیجانی47 هستند رفتارهای نامناسبی را بروز می دهند. این رفتارها یک بازتاب مستقیمی از سلامت روانی آنها می باشد. عمل های خودتخریب گر48 ممکن است برای متوقف کردن احساسات رخ دهند. برخی از این عمل ها شامل سوء مصرف الکل و مواد مخدر، جنگ های فیزیکی و بزهکاری می باشد(لورا و اورسا، 2012).

جنبه های مختلف سلامت روان
• بهزیستی روانی
سلامت روان را می توان به عنوان یک سلسله ناپایدار در نظر گرفت که در آن، سلامت روانی یک فرد ممکن است نمرات مختلفی داشته باشد. سلامت روان معمولا به عنوان یک مؤلفه مثبت دیه می شود طوری که فرد می تواند با سطوح بالایی از سلامت روانی برسد حتّی اگر فرد هیچ گونه وضعیت روانی تشخیص داده شده ای نداشته باشد. این جنبه از سلامت روان بر روی بهزیستی عاطفی، ظرفیت داشتن یک زندگی خلاقانه و انعطاف پذیری برای مواجهه با چالش های اجتناب ناپذیر زندگی تأکید می کند. بسیاری از سیستم های درمانی و کتاب های خودکمکی، روش هایی را ارائه می دهند که از استراتژی ها و تکنیک های مؤثّر برای بهبود بیشتر سلامت روان حمایت می کنند. روان شناسی مثبت به طور فزاینده ای در سلامت روان دیده می شود (هافمن49، 2003).
یک مدل کل گرا از سلامت روان معمولا دربرگیرنده مفاهیم مبتنی بر جنبه های انسان شناختی، آموزشی، روان شناختی، مذهبی و جامعه شناختی و همچنین جنبه های تئوریکی از سلامت شخصیت، اجتماعی، بالینی، سلامتی و روان شناسی نمو می باشد یک مثال از یک مدل سلامت شامل مدل ارائه شده توسط میرس، سوینی و ویتمر50 می باشد. این مدل دربرگیرنده پنج وظیفه مربوط به زندگی است که شامل موارد زیر می باشد:
• جوهره یا معنویت51
• کار و تفریح
• دوستی
• عشق
• خودفرمانی52
همچنین دارای دوازده زیروظیفه می باشد که به شرح زیر می باشند:
• حس ارزش
• حس کنترل
• اعتقادات واقع گرایانه
• هوشیاری عاطفی و مواجهه
• حل مشکل و خلاقیت
• حس شوخ طبعی
• تغذیه
• ورزش
• مراقبت از خویشتن
• مدیریت استرس
• هویت جنسی
• هویت فرهنگی
این وظایف به عنوان مشخصات عملکرد سالم و به عنوان بخش مهمی از سلامت و بهزیستی تلقی می شوند. این اجزا وسیله ای را برای واکنش دهی به روندهای زندگی به یک شیوه ای فراهم می آورند که عملکرد سالم را ارتقا می دهد (لورا و اورسا، 2012) .
• فقدان یک اختلال روانی
سلامت روان را همچنین می توان به عنوان عدم حضور یک وضعیت و اختلال عمده سلامت روان بیان کرد. با این حال، مدارک و شواهد اخیر از روان شناسی مثبت پیشنهاد می کنند که سلامت روان چیزی بیشتر از صرفا عدم حضور یک اختلال یا بیماری روانی است. کاملا به طور ساده، سلامت روان به سلامت ذهن فرد برمی گردد. بنابراین، اثر فرهنگ، جامعه، وضعیت جسمی و آموزش همگی می توانند بر روی سلامت روان فرد تأثیر بگذارند (ریچموند، 2011).
• ملاحظات فرهنگی و مذهبی
سلامت روان یک مفهوم با پایه و اساس اجتماعی می باشد؛ این بدین معناست که جوامع، گروه ها، فرهنگ ها، مؤسسات و حرفه های مختلف روش های بسایر متفاوتی برای متصور شدن ذات و عوامل آن دارند که تعیین می کند که چه چیزی از لحاظ روانی سالم است و تصمیم می گیرد که چه روش های درمانی مفید هستند. بنابراین، متخصصین مختلف ممکن است سوابق فرهنگی، طبقاتی، سیاسی و مذهبی متفاوتی داشته باشند که بر روی روش مورد استفاده طی درمان تأثیر می گذارد (ریچموند، 2011).

مولفه های مثبت در سلامت روانی
از دیرباز سلامت روانی به عنوان یک هیجان یا عاطفه مثبت مثل احساس شادی و نشاط و همراه با صفات شخصیتی مثبتی چون منابع و توانمندیهای روانشناختی عزت نفس، قدرت تسلط و چیرگی بر محیط و شرایط ، تاب آوری ( توانایی شکیبایی و سالم بیرون آمدن از سختی ها و شداید) تلقی شده است. روانشناسان شش مقوله را به عنوان جنبه های مثبت سلامت روانی برشمرده اند: نگرش نسبت به خود(شناخت خویشتن)، تلاش برای خودشکوفایی، خودجوشی و استقلال ، درک صحیح واقعیت، یکپارچگی کارکردهای روانشناختی و تسلط بر محیط (جاهودا،1958).

سلامت روان از ديدگاه روان شناسان
فرويد 53
فرويد سلامت رواني را از يک طرف نتيجه تعادل بين سه عنصر نهاد ، من و من برتر و از طرفي ديگر نتيجه تعادل بين سطوح خودآگاه و ناخودآگاه مي داند ( حسيني ، 1360) به نظر فرويد ويژگي خاصي که براي سلامت روان شناختي ضروري است ، خودآگاهي مي باشد . يعني هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب مشکل شود ، بايستي خودآگاه شود. شخص سالم از مکانيزم‫هاي دفاعي نوع دوستي ، شوخ طبعي ، پارسايي و ریاضت و والايش يا تصعيد استفاده مي کند (آقاجاني،1381). ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
فرويد معتقد است انسان متعارف و سالم کسي است که مراحل رشد رواني- جنسي را با موفقيت پشت سر گذاشته باشد. و در هيچ يک از مراحل بيش از حد تثبيت نشده باشد. وي همچنين معتقد است که رشد طبيعي و سالم به گونه اي است که ابتدا نهاد ، بعد من برتر و آنگاه من نقش تعيين کننده رفتار را ايفا مي کنند. تکانه هاي نهاد ، بايستي با نظارت خردمندانه من و مواظبت و حراست من برتر به صورت قابل قبول فرهنگي و تحت شرايط مورد قبول جامعه ارضا شود. همچنين به عقيده وي شخص سالم کسي است که نيازهاي تثبيت شده نداشته باشد نيازهاي دروني يا نهفته‫اش در جهت معيارهاي دروني شده من برتر باشد و براساس نيازهايش عمل نکند و نيازهايش با يکديگر در تعارض و کشمکش نباشد. بعلاوه انسان برخوردار از سلامت روان شناختي ، موجودي منحصر به فرد است که بايستي به صورت يگانه مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد و داراي خصوصيات زير باشد: ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
– بين من برتر و من آرماني فرد فاصله زيادي وجود ندارد.
– من داراي قدرتمندي و کارآمدي بسيار است.
– از ساختار رواني خودش آگاهي لازم را دارد.
– هدف نهايي او رشد خلاقيت و تحقق خويشتن است.
فرويد هسته مرکزي بيماري رواني را ” اضطراب ” مي داند و افراد نامتعارف را به دو گروه روان نژند54 و روان پريش55 تقسيم نموده است( کورسيني ، 1973).

آلفرد آدلر 56
اکثر روان شناسان معتقدند که آدلر ، اولين روانکاوي است که بر ماهيت اجتماعي انسان تأکيد نموده است و رفتار انسان را تا حدودي زائيده نگرشها و تفکراتش مي داند و به اصالت وجود معتقد است و نسبت به انسان ديدگاهي کل نگر دارد ، به طوري که مازلو از اين حيث ، تحت تأثير او قرار گرفته است. به عقيده آدلر زندگي ” بودن ” نمي باشد بلکه ” شدن ” است ، يعني وي به انتخاب مسئوليت و معني داري مفاهيم و اهداف در شيوه زندگي ، اعتقاد داشته است و شيوه زندگي افراد را متفاوت مي دانسته و محرک اصلي رفتار بشر را هدف ها و انتظاراتش از آينده ميداند. آدلر انسان را مرکز خلاقيت زندگي و جهان و بوجود آورنده خويش مي داند. به نظر او ، اگر انسان نتواند به طريق مناسب و صحيح نيازهايش را ارضا کند و به هدف احساس تعلق و ارتباط با همنوعان خود دست يابد به حالت هاي غير عادي توسل خواهد جست (کورسيني 1973).
به اعتقاد آدلر اصول زندگي رواني غير قابل تغيير و در سر تا سر زندگي ثابت است ، و زندگي رواني مجموعه اي از فعاليتهاي تهاجمي و امنيت جويانه است که هدف نهايي اش تداوم و بقاي ارگانيزم است. آدلر انسان را ذاتاً موجودي اجتماعي ، خلاق و هدف دار مي داند که احساسي از حقارت زير بناي رشد رواني اوست و همواره او را در جهت تفوق و برتري سوق مي دهد.
به نظر آدلر افراد غير عادي مريض نيستند ، بلکه انسان هاي مأيوسي هستند که نياز به اميد و شهامت دارند. از ديدگاه آدلر ، فرد داراي سلامت روان ، داراي ويژگيهاي زير مي باشند:
توان و شهامت يا جرأت عمل کردن را براي نيل به اهدافش دارد. چنين فردي جذاب ، با نشاط و شاداب است ، روابط اجتماعي سازنده و مثبتي با ديگران دارد. از مفاهيم و اهداف زندگي خودش آگاهي دارد ، عملکرد او مبتني بر نيرنگ و بهانه نمي باشد ، مطمئن و خوشبين است ، ضمن پذيرش اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آنها مي نمايد. روابط خانوادگي صميمي ، پايدار و مطلوبي دارد ، در زندگي هدفمند و غايت مدار است ، و اعمال او مبتني بر تعقيب اين اهداف

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سلامت روان، بهداشت روان، نگرش مذهبی، جهان بینی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع سلامت روان، انسان سالم، وسواس فکری، سلامت روانی