منابع پایان نامه با موضوع سبک تفکر، سبکهای تفکر، توانایی ها، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

می‌شود تمام افراد به خود شکوفایی رسيده و توانایی‌های بالقوه خود را فعليت بخشند. سابقه تاثیرگذاری نظریه سبکها بر یادگیری به اوایل دهه 90 برمیگردد. در سال 1991 تئوری سبکهای شناختی و پس از چندی تئوری سبکهای تفکر استرنبرگ، در حیطه آموزش و پرورش مطرح شد (هوراک و همکاران10، 2002).
بر اساس نظریه خودحکومتی استرنبرگ، انسان دارای ترجیحاتی در برخورد با امور پیرامونی و تفکر درباره آنهاست که به آن سبک تفکر گفته میشود. البته سبکهای تفکر به خودی خود نه خوب هستند نه بد، بلکه به شیوه فردی که انسان با آن راحتتر است گفته میشود (استرنبرگ11، 1997). الگوی سبکهای تفکر استرنبرگ (فرخی، 1383) شامل سه کارکرد، چهار صورت یا شکل، دو سطح، دو گستره یا محدوده و دو گرایش است. سه کارکرد مهم حکومتداری عبارتند از: قانونگذارانه (آفریننده)، اجرایی (تحقق بخش)، قضایی (ارزشیابانه)؛ چهار شکل حکومت عبارتند از: پادشاهی (تک سالاری)، سلسله مراتبی (پایور سالاری)، الیگارشی (جرگه سالاری)، و بی قانونی؛ دو سطح حکومت عبارتند از کلی (فراگیر) و محلی (جزیی)؛ دو گستره عبارتند از: داخلی و خارجی و دو گرایش عبارتند از: محافظهکارانه و ترقیخواهانه (آزادمنشانه).
2-2-5- کارکردهای سبکهای تفکر
حکومتها سه کارکرد اساسی دارند، قانونگذارانه (مققنه)، اجرایی (مجریه) و قضایی (قضاییه). لوایح قوانین را قوه مقننه یا قانونگذارانه وضع میکند، قوه اجرایی آنها را اعمال و اجرا میکند و قوه قضایی بر چگونگی اجرای صحیح قوانین نظارت دارد و بررسی میکند که آیا در اجرای قوانین تخلفاتی صورت گرفته است یا نه. بنا بر نظریه خود حکومتی افراد نیز مانند حکومتها نیاز دارند که این کارکردها را در تفکر و در عمل اعمال کنند. هر فردی ممکن است در یکی از این کارکردها مسلط و غالب باشد؛ بنابراین ملاک و معیار اینکه فرد چه نوع سبک تفکری دارد بستگی دارد که وی کدام یک از این روشها را ترجیح میدهد (استرنبرگ، 1997).
سبک تفکر قانونگذارانه
افراد دارای سبک قانونگذارانه تکالیف، پروژه ها و وظایفی را که بر اساس برنامهریزی خود خلق میکنند ترجیح میدهند (7). افراد دارای سبک قانونگذارانه دوست دارند کارها را به میل خود انجام دهد. آنها همچنین به خلق و تدوین و طراحی امور علاقهمند هستند. به سخن دیگر این افراد قوانین خودشان را وضع میکنند (سیف، 1387). برخی از فعالیتهایی که افراد قانونگذار ترجیح میدهند انجام دهند عبارتند از: نوشتن مقالههای خلاقانه، طراحی پروژههای ابتکاری، ایجاد نظام آموزشی یا شغلی و ابداع چیزهای جدید. افراد قانونگذار مشاغلی را ترجیح میدهند که در آنها بتواند تمایلات و گرایشهای قانونگذارانه خود را تمرین و ارضا کنند. نویسنده خلاق، دانشمند، مجسمهساز، سرمایهگذار بانک، سیاستمدار، معمار، طراح مد، شاعر و ریاضیدان نمونههایی از این مشاغل هستند (استرنبرگ، 1380).
سبک تفکر اجرایی
افراد با سبک تفکر اجرایی به مشاغلی گرایش دارند که همراه با راهنما و دستورالعمل باشد و در انجام دادن کارها هیچ خلاقیتی ازخود نشان نمیدهند. آنها دوست دارند از قوانین پیروی و در اجرای کارها از روشهای موجود استفاده کنند. آنها مسائل از پیش سازمان یافته را ترجیح میدهند و دوست دارند شکافهای بین ساختارهای موجود را تکمیل کنند نه اینکه خودشان ساختارهای نو ایجاد کنند. افراد اجرایی دوست دارند در خصوص اینکه چه کاری انجام دهند، راهنمایی دریافت کنند. این افراد غالبا میتوانند انواع تشریفات اداری را تحمل کنند. افراد اجرایی برای کار در سازمانهایی که از کارمندانشان انتظار دارند از روشهای خاصی پیروی کنند و به یک مجموعه از دستورها متکی باشند، بسیار مفید و ارزشمند هستند. به طور کلی سبک اجرایی هم در محیطهای آموزشی و هم در محیطهای شغلی باارزش محسوب میشود؛ زیرا سبک اجرایی با استفاده از قوانین خود، خود را سریع با نظام ارزیابی مشاغل وفق میدهند. افراد با سبک اجرایی دوست دارند این کارها را انجام دهند: افسرپلیس، راننده، آتش نشان، معلم، حل کردن مسائل ریاضی با استفاده از الگوهای موجود، گفتگو درباره نظریات دیگران و …(استرنبرگ، 1997)
سبک تفکر قضایی
افراد این سبک دوست دارند نقش را ارزشیابی و درباره چیزها داوری کنند. این افراد توجهشان را بر ارزیابی از فرآوردههای فعالیتهای دیگران متمرکز میکنند و تمایل دارند قوانین، ساختارها و روشهای موجود را ارزیابی کنند. آنها تکالیفی را ترجیح میدهند که مربوط به تحلیل و ارزیابی از چیزها و عقاید باشد (استرنبرگ، 1994). برخی از فعالیتهای مورد علاقه این گروه عبارت است از: نوشتن مطالب انتقادی، اظهار عقیده کردن، قضاوت کردن درباره افراد و کار آنها و ارزشیابی برنامهها.
استرنبرگ (1997) اشاره میکند که هر سازمانی هم به افراد قضایی، هم به افراد قانونگذار و هم به افراد اجرایی نیاز دارد. برخی افراد یا گروهها باید قوانین و هنجارها را تدوین کنند. برخی باید آنها را اجرا کنند و برخی دیگر باید بر کارها نظارت داشته باشند. علاوه بر این باید به این نکته توجه داشت که هیچ سبکی بهتر از سبک دیگر نیست، زیرا هیچ سازمانی نمیتواند بدون وجود همه سبکها مدت زمان طولانی دوام بیاورد. یک سازمان بدون وجود افراد قانونگذار از سازمانهای دیگر تقلید خواهد کرد و بنابراین ممکن است از آنها عقب بماند. یک سازمان فاقد افراد اجرایی ممکن است طرحها و برنامههای بسیار زیادی داشته باشد که هرگز به اجرا درنیایند و یک سازمان بدون افراد قضایی در ارزیابی اینکه کدام یک از خطمشیها و برنامههایش مناسب است ناموفق خواهد بود. براساس نظر استرنبرگ (1997) در جوامع مختلف سبکهای تفکر ارتباط متفاوتی با پیشرفت تحصیلی دارند. برای مثال در جوامع غربی سبکهای آزادمنشانه و قانونگذارانه پیشبینی کننده مهمتری برای سبکهای تفکر هستند. در حالیکه در جوامع شرقی اکثرا سبکهای محافظهکارانه و اجرایی ارتباط بیشتری با پیشرفت تحصیلی دارند (آلبایلی12، 2007: 323-339. برناردو13، 2002: 149–163 و استرنبرگ، 2005) همینطور براساس دیدگاههای استرنبرگ و زانگ (2002) نوع دروس هم با نوع سبک تفکر در فرد دارای رابطه است.
جدول 1: خلاصه سبک های تفکر استرنبرگ
کارکردها
سبکهای تفکر
ویژگیها

1. قانونگذارانه
به ایجاد، اختراع و طراحی تمایل دارند و کارها را با روش خود انجام میدهند.

2. اجرایی
از دستورات دیگران پیروی میکنند.

3. قضایی یا ارزشیابانه
درباره کارها و افراد قضاوت و ارزیابی میکنند
شکلها
4. شاهانه
میخواهند در هر زمان به یک کار بپردازند و تقریبا همه انرژی خود را به آن اختصاص میدهند

5. سلسلهمراتبی
ترجیح میدهند در یک زمان کارهای زیادی انجام بدهند و برای انجام دادن کارها و تخصیص انرژی و منابع به آنها، اولویتبندی داشته باشند.

6. جرگه سالاری یا گروه سالاری
تمایل دارند در یک زمان کارهاي زیادي انجام بدهند، اما در اولویتبندي آنها دچار مشکل میشوند.

7. بیقانونی
روشهاي تصادفی را براي حل مسائل به کار میگیرند؛ و از نظامها، قواعد، دستورالعملها و به طور کلی هر محدودیتی بیزارند.
سطحها
8. کلی
تمایل دارند با کلیات و نیز صور کلی و انتزاعی درگیر باشند.

9. جزیی
تمایل دارند با جزییات و نمونههای عینی و خاص درگیر باشند.
قلمروها
10. درونی
تمایل دارند به تنهایی کارکنند. بر دنیای خویش متمرکز و متکی به خود هستند

11. بیرونی
بادیگران کار میکنند، بر جهان بیرون متمرکز و به دیگران وابستهاند.
گرایشها
12. آزاداندیشی
تمایل دارند کارها را با روشهاي جدید انجام دهند؛ بنابراین با آداب و رسوم مخالفند و با آنها مبارزه میکنند.

13. محافظهکارانه
کارها را با روشهاي ازپیش تجربهشده و صحیح انجام میدهند و از آداب و رسوم پیروي میکنند.

2-2-6 ضرورت شناخت سبک های تفکر توسط کارکنان
سبک های تفکر ازاهمیتی ویژه برخورددار هستند ولی متاسفانه به دلیل ناشناخته ماندن و نا آگاهی از مفهوم سبک های تفکر، این سبک ها بسیار کم تر از آنچه استحقاقش بوده مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر به عملکرد افراد اهمیت داده شده است (استرنبرگ، 1997). با توجه به اینکه سبک های تفکر یا شیوه های ترجیحی فکر کردن در افراد متفاوت است، طبیعتا عملکردها و توانایی های هر فرد نیز با توجه به سبک ترجیحی خود متفاوت خواهد بود بنابراین شناختن مفهوم سبک های تفکر به افراد در درک ارتباط بین آن سبک ها با توانایی ها از اهمیتی ویژه برخوردار خواهد بود. برای مثال فردی با سبک تفکر قانونگذار می تواند در نواندیشی، ابداع و اختراع از خودکارآمدی بالایی برخوردار باشد و یا کارمندی وظیفه شناس با سبک تفکر غالب غالب اجرایی مسلما در پیروی از دستوذرات بهینه مرجع خود می تواند فردی خودکارآمد برای سازمان باشد. همچنین افرادی با سبک تفکر غالب قضاوتگری اگر در شرایط محیطی و فرهنگی مناسب قرار گیرند، مسلما در زمینه ارزیابی و قضاوت می توانند افرادی خودکارآمد و موفق باشند. دیگر سبک های تفکر نیز در افراداز جایگاه بالایی برخوردارتد. یکی دیگر از ابعاد مسئله این است که امروزه در دیدگاه های تعلیم و تفکر یکی از کارکردهای اساسی تعلیم و تربیت است. شکست ها و موفقیت هایی که به توانایی ها نسبت داده شده، اغلب ناشی از سبک هاست. یک معلن باید بداند عملکرد ضعیف دانش آموز همیشه به علت عدم توانایی های نیست بلکه به خاطر عدم تناسب بین سبک های تفکر و انتظاراتی است که معلم از او دارد (استنبرگ، 1997)
نظريه ها و مدلهاي بسياري براي توصيف سبكها طراحي و ارائه شدهاند. تمامي اين نظريهها و مدلها بر اين موضوع توافق دارند كه تفاوتهاي قابل توجهي در روش يادگيري و پردازش اطلاعات افراد وجود دارد. اين موضوع نشان ميدهد كه افراد به جهان به جهان به طور يكساني نمينگرند و ممكن است هر فردي نسبت به ديگري و تعامل با جهان بيروني علايق و تمايلات متفاوتي داشته باشند در بسياري از محيطها و موقعيتهاي آموزشي و شغلي بر تواناييهاي فردي تأكيد ميشود و به طور مطمئن تواناييها براي موفقيت در مدرسه، موقعيتهاي شغلي و زندگي بعدي مهم و ضروري هستند، اما بايد توجه داشت كه تواناييها به تنهايي نميتواند عامل موفقيت باشند بلكه بايد سبكهاي تفكر و يادگيري را به عنوان يكي از عوامل مهم و مؤثر در موفقيت شغلي و تحصيلي افراد در نظر گرفت. افراد با تواناييهاي يكسان به دليل وجود سبكهاي تفكر متفاوت، تواناييهاي خود را به شيوههاي متفاوتي به كار ميگيرند در نتيجه به تقاضا و درخواستهاي موجود در موقعيتهاي آموزشي يا شغلي به طور متفاوتي پاسخ ميدهند (استرنبرگ، 1381) مطالعه سبك تفكر نه تنها براي موقعيتهاي مختلف آموزشي و شغلي امري مهم و ضروري است، بلكه عامل مهم كليدي براي خلاقيت و شناخت افراد خلاق نيز به شمار ميروند. يكي از دلايل اهميت شناخت سبك تفكر از نظر استرنبرگ «پيش بيني انتخابهاي شغلي و موفقيت شغلي مهم و ضروري هستند». مطالعه و تحقيق در مورد سبك تفكر و تغيير ضرورتي روز افزون براي حركت به سوي آموزش و پرورش است و در اين حركت، آگاهي و آمادگي مديران در زمينه آشنايي سبكهاي تفكر و تغيير اهميت بسياري دارد. بنابراين لازم است مديران آموزشي با اين مفاهيم آشنا شوند تا بتوانند از آنها در موقعيتهاي اجرايي استفاده كنند و با به كارگيري آنها زمينه براي رشد فردي و سازماني خود و ديگران فراهم نمايند، اما كمبود مطالعه و تحقيق پيرامون سبك تفكر و تغيير سازماني و بررسي رابطه آنها در مديريت آموزشي به شدت كاربرد آنها را در آموزش ورورش محدود كرده است با درك چنين ضرورتي تحقيق حاضر سعي در توسعه اين گونه مطالعات در آموزش و پرورش دارد (زارعی، 1385) در ضرورت انجام اين تحقيق بايد اشاره كرد كه آشنايي با سبك تفكر ميتواند به افراد كمك كند تا نقاط ضعف و قوت تفكر خود را تشخيص دهند و بفهمند چگونه ميتوانند استراتژيهاي خود را در تصميمگيري و حل مسأله گسترش دهند. اين امر ميتواند سبب كاهش تصميمات اشتباه افراد شود (زارعی متین، 1385،ص 9). پيدا كردن رابطه بين نگرش مديران و ميزان پذيرش تغيير از سوي آنها در محيط كاري و تأثير آن بر روي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سبک تفکر، رضایتمندی، دانشگاه آزاد اسلامی، پردازش اطلاعات Next Entries منابع پایان نامه با موضوع رضایت شغل، رضایت شغلی، رضایتمندی، رضایتمندی شغلی