منابع پایان نامه با موضوع سبکهای تفکر، سبک تفکر، پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

ر نسبی است و در طول زمان، مکان و موقعیت ها متفاوت است و افراد در ارائه سبک های تفکر انعطاف‌پذیری دارند (کراس، 2005، 17).
2-2-2 بررسی سبک تفکر در افراد
رابرت استرنبرگ (1997) نخستين كسي است كه ضمن معرفي مفهوم سبكهاي تفكر انواع اين سبكها را دسته بندي كرده است. او سبك تفكر را به عنوان طريقي كه فرد ميانديشد، تعريف كرده و در اين باره گفته است:سبك تفكر نوعي توانايي نيست بلكه به چگونگي استفاده ما از تواناييها اشاره ميكند. افراد ممكن است در تواناييها مشابه، اما در سبكهاي تفكر متفاوت باشند» (سيف، 1387). در جامعه، به كرات سبكهاي تفكر را با تواناييها اشتباه ميگيريم. در نتيجه تفاوتهاي فردي ناشي از سبكهاي تفكر را به اشتباه به تواناييها نسبت ميدهيم. نتيجه اين ميشود كه افرادي كه سبكهاي تفكر آنها با انتظارات والدين، همسر، همكاران يا رئيسشان هماهنگ نيست، به دلايل نابهجا، دچار توهم ميشوند. بدترين حالت اين است كه بين سبك تفكر اين فرد با افراد ديگر تطابق وجه نداشته باشد. چنين ناهماهنگي در مدرسه يا شرايط كاري صورت جديتري به خود ميگيرد. بچههايي كه در مدرسه كند ذهن به نظر ميرسند اغلب به اين دليل است كه از سبكي پيروي ميكنند كه با سبك تفكر معلمانشان هماهنگ نيست (استرنبرگ/ اعتمادي و خسروي، 1380). سبكهاي تفكر ميتوانند ترجيحهاي شناختي-فرهنگي درون گروهها و سازمانها را شناسايي كنند. براي مثال اگر در يك سازمان به طور خاص، رقابت يا انتخابهايي هدايت شده وجود دارد، ميتوان احتمال داد كه اين موضوع در نيمرخهاي فردي و جمعي اعضاي آن سازمان منعكس شود. شواهد به دست آمده از مطالعات مربوط به سبكها نشان ميدهد كه مستندترين و علميترين رويكرد به سبك، رويكري است كه از سوي استرنبرگ (1997،1994) ارائه شده است (به نقل از صندوقچي، 1387). استرنبرگ سبكهاي تفكر را از طريق نظريه خودگرداني ذهني توضيح داد. او (1997،1998) با به كارگيري استعاره حكومت معتقد است كه همانطور كه حكومتها براي اداره جامعه از چندين شيوه را استفاده ميكنند، ما نيز براي اداره و هدايت فعاليتهايمان بايد شيوههاي متفاوتي را به كار بنديم. شيوههاي متفاوت اداره فعاليتها همان سبكهاي تفكر هستند. بر اساس اين نظريه، سيزده سبك تفكر وجود دارد كه داراي پنج بعد است كه عبارتند از: 1. كاركردها (قانونگذار، اجرايي و قضايي)؛ فرد داراي سبك قانونگذار، به تكاليفي كه مستلزم راهبردهاي ابتكاري است علاقه دارد. فرد داراي سبك تفكر اجرايي از تكاليف داراي شيوه نامه مشخص، لذت ميبرد و فرد داراي سبك تفكر قضايي علاقهمند به ارزيابي ديگران و نتايج فعاليتهاي آنان است. 2. اشكال (فردسالار، پايورسالار، جرگه سالار و ناسالار)؛ فرد داراي سبك فردسالار از تكليف مبتني بر يك هدف لذت ميبرد. فردي با سبك پايورسالار، تكاليف طبقه بندي شده را ترجيح ميدهد. فرد داراي سبك جرگه سالار، از پرداختن به موضوعات چندگانه بدون اولويتبندي روشن لذت ميبرد و فردي با سبك ناسالار به تكاليف غير نظاممند ميپردازد. 3. سطوح (جزئي نگر و كلي نگر)؛ افرادي كه از پرداختن به تكاليفي كه مستلزم كار با جزئيات است، لذت ميبرند، داراي سبك جزئي نگر هستند و افرادي كه به تصوير كلي يك موضوع توجه ميكنند، داراي سبك كلينگر هستند. 4. حيطهها (دروننگر و بروننگر)؛ فرد داراي سبك دروننگر از پرداختن به تكاليفي كه او را قادر ميسازد به طور مستقل كار كند، لذت ميبرد. در مقابل، فرد داراي سبك برون نگر به تكاليفي كه باعث پيشرفت روابط بين فردي ميشود، علاقه مند است. 5. تمايلات (آزادانديش ومحافظه كار)؛ فرد داراي سبك آزادانديش به تكاليف داراي ابهام وتازگي ميپردازد. در مقابل فرد داراي سبك محافظه كار تمايل به رعايت قوانين و رويهها در تكاليف نمايشي دارد (زانگ و استرنبرك، 2009). نظريه خود گرداني ذهني بيان ميكند كه سبكهاي تفكر ميتوانند درطول زندگي و از طريق اجتماعي شدن، به واسطه تأثيرات محيطي و يادگيري تغيير كنند (استرنبرگ، a1997). از سوي ديگر، در دو دهه اخير، شواهد پژوهشي متعددي به تأثير فراگير هيجان در اكثر جنبههاي شناختي و رفتاري اشاره داشتهاند (لازارد، به نقل از منصوري نصرآبادی، 1383).
2-2-3 نظریه خود مدیریتی ذهنی و ابعاد آن
استرنبرگ (1977) میگوید: سبکهای تفکر بسیار کمتر از آنچه استحقاقش بوده، مورد توجه قرار گرفته و بیشتر به عملکرد افراد اهمیت داده شده. شکستها و موفقیتهایی که به تواناییها نسبت داده شده، اغلب ناشی از سبکهاست. یک معلم باید بداند که عملکرد ضعیف دانشآموز همیشه به علت عدم توانایی نیست بلکه به خاطر عدم تناسب بین سبکهای تفکر دانشآموز و انتظاراتی است که معلم از او دارد. یابه عبارت دیگر توانایی نمیتواند به تنهایی بیانگر عملکرد متفاوت افراد باشد (استرنبرگ، 1977، به نقل از ژانگ، 2002). استرنبرگ و گریگورنکو معتقدند که مطالعه شناخت سبکهای تفکر در افراد، به این دلایل با اهمیت هستند که بین مطالعهی شخصیت و موفقیت آنها پلی ایجاد میکند و میتواند برای پیشبینی موفقیت تحصیلی دانشاموزان و دانشجویان در محیط آموزشی مفید و ضروری واقع شود. به طور کلی سبکهای تفکر به شیوههای ترجیحی افراد در استفاده از تواناییهای فردیشان اشاره میکند (گریگورنیکو و استرنبرگ6، 1997: 295-312). سبکهای تفکر بر نظریه «خود مدیریتی ذهنی»(استرنبرگ، 1997، به نقل از ژانگ 2004: 351-370) استوار است و مطرح میکند همانگونه که برای مدیریت یک جامعه راههای مختلفی وجود دارد، افراد نیز برای بهره گرفتن از تواناییهای خود از شیوههای متفاوتی استفاده میکنند. استرنبرگ در چارچوب نظریه «خود مدیریتی ذهنی» 13 سبک تفکر را توصیف میکند که در پنج بعد از یکدیگر متمایز میشوند: کارکردها، شکلها، سطوح، حوزه ها و گرایشها
1-کارکردها: برای خود مدیریتی ذهنی سه کارکرد میتوان تصور کرد که عبارتند از: قانونی، اجرایی و قضایی. فرد دارای سبک قانونی از انجام کارهایی که نیاز به خلاقیت دارد لذت میبرد. یک فرد با سبک اجرایی بیشتر به تکالیفی علاقهمند است که با آموزشهای صریح و روشن همراه باشد. در نهایت فرد دارای سبک قضایی بیشتر توجه خود را بر ارزیابی بازده فعالیتهای دیگران متمرکز میکند.
2-شکلها: خود مدیریتی ذهنی فرد چهار شکل به خود میگیرد: تک قطبی، سلسله مراتبی، الیگارشی و آنارشی. یک فرد با سبک قطبی از انجام تکالیفی لذت میبرد که به او اجازه میدهد در هر زمان صرفا بر یک تکلیف به طور کامل متمرکز گردد، در حالیکه فرد دارای سبک سلسله مراتبی ترجیح میدهد توجه خود را بین چند تکلیف اولویتبندی شده توزیع نماید و فرد با سبک الیگارشی تمایل دارد در همان محدوده زمانی روی چند تکلیف کار کند، بدون اینکه هیچ اولویتی قایل شود. سرانجام افراد با سبک آنارشی بیشتر از انجام تکالیفی لذت میبرند که در خصوص «چه»، «کجا»، «کی» و «چگونه» انجام دادن تکلیف اختیار لازم را داشته باشند.
3-سطوح: خود مدیریتی ذهنی فرد در دو سطح انجام میپذیرد: کلی و جزئی. افراد باسبک کلنگر به تصویر کلی یک موضوع توجه میکنند و بر عقاید انتزاعی متمرکز میشوند. در مقابل افراد با سبک جزئینگر از انجام تکالیفی لذت میبرند که اجازه کار روی ابعاد ویژه و اصلی یک موضوع و جزئیات عینی آن را بدهد.
4-حوزهها: خود مدیریتی ذهنی فرد دارای دو حوزه درونی و بیرونی است. افراد با سبک درونی از انجام تکالیفی لذت میبرند که بتوانند انها را به طور مستقل انجام دهند. در مقابل افراد با سبک بیرونی تکالیفی را ترجیح میدهند که فرصت لازم برای تعامل با دیگران را به آنها میدهد.
5-گرایشها: در خود مدیریتی ذهنی دو گرایش وجود دارد: آزاداندیش و محافظهکار. افراد آزاداندیش از انجام تکالیفی لذت میبرند که تازگی و ابهام دارد در حالیکه افراد دارای سبک محافظهکار، متمایل به رعایت قوانین و روشهای موجود در انجام تکالیف میباشند (ژانگ، 2001، 1333-1346).
این 13 سبک تفکر را میتوان به دو نوع سبک تقسیم کرد. اولین نوع سبکهای تفکر (از قبیل قانونی، قضایی، کلنگر، سلسلهمراتبی و آزاداندیش) مولد خلاقیت هستند و به پردازش اطلاعات پیچیده نیاز دارند. افردی که این سبک تفکر را به کارمیگیرند، متمایل به چالش طلبیدن هنجارها و پذیرش خطر هستند. دومین نوع سبکهای تفکر (از قبیل اجرایی، جزئی، تکقطبی و محافظهکارانه) به پردازش اطلاعات ساده نیاز دارد. افرادی که این سبک تفکر را به کار میگیرند، مایل به حفظ هنجارها و اقتدارمحور میباشند. چهار سبک تفکر باقیمانده (از قبیل آنارشی، الیگارشی، درونی و بیرونی) بسته به سبک تکلیف خاص میتوانند در هر یک از دو نوع سبکهای تفکر پیچیده و یا ساده انگارانه قرار گیرند (ژانگ و پاستی گلیون7، 2001، 1333-1346).
2-2-4 سبک های تفکر
بانگاهی دقیق به عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی به این نکته پی خواهیم برد که عوامل مختلفی به جز تواناییهای فردی باعث پیشرفت تحصیلی میشوند؛ که تاثیرات به سزایی در پیشرفت تحصیلی دارند (ژانگ و همکاران8، 2001). یکی از عوامل تاثیرگذار در این زمینه سبکها بوده است. سبکها به روشی گفته میشود که فرد ترجیح میدهد تواناییهای خود را در آن جهت به کار گیرد. در حوزه روانشناسی یادگیری به سه بخش سبکهای یادگیری، شناختی و تفکر تقسیم میشود (گریگورنکو9، 205–230).
كاركردها مربوط به ترجیح‌های فرد در خلق و تعيين كردن ایده‌ها و قوانين موجود است كه شامل سه سبك قضاوتي، اجرايي و قانون‌گذاری می‌باشد. فرم ها به صورت مديريت خود و برقراري هدف تعريف می‌شود و شامل چهار سبك تك محوري، مرتبه محوري، مقوله محوري و بي محوري است. سطوح به ترجيحات فرد در مواجهه به مشكلات به صورت جزئي يا كلي اشاره دارد و داراي دو سبك موضعي و كلي است. حیطه‌ها به ترجيح دادن تنهايي يا عضو گروه بودن مربوط می‌شود و داراي سبک‌های دروني و بيروني است.
گرایش‌ها به ترجيحات فرد در نيازمندي به اصالت و قوانين موجود اشاره می‌کند كه شامل سبک‌های آزادمنشانه و محافظه كارانه است (ژانگ، 2005، 1135-1147). ژانگ و استرنبرگ بر اساس نظريه خود حکومتی ذهني، سيزده سبك تفكر ر ا در قالب سه نوع سبك تفكر تقسیم‌بندی كردند: نوع اول، مثبت و انطباقي است و شامل سبک‌های قانون‌گذاری، قضاوتي، مرتبه محوري، كلي و آزادمنشانه می‌باشد. نوع دوم منفي و كمتر انطباقي و مشتمل بر سبک‌های تفكر اجرايي، موضعي، تك محوري و محافظه كارانه است. نوع سوم، داراي بار ارزشي متغيري است. بار ارزشي بر اساس نياز به وظايف يا موقعيت تغيير می‌کند، نه مثبت است و نه منفي و شامل سبک‌های دروني، بيروني، بي محوري و مقوله محوري می‌شود (استرنبرگ، 1997). افراد داري سبك تفكر نوع اول خلاق و از نظر شناختي در سطح بالاي پيچيدگي هستند (قانون‌گذاری)، ارزيابي می‌کنند (قضاوتي)، وظايف را بر اساس اهميت اولویت‌بندی می‌کنند (مرتبه محوري)، بر روي كل موضوع تمركز دارند (كلي) و از رويكردهاي نوين استفاده می‌نمایند (آزادمنشانه). افراد داراي سبك تفكر نوع دوم برخلاف افراد داري سبك تفكر نوع اول از نظر شناختي در سطح پایینی از پيچيدگي هستند. اين افراد از دستورات موجود پيروي می‌کنند (اجرايي)، بر جزئيات امر تمركز دارند (موضعي)، در يك زمان تنها يك فعاليت را انجام می‌دهند.
(تك محوري) و در انجام وظايف از رويكردهاي سنتي و قديمي استفاده می‌کنند (محافظه‌کارانه). نوع سوم سبك تفكر به طور كل داراي ویژگی‌های نوع اول و نوع دوم سبك تفكر است و بسته به موقعيت يا تكليف ویژگی‌های نوع اول يا نوع دوم سبك تفكر را می‌پذیرد، براي مثال اگر فردي با سبك بي محوري تمام جنبه‌های يك مسأله را مدنظر قرار دهد و به تمام پاسخ‌های ممكن براي حل آن مسأله توجه داشته باشد، سبك تفكر بي محوري وي در نوع اول سبك تفكر قرار می‌گیرد؛ اما زماني كه براي حل يك مسأله به ساده‌ترین راه حل ممكن توجه كند، اين سبك در نوع دوم جاي می‌گیرد (استرنبرگ، 1997). در عصر حاضر افراد برای رویارویی با تحولات شگفت‌انگیز هزاره سوم ميلادي بايد مهارت‌های تفكر و خلاقانه خود را به منظور تصمیم‌گیری مناسب و حل مسائل پيچيده جامعه بهبود بخشند. در جوامع امروزي تلاش

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سبک تفکر، رضایتمندی، رضایت شغل، رضایت شغلی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع سبک تفکر، سبکهای تفکر، توانایی ها، آموزش و پرورش