منابع پایان نامه با موضوع دانشگاه تهران، عرفان و تصوف

دانلود پایان نامه ارشد

دارالاقرار، جنّت عدن، جنّه المأوي، جنّه‌النعيم، عليين، فردوس (غياث به نقل ازتعليقات ديوان مجير).
معني بيت: در شب معراج، پيش همت پيامبر(ص) و در مقابل همت او بلندي هفت فلك و عرصة هشت بهشت چون آيينه اي درخشان به وضوح نمايان شد.

53)خورشيد با دف زر همساز زهره شده آن برفگنده خروش وين درگرفته نوا
دف (بالفتح و تخفيف)، در فارسي نام ساز معروف و بالضم و تشديد فاء در عربي، نام همان ساز معروف (غياث)
دف زر خورشيد: مقصود اشعه‌هاي طلايي خورشيد است.
در بيت لف و نشر مرتب وجود دارد.
بين دف و ساز (در همساز) و زهره تناسب وجود دارد.
معني بيت: در شب معراج، خورشيد با اشعه هاي زرين خود با زهره همساز شد و با اين شعاعهاي خود غوغا و خروش افكند و همسازش زهره نيز نغمه و نواي خود را آغاز كرد.

54)جبرئيل داده بدو از لودنوت خبر احمد بدين سببش در راه كرده رها
لودنوت: پيامبر در شب معراج تا جايي بالا مي‌رود كه جبرئيل كه مقرب‌ترين فرشته‌ي درگاه الهي است فرو مانده، از پرواز باز مي‌ايستد و در پاسخ پيامبر اكرم(ص) كه او را به همراهي مي خواند عرض مي كند كه:
“لودنوت انمله لاحترقت اجنحتي”
و سعدي در اين معني مي گويد:
اگر يك سر موي برتر پرم فروغ تجلي بسوزد پرم
(تعليقات ديوان مجير).
معني بيت: در شب معراج جبرئيل(ع) به پيامبر(ص) مي‌گويد: كه اگر از اين مرحله نيز فراتر رفته و خود را به حضرت حق نزديك كنم، فروغ تجلي حق پر و بالم را مي‌سوزاند، و لذا پيامبر، او را در راه رها كرده و به راه خود ادامه مي دهد.

55)تنها به مركب جان بي هيچ واسطه اي رفت از فضاي افق تا خطّ ثّم دنا
بين تن (در تنها) و جان ايهام تناسب وجود دارد.
مركب جان: اضافة تشبيهي./ خط بيت 43
ثّم دنا: قسمتي از آيه‌ي “ثم دنا فتدلي فكان قاب قوسين اوادني”
ترجمه: پس نزديك شد و نزديك شد كه به اندازة دو كمان شد يا كمتر.
معني بيت: در شب معراج پيامبر(ص) تك و تنها سوار بر مركب روحش بدون هيچ واسطه‌اي از فضاي افق تا چند قدمي حضرت حق پيش رفت.

56)آمد ز پردة غيب آواز امر بدو كاي پيشواي رسل منديش پيشتر آ
پردة غيب: عالم غيب كه پوشيده و نهاني و برابر عالم شهادت است (فرهنگنامه شعري).
آواز: صدا.
منديش: نترس
معني بيت: از عالم غيب صدايي بگوش رسيد كه مي‌گفت: اي پيشواي پيامبران، نترس و جلوتر بيا.

57)پيش اشارت حق صد سجده كرده وليك آنجا نبود مكان تا گفتي او كه كجا
معني بيت: رسول اكرم(ص) در مقابل حضرت حق بسيار سجده كرده و آنجا جايي بود كه حرفي از مكان در آنجا نبود تا محمد(ص) بگويد كه “كجا”. (پيامبر در شب معراج به لامكان رسيده بود).

58)بنهاد خوان كرم در بارگاه قدم مهمان محمد حر مهمان خداش خدا
بنهاد: در معني لازم به كار رفته است.
خوان كرم: سفرة بخشش و انعام
بارگاه قدم: پيشگاه خداوند قديم.
مهمان خدا: ميزبان (معين)
بين خوان، مهمان، و مهمان خدا تناسب وجود دارد.
بين مهمان و مهمان خدا و نيز خداش و خدا، جناس زايد (مذيل) وجود دارد.
معني بيت: پيامبر(ص) سفره‌ي طعام و بخشش در بارگاه خداوندي گسترد كه خداوند ميزبان آن و اين پيامبر آزاده، مهمان آن سفره بودند.

59)ديده به ديدة سر ذات منزّه حق بيرون ز حد و جهت خالي ز چون و چرا
اين بيت اشاره به اعتقاد اهل تسنن است كه معتقدند خدا قابل رؤيت است. اشعريان نيز برخلاف معتزله معتقد به رؤيت خداوند (در قيامت)اند.
نظامي مي‌گويد:
ديد محمد نه به چشمي دگر بلكه بدين چشم سر اين چشم سر (6)
بين ديده و ديده، جناس مركب وجود دارد.
معني بيت: پيامبر(ص) در شب معراج با همين چشم سر (و چشم ظاهري خود) ذات پاك لامكاني حضرت حق را بيرون از هر گونه چون و چرا و بدون اينكه حد و جهتي براي آن ذات پاك در نظر گرفته شود، ديده است.

60)مانده به حضرت قدس از شرم بسته زبان لا احصي از پي اين گفته به جاي ثنا
حضرت قدس: پيشگاه باري تعالي
لااحصي: تلميحي است به حديث نبوي كه فرمود:
“لا احصي ثناء عليك انت كما اثنيت علي نفسك”
ترجمه: نمي‌توانم ثناي تو را بشمارم تو چناني كه خود را ثنا گفته اي.(تعليقات ديوان مجير)
كه خاصان در اين ره فرس را نده اند به لا احصي از تك فرو مانده‌اند
(سعدي به نقل از همان)
معني بيت: پيامبر(ص) در پيشگاه باري تعالي رحل اقامت افكنده و آنجا از شرم خاموش مانده و همچنين به همين خاطر است كه ايشان فرموده اند: خدايا نمي‌توانم ترا مثل خودت ثنا گويم.

61)چندين هزار سخن با حق برانده به سر زان ناشنيده ازو كس در خلا و ملا
خلا و ملا: پنهان و آشكار (فرهنگنامه شعري)
بين خلا و ملا تضاد و نيز جناس مطرف وجود دارد.
معني بيت: در شب معراج بين پيامبر و حضرت حق سخنان و اسرار زيادي رد و بدل شده است و اين در حالي است كه از آن سخنان او با خداوند، كسي در خلوت و ملأ عام خبردار نشده است.

62)آورده از دراو منشور كون و مكان توقيع كرده برو ربّ اهدنا وقنا
منشور: حكم و فرمان.
منشور كون و مكان: ظاهراً مقصود قرآن است.
توقيع: نشان كردن پادشاه برنامه و منشور و به معني دستخط و نشاني پادشاه و فرمان پادشاهي كه به قهر باشد به خلاف منشور (غياث)
اشاره قرآني: عبارت اهدنا در قرآن مجيد فقط در دو مورد آمده:
1-اهدناالصراط‌المستقيم (آية 6 فاتحه)
2-… ولا تشطط و اهدنا الي سواء الصراط (آية 22 ص)
عبارت “وقنا” نيز در سه آيه از آيات قرآني آمده است:
1-آية 201 بقره “و منهم من يقول ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب‌النّار”.
2-دوم و سوم آيه‌هاي 16 و 119، آل عمران.
معني بيت: پيامبر(ص) از درگاه خداوند فرمان و حكم كون و مكان (قرآن) را براي ما آورده كه خداوند متعال آن منشور و فرمان را با اهدنا و قنا نشاندار كرده است.

63)بهر شكسته دلان كرده شفاعت و حق داده نشان كه دهد رحمت به خلق جزا
شفاعت: در باب شفاعتي كه پيامبر اكرم در روز رستاخيز خواهد كرد بين امم اسلامي اختلاف نظر هست زيرا معتزله و پيروانشان را عقيده بر اين است كه پيغمبر(ص) از نيكوكاران و بهشتيان شفاعت خواهد كرد تا درجات آنان ارتقا يابد ولي ديگران را عقيده اين است كه از گناهكاران شفاعت مي‌كند تا از گناه آنان كاسته شود و مستوجب جزاي نيك خداوند شوند.
جابر در باب شفاعت از رسول اكرم روايت مي كند كه فرمود:
“شفاعتي لاهل الكبائر من امتي”
ترجمه: من از امت خود به صاحبان گناهان كبيره شفاعت خواهم كرد(تعليقات ديوان مجير).
معني بيت: پيامبر (ص) براي گناهكاران و دلشكستگان وعده‌ي شفاعت آنان را نزد خداوند داده و خداوند نيز به همين دليل وعده كرده كه به مخلوقات بخشش خواهد كرد.
64)هم در شب آمده باز از خلوه خانه‌ي سر حجت نبشته قوي حاجات گشته روا
خلوه خانه‌ي سر: نهانخانة راز الهي و در اصطلاح صوفيه مقام قرب (فرهنگنامه شعري)
حجت: قول خداوند.
بين حجت و حاجات جناس شبه اشتقاق وجود دارد.
معني بيت: هم در آن شب با حجت قوي از جانب خداوند (يعني قول خدا در بارة آمرزش امت او) برگشت و حاجت خلق، روا شد.

65)اي آب رحمت تو آتش نشان اثير وي تف غيرت تو آيينه سوزانا
مثل قصايد گذشته، مجير در ابيات پاياني قصيده‌اش يك دفعه از غيبت به خطاب باز مي‌گردد (التفات)
اثير: طبقه اي از آسمان كه بالاي كره هوا (باد) قرار دارد و آن را كرة آتش نيز مي‌گويند.(7).
نيز قصيدة 1، بيت 48
آب رحمت: اضافة تشبيهي
انا: فرعون دعوي خدايي داشت، چنان كه خداوند در سورة النازعات 79 آيه 24 مي‌فرمايد: “فقال انا ربكم الا علي”. يعني: فرعون گفت منم خداوند شما كه برتر است. (فرهنگ اشارات، ص 438) و ظاهراً انا در اين بيت اشاره به اين آيه است.
و احتمال دارد كه اشاره به “انا خير منه” “من بهترم از او” باشد؛ كه قول شيطان بود در سجده نكردن آدم (فرهنگ لغات و تعبيرات)
معني بيت: اي پيامبر! رحمت تو چون دريايي است كه آب آن كره‌ي آتش را فرو مي‌نشاند و آتش آن را خاموش مي كند و جوشش و حرارت غيرت تو آيينه و جلوه‌ي منيت و خدايان دروغين را نابود كرده و از بين مي‌برد.

66)داني كه نيست مجير از دست طايفه اي كايند بر در تو، دل پر زبار ريا

67)جوقي به گاه جدل چون كاسه زود شكن قومي به وقت سخن چون كوس يافه درا
دست: نوع، جور، قسم (معين)
جوق: گروه، دسته (معين)
يافه: ناپديد گشته و گم شده، و سخنان سردر گم و هرزه و هذيان و فحش و دشنام باشد (برهان).
يافه درا: هرزه‌گوي، آنكه بيهوده گويد.
جدل: داوري، جنگ، يكي از صناعات خمس و عبارت است از قياسي كه مقدمات آن از قضاياي مشهور تشكيل يافته است. (معين).
بين جوق و قوم تناسب وجود دارد.
بيت دوم ادامه توصيف “طايفه‌اي” در بيت قبل است كه مقصود شاعر، شعراي مخالف خودش است.
اين بيتها موقوف المعاني هستند.
معني بيت: {اي پيامبر رحمت و غيرت} تو مي داني كه مجيرالدين از آن قسم و دسته نيست كه در حالي كه دلشان پر از بار رياست بر درگاه تو مي‌آيند، و نيز از آن گروه افراد نيست كه موقع جدل و مناظره (يا پيكار) آسيب پذير و چون كاسه زودشكن بوده و به وقت سخنوري مانند طبل توخالي هرزه دراي و يافه گوي باشد.

68)چو آب گرم همه دمساز و وقت كرم چو خاك خشك و خشن چو باد سرد و گزا
بين آب و خاك و باد و نيز بين سرد و خشك و گرم تناسب و مراعات‌النظير وجود دارد.
بين گرم و سرد تضاد وجود دارد.
بين گرم و كرم نوعي جناس (جناس ناقص) وجود دارد.
معني بيت: اين افراد و شعراي رياكار و كم ظرفيت و هرزه دراي مثل آب گرم دمساز هستند ولي وقتي كه سخن از كرم و بخشش به ميان آيد از خست طبع چون خاك خشك و خشن و چون باد سرد و گزنده مي‌شوند و كرم و بخششي از آنان مشاهده نمي‌گردد.

69)ايشان چو قلب شتا از طبع بسته و من با خاطري كه برد زو رشك قلب شتا
قلب شتا: در مصراع نخست به معني وسط زمستان، و در مصرع دوم در معني آتش كه مغلوب و وارونه لفظ شتا است. (تعليقات ديوان مجير).
بسته: فسرده، منجمد
معني بيت: طبع شعراي مخالف من همچون چلّه‌ي زمستان فسرده و منجمد است ولي خاطر من چنان وقّاد و روشن است كه آتش به همة روشني‌اش بدان رشك مي‌برد.

70)زين ناقصان زياد ايمن نيم نفسي پاكا به عزّت تو امني فرست مرا
زياد، (اسم خاص): نام مردي بود كافر كه رسول اكرم(ص) را به فحشا متهم كرد و او را زياد منكر خواندند:
مرا ز آفت مشتي زياد باز رسان كه برزناي زن زيد گشته اند گوا
(ديوان خاقاني ص10، به نقل از فرهنگ لغات و تعبيرات)
اين ناقصان زياد: كنايه از شعراي مخالف مجير
بين ايمن و امني جناس اشتقاق و يا زايد وجود دارد.
معني بيت: از اين خامان و ناپختگان زياد سيرت لحظه‌اي ايمن نيستم، اي خداوند منزه ترا به عزتت سوگند مي دهم كه مرا از شر اين شعراي مخالف زياد سيرت، درامان بدار.

71)چون فيض رحمت تو كم نيست پس چه عجب گر مستجاب شود در حضرت تو دعا
چه عجب: تعجبي ندارد (استفهام انكاري)
معني بيت: خدايا وقتي كه در مقابل رحمت و لطف فراوان تو كمي و كاستي معنا ندارد و الطاف تو پيوسته شامل حال من مي شود، پس اگر اين دعاي من در درگاه تو مقبول شود جاي شگفتي نيست.

منابع قصيدة 3

1-انصاري، قاسم، مباني عرفان و تصوف، دانشگاه پيام نور، چاپ اول، 1371، ص، 339.
2-همان.
3-همان، ص 36.
4-همان، ص 34.
5-خرمشاهي، بهاءالدين، حافظ نامه (بخش اول)، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ هفتم، 1375، ص 121.
6-زنجاني، برات، احوال و اثار و شرح مخزن‌الاسرار نظامي گنجوي، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ پنجم، 1378، ص 186.
7-شميسا، سيروس، فرهنگ اشارات، جلد اول، انتشارات اساطير، چاپ اول، 1377، ص 83 .

وزن قصيده:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
بحر:
مجتث: مثمن مخبون محذوف

اين قصيده مجير در زهد و پارسايي و در جواب اين دو قصيده استادش خرد (خاقاني) است:
عروس عافيت آنگه قبول كرد مرا كه عمر بيش بها دادمش به شيربها
سرير فقر ترا سر كشد به تاج رضا تو سر به جيب هوس در كشيده اينت خطا
كه به قول مرحوم استاد فروزانفر،”ابيات و قصائدي كه موضوع آنها زهد و موعظه و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع عالم ماده Next Entries منابع پایان نامه با موضوع گويد:، دردي، يكي، رشتة