منابع پایان نامه با موضوع حوزه علمیه، اجرای برنامه، حسام الدین، علوم دینی

دانلود پایان نامه ارشد

اردبیل مورد حمایت آسید یونس اردبیلی بودند.

5. 3. 2. میرزا ابوالحسن انگجی (1282ـ1357ه)
«از وقتى كه رضا خان آمد تا امروز چند مرتبه قیام شد؟ كى قیام كرد؟ از این طبقات دیگر، مردم، از روشنفكرش بگیر و از نمى‏دانم نویسنده‏اش بگیر و اینها، در این قیامهاى بر ضد [حكومت‏] كى بود كه قیام كرد؟ قیام آذربایجان را كى كرد؟ علماى آذربایجان. مرحوم آمیرزا صادق آقا، مرحوم انگجى، دیگران هم تَبَع…. منتها این قیامها شد، و قدرت آن قدرتى بود كه اینها را شكست داد. قیامها را شكستند. علماى آذربایجان را گرفتند و در یكى از این بلاد كردستان، سَقّز بود یا سُنْقُر، آنجا تبعیدشان كردند.»236
حاج میرزا ابوالحسن انگجی فرزند حاج میرزا محمد آقا، مشهور به “شیخ الشریعه”، که این لقب را مظفرالدین شاه قاجار به وی اعطا کرده بود در سال1282ه در تبریز چشم به جهان گشود. پدر ایشان از تجار بنام تبریز بود و از علوم حوزوی نیز بهره‌ای برده بود. سلسله نسب ایشان از طرف پدر ومادر به سادات جلیل القدر شب غازان، محله‌ای در جنوب تبریز، که مقبرهی سلطان محمود غازان در آن قرار دارد میرسد. سلطان محمود غازان در زمان حکومت خود، سادات شب غازان را از مدینه به تبریز دعوت نمود و آنها را در دارالسیاده عمارت غازانی جای داد. اجدادآیت الله انگجی هم جزو مهاجرینی بودند که به تبریز آمدند و در آنجا ساکن شدند. اجداد و نیاکان وی از بازرگانان سرشناس واعیان واشراف تبریز بوده و از خیّرین تبریز به شمار می‌رفتند.
آیت الله انگجی در تبریز از محضر مرحوم میرزا محمود اصولی و مرحوم سید عبدالفتاح سرابی استفاده برد. سال 1304ه در سن 22 سالگی راهی عتبات گردید و در نجف به تحصیل علوم دینی پرداخت و در حلقهی شاگردان میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمد حسین کاظمینی وارد شد و در فقه و اصول به مرتبهی اجتهاد رسید. پس از بازگشت به زادگاهش به امور روحانی مشغول شد. وی عالمی فاضل و از معاریف آذربایجان بود.237
وی پس از نهضت مشروطیت از آن طرفداری کرد و به کسانی از مجاهدین مشروطیت که به خانهی حاج میرزا حسن آقا مجتهد حمله کرده واموالش را غارت کردند، معترض شد. اما به دلیل بی اثر ماندن نصایحش خود را کنار کشید.
اولین درگیری آیت الله انگجی و رضاشاه مربوط به قضایای سرتیپ محمد حسین آیرم در عاشورای 1304ش بود. در این روز که مردم به عزاداری سالار شهیدان مشغول بودند، آیرم به همراه چند زن در کنار استخر شاهگلی به فسق و فجور پرداخته بود و این عمل قبیح، برای علما و مردم تبریز گران آمد. مردم به همراهی آیت الله انگجی دست به شورش زدند. سرانجام غائله به کمک سپهبد امیراحمدی و اخراج آیرم از تبریز خاتمه یافت.238
آیت الله انگجی در جریان بی عفتی آیرم فرمودند: “روزی که امام شهید شده و مردم عزادارند، نماینده دولت مانند یزید بن معاویه شراب بنوشد و تظاهر به بی عفتی کند؟!239
سه سال از جریان آیرم می‌گذشت که سیاست تغییر لباس، اعزام طلبه ها به سربازی، کلاه پهلوی، متحد الشکل کردن لباس مردم و تصویب اجرای قانون وظیفه عمومی سبب شورش گسترده علیه حکومت وقت و وحشت رضاخان از این تحرک شد. مردم برای کسب تکلیف به منازل علما از جمله آیت الله انگجی روی آوردند و بازار به صورت تعطیل درآمد. مأموران برای پراکنده کردن مردم به زور متوسل شده و با تیراندازی مردم را متفرق کردند. در ششم دی 1307ش آیت الله انگجی به اتفاق فرزندان و دیگر علمای معترض دستگیر و به سنندج تبعید شدند. وجود اکثریت اهل سنت در سنندج دلیل انتخاب این شهر بود تا به ایشان بی توجهی شود و تحقیر شوند.240 ایشان پس از تحمل سختی‌های فراوان در سنندج به حکم رضاشاه به تهران منتقل و به مدت یکسال به مشهد تبعید شدند. آیت الله انگجی پس از بازگشت از تبعید به تدریس پرداخت و در ذیقعده 1357ه در گذشت.

5. 4. کشف حجاب، لباس متحد الشکل، کلاه پهلوی
«از جمله چیزهایى كه در زمان رضاخان به تبع آتاترك انجام گرفت، یكى اتحاد شكل بود؛ و یكى كشف حجاب. آن وقت این اتحاد شكل و این كشف حجاب را در بوق و سرنا، بلندگوهاى آنها چه تعریفهایى كردند، چه مداحیهایى كردند؛ از آخوند، كه مخالف با این مسائل بود، چه تكذیبهایى كردند؛ چه شعرهایى گفتند. شاید شعرهایش را بعضى‏اش را شنیده باشید. چه شعرهاى هجوى مى‏گفتند، كه گفتنى نیست. بعد دیدیم كه قضیه كشف حجاب، قضیه‏اى نبود كه اینها بخواهند براى خانمها خدمت بكنند، اینها مى‏خواستند كه این طبقه [را] هم با زور و با فشار نابود كنند.»241
«بعد هم كه قضیه كشف حجاب به آن فضاحت و به آن رسوایى را درست كردند. آن هم رو ى همین بود كه اینهایى كه علاقه به اسلام داشتند و علاقه به دیانت و احكام دیانت داشتند، اینها را سركوب كنند و خدا مى‏داند كه در كشف حجاب، چه جنایتهایى اینها كردند، حتى به علماى بزرگ هم پیشنهاد مى‏كردند كه شما مجلس بگیرید با خانمهایتان؛ با زنهایتان بیایید در مجلس براى اینكه فرموده‏اند.»242
در سال 1314ش در مدرسه‌ای در شیراز جشنی برگزار شد که دختران جوان بدون حجاب به اجرای برنامه پرداختند. فردای آن روز سید حسام الدین فالی، روحانی متعهد شیراز بر فراز منبر رفت و این رفتار توهین آمیز را محکوم کرد. فالی توسط مأموران شاه دستگیر و محبوس شد.243چیزی از این واقعه نمی‌گذشت که گذاشتن کلاه شاپو «کلاه لگنی»، اجباری شده و همراه با آن زمزمه‌های «حجاب زدایی» بلند ‌شد.
علما در مواجهه با فشارهای وارده از رژیم رضاخان به دو دسته تقسیم می‌شدند: دستهی اول آنانی بودند که با در نظر گرفتن مقتضیات زمان، نوعی مخالفت همراه با احتیاط را سرلوحهی کار خویش قرار دادند. آیت الله حائری مؤسس حوزه علمیهی قم برجسته‌ترین شخصیت این دسته بود. دستهی دوم علمایی بودند که مسئلهی کشف حجاب و وجود انحرافات اخلاقی، چنان آنها را ناراحت کرده بود که هیچ گونه ملاحظه‌ای را روا نمی‌دانستند. این دسته از علما به مقابلهی سرسخت با قوانین یاد شده پرداختند و از بیان سخنرانی، اعلام اعتراض و مهاجرت برای مقابله با این مسائل استفاده کردند.244
هنگامی که دستور تغییر لباس و سختگیریهایی در مورد معممین در 1314ش به مشهد رسید، مراجع روحانی که سخت از این مسأله ناراضی بودند مجالسی در منزل آیت الله سید یونس اردبیلی تشکیل داده و در یکی از جلسات که آیت الله آقازاده و آیت الله قمی حضور داشتند، تصمیم گرفته شد تا آیت الله قمی به تهران رفته و با رضاشاه مذاکره کند و او را از تغییر لباس مردم مشهد منصرف نماید.
در این زمان سه شخصیت بزرگ علمی در مشهد می‌زیستند: اول، آیت الله قمی؛ دوم، مرحوم میرزا محمد آقا زاده (فرزند بزرگ آخوند خراسانی) و سوم، مرحوم آیت الله شیخ مرتضی آشتیانی. این دو شخصیت با اطلاع از تصمیم آیت الله قمی، سعی کردند تا ایشان را از عزیمت به تهران منصرف کنند. آیت الله قمی در جواب فرمودند: لحظهی سکوت نیست. باید رفت و هرچه باداباد.

5. 4. 1. قیام آیت الله قمی (1282ـ1366ه)
«یك قیام تنهایى آقاى قمى كرد كه آمد به حضرت عبدالعظیم و ما هم حضرت عبدالعظیم بودیم.»245
مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی، یکی از مراجع عالیقدر شیعه فرزند سید محمود قمی، در تاریخ 1282ه در شهر قم به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی خود را در شهرهای قم، نجف، سامرا و تهران به پایان برده و در سال 1331ه بنا به خواست اهالی خراسان و به توصیهی استادش میرزا محمد تقی شیرازی در مشهد ساکن شده و از مراجع خراسان شد و در رأس جامعهی مذهبی آنجا قرار گرفت. در آن سالها تنها مرجعی بود که رساله‌اش در میان مردم پخش شده بود. شجاعت ایشان در دفاع از شعائر اسلامی و دوری از دستگاه حکومت، عامل محبوبیت او در بین عامهی مردم بود.
آیت الله قمی در سال 1314ش بر ضد خودکامگی رضاخان قیام کرد. وی صلاح در این دید که شخصا به تهران برود. مرحوم آیت الله قمی بیم آن را داشت که قضیهی اتحاد شکل، مقدمهی انحلال روحانیت باشد و رضاخان مانند آتاتورک در ترکیه، روحانیت را به کلی از میان بردارد و بتواند نقشه‌های خائنانه خود را بدون دردسر پیاده کند. بدین منظور به اتفاق فرزندانش از مشهد به سمت تهران حرکت نموده و در حرم حضرت عبدالعظیم باغ سراج الملک منزل کرد. همین که علما و مردم تهران از ورود ایشان مطلع شدند، از محلات مختلف تهران برای دیدار ایشان راهی شدند. کثرت جمعیت باعث شد تا مأموران رضاخان با محاصرهی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، از ورود مردم به حرم ممانعت ورزند. مأمورین از ورود بسیاری از روحانیون نیز جلوگیری کردند. مأمورین رضاخان جلوی حرکت قطار‌ها واتوبوس‌هایی که به سمت حرم می‌رفتند را گرفتند و مردم مجبور شدند که راه را پیاده بپیمایند.246 در اعتراض به محاصرهی آیت الله قمی بود که قیام گوهرشاد پدید آمد. بعد از گذشت یک ماه از محاصره، آیت الله قمی به همراه فرزندانش به عراق تبعید شد. حضرت آیت الله قمی چند ماه پس از فوت آیت الله العظمی اصفهانی، در چهاردهم ربیع‏الاول سال 1366ه در نجف از دنیا رفت و در جوار مرقد حضرت مولی الموحدین علی(ع) به خاک سپرده شد.

5. 4. 2. قیام خراسان ـ گوهرشاد
«یك قیام از خراسان بود، منتها همهی علما. قضیه قیام مسجد گوهرشاد، تمام علماى خراسان را كه در این قیام دخالت داشتند و سرشناس بودند گرفتند و آوردند تهران و حبس كردند و محاكمه كردند اینها.»247
در اثر رسیدن خبر اسارت آیت الله قمی و وقایع حضرت عبدالعظیم و فشار‌های دولت بر مردم، وحشت و اضطراب میان خاص و عام بروز کرد. در چنین موقعی حجة الاسلام بهلول یکی از وعاظ خراسان مردم را به مقاومت در برابر تحمیلات دولت و نیز تلاش برای آزادی آیت الله قمی فرا خواند.248 حجة الاسلام بهلول از مردم داغدار خواست تا در مسجد گوهرشاد اجتماع کنند. مردم مشهد اجتماع عظیمی در صحن نو امام رضا (علیه السلام) برپا کردند. به دستور رضاخان، جمع شدگان در مسجد در نیمه شب 21 تیر 1314ش به مسلسل بسته شدند و فاجعهی معروف گوهرشاد روی داد. کشتگان ومجروحین این حادثه را در کامیون‌ها ریخته و همه را در خندقی که در بیرون شهر حفر کرده بودند ریختند، که این مکان تا به امروز به قتلگاه مشهور است. حدود یکصد نفر ازعلمایی که در این قیام دخالت داشتند دستگیر و در تهران محاکمه شدند. آیت الله آسید یونس وآقازاده و حاج محقق خراسانی از این علما بودند.249
گفته شده که دولت فروغی سعی داشت بهلول را عامل اصلی نهضت معرفی کند تا به این وسیله رهبری روحانیون متعهد نادیده انگاشته شود و وسعت و عظمت نهضت را در حد بلوا و حادثه پایین آورد.250

حضرت امام می‌فرمایند:
«علماى مشهد هم كه قیام كردند، تمامشان را گرفتند آوردند تهران حبس كردند. و علماى بزرگشان را مى‏بردند در كلانتریها یا در عدلیه، مى‏بردند توى خیابان با سر برهنه هم راه مى‏رفتند كه بروند آنجا استنطاقشان كنند.»251

5. 4. 2. 2. آقا زاده (1294ـ1356ه)
«یك نهضتْ نهضت علماى خراسان بود: مرحوم آقازاده و مرحوم آقا سید یونس و سایر علماى آن وقت ـ همه را گرفتند آوردند در حبس، در تهران. و من خودم مرحوم آقازاده ـ رضوان اللَّه علیه ـ را، آمیرزا محمود [محمد صحیح است] آقازاده ـ رضوان اللَّه علیه ـ را دیدم كه یك جایى نشسته بود بدون عمامه. با اینكه تحت مراقبت بود، یك جایى نشسته بود بدون عمامه و كسى هم حق نداشت پیش او برود؛ و ایشان را بدون عمامه مى‏بردند توى خیابان به دادگسترى، محاكمه مى‏كردند.»252
میرزا محمد آقا253، دومین فرزند آخوند خراسانی ـ بنیان گذار مشروطیت ـ و از مراجع بزرگ در سال 1294ه در نجف متولد شد. پس از اتمام تحصیلات و اخذ اجازهی اجتهاد از پدر، به فرمان او در سال 1325ه عازم مشهد شد و در آنجا اقامت گزید. در آن شهر به مبارزه با استبداد پرداخت و در استقرار مشروطیت کوشید. وی به تدریس در حوزهی علمیه مشهد مشغول شد و به سرعت درس‌های او مورد توجه طلاب قرار گرفت و در مجلس درس او در مسجد گوهرشاد، عده‌ی زیادی حاضر می‌شدند. از کتب ایشان میتوان از کتاب «القضا والشهادات» که تقریرات پدر بزرگوارشان بود و شرحی بر «کفایة الاصول» پدر، نام برد. به علت بالا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع علمای شیعه، جامعه اسلامی، آیات و روایات، جنگ جهانی اول Next Entries منابع پایان نامه با موضوع جنگ جهانی دوم، نمایندگی مجلس، میرزا کوچک خان، مجلس شورای ملی