منابع پایان نامه با موضوع حمل و نقل، نقاط جرم خیز، اعمال مجرمانه، عابرین پیاده

دانلود پایان نامه ارشد

تاثیر میگذارد.
نظارت طبیعی یکی از مهمترین ابعاد این نظریه است، چرا که افراد تبهکار عموماً دوست ندارند در معرض مشاهده عموم قرار گیرند، و کمتر دستگیر شوند. در این میان، آرایش ویژگیهای فیزیکی، فعالیتها و مردم به شیوهای که فرصتهای نظارت را به حداکثر برساند، میتواند از وقوع جرایم جلوگیری به عمل آورد. وجود موانعی نظیر بوتهها، درختچهها و سیاهیها موجب میشود که به سختی به توان فعالیتهای تبهکاران را مشاهده نمود. طراحی چشماندازسازی و نورپردازی در بهبود و نظارت طبیعی از درون ساختمان یا ساختمان و از بیرون به وسیله همسایهها و عابرین پیاده مفید است. بهبود نظارت “رسمی” و طبیعی به وسیله نگهبانان بالقوه نیز اقدامی مفید و مطلوب محسوب میگردد. در بریتانیا، تلویزیونهای مدار بسته به طور روز افزونی در طیف وسیعی از محیطها(خرده فروشی، تجاری، تفریحی، حملونقل، بیمارستان و مسکونی) مورداستفاده قرار گرفته میشود و حکومت مرکزی، سرمایهگذاری عظیمی را برای گسترش این ابزارهای به نسبت مدرن مربوط به فناوری نظارت”رسمی” اختصاص میدهد.
میتوان حمایت از فعالیتها را به وسیله طراحی فیزیکی بهبود بخشید، به گونهای که از طریق آن فعالیتهای مشروع در مکانهای عمومی را که از وقوع جرایم جلوگیری به عمل میآورند، تشویق کرد. این فعالیتها را میتوان در مکانهای ویژهای به منظور تعریف و ارتقاء کاربریهای اولویت دار سازماندهی نمود. برای نمونه، گسترش تسهیلات بیسبال در پارک عمومی میتواند موجب فراهم شدن فضای فراغتی برای جوانان گردد، در حالی که به وسیله گسترش نظارت طبیعی و احساس مالکیت میتواند موجب واضح شدن غریبهها گردد.
کنترل دسترسی میتواند در تشویق کاربران با نزاکت موثر باشد، و موجب مایوس ساختن کسانی شود که به دنبال سوء استفاده از فضاهای عمومی میباشند. تمام راههای ورودی، راههای خروجی، حصارکشیها، چشماندازها، نورپردازیها واقع شده را میتوان طوری به ترافیک وسایل نقلیه و عابرین پیاده هدایت نمود که از وقوع جرم جلوگیری به عمل آورند.(Cozen,2002:132-133)
به وضوح میتوان گفت که طراحی و استفاده از فضای شهری میتواند بر جرایم تاثیر بگذارد، اما نباید فراموش کرد که حفاظت و مدیریت چنین فضایی است که میتواند بر جرایم و ترس از جرم تاثیر گذارد. در حقیقت اثر بالقوه عدم استفاده از فضاهای شهری میتواند تسهیل کننده فعالیتهای جنایی باشد. “فرایند ارزیابی سه مرحلهای” موسوم به نگرش سه بعدی میتواند اصولCPTED را در توسعه و نوسازی اجتماع یکپارچه سازد. تعیین مرز مربوط به ایجاد استفاده هدفمند از منطقه و آن رفتارهایی است که مجاز خواهند بود.(Cozen,2002:133)
کراو(1997) نه استراتژی عمده پیشگیری جرم از طریق طراحی محیطی را تعیین نمود. استراتژیهای مذکور در جدول(2-1) آورده شدهاند که اقتباس آنها را از اصول فضای قابل دفاع نشان میدهد. ملاحظه میشود دو تا از استراتژیهای پیشگیری جرم از طریق طراحی محیطی، زمانبندی و ارتباطات، عناصر غیر فضایی هستند و قابل مقایسه با فضای قابل دفاع نمیباشند.
2-3-1-11- نظریههای کانونهای جرم خیز48
اصطلاح مکانهای جرم خیز یا کانونهای جرم خیز49 بیانگر یک مکان با میزان بالای جرم است. محدوده این مکان بخشی از شهر، یک محله کوچک و یا چند خیابان مجاور یکدیگر و حتی ممکن است یک خانه یا مجتمع مسکونی باشد. تعریفی دیگر این اصطلاح را معادل مکانهای کوچک با تعداد جرم زیاد قابل پیش بینی، حداقل در یک دوره زمانی یک ساله دانسته است. این دیدگاه نخست به وسیله” شرمن”، “گارتین”، “برگر” در سال 1989 مطرح شد و بر پایه نوعی علت شناسی مکانی جرم استوار گردید. طبق این نظریه برخی محدودهها یا نقاط خاصی از شهر به دلیل وجود برخی عناصر کالبدی، اجتماعی، اقتصادی دارای تعداد جرم زیادی میباشند که گرههای شهری (پایانهها و ایستگاههای حمل و نقل شهری)، برخی گذرها و حواشی شهر دارای این خصیصه هستند(کلانتری، 1380 : 85). “کلارک” نیز “کانون‌های جرم‌خیز”را محدوده‌ای می‌داند که نسبت به محدوده‌های دیگر مردم برای درخواست کمک، بیشتر با پلیس تماس می‌گیرند. از نظر او کانون‌های جرم‌خیز می‌توانند میزان جرایم محلی را افزایش دهند (فلسون و کلارک، 1378: 15). مهمترین شکل نقاط جرم خیز مکانی است که دارای جرم بسیار زیادی میباشد. این مکان میتواند به صورت یک آدرس، گوشه خیابان، مغازه، خانه یاهر مکان و موقعیت کوچکی باشد.(Sherman etal,1989: 55)
به عبارت ديگر مناطقی که تراکم و انبوهی جرایم در آنها موج میزند را نقاط جرم خیز میگویند. پژوهشگران و پلیس در شیوههای بسیار متفاوتی از این اصطلاح استفاده میکنند. شماری از آنها آن را به مکانهای با تراکم بسیار شدید جرم اطلاق مینمایند. عده دیگر آن را به بلوکهای جرم خیز اطلاق میکنند و سایرین نیز خوشههایی از بلوکها را در این مورد در نظر میگیرند. همانند پژوهشگران جرم شناسان نیز تراکمهای رویدادهای منفرد را مورد بررسی قرار میدهند که نشانگر مجموعهای از جرایم مرتبط میباشد. همچنین آنها مکانهای کوچکی را مورد بررسی قرار میدهند که دارای مقدار بسیار زیادی از جرم و آشوب میباشند. تحلیلگران نیز محلات و خوشههای محلات با تراکم بالای سطوح جرم و آشوب مورد بررسی قرار میدهند و به دنبال پیوند این موارد با شرایط اجتماعی میباشند. رایجترین درک عمومی بر این باور است که کانونهای جرم خیز منطقهای است که دارای میزان بالاتری از حد متوسط رویدادهای آشوب یا جنایی میباشد یا منطقهای که در آن مردم دارای میزان بسیار بالاتری از حد متوسط از خطرات خشونت و جرایم میباشد. افزون بر این کانونهای جرم خیز دارای شدت و ضعف میباشد. برای نمونه نقاط سرد به مکانها یا مناطقی اطلاق میشود که میزان جرایم و آشوب و بینظمی پایینتر از حد متوسط میباشد. همچنین شماری از کانونهای جرم خیز ممکن است میزان وقوع جرایم،آشوب و بینظمی در آنها شدیدتر باشد.
مرکز کاهش بزهکاری، محدوده جرم خیز را به شرح زیر توضیح داده است :
– یک ناحیه جغرافیایی که در آن وقوع بزه از حد متوسط بالاتر است. یا ناحیهای که وقوع بزهکاری در آن نسبت به توزیع جرم در کل ناحیه متمرکزتر است. مطابق این تعریف مکان جرم خیز محدودهای مشخص و معین است که سهم زیادی از کل جرایم در کل محدوده مورد مطالعه را در خود جای داده است.
برخی تعریفهای دیگر مکانهای جرم خیز به قرار زیر است:
– نواحی کوچکی که در آن مکان ارتکاب جرم سهل و ساده باشد یا برخی اشکال متمرکز و مجتمع در توزیع بزهکاری یا تکرار جرم در مکان و محدودههایی که جرایم در زمان و مکان تجمع یابند.
با در نظر گرفتن تعاریف فوق میتوان دریافت تحلیل جغرافیایی کانونهای جرم خیز فرآیند نمایش، شناسایی و تعیین حدود محدودههای تراکم و تمرکز بزهکاری در سطح شهرهاست و سعی میشود ضمن شناسایی عوامل این تمرکز اقدام به ارائه راهبردها و سیاستهای مناسب جهت حذف یا کاهش اثر این عوامل نموده، از وقوع بزه در این مکانها در آینده پیشگیری نماید. بخش دیگر این فرآیند تعیین اولویتها و نحوه تخصیص بهینه منابع اعم از نیروهای انسانی، تجهیزات و امکانات پلیسی جهت کاهش بزهکاری در این محدودهها میباشد. بایستی این نکته را نیز در نظر داشت که مکانهای جرم خیز واجد برخی عناصر کالبدی و شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاص هستند که میزان ارتکاب جرم در آنها بسیار بالاتر از متوسط کل بزهکاری در شهر میباشد. شرمن اعتقاد دارد در گرههای شهری چون پایانههای مسافربری، ایستگاههای حمل و نقل و برخی گذرها و معابر یا برخی مناطق حاشیهای شهر احتمال شکلگیری کانونهای جرم خیز بیشتر است.
اصطلاحات فرعی دیگری نیز در ارتباط با کانونهای جرم خیز ارائه گردیده است که عبارتند از:
– نقاط جرم خیز یا نقاط داغ 50
به محدودههای مشخص و با ابعادی کوچکتر از مکانهای جرم خیز اطلاق میشود. در واقع این واژه به تمرکز جرم در برخی مکانهای شهری اشاره دارد و نشان دهنده آن است که در برخی نقاط مشخص(مثلاً یک مغازه یا یک مرکز فساد خانگی) به دفعات عمل مجرمانه تکرار میشود.
– مسیرهای جرم خیز یا مسیرهای داغ51
به محدودههای وسیعتر از نقاط جرم‏خیز گفته میشود و دلالت بر تمرکز بزهکاری در طول یک خیابان یا مسیر عبور و مرور دارد.
– نواحی جرم خیز یا نواحی داغ 52
منظور تمرکز بزهکاری درون یک محدوده جغرافیایی شامل یک ناحیه یا بخش یا محله شهری است که وسعتی به مراتب بیش از نقاط و مسیرهای جرم خیز دارد(توکلی،1384: 65).
– اموال یا اشیاء در معرض بزهکاری مکرر 53
به برخی کالاها یا اموالی اطلاق میشود که مطلوب بزهکاران بوده و براي آنان جذابیت فراوان دارد و معمولاً این اموال یا اشیاء به طور مستمر هدف اعمال مجرمانه آنها قرار میگیرد. به عنوان مثال تلفن همراه یا ضبط خودرو از جمله اینهاست.
– مردم در معرض بزهکاری مداوم 54
به شهروندانی اطلاق میشود که به کرات در معرض اقدامات مجرمانه قرار میگیرند. ملاحظه میگردد دو اصطلاح اخیر ناظر بر مکان مشخص نبوده بلکه بر اشیاء یا افرادی دلالت دارد که به طور مداوم و مکرر هدف اعمال مجرمانه قرار میگیرند. و در این مورد نه مفهوم جغرافیایی یا مکانی، بلکه منظور نوعی تمرکز بزهکاری بر فرد یا شئ میباشد که قربانی بزه و اقدام مجرمانه بزهکاران میشود و به نظر میرسد با مفهوم کلی و تعریف جامع مکانهای جرم خیز که در آن تمرکز جغرافیایی مد نظر میباشد منافات دارد(همان: 66).
2-3-2- رویکردهای مرتبط با کانون های جرم خیز
مکان های خاص و کوچک: این نگرش ها علت بروز وقایع مجرمانه را در مکان های خاص و کوچک شرح می دهد. این رویکرد با جرایمی سر و کار دارد، که در پایین ترین سطح تحلیل، یعنی مکان های خاص اتفاق می افتد و به جستجوی وقایع خاص می‏پردازد و چنین پرسش‏هایی را مطرح می سازد: از چه مکان هایی سرقت می شود و در چه مکان هایی سرقت رخ نمی دهد؟ در چنین سطحی، جرایم در حد نقاط اتفاق می‏افتد؛ در نتیجه واحد تحلیلی مناسب، نشانی ها، گوشه های خیابان و دیگر مکانهای بسیار کوچکی است که به طور معمول روی نقشه به صورت نقطه نشان داده می شود.
خیابان ها و معابر:رویکرد های مربوط به خیابان به جرایمی مربوط میشود که در سطح بزرگتری نسبت به مکان های خاص مانند، خیابان یا بلوک اتفاق می افتد. ولگردی و روسپی گری مثال هایی از این نوع است. در این سطح از تحلیل، تحلیل گر چنین پرسش هایی را مطرح می کند: در کدام خیابان ها، روسپی ها بیشتر دیده میشوند و در کدام خیابان ها دیده نمی شوند؟ واحد تحلیلی مناسب، قسمتی از خیابان ها، معابر و بخش هایی از بزرگراه ها است که بر روی نقشه به صورت خطوط منحنی، خمیده یا مستقیم نمایش داده می شود.
محله ها و نواحی کوچک: بعضی نظریه های جرم، تفاوت بزهکاری را در سطح محله ها در نظر می گیرند. محلات در سطحی بالاتر از مکان یا خیابان، با محدوده های بزرگ سروکار دارد. در اینجا، تحلیل گر به چنین پرسش هایی پاسخ می دهد: کدام نواحی در اختیار گروه های تبهکار قرار دارد و کدام نواحی این گونه نیست؟ واحد تحلیلی مناسب، کاملاً متغیر است و می تواند شامل چند بلوک، محله یا حوزه های آماری و مانند آن باشد. در این سطح از تحلیل، از اشکال دو بعدی مانند بیضی، چهارضلعی و چندضلعی ها برای نمایش رفتارهای مجرمانه روی نقشه استفاده می شود. اقدامات پلیسی در این سطح دقت مکانی کمی دارد، زیرا عموماً محدوده بزرگ تر از آن است که امکان انجام گشت های متمرکز و مؤثر، میسر شود.
نواحی بزرگ: نظریه های دیگری نیز برای تشریح تفاوت میان الگوهای تمرکز جرم در سطوح بسیار وسیع تری ارائه شده است. برای مثال، نظریه های بزهکاری در مورد شهرها و منطقه ها متفاوت است. در سطح شهر، اقدامات پیشنهادی می تواند شامل تغییر در اقتصاد شهر، نظام حمل و نقل، سطح تحصیلات، امکانات رفاهی و سیاست های مربوط به تفریح و سرگرمی باشد. در سطح منطقه ای یا چند حوزۀ قضایی، اقدامات پیشنهادی برای رویارویی با تمرکز جرم می تواند شامل تغییرات اجتماعی یا تغییر سیاست هایی در مقیاس بزرگتر باشد. هرچند این نظریه ها قابل توجه است، اما برای ادارات پلیس محلی، چندان کارایی ندارد. (اک و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع انسجام اجتماعی، ترس از جرم، نظام اخلاقی، توزیع فضایی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع جرم شناسی، پیشگیری از جرم، ترس از جرم، ارتکاب جرم