منابع پایان نامه با موضوع حقوق مدنی، حقوق انسان، حقوق انسانی، فقه سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

فراوانی از جمله حق ارث، حق حضانت، …… حائز اهمیت است.
در اندیشه اسلامی، زنان و مردان در حقوق انسانی خود عموما مشترک هستند ولی در مراحل اقدام و اجرا ممکن است تبعیضهایی صورت گیرد. که از جمله این قوانین میتوان به مساله شهادت، قضاوت، تابعیت و…..اشاره کرد.

1-3-جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق:
پژوهشهای فراوانی در مورد حقوق مدنی زن به صورت عام و کلی انجام شده است ولی به ندرت به مساله نسبی بودن آن با توجه به مقتضیات زمان و مکان در تدوین قوانین مربوطه پرداخته شده است.
1-4-اهداف تحقیق:
1-تاکید بر ضرورت تحول در بعضی از مواد قانونی که با مقتضیات زمان و مکان سازگاری ندارد به همراه پایبندی به اصول.
2-اصلاح و تعدیل مواد قانونی که موجب بیعدالتی و تضییع حقوق زن در عصر حاضر میشود. تفکیک میان قوانین برآمده از دین و قوانین حاصل از سنتهای اجتماعی و فرهنگی.
1-5-سؤالات تحقیق:
1-حقوق مدنی زن شامل چه موضوعاتی است؟
2-آیا مقتضیات زمان و مکان بر حقوق زن و نسبی بودن آن موثر است ؟
3-در چه مواردی حقوق زن با توجه به زمان و مکان تغییر یافته است؟
4-با توجه به شرایط کنونی جامعه لزوم و تعدیل چه قوانینی احساس میشود که تاکنون تغییر نکردهاند؟

1-6-فرضيه‏هاي تحقیق:
1-حقوق مدنی زن شامل موضوعاتی از جمله نفقه، مهریه، حضانت …میشود.
2-در بعضی از موارد حقوق زن با توجه به مقتضیات زمان و مکان نسبی است .
3-حقوق زن در بعضی موارد از جمله، سن ازدواج، ارث، طلاق، حق حضانت…….تغییر یافته است .
4-به نظر میرسد در بعضی از موارد قانونی از جمله، تابعیت، اشتغال همسر، ارث، حضانت، نفقه …. با توجه به شرایط کنونی جامعه نیاز به تغییر و تعدیل وجود دارد.

1-7-تعریف واژهها و اصطلاحات:
کلید واژهها: حقوق مدنی، حقوق زن، مقتضیات زمان، مقتضیات مکان، فقه، نوآوری
حقوق مدنی: مجموعه قواعدی است که احوال شخصیه شهروندان یک جامعه را تعیین میکند. مالکیت خصوصی و حقوق اصلی را که شهروندان میتوانند در برابر هم بدست آورند (ساکت، 49:1376).
حقوق زن: عبارت است از امتیازاتیاند که برای زنان بالغ و نابالغ در حدود احکام قانون و شریعت به رسمیت شناخته شده است.
مقتضیات مکان: تغییر شرایط زندگی با توجه به جوامع و فرهنگهای گوناگون یعنی مقتضیات محیط و اجتماع و زندگی بشر
مقتضیات زمان: زمان چیزی است که دائما در حال گذشتن و آمدن است، و در هر لحظهای، در هر وقتی و در هر قرنی، در هر چند سالی یک تقاضائی دارد(مطهری، اسلام و نیازهای زمان، ج1، 1391، ص112).
فقه: واژه «فقه»در لغت به معناي «فهميدن» و «درك كردن» است. فقه عبارت است از فهم دقيق و استنباط مقررات عملي اسلام از منابع و مدارك تفصيلي مربوط به آن و گاه به معناي مجموع مسائل شرعي عملي استنباط شده و آراي مستدل فقها نيز اطلاق ميشود(اخوان کاظمی، بهرام، امام خمینی و مقوله نوآوری در فقه سیاسی، 1378، ص10).
نوعآوری: غالباً مفهوم نوآوري را در كنار مفاهيم متقاربي مانند: «نوانديشي»، «نوگرايي» و يا مفاهيم بعيدتري همچون :«نوسازي»، «تجدد»، «تجددخواهي»، «مدرنيته»و«مدرنيسم» بهكار ميبرند كه نوعاً با يكديگر متفاوتاند اين در حالي است كه نوآوري به معناي ابتكار، خلاقیت، نوجویی، نوگویی و نواندیشی است و دربردارنده انديشهها و راهكارهاي نو و آراي جديد و ارائه راهحلهاي تازه براي مسائل كهن و به كارگيري نوعي ابتكار و بداعت است(اخوان کاظمی، بهرام، امام خمینی و مقوله نوآوری در فقه سیاسی، 1378، ص8).

1-8-روش تحقیق:
این پژوهش با روش کتابخانهای و فیشبرداری و توصیفی- تحلیلی انجام میپذیرد.

فصل دوم
تاریخچه حقوق زن
در گذر زمان

2-1- تعریف حق
2-1-1- تعریف لغوی حق
«”حق” در لغت به معناي«راست و درست»، و در مقابل باطل به معناي «ناراستی و نادرستی» است».1 «در مفاهیم عرفی حق علاوه بر مفاهیم «بهره ونصیب» به معناي «وظیفه و تکلیف» نیزمیباشد. یعنی هر کس علاوه بر اینکه میتواند از حقوق و امتیازات در نظر گرفته شده براي او، دراجتماع و عرف استفاده نماید در مقابل نسبت به دیگران نیز وظیفه و حقوق متقابل دارد».2
معنای حق در مقابل باطل است،همانطورکه در سوره مبارکه حج آیه شریفه 61 آمده است:
«ذلک باّن اللّه هو الحق و انّ ما یدعونَ مِن دونهِ هو الباطل» و آن به این خاطر است که تنها خدا حق است و آنچه که غیر از خدا میخوانند آن باطل است.
2-1-2- تعریف اصطلاحی حقوق
«حقوق در اصطلاح گاه مقصود از حقوق شاخهای از علوم انسانی است و موضوع آن بررسی قوانین موضوعه، تحلیل قواعد حقوقی و سیر تحول آنهاست. و گاهی از واژه حقوق به عنوان کلمهای مفرد استفاده میشود که منظور از آن مجموعه مقرراتی است که بر افراد یک جامعه در زمان معینی حکومت میکند، خواه در رابطه افراد با یکدیگر باشد و یا رابطه افراد با دولت و حتی روابط دولتها با هم». 3 حقوق شاخههای دارد که یکی از مهمترین آنها حقوق مدنی است:
2-1-3- تعریف حقوق مدني
«حقوق مدنی مجموعه قواعدي است كه احوال شخصيه شهروندان يك جامعه را تعيين مي‌كند، مالكيت خصوصي و حقوق اصلي را كه شهروندان مي‌توانند در برابر هم به دست آورند و راه‌‌هاي كسب، انتقال و زوال آن حقوق را سازمان مي‌دهد. ».4
در يك نگاه، قلمرو حقوق مدني به چهار دسته کلی تقسیم میشود که عبارتند از:
1- اشخاص و خانواده، 2- مالكيت 3- قراردادها و مسئوليت‌هاي مدني 4- ارث. 5
2-2- تاریخچه حقوق زن در تمدن های باستان
در سیر تاریخی از آغاز آفرینش تا به امروز، در تمام سرزمینها، اقوام، آیینها فرهنگها، اجتماعات و فلسفههای گوناگون، از یک زاویه به زن نگریسته نشده است. به عبارت دیگر، زن در هر سرزمین، فرهنگ و فلسفهای با شخصیتی متفاوت وگاه متضاد شناخته شده و میشود. نگرش به زن در برخی فرهنگها چنان منفی و دور از واقعیت بوده که وی را عاری از روح انسانی دانسته و او را از قلمرو انسانیت و برخورداری از شخصیت انسانی خارج کردهاند. همین بینش و تفکر سبب شده است گروهی از انسانها در گذشته و حال، با زن به مثابه ابزار مادی صرف برخورد کنند.
. «در کل زن در دیدگاه غیر اسلامی، حتی در تفکر معاصر غرب، به مراتب محرومتر و مظلومتر از مرد-بوده وهست تا جایی که در برخی از قبایل، پس از مرگ شوهر، زن را میکشتند و در کنار قبر شوهر دفن میکردند و برخی دیگر را زنده در گور شوهر دفن میکردند».6
به طور اجمال میدانیم که وضعیت زن از بدو پیدایش اجتماعات بشری تا کنون، رو به بهبود رفته و چنین وضعیتی با گذشتن از سه دوره تاریخی حاصل شده است:
«دوره اول،دوره وحشیگری و بتپرستی:زن در این دوره، موجودی در ردیف اشیای قابل تملک، مانند غلامان بود؛ در نتیجه، هیچ گونه حیثیت واختیاری نداشت. مرد میتوانست او را قرض دهد یا بکشد و با کوچکترین بهانه، شدیدترین مجازاتها را در مورد او بکار گیرد. آثار و بقایای این دوره، هنوز در آفریقا و منطقه سرخپوستان آمریکا باقی است.
دوره دوم، دوره تمدنهای یونان، مصر، روم و ایران است که ادیان توحیدی باعث شد علاوه بر ظهور تمدن، احساسات بشری نیز با علم و منطق تلفیق شود؛ بنابراین زن در این دوره عنوان انسان اطلاق میشد؛ اما از هر حیث تابع اراده مرد بود.
دوره سوم که با ظهور اسلام آغاز و زن به حقوق انسانی خویش نایل شد».7

2-2-1- زندگی زن در امتهاى پیشرفته قبل از اسلام
منظور از ملتهای متمدن و پیشرفته آن روز، ملتهایی هستند که با رسوم ملی و به یادگار مانده از طریق عادت، زندگی میکردند؛ بدون اینکه رسوم و عاداتشان مستند به کتابی یا مجلس قانونی باشد؛ مانند مردم چین و هند و مصر و ایران.8
در این امتها نیز زن استقلال، حریت و اراده در عمل نداشته و در همه شئون زندگی، تحت ولایت مرد بوده است؛ گرچه زنان در میان این گروها، مرفهتر از اقوام گذشته بوده و فیالجمله میتوانستهاند مالک باشند و مثلا ارث ببرند و اختیار ازدواج داشتهاند.
در این جوامع نیز مرد حق ازدواج با زنان متعدد داشت و زن بعد از مرگ شوهرش نمیتوانست شوهر کند و از معاشرت با دیگران در خارج از منزل غالبا ممنوع بود.
هر یک از این امتها بر حسب وضع خاص خود، احکام و رسوم خاصی داشتند. مثلا زن میتوانست در حکومت دخالت و یا با محرم خود ازدواج کند؛ ولی در چین، ازدواج، نوعی خود فروشی و مملوکیت زن محسوب میشد و از ارث محروم بود و با شوهر و فرزندان خود نمیتوانست بر سر سفره طعام بنشیند و چند مرد میتوانستند یک زن بگیرد؛ مثلا در هند از آنجا که معتقد بودند، زن یکی از اعضای مرد است، اگر مردی میمرد، او را نیز میسوزاندند. در هند، زنان را خصوصا در ایام حیض پلید و نجس میدانستند و زن برزخی میان انسانیت و حیوانیت بود.9
2-2-2- حقوق زن در جاهليت پيش از اسلام
با مطالعه و بررسی آثار باقیمانده در تاریخ جاهلیت درباره اوضاع زن و خانواده به دو رویکرد میرسیم. گروهی معتقدند که زن در عصر جاهلی جایگاه ممتازي داشت، با آزادي و شرافت زندگی میکرد و بااستقلال راي و اراده نقش فعال و تاثیرگذاري در خانواده و جامعه ایفا میکرد. اگرچه درطلیعه اسلام وجه مرد سالار و عصبیت جاهلی بر نظام اجتماعی عرب غالب بود اما گاه و بیگاه تاریخ نویسان از شرافت و آزادي واختیار و عفّت زنان سخن به میان آورده و اوضاع آن زمان را روشن و مناسب توصیف کرداند. واز زنانی مانند «خدیجه بنت خویلد»نام بردهاند که به لحاظ هوش و ذکاوت درامر تجارت همتاي مردان بوده و بسیاري از مردان قریش آرزوي همسري او را داشتهاند.
مشاوره با زنان در امور جنگی و پذیرش امان دادن زنان به جنگ جویان دشمن از دلائل عمده این رویکرد است.
گروه دیگر که شمارشان بیشتر است با استفاده از اخبار تاریخی متعدد و گزارش تاریک واسف باري از اوضاع زن در عصر جاهلی ارائه میدهند. به نظر میرسد آیات قرآن کریم، رویکرد دوم را تایید میکند.10در دوران جاهلیت، زنان گرفتار ننگآورترین شرایط و سختترین مصیبتها بودند. در سرزميني كه براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند. و زن را موجود بسيار حقير و وسيلهاي براي ازدياد نسل ميدانست به دختر دار شدن علاقهمند نبودند و اين عدم علاقمندي بين مردها زيادتر وجود داشت. آنها به حدى جاهل بودند كه وقتي به آنها اطلاع ميدادند كه صاحب دختر شده از شدت خشم رنگ چهرهشان بر میگشت.
«چنانكه در تاريخ آمده است، مهمترين دليل پست شمردن و ننگ شمردن دختر درميان جاهليت آن بود كه قبايل بيابان نشين عموما درمعرض جنگ و درگيري بودند و در صحنه جنگ،دختر توان جنگيدن و مبارزه ندارد. علاوه برآنكه در صورت شكست قبيله،دختران به اسارت دشمن در ميآمدند و به عنوان كنيز مورد تجاوز دشمن قرار ميگرفتند. اعراب در این دوران دختران خود را زنده به گور کرده و به این کار افتخار میکردند در ميان بعضى قبايل، رسم چنين بود كه زنان باردار به هنگام وضع حمل به نقطهاى دور از خانوادههاى خود در صحرا میرفتند و با كمك زنان ديگر به حفر گودال میپرداختند تا اگر نوزاد دختر باشد، كودك بیگناه را در ميان گودال دفن نماين و زحمت پدر در به خاك سپردن فرزند، كم شود. در نتيجه، با كشتن دختران بیگناه از تعداد زنان كاسته میشد و بالاجبار، هر سه يا چهار مرد با يك زن ازدواج میكردند. چنين ازدواجى را «ضمد» مینامیدند».11
زن، پس از وضع حمل، به ناچار، به شوهران خود مراجعه میكرد و از ميانشان پدرى براى فرزند خويش پيدا مینمود و نوزاد به هر كدامشان كه بيشتر شباهت داشت، تعلق میيافت و او پدرش محسوب میشد. در دوران جاهلی نسبت به زن ديدگاهي منفي وجود داشت.12
محرومیت از ارث و مهریه بارزترین محرومیت اقتصادي زنان در آن عصر بوده است. قاعده کلی بر آن بود تا فقط مردان که در دفاع از قبیله نقش اصلی دارند از این سهام برخوردار شوند. مهریه نیز به پدر یا ولی زن بخشیده میشد. در جزیرة العرب قبل از بعثت نبی مکرم اسلام زن پس از مرگ شوهر در شمار دیگر اموال و ثروت به پسرشوهر منتقل میشد.13
در صورت طلاق یا مرگ پدر، اولاد میتوانستند با همسر پدر ازدواج کنند و هنگامی که زنی از شوهر طلاق میگرفت، برای ازدواج مجدد میبایست از شوهر اول خود اجازه میگرفت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع قانون مدنی، حقوق زنان، تعدد زوجات، حقوق مدنی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع جهان بینی، حقوق زنان، روابط اجتماعی، فرهنگ و زبان