منابع پایان نامه با موضوع حقوق زنان، قانون اساسی، حقوق انسانی، کمال انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

فقهی- حقوقی است که در عین توجه به بسترهای اجتماعی مبتنی بر زمان و مکان، جایگاه هنجارهای برتر و گذشته را نیز کتمان نمیکند.در این رویکرد فقیه و به طریق اولی حقوقدان باید ارتباط و همبستگی حقوق و جامعه را بپذیرد و قبول کندکه روابط و نیازهای اجتماعی دگرگون میشود و در نتیجه آن و به همراه آن باید دگرگونیهای حقوقی روی دهد و در نتیجه این تحولات فقیهان نیز به تغییر فتاوای خود در حوزه فقه اجتماعی پرداخته و احکام متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی صادرکنند.»214
اجتهاد در قرن بیستم، خواه ناخواه با اجتهاد در قرون قبل تفاوت دارد.بسیاری از این تحولات در امر اجتهاد قهری وناخودآگاهانهاند. اگر اجتهاد با ظوابط مشخص و در چارچوب معقولی به حرکت پویای خود ادامه ندهد،دچار ضعف و سستی میشود؛ و معضل عدم تطابق دین با نیازهای زمان خود را مینمایاند.215
چون اجتهاد متناسب با مقتضیات زمان و مکان، زندگی اجتماعی را هدایت می کند، به سه امر نیازمند است:
نخست: فهم عنصر ثابت؛
دوم: درک متغیرها، نیازها و سرشت هر مقطع زمانی؛
سوم: تعیین حوزۀ صلاحیتها و حدودی که از اختیارات ولی امر است.
شهید صدر در حوزه سوم، مفهوم «منطقه الفراغ» را ابداع کرد
«منطقۀ فراغ، کاستی و سستی در شریعت نیست، بلکه از نقاط قوت آن است به گونه ای که شارع این حوزه ها را رها کرده است تا در حیطۀ اختیارات حاکم اسلامی باشد و با احکام حکومتی، آن مناطق را اشراب کند.در این صورت، حاکم اسلامی با خالی بودن ناحیه هایی که شارع آنها را وانهاده است، به حسب مقتضیات زمانی و مکانی،احکامی صادر میکند.»
اجتهاد در فقه شیعه، به حاکم جامعۀ اسلامی این توانمندی را می دهد تا با درنظرگرفتن نصوص دینی و نیازهای زمانه، رویکرد اصیل و انعطا فپذیری را برگزیند وسبب پویایی و کارآمدی آموزه های دینی در گسترۀ اجتماعی شود، حاکم در این شأن،خود یک قانونگزار است، نه مستنبط حکم قانونگزار دیگری.216
3-14- تفسیر جدید از اجتهاد درتغییر حقوق زن
در نگاه روشنفکران دینی، احکام دینی گذشته را که در شرایط خاص زمانی به دست آمده است، نمی توان به شرایط متحول امروزی سرایت داد، زیرا آنها کارآمدی لازم وقدرت پاسخ گویی و رفع نیازهای عصر جدید را نخواهند داشت.
بنابراین، فقها، مفسران و اندیشمندان روشنبین در عصر حاضر، عموماً بر ضرورت شناخت اجتهادی حقوق زنان نظر دادهاند.همیاری و همدلی آنان با حق خواهی زنان ایران چنان است که با استناد به پویایی فقه و ظرفیت و قابلیت آن برای فهم مقتضیات اجتماعی وقانونگذاری، مواضع خود را همسو با ضرورت بازنگری در قوانین اعلام میکنند و شجاعانه بر ضرورت الغای قوانین تبعیضآمیز علیه زنان تأکید می ورزند.217
از سخنان فوق، به خوبی آشکار میشود که مراد از اجتهاد جدید چیزی جز تغییر در حقوق دینی زنان، همسو با مبانی و مقتضیات مدرنیتهی غربی و تحولات جامعهی جهانی نمیباشد.
3-15- تاثیر زمان و مکان از دیدگاه فقها
بی توجهی به زمان ومکان و ناآگاهی از اوضاع روز جهان و مسائل نوپیدا به طور طبیعی اظهار نظرهای نادرستی در پی خواهد داشت.اطلاع از اوضاع و جریانات زمانه به فقیه امکان پیش بینی و بینش لازم را می دهد تا پیشاپیش به استقبال حوادث رفته و با بهره برداری از فرصت های مساعد در تنگناهای رخدادها گرفتار نیاید.در اهمیت آشنایی با زمان همین بس که امام صادق علیه السلام فرموده اند»العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابل: »یعنی آن کس که زمان خود را بشناسد اشتباهات او را مورد هجوم قرار نمی دهد.یعنی آن که نمیداند در جهانی که زندگی می کند چه می گذرد و چه عواملی دست اندرکار ساختن جامعه است هرگز نمی تواند به مقابله با نیروهای مهاجم برخیزد و یا از فرصتهای طلایی زودگذ ر اغتنام جوید تأثیر شرایط اجتماعی در فتوای فقیهان و تفسیر آنها از روایات کمتر نیست.فقیهان از زمانهای دور به این امر آگاهی داشتهاند.
اینک گزیدههایی از کلمات فقیهان در این زمینه ذکر میکنیم:
محقق اردبیلی)متوفای 993 ه( –
«وی میگوید: هیچ حکمی کلیت ندارد؛ زیرا روشن است که احکام به اعتبار خصوصیات اوضاع احوال زمانها و اشخاص مختلف تغییر میکند و امتیاز عالمان و فقیهان از غیر آنها به واسطه استخراج همین اختلافات و انطباق آن بر مصادیقی است که از شرع مقدس اسلام گرفته میشود.»218

صاحب جواهر)متوفای 1266 ه( –
«ایشان در موارد متعددی تأثیر شرایط زمانی و مکانی نشأت یافته از اختلاف عادات و رسوم دراحکام را یادآور شده که در اینجا بهطور اجمال اشاره میشود.ایشان در پایان مبحث مکیل و موزون نظر نهایی خود را چنین ابراز داشته«قویترین قول این است که عرف عمومی را در این مسأله درنظر بگیریم و عرف هم با اختلاف زمان و مکان تغییر میکند.»219

شهید اول محمدبن مکی عاملی)متوفای 786 ه( –
او میگوید: تغییر احکام به سبب تغییر عادات اجتماعی مردم جایز است.چنان که در پولهای رایج و اوزان
متداول نفقه همسر و نزدیکان چنین است.چون در این موارد احکام تابع عادت و شیوه ی زندگی مردم در هر زمان است.اختلاف زن با شوهر در مورد گرفتن مهریه، پس از نزدیکی از این قبیل است.زیرا طبق روایتی که وارد شده سخن زوج مقدم است و عادت گذ شتگان هم این گونه بوده که قبل از نزدیکی مهریه را پرداخت میکردند.
از همین قبیل است چنانچه شوهر پیش از نزدیکی چیزی به زن بدهد مادامی که به مهریه نبودن آن اشاره نکرده باشد مهریه محسوب می شود.زیرا عادت اجتماعی مردم در آن زمان چنین بوده که مهریه را پیش از نزدیکی پرداخت میکردهاند اما امروزه بایستی سخن زن مقدم شود و آنچه را داده است جزو مهرالمثل حساب گردد.مرحوم شهید با این عبارت که«بایستی سخن زن مقدم شود»به مسأله اختلاف زن و شوهر در موردی اشاره کرده که زن پس از نزدیکی ادعا کند که هنوز مهریه را در یافت نکرده است اما شوهر ادعا کند که مهریه را پرداخت کرده است.در این زمینه حسن بن زیاد روایت کرده است که هرگاه زن پس از نزدیکی مهریه را بخواهد و مرد بگوید پرداخت کرده ام زن باید بینه اقامه کند ودر صورت نداشتن بینه مرد برای صحت سخن خود سوگند یاد کند.ولی گروهی از فقیهان این روایت را بر زمانی حمل کردهاند که عادت مردم این گونه بوده که مهریه را پیش از نزدیکی پرداخت میکردند، وگرنه اقامه بینه به عهده مرد است نه زن220.
شهید مطهری)ره(
مسئله تحولات زمان و ثابت بودن ضوابط و قوانین اسلامی مسئله ای است که همواره این شبهه را ایجاد میکند که چگونه می توان این ثابت را با آن متغیر تلفیق کرد.مسئله زمان و تغییر و تحول مسئله درستی است اما ظرافتی در آن است که اغلب به آن بی توجه می مانند.فرد انسان و همچنین جامعه انسانی حکم قافلهای را دارد که دائماً در حرکت و طی منازل است.فرد و جامعه هیچکدام در حال سکون و ثبات و یکنواختی نیستند بنابراین اگر بخواهیم انگشت بر روی یکی از منازل بگذ اریم وجامعه بشر را در یکی از منازلی که برای مدت کوتاهی توقوف کرده برای همیشه ثابت نگه داریم بدون شک بر خلاف ناموس طبیعت عمل کردهایم.اما باید توجه داشت که فرق است میان منزل و میان راه منزل تغییر می کند آیا راه هم لزوما تغییر میکند؟ آیا مسیر جامعه انسانی که همه قبول دارند که یک مسیر تکاملی است آیا آن هم تغییر میکند؟ به بیان دیگر آیا راه هم در راه است؟ و آیا بشر و جامعه ی بشری هر روزی در یک جهت و در هر مرحلهای از مراحل در یک مسیر جدید و به سوی یک هدف تازه حرکت میکند؟ سئوال اساسی این است: آیا انسانیت انسان، ارزشهای انسانی،کمال انسانی واقعیتهای متغیر و متبدلی هستند؟ یعنی همانطور که لوازم زندگی و ماهر تمدن روز به روز فرق می کنند آیا معیارهای انسانیت هم روز به روز فرق می -کنند؟ آیا چیزی که یک روز معیار انسانیت بود روز دیگر از ارزش میافتد و چیز دیگری که نقطه مقابل اولی بود معیار انسانیت میشود؟
انسان به حکم اینکه خط سیر تکاملش ثابت است یک سلسله معیارها دارد که به منزله ی نشانه های راهند.درست همانگونه که در یک بیابان که حتی کوه و درختی ندارد نشانه هایی می گذ ارند که راه را مشخص کنند این نشانهها و این معیارها همیشه نشانه و معیار هستند و دلیل و ضرورتی ندارد که تغییر بکنند.
انسان از روزی که در زمین پدیدار شده است نوعیت او از آن جهت که انسان است تغییر نکرده و او به نوع دیگری تبدیل نشده است.به همین دلیل یک سلسله اصول ثابت که مربوط به انسان و کمال اوست خط سیر انسانیت را مشخص می سازد و بر زندگی او حاکم است و از آنجا که انسان درچنین مسیری حرکت میکند و در آن منازل مختلف را میپیماید به واسطه ی اختلاف منازل احکام مربوط به هر منزل با منازل دیگر متفاوت خواهد بود همین امر او را ناگزیر می سازد که در هرمنزل به شیوهای خاص متفاوت با دیگر منازل زندگی کند.اسلام برای نیازهای ثابت قوانین ثابت-و برای نیازهای متغیر وضع متغیری در نظر گرفته است.221
شیخ محمد حسین کاشف الغطاء )1294-1373 ه(
ایشان در «تحریرالمجله «ودر ذیل ماده ی 39 که در آن آمده است: تغییر احکام به واسطه تغییر زمان، مردود نیست»، میگوید: پیشتر گفتیم که یکی از اصول مذهب امامیه این است که احکام تغییر نمی کند مگر با تغییرموضوعاتش و تغییر موضوعات هم یا به واسطه زمان انجام می پذ یرد و یا به واسطه مکان و اشخاص.بنابراین احکام تغییر نمیکنند و دین خدا نسبت به همه مردم یکسان است و در سنت خدا تبدیلی نمییابی و حلال محمد)ص (تا روز قیامت حلال و حرام او تا روز قیامت حرام است.آری با حالات مختلفی که بر یک فرد عارض می شود از قبیل بلوغ، رشد، سفر، اقامت در وطن فقر و بی نیازی و امثال اینها حکم الهی هم در حق او تغییر می کند؛ و در همه این موارد تغییرموضوع باعث تغییر حکم میشود.باید در این مسئله دقت شود تا امر مشتبه نگرد.
ظاهراً منظور کاشف الغطاء از این عبارت که «تغییر موضوعات یا به واسطه زمان انجام می پذ یرد و یا به واسطه مکان و اشخاص، بنابراین احکام الهی تغییر نمیکنند»این باشد که گذ شت زمان به خودی خود باعث تغییر حکم شرعی نمی شود اما همانگونه که بیان شد اگر گذ شت زمان موجب عروض عناوینی شود که این عناوین باعث تغییر موضوع آن حکم شود بدون شک حکم الهی تغییرخواهد کرد.خود وی هم در نیل کلامش به این مطلب اشاره کرده است.222

فصل چهارم
حقوق زن در گذر تحولات حقوقی

4-1- جايگاه زن در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
قانون اساسي در مفاهيم تحكيم بنيان خانواده، ارزش و اعتبار اساسي برای زن قائل است، كه در آرمان تربيتي خانواده نقش بسزايي را از خود به منصه ظهور مي‌رساند: «خانواده واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است و… زن در چنين برداشتي از واحد خانواده، از حالت(شيئي بودن) و يا ابزار كار بودن) در خدمت اشاعه مصرف‌زدگي و استثمار خارج شده و ضمن بازيافتن وظيفه خطير و پرارج مادري در پرورش انسان‌هاي مكتبي، پيش‌آهنگ و خود هم‌رزم مردان در ميدان‌هاي فعال حيات مي‌باشد و در نتيجه پذيراي مسئوليتي خطيرتر و در ديدگاه اسلامي برخوردار از ارزش و كرامتي والاتر خواهد بود».223
برخی معتقدند که قانون اساسی هویت اصلی زنان و حقوق انسانی آنان را فقط در جهت ایجاد بنیادهای اسلامی مشروع میداند و بنابر این حقوق زنان را به طور مستقل مورد توجه قرار نداده است بلکه از آن به عنوان یک ابزار جهت نیل به اهداف خود استفاده میکند.224 برخی نیز عقیده دارند که نگرش قانون اساسی به زن مبتنی بر نقش سنتی زنان در جامعه یعنی مشارکت آنان در تشکیل خانواده است و به عبارت دیگر زن به مناسبت همسر و مادر بودن مورد توجه قرار میگیرد.225
«قانون اساسي براي رسيدن زن به جايگاه واقعي، دولت را مكلف مي‌نمايد كه با تدابير لازم نسبت به حصول مطلوب حقوق زنان تلاش نمايد.
به موجب اصولِ قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات، با رعایت موازین اسلامى، تضمین نماید. امورى كه دولت مكلف به انجام دادن آنهاست
1- ایجاد زمینه‌هاى مساعد براى رشد شخصیت زن و احیاى حقوق مادّى و معنوى او.
2-حمایت مادران، بخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزندان، وحمایت از کودکان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع طبیعت انسان، قضیه حقیقیه، قوانین موضوعه، نظام سیاسی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع قانون مدنی، زنان ایرانی، زنان ایران، حقوق ایران