منابع پایان نامه با موضوع حقوق بشر، کرامت انسان، حقوق کودک

دانلود پایان نامه ارشد

به مدارس نسبت به ثبت نام فرزندان خود اقدام مي کند.
در نقاط مختلف کشور کودکاني هستند، که بنا به دلايلي از تحصيل محرومند و هيچ کس براي ثبت نام آنان در مدارس اقدام نمي کند و به فراموشي سپرده شده اند.
محيط آموزش، علاوه بر اينکه به شخصيت طفل ارزش مي دهند، زمينه را براي پرورش استعدادهاي او فراهم مي گرداند. اين در صورتي امکان دارد که به اولياي مدرسه، معلم و… نمونه اي از رشد وکمال باشند. مخصوصاً در دوره دبستان که اين دوره بيشتر بر شخصيت طفل تأثير دارد و در شکل گيري صحيح مسير آينده او مهم است.
اولياي مدرسه بايد طوري با کودکان برخورد کنند، که علاقه آنان در يادگيري و کسب کمال بيشتر بسازند و محيط آموزش و پرورشي فوق العاده‌اي براي آنان فراهم سازند. در اين سازندگي، محيط سالم و امن و کامل رويت هم نقش مهمي براي فراهم کردن آن دارد. که محيط آموزشي با امکانات لازم براي کودکان فراهم سازد. زيرا آموزش و پرورش براي کودکان امري اساسي و ضروري است و نبايد از اين حق مهم آنان چشم پوشي کرد. کودک حق دارد از تعليم و آموزش به نحو احسن برخوردار شود. والدين در پناه، حمايت دولت بايد اين شرايط را براي کودکان خود محيا سازند. براي آماده سازي کودکان در زندگي توأم با مسئوليت در يک اجتماع آزاد نياز است که از حق آموزش برخوردار باشند و اين را هم بايد در نظر داشته باشيم که يک دولت با ميزان بي سوادي بالا يا ميزان ثبت نام ابتدايي پايين يا دولت هايي که داراي سيستم شهريه براي آموزش ابتدايي هستند، به نظر مي رسد که تعهداتشان را براي تأمين حداقل استاندارد مورد نياز حق برآموزش انجام داده باشند. با اين حال نقض تعهداتشان را تنها زماني ميتوان ثابت نمود، که دليل روشني وجود داشته باشد، مبني بر اين که دولت مربوطه حداکثر تلاشش را در جهت ريشه کني بي سوادي و تأمين آموزش ابتدايي رايگان و اجباري با توجه به امکانات و منابع موجودش به خرج نداده است. (نوواک، 1390: 242)
والدين يا ساير سرپرستان کودکان، مسئوليت در جهت تضمين شرايط زندگي مناسب براي پيشرفت کودکان در چارچوب توانايي ها و امکانات عالي خود برعهده دارند و چون با آموزش، استعدادهاي کودکان پرورش مي يابد، بايد سعي شود محيط آموزشي مناسب براي تمام کودکان فراهم گردد و در جهت شرايط آموزشي بهتر و راحت تر برايشان تلاش کنيم و در تمام نقاط کشور امکان دسترسي به آموزش را فراهم سازيم.با اين اوصاف خيلي از کودکان در نقاط مختلف کشورهستند، که به دليل فقر اقتصادي مجبورند کار کنند و از درس مدرسه دور مانده اند و ديگر وقت درس خواندن را ندارند.
در نتيجه خود آسيب هاي اجتماعي جامعه به حساب مي آيند. وقتي تحصيلات نداشته باشند، صدر صد از نظر اخلاقي و رفتاري… شايسته يک جامعه نخواهند بود و همه به خود و هم به خانواده خود و هم به اجتماع و جامعه اي که در آن زندگي مي کنند، خواه ناخواه آسيب مي رسانند. در صورتي که اين کودکان بر اساس خواسته و ميل خود محيط مدرسه و آموزش و پرورش را ترک نکرده اند.
از آنجايي که آموزش و پرورش هدف و سمت و سوي کودکان را در زندگي مشخص مي کند و اينگونه کودکان از هدف اصلي خود و يک زندگي ايده آل دور مي مانند و در حالي که بايد پشت نيمکت‌هاي مدرسه بنشينند و آموزش يابند. به اجبار مشغول به هر کاري براي امر و معاش خود و خانواده خود هستند.
فراموش نکنيم که هزينه دور ماندن کودکان از محيط مدرسه و آموزش پرورش بسيار سنگين تر از هزينه تأمين تعليمات با کيفيت بدون تبعيض براي همه کودکان مي باشد.
البته عامل مهم عدم آگاهي و محروم بودن اين کودکان از آموزش و پرورش فقر اقتصادي آنان است. که باعث شده است آنها از محيط گرم خانواده و مدرسه و آموزش و پرورش دور شوند و سرنوشت شومي را برايشان رقم بخورد.
چه بسيار است فاصله ميان کودکاني که دوست دارند به مدرسه بروند و سر کلاس درس حضور پيدا کنند، امّا نمي توانند و کودکاني که تمام شرايط زندگي برايشان مهياست، اما به دليل عدم آگاهي و توجّه بيش از حدّ والدين به آنها نمي توانند از آن به درستي استفاده کنند.
زيرا همانطور که آموزش و پرورش در محيط مدرسه مهم است و تمام کودکان بايد از آن بهره‌مند شوند. آموزش در محيط خانه هم اهميت به سزايي دارد، که مي تواند بر کودکان تأثير فراواني بگذارد.
تأکيد بر حق آموزش و پرورش و والدين به عنوان صاحبان حق و ناديده نگاشتن حق خود کودک نسبت به آموزش و پرورش مشکل آفرين است و کودکان را از درک مفهوم حق خود بر آموزش و پرورش فاصله مي اندازد و آنطوري که بايد پرورش نمي يابند.
اگر چه اهداف و موضوع هاي آموزش و پرورش ممکن است مبتني بر شرايط تاريخي، سياسي، فرهنگي، مذهبي يا ملّي متفاوت باشند، امّا رعايت احترام به حقوق بشر بايستي تبديل به خصيصه اصلي افراد آموزش ديده شود. به عنوان مثال 143 دولت عضو ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي فرهنگي توافق نموده اند که آموزش بايستي به سمت توسعه کامل شخصيت و کرامت انسان و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادي‌هاي بنيادين سوق داده شود. مثلاً بند 1 ماده 13 ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مقرر مي دارد:” کشورهاي طرف اين ميثاق حق هر کس را به آموزش و پرورش به رسميت مي شناسند. کشورهاي مزبور موافقت دارند که هدف آموزش و پرورش بايد نمو کامل شخصيت انساني و احساس حيثيت آن و تقويت احترام حقوق بشر و آزادي هاي اساسي باشد. علاوه بر اين کشورهاي طرف اين ميثاق موافقت دارند که آموزش و پرورش بايد کليه افراد را براي ايفاي نقش سودمند در يک جامعه آزاد آماده سازد و موجبات تفاهم و تساهل و دوستي بين کليه ملل و کليه گروه هاي نژادي، قومي يا مذهبي را فراهم آورد و توسعه فعاليّت‌هاي سازمان ملل متحد را به منظور حفظ صلح تشويق نمايد.”
قوانين و اسناد بين المللي مقرر مي دارند که دولت ها موظف هستند، اطمينان حاصل نمايند که آموزش به سمت تقويت احترام و حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين هدفمند شده باشد. دولت ها در برنامه‌هاي آموزشي در سطوح ملي و بين المللي بايد چنين رفتار کنند، تا کودکان درست آموزش وپرورش يابند و زندگي خوبي در آينده در انتظارشان باشد و متعهد هستند، که به اعتبارات فلسفي و مذهبي والدين احترام بگذارند. زيرا يک آزادي است که والدين در چاچوب حق بر آموزش کودکان خود دارند. آموزش و پرورش طوري بايد هدايت شود، که شخصيت انساني هرکس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام، حقوق و آزادي هاي بشر را تقويت کند. آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقايد مخالف و دوستي بين تمام ملل و جمعيت‌هاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليت هاي ملل متحد را در صلح، تسهيل نمايد. (ايده، 260:1390)

تاريخ مبيّن آن است که آموزش هميشه به وسيله دو دلواپسي مهم مردم و فرهنگ‌ها مشخص شده است، يعني انتقال مهارت‌ها فني مورد نياز براي کسب مهارت در انجام وظايف زندگي روزانه و همچنين انتقال ارزش‌هاي مذهبي، فلسفي، فرهنگي، اجتماعي مردم و جوامع مربوطه به کودکان مي‌باشد. (نوواک،1390: 231)
با وجود نقش اساسي و مهم کودکان در جامعه حق آموزش به اندازه کافي براي آنان منعکس نشده است. در صورتي که يکي از مهمترين وظايف در قبال کودکان، مسئله تعليم و آموزش آن‌هاست. امّا متأسفانه هنوز با کمبود امکانات آموزشي در بسياري از نقاط کشور مواجه هستيم. در صورتي که حق بر دريافت آموزش حکومت ها را ملزم کرده است که تسهيلات کافي در اختيار کودکان براي آموزش و پرورش قرار دهند، و هيچ ماده قانوني را نمي توان يافت که به استناد آن، بتوان فردي (کودکان) را از حقّ مسلّم تحصيل و تعليم و تربيت در هر مرحله يا مقطعي محروم کرد بنابراين، سلب چنين حقّي از هريک از افراد جامعه، خلاف مقررات و قوانين به شمار مي آيد.
دولت ها بايد مکان هايي يا مؤسساتي را در تمام نقاط کشور مخصوصاً روستاها و مناطق پايين شهر براي آموزش کودکان معصوم ايجاد کنند و شرايط آموزش برايشان فراهم سازند. زيرا اين کودکان که در نقاط پايين شهر زندگي مي‌کنند، حتماً از وضعيت مالي کافي برخوردار نيستند. پس لوازم و وسايل آموزشي را برايشان مهيا سازند، تا آنها هم مثل ساير کودکان از حقّ خود بر آموزش برخوردار شوند و در آينده به پست و مقامي بالا برسند و باعث افتخار جامعه باشند.
کودکان نياز به حمايت دولت براي احقاق حقوق خود دارند. حق برآموزش يکي از حقوق بشري است، که در پيمان‌هاي بين المللي گوناگون و اسناد متعدد حقوق بشري به رسميت شناخته شده است. اعلاميه جهاني حقوق بشر ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي از مهمترين اسنادي است که بر حق آموزش تأکيد دارند و اين حقّ، هم اکنون يک حقّ بشري است. که بايد بدون هر گونه تبعيض در راستاي کرامت انساني براي همه افراد بشر فراهم گردد و دولت مکلف است با بهره گيري از همه منابع در دسترس، زمينه را براي بهره مندي شهروندان از آموزش فراهم کند.
آموزش و پرورش کودکان از اهميت بسياري برخوردار است و تنها با تلاش والدين و سرپرستان خلاصه نمي‌شود. بلکه دولت بايد نقش خود را به خوبي ايفا کند. زيرا مسئوليت اوليه براي اجراي حقوق کودکان بر آموزش و پرورش را دارند و دولت‌ها موظفند که قانون هايي به تصويب برسانند و اقداماتي انجام دهند، تا حقّ آموزش و پرورش کودکان برخلاف تعهداتشان انجام نشود. اجراي اين نقش، به اشکال مختلف صورت مي‌گيرد، مانند تصويب قوانين که مکان‌هايي يا مؤسساتي در تمام نقاط کشور حتي روستاها ايجاد کنند، تا کودکاني که به دلايلي نمي تواند، از تحصيل برخوردار شوند، شرايط براي آنان هم فراهم گردد و تمام کودکان قادر به احقاق حقّ خود به آموزش و پرورش با کيفيت بالا، در مدارس باشند، و در معرض کم توجّهي در نظام تعليم و تربيت قرار نگيرند. زيرا حق تعليم و تربيت دريچه اي براي تحقق ساير حقوق آنان مي باشد.
به همين جهت براي افزايش آگاهي نسبت به مقررات حقوق بشر و تضمين امکانات در يک جامعه آزاد و براي رسيدن به اين اهداف آموزش و پرورش درست کودکان، بايد تلاش کرد.

2-2 حق آزادي و شرکت در مجامع و اجتماعات:
وقتي حق آزادي مجامع مطرح مي شود، يعني آنکه هر کس حق تشکيل و پيوستن به مجامع، انجمن‌ها، احزاب و گروه هاي مسالمت آميز را دارد و هيچ کس را نمي توان مجبور به تشکيل يا عضويت در مجمع، انجمن، حزب يا گروه خاصي نمود. همچنين آزادي مجامع هم شامل همايش ها و اجلاس ها و نشست هاي خصوصي و هم شامل همايش‌هاي عمومي در معابر مي شود. اين آزادي نه تنها شامل همايش هاي ثابت است، بلکه همايش هاي متحرک و در حال حرکت و جنبش را نيز شامل مي شود. نه تنها به وسيله افرادي که عضو چنين مجامع، انجمن ها، احزاب و گروه ها هستند، قابل اعمال و اجرا مي باشد، بلکه علاوه بر اين به وسيله ديگر افراد غير عضو نيز مي تواند به شيوه اشتراکي اعمال و سازماندهي گردد. البته قيد مهمي که در کنار حق آزادي مجامع و انجمن ها غالباً ذکر مي شود، مبني بر به رسميت شناختن حق آزادي مجامع مسالمت آميز است. هدف اين بوده که مجامع غيرمسالمت آميز و آنهايي که هدفشان خشونت آميز و برهم زدن نظم عمومي و ايجاد بي نظمي عمومي باشد، را از دايره حمايتي اين حق خارج نمايد. بنابراين هر جا که بحث از آزادي مجامع مطرح مي شود، مراد آزادي مجامع مسالمت آميز خواهد بود. از اين جهت حق مزبور در شمار حقوق فردي به رسميت شناخته شده در نظام حقوق بشر ذکر مي گردد. از آنجايي که کودکان هم جزئي از افراد بشر هستند، بايد از اين حق برخوردار باشند. (دادخدايي، 1391: 2)
مشارکت اجتماعي و تشکيل اجتماعات کودکان با وجود ضرورت و اهميت نظري و عملي، مسئله مهم و پيچيده‌اي است که بر حسب بافت اجتماعي و فرهنگي هر جامعه تغيير مي کند. در فرهنگ ها و ساختارهاي جوامعي که بزرگسالان فرصت محدودي براي حضور جامعه داشته اند، براي اثرگذاري بر تصميم هاي جامعه مشارکت کودکان دشوارتر خواهد بود؛ زيرا يکي از موانع اصلي مشارکت، نگرش بزرگسالان نسبت به آن است که در چنين ساختاري رشد يافته اند. حل آن نيازمند برنامه هاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره رسول اکرم (ص) Next Entries دانلود پایان نامه درباره امثال و حکم