منابع پایان نامه با موضوع حضرت محمد (ص)، زبان فرانسه

دانلود پایان نامه ارشد

است و آن سعد اصغر است…. زهره با صفت زهرا آمده و نوازنده و خنياگر چرخ و فريبند‌ي هاروت و ماروت است (فرهنگ لغات و تعبيرات) به اين مناسبات در اشعار شاعران، به فراواني اشاره شده است:
زهره به دو زخم از سر نعش در رقص كشد سه خواهران را (2)
بربط: معرب Barbute ، يوناني Barbitos يكي از متداولترين و مهمترين سازهاي دوره‌هاي گذشته ي تاريخ ايران و عرب، طنبور مانندي است كاسه بزرگ و دسته كوتاه، عود (معين، به نقل از همان).
بربط ناهيد: چنگ ناهيد (زهره) نواگر چرخ (همان).
اثير: قصيده ي 1، بيت 48 .
نوا: پرده‌ي موسيقي عموماً، مقام، لحن (همان).
بين فلك، اثير و زهره و نيز بربط، تناسب وجود دارد.
بين بينوا و نوا، جناس مطرف وجود دارد.
معني بيت: ستاره‌ي ناهيد، -كه نوازنده و مطربه‌ي فلك است- در مقابل شرع پيامبر (ص)، بربط و عود خود را بر بالاي فلك و كره‌ي نار (بلندترين و دورترين مكان) انداخته و بينوايان فلك (احتمالاً ستارگان) را از نغمه و لحن و نوازندگي خود، محروم ساخته است (احتمالاً معني ديگر نوا: وسايل زندگي و روزي و فايده نيز در نظر شاعر بوده است).

34)كوه ايمان بود و ز خود يك نفس نگشاد از آنك بود از روح القدس آواز وز احمد صدا
نفس گشادن: كنايه از سخن گفتن؛ در جاي ديگر ديوان نيز چنين آمده است:
با كه گشايم نفس كاهل صفايي نماند در همه روي زمين بسته گشايي نماند.
(ديوان مجيرالدين، ص 225)
روح‌القدس: بيت 28
احمد (اسم خاص): حضرت محمد (ص)، پيامبر اكرم.
بين كوه و نفس گشادن (سخن گفتن)، آواز، صدا، احمد و نيز روح‌القدس (پيامبر با جيرئيل (ع) در كوهي سخن مي‌گفت) تناسب وجود دارد.
توضيح: اگر مقابل كوه آوازي سر داده شود، پژواك و بازگشت صوت (صدا) صورت مي‌گيرد.
معني بيت: پيامبر (ص) با وجود اينكه مثل كوهي از ايمان بود؛ از پيش خود سخن نگفت؛ زيرا كه جيرئيل 4) آواز سر مي داد و مثل بازگشت آواز از كوه، از پيامبر (ص) صدا و پژواك آواز جيرئيل (ع) شنيده مي‌شد.

35)چون نداي اركعوا افگند در گوش جهان مانده گردون تا قيامت در يكي ركعت دو تا
عبارت واركعوا، در قرآن آمده در سوره‌ي بقره آيه 43 و سوره‌ي حج آيه 48 و سوره‌ي مرسلات آيه 48 آمده است. (المعجم الاحصائي لالفاظ القرآن الكريم (المجلدالثاني). (دكتر محمود روحاني. ص130. ذيل اركعوا) و آيه‌ي نخستين چنين آمده است:”واقيمواالصلوه واتواالزكوه و اركعوا مع‌الراكعين”
(و نماز را به پاي داريد و زكوه بدهيد و با خداپرستان حق را پرستش كنيد) (آيه 43، بقره)
بين اركعوا و ركعت جناس اشتقاق وجود دارد./ گوش جهان:
توضيح: اشاره به خميدگي فلك و گردون دارد و نوعي حسن تعليل در بيت به كار رفته است.
معني بيت: چون پيامبر(ص) نداي اركعوا را در گوش مردم جهان خواند و فلك به خواسته‌ي ايشان، سر تعظيم خالق گيتي فرود آورد، در همان ركعت اول و ركوع اول تا قيامت در حال خميدگي ماند.

36)قاب قوسين از بها و فر او خورشيد پاش مشتري در قوس عاجز مانده زان فر و بها
قاب قوسين: به اندازه‌ي دو قوس كمان (مأخوذ از سوره‌ي نجم و در باره‌ي معراج حضرت پيامبر(ص) است).
كنايه از قرب حق و در اصطلاح عرفا مقام بس بلند و رفيع. (فرهنگنامه شعري)
اشاره است به آيه‌ي 9 سوره‌ي نجم:” ثم دنا فتدلي، فكان قاب قوسين او ادني” (آيه 8 و 9 النجم).
ترجمه: آنگاه نزديك آمد، پس نزديك شد. بدان نزديكي كه با او به قدر دو كمان يا نزديكتر از آن شد.
بها ]=عربي بهاء[ : بهاء: روشني، زيبايي، فر و شكوه (به اختصار از معين)
خورشيدپاش: كنايه از نوراني (فرهنگنامه شعري).
مشتري: پس از خورشيد بزرگترين سياره‌ي نظام شمسي است و نام آن در فارسي برجيس و هرمزدوزاوش خوانده مي‌شود و از ستارگان پنجگانه خنس (مشتري، زحل، مريخ، زهره و عطارد) كه در قرآن آمده، شمرده اند و در نفائس‌الفنون آمده است كه اين ستاره از اديان يرهزاينت و از مردمان برملوك و وزرا و قضات و عباد و علما دلالت دارد. از اين روي او را قاضي فلك نامند و در اشعار شعراي پارسي غالباً طيلساني بر دوش دارد و در شعر مجير، بطوري كه ديده مي شود، ستاره‌ي فرهومند و پربها و درخشان است. (تعليقات ديوان مجير).
قوس: صورتي از صور فلكي كه جنب برج عقرب قرار دارد (معين).
خانه و بيت مشتري در برج قوس و جوت است. (فرهنگ لغات و تعبيرات، ذيل مشتري)
بين بها در معني نور و روشني و بها در معني فر و شكوه و ارزش، جناس تام و بين بها در معني روشني و خورشيد و مشتري و قوس (در معني بروج دوازده‌گانه) تناسب يا مراعات‌النظير وجود دارد.
بين قوس و قوس جناس تام وجود دارد.
بين قوسين و قوس جناس زايد (مذيل) وجود دارد.
معني بيت: قاب قوسين از شكوه و فر پيامبر(ص)، نوراني شده و سياره‌ي برجيس، كه فرهومند و پربها و درخشان است در خانه و بيت خود (قوس)، در برابر شكوه و عظمت ايشان، عاجز و درمانده، مانده است.

37)رسته در باغ جهان از وي گياه مردمي گشته بي جان و روان، مدّاح او مردم گيا
باغ جهان: اضافه تشبيهي
مردم گيا: گياهي باشد شبيه به آدمي و در زمين چين رويد و آن سرازير و نگونسار مي‌باشد. چنانكه ريشه‌ي آن به منزله ي موي سر اوست، نر و ماده دست در گردن هم كرده و پايها در يكديگر محكم ساخته…. (برهان). آن را به عربي سراج القطرب و يبروج‌الصنّم و در فارسي استرنگ و مهر گياه نيز گويند.
گياهي علفي، عاري از ساقه و دراري ريشه‌ي قوي و منشعب به دو شاخه و شبيه دو انسان به هم چسبيده…. ريشه‌ي آن به منزله‌ي موي سر اوست و گويند هر كس آن را بكند به فاصله‌ي كمي مي‌ميرد.
طريقه‌ي كندن آن چنان است كه اطرافش را خالي كنند، چنانكه به اندك زوري كنده بشود و ريسماني بر آن بندند و سر ريسمان را بر كمر سگ تازي محكم سازند و شكاري در پيش آن سگ رها كنند، چون سگ از عقب شكار بدود، آن گياه از بيخ و ريشه كنده شود و به اين اعتبار آن را سگ كن گويند. (نقل با تلخيص از فرهنگ اساطير، دكتر محمد جعفر ياحقي، ذيل آدم گياه يا مهرگياه).
مصرع دوم ايهامي نيز دارد به نحوة كندن مردم گيا.
معني بيت: درخت انسانيت در باغ هستي به سبب وجود پيامبر و از تعاليم متعالي و خلق نيكوي او پرورش يافته و بارور شده است و چيزهاي بي جان از قبيل مردم گياه نيز پيامبر (ص) را مدح كرده است (يعني انسانيت به واسطه‌ي حضور و تعاليم او، امكان رشد و تكامل پيدا كرده است و مقام و مرتبه و شأن او آنقدر والا و گرانپايه است كه حتي جمادات و نباتات از جمله مردم گياه، كه از بسياري مدح گفتن، بيجان شده است، كه بي جان و روانند و قدرت نطق و گفتار ندارند، گويي در عالمِ معني، مديحت حضرت رسول مي‌گويند).

38)پيشوا بد گرچه بد پس رو ز حق چون بازگشت پس رو اندر بازگشتن گردد آري پيشوا
در اين بيت آرايه‌ي ردالعجزعلي الصدر وجود دارد.
بين پيش و پس طباق وجود دارد.
بين بازگشت و بازگشتن جناس زايد (مذيل) وجود دارد.
مصرع دوم تمثيل براي مصرع اول است. (ارسال المثل).
معني بيت: پيامبر (ص) اگر چه بعد از پيامبران ديگر مبعوث شده، با وجود اين، از وقتي كه ايشان از معراج و از حضور حضرت حق تعالي بازگشت، پيشواي آنان محسوب مي‌شود چرا كه شخصي كه پس‌رو است و از عقب به دنبال كسان ديگري مي‌رود، اگر روندگان عقب گرد كنند و باز گردند، اين شخص پس رو، پيشوا و پيشرو آنان خواهد بود.

39)برگشاده صدهزاران ديده از بهر لقاش پردة صبح قيامت گنبد نيلي و طا
گنبد نيلي و طا: كنايه از آسمان كبود رنگ.
وطا (وطاء عربي): گستردني، فرش، زمينه (تعليقات ديوان مجير).
معني بيت: آسمان كبود رنگ كه پرده‌ي صبح قيامت خواهد بود از بهر ديدن پيامبر (ص)، صدهزاران ديده از ستارگان گشوده است.

40)سايه بر عالم نيفگند از براي آنكه بود او ز عالم خالي و عالم ز شرع او ملا
در مورد سايه نداشتن پيامبر اكرم، تفسير و تعبيرهايي كرده اند و گفته اند چون وجود آن حضرت نور بود، بدان جهت سايه نداشت، زيرا نور سايه ندارد و گفته اند چون آن حضرت، سايه‌ي خدا در روي زمين بود بدين جهت سايه نداشت، زيرا سايه را سايه نباشد و گفته اند چون ابر هميشه بر سرش سايه مي‌انداخت بدين سبب سايه نداشت. در ترجمه و قصه هاي قرآن آمده است:” و نيز از علامت نبوت وي در اخبار آمده است كه ميغ بر سر وي سايه داشتي و از لطافت وي، سايه بر زمين نيفتادي. ص 139″. (3)
بين خالي و ملا تضاد وجود دارد.
معني بيت: پيامبر(ص) بر عالم سايه نيافكند، زيرا كه او هيچ تعلقي به عالم نداشت و شريعت و سنّت او در عالم ساري و جاري بود و عالم را روشني بخشيده بود.

41)بي دم او كار سنّت همچو بي معني سخن بي كف او تيغ دعوت همچو بي موسي عصا
نوعي ايهام تناسب بين سنّت و سخن گفتن به نظر مي رسد. چون سنّت همان اقوال پيامبر است/ در بيت موازنه هست.
معني بيت: بدون تأثير نفس و سخن گفتن پيامبر(ص) كار سنّت او، مانند سخن بي معني و بي كف دست ايشان، شمشير دعوت، مانند عصايي بي موسي (و معمولي) است (يعني ديگر نبايد انتظار داشت كه شمشير در دست غير ايشان معجزه اي بيافريند و يا بي وجود خود ايشان، دعوتشان به اسلام همه گير و جهاني شود).

42)سيزده بفزود بر پنجاه عمرش تا نكرد پيك حضرت پيش او صدوچارده سوره ادا
پيك حضرت: حضرت جبرئيل (ع)
توضيح: پيامبر(ص)، در شصت و سه سالگي، دار فاني را وداع گفته است.
بين اعداد سيزده، پنجاه و صدو چارده، مراعات‌النظير وجود دارد.
معني بيت: تا حضرت جبرئيل (ع) صدوچارده سوره‌ي قرآن را به طريق وحي به آن حضرت ابلاغ كند، سيزده سال ديگر نيز بر عمر پنجاه ساله‌اش افزوده شد و آن حضرت شصت‌وسه ‌ساله شد.

43)جاهدوا الكفار كردش غرقه در درياي خوف ما عليك الا‌البلاغش داده توقيع رجا
جاهدالكفار قسمتي از آيه‌ي 73 از سوره‌ي توبه -9:
“يا ايهاالنبي جاهدالكفار و المنافقين و اغلظ عليهم مأويهم جهنّم و بئس‌المصير”.
ترجمه: اي پيامبر! با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنها درشتي كن و جايگاه آنها جهنم است و بد جايگاهي است. (تعليقات ديوان مجير).
و ما عليك الاالبلاغ قسمتي است از آيه‌ي 92 از سوره‌ي مائده-5:
“واطيعواالله و اطيعواالرسول واحذروا فان تولّيتم فاعملوا انّما علي رسولنا البلاغ‌المبين”.
ترجمه: و خداي را فرمان بريد و از پيامبر اطاعت كنيد و (از نافرماني) بپرهيزيد، و اگر روگردان شديد پس بدانيد كه بر فرستاده ي ما فقط (پيغام) رسانيدن آشكار است (همان).
توقيع: نشان كردن پادشاه برنامه و منشور و به معني دستخط و نشاني پادشاه و فرمان پادشاهي كه به قهر باشد به خلاف منشور (غياث).
معني بيت: آيه‌ي جاهدالكفار، پيامبر(ص) را در درياي خوف الهي غرقه كرده و در عوض، آيه‌ي ماعليك الالبلاغ به او منشور و فرمان اميدواري داد و اميدوارش كرد.

44)او عالم بود و بهتر بد ز عالم زآنكه مشك باشد از آهو و به ز آهو بود مشك ختا
مشك، مشك ختا: “اصل كلمه از زبان لاتين آمده و Muscus بوده است. چون در اصل بعد از ميم ضمه است. مشك به ضم بايد گفت نه مشك. چنانكه در زبان فرانسه هم Musc موسك مي‌گويند. به همين جهت، مشگ درست نيست و حتماً بايد با كاف نوشت، چنانكه شعرا هم با خشك قافيه كرده‌اند”، مشك از نافه‌ي (غده‌ي تناسلي آهوي نر) آهوي ختا كه در ادبيات فارسي به آهوي چين و ختن معروف است به دست مي‌آيد (فرهنگ اشارات).
مصرع دوم تمثيل است.
اين بيت از نظر مضمون با اين بيت متنبي (در مدح مادر سيف الدوله) مطابقت دارد:
“فان تفق الانام و انت منهم فان المسك بعض دم الغزال”
ترجمه: و اگر برتري و فضيلت داده شده‌اي بر مردم و حال آنكه تو يكي از آنها هستي، جاي شگفتي نيست، چرا كه گاه جزء چيزي بر كل آن، فضيلت و برتري بسيار دارد و چنانكه مشك، بعض خون غزال است و بر آن برتري دارد.
معني بيت: پيامبر(ص) از دنيا و زاده شده‌ي عالم مادي بود، و با وجود اين از عالم و دنيا به مراتب بهتر و والاتر بود، همانطور كه مشك ختا از نافه ي آهوي ختايي به وجود مي‌آيد و در عين حال از خود آهو با ارزشتر و بهتر است.

45)شد ز يك تأثير سعدش زير اين هفت آينه بهر پنج اركان شرعش چار مفتي مقتدا
هفت آينه: كنايه از هفت كوكب يا سبعه‌ي سياره (فرهنگنامه كنايات، ص

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع حضرت محمد (ص)، حضرت آدم (ع) Next Entries منابع پایان نامه با موضوع دانشگاه تهران، مخزن الاسرار