منابع پایان نامه با موضوع جرم شناسی، ارتکاب جرم، پیشگیری از جرم، ترس از جرم

دانلود پایان نامه ارشد

جرم و چگونگی استفاده مردم از آنها را بیان کرد. به نظر وی این ایده به طراحان محیط شهر کمک می کند در ساخت (یا باز ساخت) فضاهای کالبدی به نوعی شهروندان را در کنترل رفتار اجتماعی سهیم نمایند. در این نظریه به خودیاری مردم بیش از مداخله دولت، اهمیت می دهد و همچنین به طراحی کالبدی درافزایشسطح نظارت طبیعی بسیار توجه شده است.(کلانتری،1380؛ 89)
فضای قابل دفاع چهار رکن اصلی طراحی دارد. این رکن ها به تنهایی یا باهم در مفهوم فضای قابل دفاع نقش دارند، عبارتند از:
قلمرو داری 2- نظارت 3-نمای ساختمان 4-مجاورت محل سکونت با دیگر امکانات و تأسیسات.
شکل شماره 2-1: فضای قابل دفاع که اصول مهم آن را اسکار نیومن طراحی کرد

منبع:(کلکوهن،1387؛88)
2-3-1-9-مطالعه بزهکاری و مکان های بزه
پژوهش‏های اولیه درمورد موقعیت بزهکاری(shaw and Mckay,1942) بیشتر از مدل متحدالمرکز شهر (Burgess,1925) نشات گرفته است، مدل متحدالمرکز معتقد است که جرم در مرکز شهر تمرکز یافته است و به طور تدریجی هرچه ازمرکز دور می‏شویم جرم نیز کاهش می یابد. با این وجود،گارلند39(1997) بر این باور است که حمایت از چنین ایده‏ای پس از مطالعات متعدد در آمریکا و انگلستان کاهش یافته است، به خاطر اینکه آنها در تحقیقات خود به مناطق دارای استمرار بزهکاری پی برده اند و در تایید مدل منطقه متحدالمرکز شواهد اندکی به دست آورده اند.(Garland,1997)خصیصه‏های جمعیت شناختی و اجتماعی-اقتصادی درمورد مکانی که بزهکاران و مجرمان درآن زندگی می کنند یکی از عناصراصلی اکولوژی جرم می شود. دیگرعنصراکولوژی جرم مشتمل برمکانی است که بزه درآن اتفاق می افتد. پژوهش‏های متعدد بر وجود”زیستگاه ها”،”زاغه ها” و “مکانهای محصور مرگبار” .(Walter,1972;Damer,1974)و مکان‏های خطرناک تاکید کرده‏اند،که جرم و جنایت در آنها شکوفا می‏گردد. سایر پژوهشگران، شواهد محدودی در مورد مناطق “طبیعی”دارای جرم و جنایت بالا یافته‏اند .(White,1932;Lottier,1938;Schmid,1960)با وجودی که “جرم شناسی محیطی” به طور رسمی تعریف نشده است، اما مطالعات اکولوژیکی جرم به شکوفایی رسیده اند و در دورة میان دو جنگ جهانی به اوج پیشرفت خودرسیده‏اند و پس از سال1945 تدریجاً از اهمیت آنها کاهش یافته است. با این وجود باتومز و ویلز(1997)بر این باورند که یک محرک جدید در دهة1960و1970 به موازات پیشرفت جرم شناسی به وسیلة بررسی های عمل قربانیان فراهم شده است که بیشتر بر روی “بزه” به جای “بزهکار”متمرکز شده است. کاملاً آشکار است که اگر توزیع فضایی بزه و بزهکاران تصادفی بود، بنابراین جرم شناسی محیطی هم به دانشمندان و هم به سیاست اجتماعی یا جنایی کمتر توجه می کرد. درحقیقت، به طور قطع جرم به طور یکسان درسراسر شهرپخش نمی شود و عقیدة کانون‏های جرم خیز در سالیان اخیر توجه روزافزونی را به خود جلب کرده نموده است.(Nasar and Fisher,1993;Lupton,1999)

2-3-1-10- نظریه پیشگیری جرم از طریق طراحی محیطی40(CPTED)
شناسایی مناسبترین اقدامات و سیاستهای لازم در جهت جلوگیری از جرم در مناطق جرم خیز منوط به دیدگاههایی است که برای تبیین جرم مورد استفاده قرار گرفتهاند. از یک طرف دیدگاههای کلاسیک، مجرمان را مسئول اعمال جناییشان میشمارند، و خواهان اعمال سیاستهای کیفری در راستای جلوگیری از جرم و جنایت میباشند. در بین متداولترین سیاستهای این دیدگاه میتوان به سیاستهای ناتوان ساختن مجرمان و استفاده از حبس و زندان اشاره نمود. از طرف دیگر، سایر دیدگاهها مجرمیت را به عنوان محصول ناکارآمدی سازمانهای اجتماعی و اقتصادی یعنی محرومیتهای اقتصادی ظالمانه، نظارت و کنترل نامناسب والدین، سیستم آموزشی نامتعادل و غیره در نظر میگیرند. هدف اقدامهای پیشگیرانه این دیدگاهها در برگیرنده مداخلات اجتماعی از جمله آموزش و بازپروری مجرمان میباشد که عمل مجرمانه آنها از شرایطهای اقتصادی و اجتماعیشان ناشی شده است.
در سالهای اخیر، پژوهشهای جرم شناختی بر روی اقداماتی متمرکز شدهاند که معتقد به ایجاد نتایج فوری در مدیریت سطوح جرم هستند. این اقدامات عموماً مربوط به نظریههای جرم میباشند و بر روی فاکتورهای مکانی و محیطی ویژهای متمرکز شدهاند که جرم و جنایت در آنها رخ میدهد، به جای این که بر روی “ریشهها و علل جرم” از قبیل فقر و بیکاری تکیه کنند.آنها از دیدگاههای بهره میگیرند که بیشتر بر روی محیط زیست و فرصتهای جنایی که بوسیله آنها ایجاد میشود، متمرکز میشوند: به طوری که سه نگرش به پیشگیری از جرم و جنایت در محیط انسان ساخت وجوددارد:
نگرش نخست مشتمل بر”پیشگیری ازجرم از طریق طراحی محیطی” است، که بر فرصتهای جنایی تأکید دارد که میتوان آنها را از طریق تکنیکهای برنامهریزی و معماری کاهش داد و این تکنیکها موجب فراهم نمودن زمینهای مشکل و غامص برای وقوع جرم و کاهش ترس از آن میگردند.
نگرش دوم در برگیرنده”جلوگیری از جرم در مکانهای ویژه” است. این اصطلاح توسط سازمان جنایی ایالت متحده آمریکا ابداع شد. این نگرش به دنبال پرداختن به کاهش جنایت در مکانهای ویژه از طریق ترکیب راهبردهای فیزیکی و سازمانی پیشگیری از جرم نظیر سیاستگذاری در اجتماع و پیشگیری ازجرم دراجتماع میباشد. نگرش فوق مفهوم طراحی را با تغییرات صورت گرفته در مدیریت و استفاده از مکان ترکیب مینماید.
نگرش سوم مشتمل بر سیاستهای مکانی جلوگیری از جرم میباشد که عمدتاً در بریتانیا گسترش یافته است. هدف این نگرش کاهش سطوح جنایت و جرم از طریق از میان بردن یا مسدود نمودن فرصتهای جرم و جنایت میباشد. این نگرش بر روی محیط و مکان جرم با گسترش اقدامات کاهش فرصتهای جنایی متمرکز میگردد.
علیرغم تفاوتهایی که میان این سه نگرش وجود دارد، نکتة اشتراک میان آنها، تمرکز آنها بر روی محیطی است که جرم در آن اتفاق میافتد و بحث و استدلال در مورد طراحی و مدیریت این مکانها به منظور جلوگیری از جرم میباشد. براساس این دیدگاه، به منظور جلوگیری از جرم و جنایت، ساختمانها و مکانها باید در جایی قرار گیرند که در معرض نظارت و کنترل بهتر باشند که بایستی این امر از زمان توسعه و ساخت آنها به شدت مورد توجه طراحان و برنامه ریزان قرارگیرد. نگرشهای طراحی به منظور جلوگیری از جرم به خاطر تنگی دایره شمول آنها و مبنای تجربی نامطمئنشان مورد انتقاد قرار گرفتهاند. بر همین مبنا باید به شرایط مجرم و بزهکار و محیط نیز توجه جدی داشت. انتقاد دیگر وارده به این دیدگاهها این است که آنها میتوانند موجب جابهجایی جرم شوند و یا این که باعث انجماد نگرش افراد و پیدایش شهر قلعهای گردد.
درسال 1971 هنگامی که مقاله “پیشگیری ازجرم از طریق طراحی محیط”(CPTED) توسط ری جفری41 برای اولین بار منتشر شد، نقطه عطفی در ارتباط با بررسی ناهنجاریهای اجتماعی و رفتارهای نابهنجار پدیدآمد. زیرا این مقوله تا قبل ازآن درحوزه مباحث جرم شناسی قرار میگرفت .(Robinson,1996:1) از زمان پژوهش جفری42 (1969) و نیومن(1973)، CPTED به یکی از زیر تقسیمات قدرتمند جرم شناسی تبدیل شده است. شاهد صدق آن این که در دهه 1970 و اوایل 1980 شاهد ظهور”جغرافیای مختلف جرم43” میباشیم که پی کندوکاو در مورد اکولوژی اجتماعی جرم هستند و کانون تمرکز خود را بر روی موقعیت، فضا، مکان و قلمرو متمرکز ساختهاند.(Davidson,1981: 169) اما باید به این واقعیت اعتراف نمود که بسیاری از اندیشمندان، ابتکار جفری را نادیده انگاشتند. در واقع بیش از دو دهه، این نظریه هم ازسوی جرم شناسان و هم از سوی برنامهریزان و طراحان محیطی مورد توجه جدی قرارنگرفت. متاو44 رابینسون درسال 1996 مقالهای در خصوص بررسی علل نفوذ نظریه جفری ارائه داد. وی در این مقاله ضمن بررسی ریشههای نظریه جفری، عکس العملهای متفاوت دولتمردان، معماران و شهرسازان، اشخاص حقوقی و دانشگاهی و مسئولان را به نظریه مزبور بررسی کرد. این عکس العملها، طی مدت بیست و پنج سال به مفهوم کلی نظریهای تحت عنوان پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط CPTED تبدیل شد و سیر تکاملی یافت. در چاچوب این مجموعه نظریه، تلاش زیادی برای فهم رابطه شرایط محیطی و جرم به عمل آمد(صالحی،1388 : 129). کراو(2000) چنین، نگرش جلوگیری از جرم از طریق طراحی محیطی را تعریف کرده است:”طراحی مناسب و استفاده موثراز محیط انسان ساخت میتواند منجر به کاهش ترس از جرم و جنایت و وقوع جرم، و پیشرفت کیفیت زندگی گردد. به بیان دیگرجرم شناسی محیطی45 ، مطالعهی جرم، جنایت، آزار و اذیت است به گونهای که علت وقوع آنها در وهله اول مربوط به مکانهای ویژه و در وهله دوم مربوط به شیوهای است که اشخاص و سازمانها به فعالیتهایشان به وسیله فاکتورهای فضایی یا مکان محورشکل میدهند .(Bottoms and Wiles,1997:305) این نگرش مشتمل بر طراحی و مدیریت محیط کالبدی به منظورکاهش فرصتهای جرم، جنایت و بزهکاری میباشد. افزون بر این، این نگرش بر اساس این فرض استوار است که مجرمان و بزهکاران قبل از آنکه مرتکب جرم شوند وارد یک فرایند تصمیم سازی منطقی میشوند. در واقع مجموعه نظریههای CPTED پیشنهاد روش شناسی برنامهریزی و طراحی مجدد محیطی است که بر آن اساس، معماران و شهرسازان میتوانند مجال ترس از جرم و تبهکاری را کاهش داده و کیفیت زندگی را بهبود بخشد.(Atlas,1999:11) به سخن دیگر، هدف پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، مشخص کردن و تغییر شرایط کالبدی و محیطی است که امکان ارتکاب جرم را مساعد میسازد. از این جهت هدف آن پیشگیری از مساعد شدن مکان برای ارتکاب عمل مجرمانه است.”پیشگیری از موقعیتهای جرم”46 با هدف نابود کردن فرصتهای جنایی ایجاد میشود و آن شامل ابزاری جهت فرصت ارتکاب جرم است که به سوی بعضی از اشکال حاد جرم هدایت شده است. این امر نیازمند مدیریت، طراحی یا دستکاری محیط جهت ایجاد یک سیستم روش مند است، به گونهای که تلاش و خطر ارتکاب جرم را افزایش دهد و مزایایی را که در نظر مجرمان جلوه مینماید را کاهش دهد.(Robinson,1996:12) بدین ترتیب نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط به طور معناداری از راهکارهایی که توسط پلیس، دادگاه و نظام تربیتی دستگاههای قضایی به کار گرفته میشود، متفاوت است. عموماً CPTED بر روی زمینههایی که در آن جرم اتفاق میافتد و تکنیکهایی که آسیب پذیری محیط را کاهش میدهند، تاکید میکند(صالحی،1388 :129). الیزابت وود از برجستهترین نظریه پردازانی است که از اهمیت عینیت بخشیدن به نظریه طراحی کالبدی اجتماعی دفاع میکرد. از استراتژیهای او بهبود نمای ساختمانها در نظر ساکنین، ایجاد فضاهایی برای گردهمایی آنها، و در نتیجه افزایش امکان نظارت بر ساکنین بود. حضور بیشتر مردم در فضای شهری موجب افزایش تعداد ناظران و شاهدان میشود. همچنین تراکم پایین کاربریهای یک منطقه و محیط سبب کاهش تعداد قربانیان بالقوه ناشی از ارتکاب جرم میشود که هر دو عامل فوق میتوانند منجر به ایجاد مانع برای ارتکاب جرم شوند. ولی در مناطق کم تراکم، به سبب قلت وجود شاهدان، امکان وقوع جرم افزایش مییابد.(Robinson,1996:15) CPTED در سالیان اخیر به عنوان دیدگاهی فیزیکی- اجتماعی در چارچوب جرم شناسی و برنامهریزی شهری نمایان شده است. این عقاید”فضای قابل دفاع”را بیشتر به یک نگرش اجتماع محور و کل گرا47 بهبود بخشیدهاند. این دیدگاه همواره در معرض اصلاح و ارزیابی است، و بر مبنای چهار استراتژی کلیدی مشتمل بر تملک قلمرو، نظارت طبیعی، حمایت فعالیتها و کنترل دسترسیها بنا نهاده شده است.(Cozens,2002:132)
تملک قلمرو بر مبنای این فرض است که مردم از فضاهایی حفاظت به عمل میآورند که آن را به عنوان دارایی و املاک خودشان تعریف مینمایند. نرده کشی، تمیز نمودن سنگ فرشها، زیبا ساختن باغچهها، هنر، نشانهها، حفاظت مطلوب و چشم اندازسازی از جمله نمونههایی هستند که به طورآشکار نمایانگر مالکیت فعالانه افراد میباشند. بنابراین در چنین فضایی به خوبی تعریف شده، شناسایی افراد مخل نظم و بزهکاران بالقوه به سهولت امکان پذیر است. همچنین مفهوم تملک قلمرو نشانگراین مطلب است که احساس مالکیت بر استفاده از فضای اجتماع

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع انسجام اجتماعی، ترس از جرم، نظام اخلاقی، توزیع فضایی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع نقاط جرم خیز، اعمال مجرمانه، جرم شناسی، توزیع فضایی