منابع پایان نامه با موضوع جامعه اسلامی، اجتماعی و سیاسی، زمینه اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه ارشد

استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم میکنند، از ویژگیهای یک مجتهد جامع است .یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خورشآن مجتهد است.واقعا مدیر و مدبر باشد حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه علمی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشاندهنده جنبه علمی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است ».154 و در جایی دیگر می فرماید: «اگر یک فرد اعلم در علم معهود حوزهها هم باشد ولی نتواند مصلحت را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی، فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیمگیری باشد .این فرد در مسائل اجتماعی مجتهد نیست و نمیتواند زمام جامعه را بدست گیرد».155 لذا به صورت خلاصه میتوان عوامل موثر در شناخت شرایط مقتضیات زمان و مکان را این گونه بیان کرد:
– آگاهی از اخبار و رویدادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مسلمانان و جهان از طریق وسایل ارتباط جمعی و منابع موثق.
– شناخت زمامداران مسلمان و آگاهی از مقاصد و اهداف و افکار آنان.
– آگاهی از پیشرفتهای علمی جدید جهان در زمینههای صنعتی، پزشکی و…
– شناخت نظامهای اقتصادی رایج در کشورهای اسلامی و دیگر کشورها.
– شناخت اخلاق عمومی جامعه بشری و ارزشهای جدید اخلاقی; مثل الغای بردگی
– حقوق کودکان.
– آگاهی از نیازها و ضرورتها و تنگناهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه اسلامی از طریق نظر سنجیهای معتیر و…
– مسافرت: “خارج شدن از حجرهها و منازل و مدارس و پیوند با عینیتهای جاری زمان; چرا که مسافرت بر بینش فقها و مجتهدان تاثیر بسزایی دارد و بسیار دیده شده که مجتهدانی از شیعه بودهاند که در نتیجه مسافرت، بینش آنها در مقام استنباط احکام تغییرکرده است و نیز مجتهدانی از جامعه اهل سنت از آن جمله ” محمد بن ادریس” پیشوای مذهبی شافعی است، که نود نظریه و فتوای او در نتیجه مسافرت از “بغداد” به “مصر” تغییر کرد.و نتیجه آن مذهب جدید او بود.”156
فقیه و مجتهد کارش استنباط و استخراج احکام است اما اطلاع و احاطه او بر موضوعات، و به اصطلاح طرز جهانبینی در فتوایش زیاد تاثیر دارد …اگر کسی فتوا فقها را با یکدیگر مقایسه کند و ضمنا به احوال شخصیه و طرز تفکر آنها در مسائل زندگی توجه کند میبیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات خارجی او از دنیای خارج در فتوایش تاثیر داشته، به طوری که فتوای عرب بوی عرب و عجم بوی عجم، وفتوای شهری بوی شهری.
دین اسلام دین خاتم است و اختصاص به زمان معین یا منطقه معین ندارد، مربوط به همه مناطق و همه زمانهاست.دینی است که برای نظام زندگی پیشرفت زندگی بشر آمده است، پس چگونه ممکن است فقیهی از نظامات و جریان طبیعی بیخبر باشد، به تکامل و پیشرفت زندگی ایمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهای عالی و مترقی این دین حنیف را که برای همین نظامات آمده و ضامن هدایت این جریانها و تحولات و پیشرفتهاست کاملا به طور صحیح استنباط کند؟157
3-5- اسلام وتجدد زندگی
«موضوع مذهب و پیشرفت از موضوعاتی است که بیشتر و بیشتر از آنکه برای ما مسلمانان مطرح شود برای پیروان صاحب مذاهب مطرح بوده است.بسیاری از روشنفکران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترک کردهاند که فکر میکردند میان مذهب وتجدد زندگی ناسازگاری است فکر میکردند لازمه دینداری توقف وسکون ومبارزه با تحرک وتحول است وبه عبارت دیگر خاصیت مذهب را ثبات و یک نواختی وحفظ شکلها وصورتهای موجود میدانستهاند …قوانین در زمینه احتیاجات وضع میشود و احتیاجات اجتماعی بشر ثابت و یکنواخت نیست .پس قوانین اجتماعی نیز نمیتواند ثابت و یکنواخت باشد.»
یکی از جنبههای اعجازآمیز دین مبین اسلام که هر مسلمان فهمیده و دانشمندی از آن احساس غرور و افتخار میکند این است که اسلام برای احتیاجات ثابت، قوانین ثابت و برای احتیاجات متغیر، وضع ناثابت ومتغیردر نظر گرفته است.پارهای از احتیاجات چه در زمینه فردی و شخصی و چه در زمینههای عمومی و اجتماعی که وضع ثابتی دارد؛ در همه زمانها یکسان است.آن نظامی که بشر باید به غرائز خود بدهد و آن نظامی که باید به اجتماع خود بدهد از نظر اصول، کلیات در همه زمانها یکسان است.
قسمتی دیگر از احتیاجات بشر احتیاجات متغیری است و قوانین متغیرو ناثابتی را ایجاب میکند، اسلام درباره این احتیاجات متغییر وضع متغیری در نظرگرفته است از این راه که اوضاع متغیر را با اصول ثابتی مربوط کرده است و آن اصول ثابت در هر وضع متغیری قانون فرعی خاصی را به وجود میآورد.
«قرآن جامعه اسلامی را به گیاهی که در حال رشد است تشبیه میکند .قوانین دنیوی ادیان باید حالت نرمش و انعطاف داشته و با پیشرفت علم و دانش وتوسعه تمدن هماهنگ و سازگار باشد و این قبیل نرمشها وانعطاف و قابل تطبیق به اقتضای زمان بودن نه تنها بر خلاف تعالیم عالیه اسلام نیست بلکه مطابق روح آن
میباشد».158
چون مقتضای زمان درحال تغییرو دگرگونی است و هرزمانی قانون نوینی را ایجاب میکند وقوانین مدنی و اجتماعی اسلام متناسب است با زندگی ساده عرب جاهلیت و غالبا عین رسوم و عادات عرب جاهلی است و با زمان حاضر تطبیق نمیکند، پس امروزه باید قوانین دیگری به جای آنها وضع شود .
اقتضای زمان، یعنی: پیش آمدها وپدیدها و امور رایج زمان تبعیت انسان از این مقتضیات به این معناست که در هر زمانی هر چه که پیدا شد، چون پدیده قرن است ونسبت به گذشته جدید میباشد باید از آن پیروی کرد و این معنای تجدد و پیشرفت است.159 این انسان است که به مصداق «و خلق الانسان ضعیفا” ” زندگیش از صفرشروع شده و بسوی بینهایت پیش میرود.برای حیوانات، مقتضیات همیشه یک جور است.اقتضاهای زمان زندگی .برای آنها تجدد و نوپرستی معنی ندارد. علم برای آنها هر روز کشف تازهای نمیکند و اوضاع آنها را دگرگون نمیسازد چون با غریزه زندگی میکنند نه با عقل، اما انسان: زندگی اجتماعی انسان دائما دستخوش تغییر و تحول است.ودر هر قرنی دنیا برای انسان عوض میشود.راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همین جاست.زیرا او با عقل زندگی میکند نه با غریزه.160
3-6- انطباق دین اسلام بر همه زمانها
دین اسلام، به عنوان آخرین وکاملترین دین الهی، از سوی خداوند برای هدایت انسان و تربیت او و تأمین نیازهای مادی و معنوی وی نازل گشت؛ قرآن کریم در این رابطه، میگوید«امروز دین شما رابرایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما )به عنوان( آیینی برگزیدم»161
این دین کامل و جاودانه، باید پاسخگوی همه نیازهای بشر در همة اعصار و امصار تا روز قیامت باشد و چنین هست.روشن است که لازمة دین جاودانه، این است که احکام آن ثابت بماند و با گذشت زمان و در اقوام مختلف تغییر بر او راه نیابد؛ چراکه ثابت نماندن آن در همه احوال، بدین معناست که توانایی تامین نیازهای انسان را در شرایط جدید ندارد و این، بر خلاف فرض جاودانگی آن است.این ثبات احکام درروایات نیز، مورد تأکید قرارگرفته است؛ حضرت امام صادق علیهالسلام میفرماید: «حلال محمدصلی الله علیه واله وسلم»همواره تا روز قیامت حلال است و حرام وی، همواره تا روز قیامت حرام است، نه غیر او میآید و نه تغییر میکند.»162
از سوی دیگر، انسانها در مناطق و مکانهای مختلف، فرهنگها و شرایط زندگی متفاوتی دارند و از طرفی فرهنگ و شرایط زندگی هر قوم و ملتی در طول زمان و حتی یک عصر، تغییر و تحول مییابد.تفاوت و تغییر در زندگی انسان از یک طرف و ثبات احکام اسلام از طرف دیگر، این سوال را پدید میآورد که چگونه دین ثابت میتواند برای دنیای متغییر و نیازهای مختلف،جاودان بماند؟ در پاسخ به این سوال دو روش را میتوان پیمود:
الف- ثبات احکام با تغییر در شئون زندگی انسان، تضاد دارد و از اینرو، طبق این نظریه، احکام اسلام فقط شامل امور ثابت زندگی میشود و امور متغیّر، خارج از موضوع احکام دین است.
ب – میان ثبات احکام دین و تغییر زندگی بشر، تضاد نیست و شئون متغیر زندگی با لحاظ حیثیت متغیر بودنش، مشمول احکام ثابت میشود.البته، این پرسش پیش میآید که چگونه احکام دین، در عین ثبات و جهان شمولی، توانايی اداره امور متغیّر حیات انسان را دارد؟ پاسخی که به اجمال میتوان گفت، این است که وجود سیلان و انعطاف و نیز وجود قوانین عام در احکام دین، این اشکال را برطرف میکند.163
بر اساس مبانی عدلیه، احکام و فروعات فقهی دارای حسن وقبح است؛ به این معنا که افعال و متعلقات آن، با قطع نظر از حکم شارع، دارای ارزش ذاتی و دارای صفت خوبی و یا بدی هستند و عقل میتواند خوبی و نیکویی آنها، یا بدی آنها را به دست بیاورد و به همین جهت، دلیل عقل را در کنار قرآن، سنّت و اجماع، از ادلّه اربعه قرار دادهاند درتعریف این دلیل گفته شده: دلیل عقل، حکم عقلی است.در پرتو حسن و قبح افعال واشیائی که به وسیله آن به حکم شرعی برسند و از علم به حکم عقلی در پناه ملازمه،علم به حکم شرعی پیدا شود.
از این تعریف بدست میآید که عقل، میتواند نخست خوبی و نیکویی یک کار یا چیز، یا بدی و زشتی آن را درک کند و بر پایه این درک عقلی، به حکمی مناسب، مثلا وجوب یا حرمت و استحباب یا کراهت و حتی اباحه دست یابد و با توجه به قانون ملازمه میان عقل و شرع- که آن را از روایات گرفتهاند و اجماع همه علمای عدلیه بر اعتبار آن منعقد گردیده است- به حکم شرعی دسترسی پیدا کند.164
حُسن و قبح به معنای مدح و ذم را، اکثر علمای اصول فقه، دارای معنای وسیعی میدانند که شامل ثواب و عقاب اخروی میشود و به همین جهت، آنها قايل به ملازمه میان حکم عقل و شرع شدهاند.به هر حال،آنچه در این نکته مورد توجه است این که،عقل انسان به عنوان حجت باطنی وی و ملاک تشخیص او قدرت درک خوبی و بدی اشیا را دارد و اکثریت قریب به اتفاق علما و اندیشمندان، قايل به ملازمه بین حکم عقل وشرع هستند؛ بنابراین، قاعده ملازمه بین حکم عقل و شرع، قاعدهای پذیرفته شده نزداکثر قریب به اتفاق علمای امامیه است.
«اسلام دين كامل, جامع و جهان شمول بوده و براي اداره جهان به عنوان آخرين دين, اختصاص به زمان يا منطقه معین ندارد و مربوط به همه زمانها و مکانها است.165 بسیاری از دانشمندان و نویسندگان خارجی، اسلام را از نظر قوانین اجتماعی و مدنی مورد مطالعه قرار دادهاند و قوانین اسلامی را بعنوان یک سلسله قوانین مترقی ستایش کرده و خاصیت زنده و جاوید بودن این دین و قابلیت انطباق قوانین آن را با پیشرفتهای زمان مورد توجه و تمجید قرار دادهاند.به عنوان مثال: «برناردشاو» نویسنده معروف و آزاداندیش انگليسی گفته است: «من هميشه نسبت به دین محمد به واسطهی خاصيت زنده بودن عجيبش، نهایت احترام را داشتهام. به نظر من اسلام تنها مذهبی است که استعداد توافق و تسلط بر حالتهای گوناگون و صور متغير زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد. همچنین دکتر«شبلیشميل» یک عرب لبنانی مادی مسلک است.وی با آنکه ماتریالیست است از اعجاز و تحسین نسبت به اسلام و عظمتآورنده آن خودداری نمیکند و همواره اسلام را بعنوان یک آیین زنده و قابل انطباق با زمان ستایش میکند».166
یکی دیگر از جهاتی که به این دین خاصیت تحرک و انطباق بخشیده و آن را زنده و جاوید نگه میدارد این است که یک سلسله قواعد و قوانین در خور این دین وضع شده که کار آنها کنترل و تعدیل قوانین دیگر است .فقها این قواعد را قواعد “حاکمه ” مینامند. مانند قاعده” اهم و مهم ” قاعده ” لاحرج ” وقاعده ” لاضرر” که بر سراسر فقه حکومت میکنند کار این سلسله قواعد، کنترل و تعدیل قوانین دیگر است و بر تمام قوانین و احکام دیگر این دین حاکم و ناظر است.در حقیقت اسلام برای این قاعدهها نسبت به سایرقوانین و مقررات حق ” وتو ” قائل شده است.167
3-7- معارف سه گانه اسلامی
«پیش از بررسی مساله یاد شده لازم است مجموعه معارف اسلامی را دسته بندی کنیم تا آن دسته از معارف که با گذشت زمان در ارتباط وسازگاری آن با مقتضیات زمان لازم و ضروری است معین گردد در یک

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع حقوق مالی، قرآن کریم، شخصیت حقوقی، دولت اسلامی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع فرهنگ و تمدن، قرآن کریم، حیات اجتماعی، علامه طباطبایی