منابع پایان نامه با موضوع توسعه روستا، توسعه روستایی، انقلاب اسلامی، بخش کشاورزی

دانلود پایان نامه ارشد

انجام تحقیق

3-1 مقدمه
در این فصل ابتدا به معرفی متغیرهای مورد استفاده مطالعه حاضر شامل؛ خط فقر نسبی روستایی، ضریب جینی روستایی، انباشت تحقیق و توسعه داخلی بخش کشاورزی، انباشت تحقیق و توسعه خارجی بخش کشاورزی، سرمایه انسانی به ازای هر کارگر در بخش کشاورزی، انباشت سرمایه فیزیکی به ازای هر کارگر در بخش کشاورزی و نسبت شاخص قیمت تولیدکننده بخش کشاورزی به شاخص قیمت خردهفروشی کل کشور و فراوانی منابع طبیعی طی سالهای 1390-1350 در قالب دو سال آخر برنامه چهارم و برنامه پنجم عمرانی و همچنین برنامههای توسعه بعد از انقلاب اسلامی می‌پردازیم و سپس به بررسی روش اجرای تحقیق اشاره شده است. همچنین با الهام از مبانی نظری و مطالعات تجربی و واقعیات جامعه آماری، اقدام به ارائه معادلات همزمان در خصوص تأثیر انباشت هزینه تحقیق و توسعه داخلی و انباشت هزینه تحقیق و توسعه خارجی بخش كشاورزی بر فقر و نابرابری درآمد در مناطق روستایی ایران گردیده است. در ادامه قبل از پرداختن به اهداف مطرح شده فصل به بررسی برنامههای چهارم و پنجم عمرانی و پنج ساله توسعه قبل و بعد از انقلاب اسلامی و اهداف این برنامهها در جهت توسعه روستایی میپردازیم.
3-2 برنامههای عمرانی و پنج ساله توسعه قبل و بعد از انقلاب اسلامی و توسعه روستاها
در برنامه عمرانی چهارم (1351-1347 )، عمران یا توسعه روستایی به عنوان یک بخش، در برنامهریزی و سیاستهای بخشی، جایگاه خویش را مییابد (رکنالدین افتخاری، 1372). با ادامه اصلاحات ارضی در این برنامه جایگاه دولت در روستاها تثبیت میشود و توسعه روستایی برخلاف برنامههای قبلی صرفا در گرو اقدامات دولتی قرار میگیرد و دولت جایگزین ارباب در دهات میشود. در این برنامه توجه به ارتقای سطح کار و فعالیت روستائیان از طریق ایجاد و تنوع در اشتغال و بسط صنایع دستی و توجه به فعالیتهای تعاونی و خودیاری، اهمیت قابل ملاحظهای دارد. از برنامه چهارم به بعد، توسعه از منظر صنعتی شدن مورد توجه قرار میگیرد و با منفک شدن توسعه روستایی از بخش کشاورزی، این بخشها حالت حاشیهای در قیاس با صنعت و خدمات پیدا میکند. با این حال وجود سازمانهایی چون سپاه ترویج و آبادانی، خانه انصاف، خانه فرهنگ و توجه به بیمه اجتماعی روستائیان در طی برنامه چهارم بر ایجاد برخی تغییرات در اجتماعات روستایی بیتأثیر نبوده است (شکوری، 1384).
برنامه عمرانی پنجم(1356- 1352) نیز در راستای برنامه عمرانی چهارم که در آن صنعتی شدن به صورت غالب مطرح بوده حرکت میکند. در این برنامه نیز بخش عمران و نوسازی روستایی به صورت منفک شده از بخش کشاورزی مطرح است. مهاجرتهای روستایی در طی این برنامه بر ساختار جامعه روستایی تأثیر میگذارد. در این برنامه ایجاد حوزههای عمران روستایی به عنوان سیاست اصلی مربوط به توسعه مناطق روستایی مورد توجه قرار میگیرد که هر حوزه عمرانی شامل مجموعهای از دهات در محدودهای مشخص است. در قالب این مجموعه، یکی از دهات که از ویژگیهایی چون جمعیت، بالا بودن سطح تولید کشاورزی و دامی، و وجود امکانات اداری و سرویسهای خدماتی لازم برخوردار بود و نیز از لحاظ جغرافیایی در موقعیت مناسبتری قرار داشت به عنوان مرکز حوزه عمرانی تعیین میشد (ازكیا و غفاری، 1386). بررسی سیاست و عملکرد برنامههای این دوره مشخص میکند که از برنامه چهارم به بعد توزیع عادلانهتر درآمدها و گسترش خدمات اجتماعی به علت نابرابریهای ایجاد شده در آن زمان مورد توجه قرار گرفت. اما مجموعه سیاستهای اعمال شده در این دوره نه تنها موجب کاهش فقر نگردید، بلکه فقر روستایی را تشدید کرد. برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه برنامه‌های میان مدتی گفته می‌شود که به صورت پنج‌ساله و توسط دولت وقت تنظیم می‌شود و به تصویب مجلس شورای اسلامی می‌رسد. پس از انقلاب اسلامی برنامههای توسعه روستایی برخلاف برنامههای قبل از انقلاب اسلامی که از الگوی رشد اقتصادی پیروی میکردند عمدتا مبتنی بر الگوی پاسخ به نیازهای اساسی و با هدف اولیه توزیع مجدد منابع شکل گرفتهاند. اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای سالهای 1372- 1368 تصویب شد. در این برنامه، توسعه روستایی همانند سه برنامه اول قبل از انقلاب اسلامی دارای فصل مستقلی نیست و برنامههای توسعه روستایی در قالب هدفهای ملی، عمران منطقهای، کشاورزی و آمایش مدنظر قرار گرفته است (رکنالدین افتخاری، 1372). در این برنامه دولت در قالب برنامههای اجرایی بخشی و تبصرههای قانونی به تخصیص اعتبار برای مناطق روستایی پرداخته و بر دو الگوی بنیادی زیر در توسعه روستایی تأکید کرده است (سازمان برنامه و بودجه، 1372):
1. تأکید بر راهبردهایی که موجب تغییرات مطلوب در ساختار تولیدی اجتماعات روستایی میشوند.
2. افزایش تولید کشاورزی و بهبود معیارهای زندگی کشاورز و خانوادهاش.
الگوی اول از طریق بهبود وضعیت مالکیت زمین، اصلاحات ارضی، بهرهوری از منابع طبیعی بالقوه و سایر فعالیتهایی که باید موجب ارتقای وضعیت اقتصادی- اجتماعی در مناطق روستایی شوند پیگیری میشود و الگوی دوم مبتنی بر گسترش برنامههای نوین کشاورزی و به کارگیری فناوری مناسب است. در قالب این برنامه، توسعه در زمینه کشاورزی به عهده وزارت کشاورزی بود که در سال 1356 از ادغام دو وزارتخانه «کشاورزی و منابع طبیعی» و «تعاون و امور روستاها» تحت عنوان وزارت کشاورزی و عمران روستایی تشکیل شده بود و سپس در سال 1362 با تشکیل وزارت جهاد سازندگی بخش عمران روستایی از وزارت کشاورزی منفک و به عهده وزارت جهاد سازندگی گذاشته شد. از جمله اهداف این وزارتخانهها، حرکت به سوی استقلال و خودکفایی کشور، بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی مناطق روستایی و عشایری، ایجاد زمینه جهت رشد شخصیت انسانی روستائیان از طریق مشارکت و نظارت آنان در فعالیتهای روستایی و بسیج مردم جهت سازندگی و عمران روستایی است (ازکیا و غفاری، 1386).
در خلال برنامه اول شاهد تشکیل نهادها و مجموعههایی چون هیئتهای هفت نفره واگذاری زمین و مشاعهای تولیدی، مراکز خدمات کشاورزی و تعاونیهای تولید کشاورزی هستیم که تأثیر گذاری مستقیمی بر روند توسعه روستایی داشتهاند.
در برنامه دوم (1377- 1373 )، عمران و توسعه روستاها برای نخستین بار بعد از انقلاب اسلامی به عنوان سر فصلی مستقل در اسناد برنامه جای میگیرد و تأکید بر توسعه صنعت در فضاهای روستایی، مطالعه و طراحی ساختار فضایی مطلوب، و تجهیز سلسله مراتبی مراکز روستایی مهمترین سیاستهای توسعه روستایی بوده است (سازمان برنامه و بودجه، 1378).
مهمترین اهداف عمران و توسعه روستاها در برنامه دوم عبارتنداز:
– توسعه یکپارچه فضاهای دارای ظرفیت بالقوه رشد و توسعه روستایی
– ساماندهی جمعیت نقاط کوچک و پراکنده روستایی در مراکز جمعیتی با امکانات توسعه
– اصلاح ساختار کالبدی سکونتگاههای روستایی
– تنوع بخشی به فعالیت های تولیدی
– ایجاد شرایط لازم جهت واگذاری امور روستاها به نهادهای مدیریتی و مردمی
– ارتقای مهارت فنی و افزایش بهره وری روستائیان.
از زمره اهداف برنامه سوم (1379 – 1383 ) که گروههای آسیبپذیر به ویژه روستائی را در برمیگیرد تلاش برای حفظ قدرت خرید گروههای کمدرآمد، فراهم آوردن زمینههای اشتغال و تشویق سرمایهگذاری و کارآفرینی، اهتمام به توسعه و عمران روستاها و توجه ویژه به معیشت روستائیان، تامین امنیت غذایی و خودکفایی در کالاهای اساسی با افزایش تولید داخلی بویژه کشاورزی، گسترش و عمق بخشیدن به روحیه تعاون و مشارکت عمومی و رفع محرومیتها به خصوص در مناطق روستایی کشور است (سازمان برنامه و بودجه، 1381).
همچنین در سیاست‌های كلی برنامه چهارم، محورهای زیر در توسعه و عمران روستایی قابل پی‌گیری است. تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصت‌های برابر و ارتقای سطح شاخص‌هایی از قبیل:
– سلامت و افزایش درآمد سرانه
– رفع محرومیت‌ها به خصوص در مناطق روستایی
– توسعه روستاها، ارتقای سطح درآمد روستاییان و كشاورزان و رفع فقر
– سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، راهبری و نظارت در امور توسعه روستایی و ارتقای شاخص‌های توسعه روستایی و عشایری
– هویت‌بخشی به سیمای شهر و روستا
– صدور سند مالكیت املاك واقع در بافت مسكونی روستاها
– واگذاری تصدی‌های قابل واگذاری دستگاه‌های دولتی در امور توسعه و عمران روستاها به دهیاری‌ها (محورهای یادشده در مواد (19، 30، 69، 133 و 137) قانون برنامه چهارم تجلی یافته است).
مواد برنامه پنجم متناسب با سیاستهای کلی نیست و کلا آن تاکیدی که در برنامه چهارم و سایر اسناد ملی بر روی بحث عدالت اجتماعی و فقرزدایی و توانمندسازی فقرا بود میبینیم در این برنامه اثری از آن نیست و عمدتا یکسری احکام بودجهای و اعتباری در ماده ۱۹۴ قانون برنامه پنجم توسعه قید شده است که بیان میکند: دولت مكلف است به منظور بهبود وضعیت روستاها در زمینه سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، راهبری، نظارت و هماهنگی بین دستگاه‌های اجرائی، ارتقاء سطح درآمد و كیفیت زندگی روستائیان و كشاورزان و كاهش نابرابری‌های موجود بین جامعه روستایی، عشایری و جامعه شهری، حمایت لازم را به عمل آورد (بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، 1389).
بررسی برنامههای توسعه روستایی بعد از انقلاب اسلامی نشان دهنده ویژگیهای زیر است:
1. بررسیها نشان میدهد سیاستهای توسعه روستایی بعد از انقلاب اسلامی، قبل از همه واکنشی بود نسبت به سیاستها و پیامدهای نه چندان توسعهای قبل از انقلاب اسلامی.
2. دوره اول (11 ساله ) با دوره بدون برنامهای مشخص شد که هیچ راهبرد مشخصی چه در سطح ملی و چه درسطح روستایی در آن ارائه نشد و غالبا اقدامات در قالب رویکرد اجتماعی و نیازهای اساسی صورت گرفت. در این دوره دولت به سازماندهی مجدد مدیریت سنتی کشاورزی و ایجاد نهادهای انقلابی در اجرای برنامههای زیر بنایی و… به منظور حل سریع معضل توسعه نیافتگی روستایی و کشاورزی اقدام کرد. اما این اقدامات در زمینه تولید کشاورزی، اشتغال روستایی و افزایش سطح زندگی روستائیان موفقیت چندانی بدست نیاورد.
3. در دوره دوم که همراه با تدوین برنامه پنج ساله اقتصادی و اجتماعی از سال 1368 مشخص میشود غالبا رشد اقتصادی و بعدها توسعه صنعتی در چارچوب برنامههای تعدیل ساختاری دنبال میشد. در برنامه اول و دوم محور توسعه بخش کشاورزی تعیین و در برنامه سوم بدان تاکید شد و بخش قابل توجهی از اهداف که در برنامه دوم تحقق نیافته بود در اهداف برنامه سوم گنجانده شد. ارزیابیها حاکی از این است که علیرغم محوریت کشاورزی، تخصیص اعتبارات و سرمایهگذاریها، این بخش در مقایسه با سایر بخشها نوسانات زیادی تجربه کرد (شکوری، 1384).
بطور کلی سیاست توسعه روستایی بویژه کشاورزی بعد از انقلاب اسلامی در افزایش تولید محصول در مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی موفق بود اما این افزایش با تقاضای جمعیت رو به رشد مطابقت نکرد.
رشد محصول بیشتر یا حرکتهای مردمی در قالب جهاد سازندگی و امثال آن صورت گرفت که از یک برنامه منسجم و پایدار توسعه ای تبعیت نکرد. بعلاوه علیرغم فعالیتهای عمرانی و زیربنایی قابل توجه در روستاها، در ماهیت، این برنامهها به ندرت در کاهش فاصله طبقاتی بین گروهها و قشرها، افزایش درآمد، کاهش فقر و تنزل شکاف بین شهر و روستا موثر بوده اند (همان: 247- 246 ). به همین منظور باید به دنبال راهحلهای دیگری جهت حل مشکل فقر و نابرابری روستایی بود. بگارگیری فناوریهای نوین در بخش کشاورزی جهت ایجاد توان رقابت در بازارهای بینالمللی میتواند جهش عظیمی در جهت افزایش درآمد روستاییان ایجاد نماید.
3-3 معرفی متغیرها
3-3-1 خط فقر نسبی روستایی
فقر بر حسب مكان و زمان به صورتهای مختلف تعریف شده و همواره در تعریف آن بین محققان اختلاف نظر وجود داشته است. تاونزند (1985)، در مطالعات خود درباره فقر در دهههای 1960 و 1970، فقر را به صورت زیر تعریف كرده است:
افراد، خانوادهها و گروههای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سرمایه انسانی، تحقیق و توسعه، آموزش و پرورش، بخش کشاورزی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع تحقیق و توسعه، بخش کشاورزی، هزینه تحقیق و توسعه، انقلاب اسلامی