منابع پایان نامه با موضوع توسعه دانش

دانلود پایان نامه ارشد

4-4- مدل نهايي رابطه نوآوري دانشگاهي و گرايش دانشجويان به يادگيري
مادام العمر با واسطه ي مهارت اعضاي هيئت علمي در فرايند ياددهي – يادگيري 159

فصل اول

مقدمه

1-1-کليات

امروزه سازمان ها يکي از اصلي ترين ارکان زندگي بشري به حساب مي آيند . و نقش آنها در قرن بيست و يکم بيش از پيش نمايان شده است . آدمي از ابتدا تا انتهاي عمر خود به انواع سازمان ها براي رفع نياز ها و همچنين حرکت در جهت رشد و پيشرفت نيازمند است و ناگزير از ارتباط با سازمان ها است . يکي از سازمان هايي که امروزه مورد توجه جدي قرار گرفته است نظام آموزش عالي است . نظام آموزش عالي که يکي از نهاد هاي مهم اجتماعي است ، در سطوح مختلف جامعه مسئوليت تعليم و تربيت همه جانبه افراد را بر عهده دارد و موظف به انتقال فرهنگ ، ارزش ها ، پرورش اجتماعي سياسي ، تربيت نيروي متخصص ، حفظ وحدت اجتماعي و رشد فردي است که در نظام آموزشي در چارچوب ساختار رسمي صورت مي گيرد . (طاهري زاده ، سليمي و صالحي زاده ، 1390) از وظايف خطير دانشگاه ها، توسعه علمي است. توسعه پايدار و همه جانبه جز بر مدار دانشگاه و نظام آموزشي پاسخگو و كارآمد، ميسر نخواهد شد. توسعه انسان، محور اصلي برنامه ريزي توسعه متوازن فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است. نقش دانشگاه به عنوان حافظه عقلاني و انتقادي هر جامعه، مطرح است و نمي توان نقش آن را به انتقال صرف محفوظات و اطلاعات خلاصه كرد. دانشگاه فعال و پويا فقط به انتقال و تعليم دانش روز اكتفا نخواهد كرد، بلكه با تأكيد بر پژوهش در مرزهاي دانش، به توليد علم بومي يا علم و فناوري ملي نيز مي پردازد.
تحولات شگرف پايان قرن بيستم و پيش بيني انقلاب هاي علمي، اطلاعاتي و مديريتي در قرن بيست و يكم، مبين ابهام اساسي فرا روي بشر در مواجهه با آينده است. در دوره اي كه مضاعف شدن توليد علم و دانش به كمتر از پنج سال رسيده ، مسئله اي اساسي به نام انفجار اطلاعات، تحولي عظيم و واقعيتي غير قابل انكار است. نقش محوري دانشگاه ها و نظام آموزش عالي در شكل گيري و رهبري اين تحولات، انكار ناپذير است(سبحاني نژاد و افشار، 1388) وجود آموزش عالي براي تضمين آينده اجتماعي اقتصادي تمام كشورها امري حياتي است. امروز رشد فناوري مستلزم نيروي كاري است كه فرهيخته، انعطاف پذير و از نظر تسلط بر فناوري توانا باشد و براي مقابله با مشكلات پيچيده جامعه و اقتصاد جهاني، آمادگي بهتري داشته باشد. دانشگاه ها بهترين تشكيلاتي هستند كه با ارايه دانش و مهارتهاي سطح بالا با محتوايي متناسب با نيازهاي اقتصادي صلاحيت هاي شغلي به اشخاص مي دهند و بنا به گفته كناپر و كراپلي، سكوي پرش براي ورود به بازار كار هستند. (محمدي مهر ، ملکي ، خوشدل و عباس پور، 1390)
با توجه به مطالب ذکر شده مي توان گفت يکي از فاکتورهاي موفقيت دانشگاه براي توسعه علمي و پاسخگويي به شرايط موجود نوآوري مي باشد . نوآوري، عبارت است از تغييري معني دار كه براي بهبود خدمات و فرايند هاي سازماني و ايجاد ارزشهاي جديد براي ذينفعان سازمان ها صورت مي گيرد و براي دست يابي به ابعاد جديد عملكرد بر رهبري سازمان تمركز دارد. تأكيد دپارتمان هاي حوزه تحقيق و توسعه براي نوآوري در موسسات آموزش عالي به منظور ارتقاء ارزش آموزشي براي دانشجويان و بهبود اثر بخشي تمامي فرايند هاي يادگيري محور و كارآيي فرايند هاي پشتيبان، رويه هاي يادگيري محور امري حياتي و ضروري است. دانشكده ها و دانشگاه ها بايد به گونه اي مديريت و رهبري شوند كه نوآوري به عنوان يك فرهنگ و بخش طبيعي فعاليت هاي روزانه در آمده و به عنوان دانش افزوده براي همه اعضاي هيئت علمي و دانشكده مطرح شود. توانايي تسريع در انتشار و تبديل اين دانش به سرمايه كه محركي براي بهبود آموزشي مي باشد، امري ضروري است. پيشبرد و هدايت حركت نوآوري، اجرا و پيگيري اصلاحات و بهبود ها اغلب براي بسياري از دانشكده ها و دانشگاه ها بي نهايت مشكل است. در برخي موارد، هر موسسه آموزشي ممكن است روشي ويژه به خود داشته باشد كه تا اندازه اي نوآورانه است. هر دانشكده يا دانشگاه مي تواند نشريات و مطالبي را منتشر كند كه معرفي كننده برنامه ها و فعاليتهاي جديدي است كه با هنجارهاي دانشگاهي متفاوت هستند و شيوه جديدي را (دست كم براي موسسه) ابداع مي كنند و افرادي توانمند را براي هدفهاي مناسب در نظر بگيرد. در هر صورت اين فعاليت هاي جديد و ديگر تغييرات براي بسياري از بخشها به صورت تصادفي هستند نه سيستماتيك. تعداد محدودي از مؤسسات آموزشي به كنترل خوبي بر پيامدهاي حاصل از نوآوري دست يافته اند و بسياري از موسسات آموزشي كه زمان و تلاشهاي قابل ملاحظه اي را صرف بهبود عملكرد خود كرده اند كه اغلب به الگوي پيشين بازگشت داشته اند. پر روشن است كه بسياري از موسسات آموزشي فاقد يك چارچوب سيستماتيك هستند كه به آنها اجازه بدهد تا به طور مؤثري تغييرات مديريت و نوآوري را تشويق كنند و به نتايج مثبت و رو به افزايش حاصل از تلاشهاي خود دست يابند. (شرفي،1387)
همچنين با پيچيده شدن جوامع، نيازهاي فردي و اجتماعي نيز پيچيده مي شوند. بدين سبب وظيفه و مسئوليت مدرسان و اساتيد امروز در فرايند آموزش و تدريس نسبت به گذشته سنگين تر و پيچيده تر شده است. يكي از مؤثرترين و كارسازترين مؤلفه هاي نظام آموزشي عالي را اعضاي هيئت علمي و اساتيد دانشگاه تشكيل مي دهد و عملكرد و سلوك حرفه اي آنان بيش از هر چيز در روش هاي تدريسشان متجلي خواهد شد. آگاهي و شناخت اساتيد از اصول و روش هاي علمي مي تواند آن ها را در كار خود موفق و مؤيد سازد. امروزه كار تدريس نيز همچون مشاغل ديگر به تخصص هاي ديگري نياز دارد. (طاهري زاده، 1390)
بدين منظور توجه به تدريس اساتيد و مهارت هاي آنان مي تواند نقش عمده اي در شکل گيري نوآوري دانشگاهي داشته باشد و همچنين بر روند يادگيري دانشجويان تاثير بگذارد. چرا که تدريس و يادگيري دو وازه لازم و ملزوم هستند و مهارت در تدريس مي تواند به گرايش دانشجويان نسبت به انواع يادگيري ها از جمله يادگيري مادام العمر دامن زند . ارکان اساسي در هر دانشگاه ، استاد ، دانشجو و محيط آموزشي است . مطابق ديدگاه طراحي سيستماتيک آموزشي ، استاد اصلي ترين عامل براي ايجاد موفقيت مطلوب در تحقق اهداف آموزشي مي باشد . يک استاد مي تواند کمبود امکانات آموزشي و نقص کتب را جبران نمايد . در واقع عملکرد و ويژگي هاي اساتيد باعث دستيابي به اهداف آموزشي و يادگيري دانشجو مي گردد. نقش استاد در سازندگي افراد و جوامع از ديرباز مورد تاکيد قرار گرفته است . در گزارش کميته اروپايي يادگيري يکي از شاخص هاي کيفي در يادگيري مادام العمر استاد معرفي شده است. (محمدي مهر ، ملکي ، خوشدل و عباس پور، 1390)
اعضاي هيات علمي مسئوليت عمده را در قبال يادگيري دانشجويان به عهده دارند و از اين رو انتظار مي رود که به قول سوبينسکي الهام بخش يک رنسانس آموزشي باشند . (ساکتي و پارسا ، 1386) مفاهيم يادگيري مادام العمر و شهروندي به مطالعات كومبس و همچنين لينگراد بر مي گردد و پس از آن درگزارشات يونسكو در مورد يادگيري براي زيستن و يادگيري به عنوان گنج درون دنبال شده است. يادگيري در سرتاسر زندگي براي جوامع دموكراتيك لازم است. آموزش نبايد به تحصيل رسمي ختم شود بلكه بزرگسالان بايد به آموزش در سرتاسر زندگي خود دسترسي داشته باشند. چنين ايده اي بر مفهوم جامع يادگيري بنا شده و با كسب دانش، تجديد و استفاده از آن مرتبط است. يادگيري سراسر عمر، نه تنها به اين معناست كه افراد بايد از فرصت هاي ايجاد شده توسط جامعه متنفع شوند، بلكه جوامع بايد فرصت هاي جديدي را براي افراد خود تدبير نمايند. در اين ديدگاه جامعه بايد بر انديشه يادگيري براي زيستن با يكديگر كه در برگيرنده توسعه درك ديگران، پيشينه و عادات آنها و ارزشهاي معنوي، فرهنگي و اجتماعي است بنا شود، تا افراد، يكديگر را با درك چگونگي مديريت تضادها، به شيوه هوشمندانه و مسالمت آميز، تأييد نمايند .
يادگيري مادام العمر مترادف نويني براي يادگيري است و دستاورد رشد تصاعدي اطلاعات است . توسعه دانش، مهارت ها، علايق و فرصت هاي يادگيري در زندگي در فرايند يادگيري مادام العمر توسط افراد حفظ مي شود. يادگيري مادام العمر در برگيرنده فرايند يادگيري از گهواره تا گور بدون تحميل اجبار و با ميل و علاقه فردي است. (محمدي مهر و همکاران، 1390) يادگيري مادام العمر همواره از شکلي به شکلي ديگر ، جداي از نظام رسمي آموزش ، در جريان بوده است . دليل اين امر آن است که انسان در هر مرحله از زندگي تا زماني که زنده و فعال است به آموختن موضوعات جديد نياز دارد . با ورود قرن بيست و يکم ضرورت تطبيق فعال با تغييرات سريع فناوري آشکارتر شده است . ديگر در اين شرايط انباشته اطلاعاتي فرد در دوران تحصيل جوابگوي نيازهاي آتي وي نبوده و با ناپايدار شدن اطلاعات ، تاکيد از آموزش رسمي بر يادگيري شخصي و مادام العمر تغيير جهت يافته است . در نظام هاي نوين مسئوليت يادگيري بر عهده فراگير گذاشته شده است و يادگيران براساس نياز يا علاقه موضوعات يادگيري را انتخاب مي کنند . . در اين شرايط محور يادگيري از معلم محوري به دانش آموز محوري تغيير يافته و نقش و جايگاه معلم از آموزنده دانش به نقش هدايت کننده و راهنما تبديل شده است . (افضل نيا ، اشکوه و کلوي ، 1389) از طرفي به عقيده كندي و همكارانش (1994) در عصر حاضر، مهمترين وظيفه دانشگاه به ويژه در دوره كارشناسي، فراهم كردن زمينه هاي تحقق ايده يادگيري مادام العمر است. دانشگاه بايد علاوه بر تدارك فرصت هاي يادگيري متنوع و متعدد، در صدد پرورش يادگيرندگان مادام العمر باشد. اين مؤسسه براي انجام بخش دوم رسالت خود بايد تلاش كند دانشجويان را به دانش، نگرش ها، و مهارت هايي مجهز كند تا انگيزه و توانايي لازم براي تداوم يادگيري را در آنها افزايش دهد. (نصر اصفهاني و بقراطيان، 1385)
بنابراين در زماني كه يادگيري مادام العمر چالش مهمي است كه هر فرد و هر جامعه اي با آن مواجه است، دانشگاه ها مي توانند عرصه بزرگي را براي تحقق آن فراهم آورند. آنچه در آموزش دانشگاهي حائز اهميت است تجهيز دانشجويان به نگرش ها و مهارت هايي جهت يادگيري توسط خودشان هم در آموزش رسمي و هم بعد از فراغت از تحصيل است . و ايجاد نگرش به اين موضوع که يادگيري در زمينه هاي خيلي متنوعي هم در نشست هاي علمي دانشگاهي و هم در جلسات غير علمي ، در جامعه ، محيط کار و خانواده اتفاق مي افتد. و رسالت مهم دانشگاه در قرن بيست و يکم ، تربيت يادگيرندگان مادام العمر است (محمدي مهر ، 1390)

1-2- بيان مساله

در دنياي امروزي ، توان سازگاري و اداره کردن تغييرات عنصر اصلي موفقيت و بقاي هر سازمان است و کسب اين توانايي ها خود ، مستلزم توجه سازمان به خلاقيت و نوآوري افراد است . سازمان هاي موفق ، سازمان هايي هستند که خلاقيت و نوآوري نوک پيکان حرکت آنان را تشکيل مي دهد ، به عبارتي سازمان هاي امروزي براي ادامه حيات ، بايستي پويا بوده و مديران و کارکنان آنها افرادي خلاق و نوآور باشند تا بتوانند سازمان را با اين تحولات منطبق ساخته وجوابگوي نيازهاي جامعه باشند . مي توان گفت در سيستم اقتصاد جهاني و رقابت روز افزون موجود ، خلاقيت و نوآوري در حکم بقا و کليد موفقيت سازمان است . . پيتر دراکر معتقد است در جهاني که دستخوش دگرگوني بوده و امنيت آن هر روز در معرض تهديد است ، تنها راه بقا ابداع و نوآوري است . افزايش رشد اقتصادي ، بالابردن بهره وري و توليد تکنولوژي ، کالاها و خدمات جديد از جمله فوايد خلاقيت و نوآوري است که جيمز استونر نيز به آن اشاره کرده است. (حسيني و صادقي، 1389) در دنياي امروز كه رشد و گسترش علم و تكنولوژي از عناصر مهم پيشرفت و توسعه در همه ابعاد فرهنگي،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع ابزار پژوهش Next Entries منابع پایان نامه با موضوع يادگيري، نوآوري، دانشجويان