منابع پایان نامه با موضوع تستوسترون

دانلود پایان نامه ارشد

مزاج جديدي در آحاد مردم شده است که در زمان بو علي سينا چنين مزاج هايي وجود نداشته است مثلاً حالت استفاده مردم از اتومبيل و مزاياي آن، يا خوردن کنسرو و کمپوت و فست فود و غيره……

4-14- نظريه ي مزاج ها در طب سنتي ايران
مزاج در طب سنتي ايران ، مفهومي کليدي در تعريف سلامت وبيماري انسان ونقطه ي عطف فيزيوپاتولوژي بيماري ها است وبه زبان ساده بر پايه ي اين فلسفه ، هر موجودي اعم از جاندار وبي جان ، از ترکيب ارکان به عنوان مواد اوليه با کيفيت هاي متفاوت وبه نسبت هاي مختلف تشکيل شده است در اين تعريف ، مزاج ودر صد ترکيبي هيچ دو انساني با يکديگر يکسان نمي باشد ، همان طور که اثر انگشت هيچ دو فردي يکسان نيست .
شيخ الرئيس ابن سينا در کتاب قانون درباره ي مزاج مخصوص انسان وتنوع وگستردگي آن مي فرمايد : “… هو الا عتدال الذي للانسان بالقياس الي سائر الکائنات و هو شي ء له عرض وليس منحصرفي حد وليس ذلک ايضا کيف اتفق بل له في الافراط والتفريط حدان اذا خرج عنهما بطل المزاج عن ان يکون مزاج الانسان ابن سينا،(2005م) به اين ترتيب وي در درجه ي اول مزاج انسان را مزاجي خاص مي داند که باعث تمايز او از ساير موجودات هستي مي گردد در درجه ي دوم اين مزاج يک طيف وسيع وگسترده دارد که محدوده ي مشخصي از آن طبيعي محسوب مي شود وخارج از آن محدوده غير طبيعي خواهد بود نکته ي آخر اين که هيچ دو انساني نمي توانند کاملاً شبيه به هم باشند بلکه فقط به ندرت ممکن است که تا حد زيادي شبيه باشند .
حکيم سيد اسماعيل جرجاني نيز در کتاب ذخيره ي خوارزم شاهي مي نويسد : ” …. هر تني را مزاجي واعتدالي خاصه است واز چندين هزار خلق که خداي تعالي آفريده است ، هرگز دو تن به يک مزاج راستا راست نبوده است و نباشد … وهم چنين مردمان هر اقليمي و هر هوايي را مزاجي و اعتدالي خاصه است ” (جرحاني ، 1380:12)
بر اساس اين نظريه در يک طبقه بندي باليني و در حقيقت فنوتيپي ، افراد سالم وبيمار با در نظر گرفتن علايمي مانند رنگ چهره حرارت بدن خصوصيات نبض ، وضعيت جسمي و روحي کيفيت مواد دفعي و … در 9 گروه مختلف قرار مي گيرند . منظور از اين دسته بندي آموزش وتسهيل در تفکيک خصوصيات افراد است تا با ساده سازي افرادي را که از نظر فنوتيپي وخصوصيات کلي بيشترين شباهت را به يکديگر دارند دريک گروه قرار دهند وامروزه دليل اين شباهت ها بر اساس مسايل ژنتيک به سادگي قابل درک هستند .
به نظر مي رسد با نگاهي علمي وبه دور از افراط و تفريط وتعصب دسته بندي مزاجي که طي قرن ها تجربه ي حکماي بزرگي مانند رازي ، ابن سينا ، جرجاني و … به دست آمده است مي تواند بعد از اثبات و مبتني بر شواهد به کمک دانش امروزي بيابد . اين گمان نيز وجود دارد که نحوه ي تقسيم بندي باليني انسان ها بر اساس تفاوت وتشابه فنوتيپي که از تفاوت مزاجي نشات گرفته است از منطقي استوار برخوردار بوده است که در دنياي امروز هم مي تواند توجيه تجربي وقابل آزمون داشته باشد . به عنوان مثال دريک مطالعه ي اوليه تفاوت هاي عوامل ايمونولوژيک در مزاج هاي گرم وسرد مورد بررسي قرار گرفت وبه خوبي نشان داده شد که اين عوامل به طور معني داري متفوات بودند واين تفاوت با واکنش ها و تظاهرات باليني اين افراد که در طب سنتي ايران تعريف و پيش بيني شده اند ، هم خواني کامل دارد . طبق اين مطالعه ، در اشخاص داراي طبيعت گرم نسبت به افراد داراي مزاج سرد ، سيستم عصبي سمپاتيک فعال تر بوده وسيستم پاراسمپاتيک آدرنال و کورتيکو استروئيدهاي فوق کليوي فعاليت کم تري داشتند و در مجموع سيستم ايمني افراد گرم مزاج به پاسخ هاي ايمني وابسته به لنفوسيست هاي T کمکي نوع دوم انحراف داشت .
مبحث بسيار جالب و کاربردي ديگر ، شناخت انواع مزاج ها با يک تقسيم بندي ديگر است (اقتباس از کرد افشاري وهمکاران 35-36 :1387)
4-14-1- مزاج سني : هر سني براي خود يک مزاجي دارد. از تولد تا 15 سال سن دم، از 15 تا 35 سال سن صفرا ، از 35 تا 60 سال سن سودا و بعد از 60 سال سن بلغم است. تقسيم بندي فوق به اين معناست که کودک در سن رشد گرم و مرطوب است، زيرا گرمي و رطوبت براي رشد لازم است. به تدريج که کودک رشد مي کند اين رطوبت غريزي مصرف شده ، گرمي و خشکي در سن جواني غلبه مي کند. اين سن ، سن هيجان ، شور ، نشاط ، انرژي ، فعاليت ، کار و تلاش است و اتفاقات مهم زندگي مثل تحصيلات عالي ، ازدواج ، انتخاب شغل و… در اين دوره و با شور جواني همراه است. با افزايش سن ، اين حرارت غريزي تحليل رفته و بدن سردتر مي شود. سن سودا زمان سردي و خشکي است. اين سن ، زمان تکامل عقل و تدبير است. انسان دورانديش و عاقبت نگر مي شود. براي تربيت فرزندان خود و تأثير در اجتماع ، انتخاب هاي پخته تري انجام مي دهد. بعد از 60 سالگي رطوبت خارجي غالب شده و بدن سردتر مي شود. انسان مرتب چرت مي زند و سست و بي حال مي گردد. فراموشي به سراغ او مي آيد و آنچه آموخته بود از ياد مي برد. اين سردي وتري آن قدر زياد مي شود تا شمع وجود را خاموش نمايد و مرگ به سراغ انسان بيايد.
4-14-2- مزاج فصلي : هر فصلي مخصوص به خود دارد. بهار گرم و تر ، تابستان گرم و خشک، پاييز سرد و خشک ، زمستان سرد و تر مي باشد.
همانطور که مي بينيد ترتيب فصول سال هم مانند عمر انسان است. از گرمي و تري شروع و با سردي و تري خاتمه مي يابد. گرما و رطوبت بهار باعث رشد گل ها و سبزه ها و شروع زندگي جديد مي شود و در تابستان با گرمي و خشکي ، ميوه ها مي رسند. پاييز سرد و خشک است. برگ هاي درختان زرد و خشک شده و بر زمين مي ريزند و لذا در متون ديني به ما دستور داده اند که خود را از باد پاييز بپوشانيد که بر شما نيز همان اثري را دارد که بر درختان دارد. زمستان فصل سرما و رطوبت است، برف مي بارد و درختان و خيلي از حيوانات به خواب مي روند ، مانند مرگ انسان و البته مرگ انسان هم نوعي خوابيدن است که قرار است مانند درختان بهاري مجدداً از خواب بيدار شود. مزاج فصول در جدول(4-1) به صورت ذيل نشان داده مي شود.

جدول (4-1) مزاج فصول و سن
ارکان
مزاج
فصل
سن
هوا
دم
بهار
15-0
آتش
صفرا
تابستان
35-15
خاک
سودا
پاييز
60-35
آب
بلغم
زمستان
60
مأخذ : ( کرد افشاري و همکاران ،36:1387)

4-14-3- مزاج عضوي : علاوه بر مزاج کلي که بر بدن حاکم است ، هر عضوي يک مزاج مخصوص به خود دارد. مثلاً اعضاي گوشتي مثل عضلات و قلب ، گرم و تر هستند. اندام هاي داراي چربي مثل چربي هاي زيرپوستي و مغز ، سرد و تر هستند. استخوان و مو، سرد و خشک هستند.
– مزاج جنسيتي : جنس مذکر نسبت به جنس مونث گرم تر است.

4-15- تعريف اخلاط اربعه و ارتباط آن با مزاج
4-15-1- تعريف خلط
“خلط ماده اي است مرطوب و روان، مي توانيد آن را در درون رگ ها در نظر بگيريد يا خارج از عروق و در فضاهاي ميان بافتي و يا در داخل ريه ها و غيره. عليرغم اينکه اخلاط مختلف هر يک مزاج مختلفي نسبت به يکديگر دارند ولي چون مفاهيم نسبي است همة اخلاط چهارگانه اعم از صفرا و سودا با وجود خشکي در مزاج خود، باز هم در چشمة خون بدن مرطوب هستند و روان” (ابوالحبيب ، 30:1389).
در اصطلاح طبيعيات قديم، به صفرا، دم، بلغم ،و سودا اخلاط اربعه گفته مي شود. حيوانات و انسان ها، از طبيعت تغذيه کرده و پس از هضم وجذب موئاد خورده شده آن ها را به اين اخلاط اربعه تبديل مي کنند، که با آن ها توان حرکت و رشد اندام ها و يا بازسازي اعضاي آسيب ديده ممکن مي شود. خلط از نظر قدما، ماده اي مرطوب و روان است که غذا در نخستين مرحله، به آن تبديل مي شود. اين اخلاط اربعه نيز مانند عناصر چهارگان? طبيعت، ويژگي هايي از حيث گرمي، سردي، رطوبت، و خشکي دارند؛ صفرا گرم و خشک، دم گرم و تر، بلغم سرد و تر، و سودا سرد و خشک است.
بدن انسان از ترکيب عناصر اربعه (آب، هوا، خاک، آتش) ساخته مي شود، ولي با اخلاط اربعه اداره (رشد و نمو) مي شود و به تناسب فقدان يا وجدان هر کدام اين موا، بدن انسان ويژگي خاصي را از خود بروز خواهد داد. در صورتي که ميازن ونسبت اين مواد در بدن متناسب باشد، مزاج معتدل خواهد بود ولي اگر هر کدام از اين مواد از حد مزاج معتدل فراتر رود، فرد داراي آن مزاج خاص خواهد شد. مثلاً، اگر مقدار صفراي موجود در بدن فرد به نسبت ميزان صفراي موجود در بدن فرد داراي مزاج معتدل بيشتر باشد، فرد مورد نظر داراي مزاج صفراوي خواهد شد و به همين ترتيب بق? مزاج ها نيز از اين قانون تبعيت مي کنند. بدين ترتيب از برايند اخلاط چهارگانه در بدن آدمي، مزاج هاي متفاوتي پديد مي آيد (چهار مزاج مفرد و چهار مزاج مرکب و يک مزاج معتدل) که هر کدام از درجاتي متفاوت از گرمي، سردي، خشکي و تري بهره مند هستند و باعث ايجاد تفاوت هايي، حتي در ويژگي هاي ظاهري افراد، مي گردند.

4-15-2- اخلاط
غذايي که ما مي خوريم پس از هضم در معده و روده کوچک ، از طريق عروق بسيار ريز مزانتريک (ماساريقا) به کبد منتقل مي شود و پس از پردازش در کبد به چهار بخش عمده تقسيم مي شود : صفرا ، دم (خون) ، بلغم و سودا. به هريک از اين ها خلط گفته مي شود و منظور از اخلاط اربعه همين چهار خلط است. البته بلغم عمدتاً در معده و روده ايجاد مي شود و مقدار کمتري از آن در کبد توليد مي گردد. اين بخش از طريق عروق لنفاتيک روده جذب مي شود و برخلاف بقيه غذاها وارد کبد نمي شود. امروزه به اين بخش جذب شده تري گليسيريد مي گوييم که نوعي چربي خون است.
براي نزديکي به ذهن ، اين طور در نظر بگيريد که اگر يک مقدار خون را داخل لوله آزمايش بريزيم چهار بخش در آن ديده مي شود : بخش فوقاني آن که در واقع کف خون است و به زردي مي زند صفرا نام دارد ، بخش زيرين آن که به رنگ قرمز است دم و زير آن بلغم قرار دارد و در ته لوله يک لايه رسوب تيره رنگ داريم که سودا ناميده مي شود.
گرچه همه اين اخلاط در خون موجودند اما خداوند متعال براي صفرا و سودا ، مکان هاي ذخيره (صفرا در کيسه صفرا و سودا در طحال) آفريده است که در آن جمع شوند و در هنگام نياز و به اندازه لازم ، در بدن انتشار يافته و مانع ابتلا به بيماري هاي مربوطه شوند اما دم و بلغم در بدن و در عروق خوني ، لنفاوي و… در حال حرکتند و جايگاه ويژه اي ندارند.
بنابراين وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروري است اما هريک به اندازه اي خاص و معين. پروردگار حکيم با تقدير خود براي هريک از اين ها مقدار معيني را مقدر کرده است و آنچه موجب بيماري است به هم خوردن تعادل ميان اين اخلاط و تغيير در مقدار (تغيير کمي) يا در کيفيت اخلاط (تغيير کيفي) مي باشد.
به همين دليل ، در اکثر بيماري هاي اکتسابي بايد به دنبال غلبه يکي از اخلاط چهارگانه بگرديم. اين غلبه خلط را سوء مزاج مادي مي نامند يعني در ماده ايجاد شده و يکي از اخلاط افزايش يافته و غلبه پيدا کرده است و مزاج فرد يا عضو را از حالت تعادل خارج کرده است.
4-16- انواع اخلاط موجود در خون
– خون معادل خون قرمز خوش رنگ است که زيادي آن در بدن ماهيچه مي سازد.
– بلغم معادل ماده غليظ و لزجي که در خون يا ساير نقاط بدن يافت مي شود که زيادي آن بافت را شل و آبکي مي نمايد، موکوسهاي مخاطي، پرولاکتين، پروژسترون، تري گليسيريد، و احتمالاً آميلاز سرم نمونه هايي از خلط بلغم در خون يا بدن شما هستند.
– صفرا معادل ماده زرد رنگ خون است که کلسترول مشهور نيز نوعي از خلط صفرا مي باشد که زيادي آن چربي خون و هورمون هاي بدن را افزايش داده و بافت فيبري بدن را تکثير مي سازد. بيليروبين،کلسترول،تستوسترون،و استروژن نمونه هايي از خلط صفرا در خون شما مي باشند.
– سودا معادل رسوب خون يا املاح معدني آن مثل کلسيم مي باشد که بافت هاي سفت بدن مثل استخوان و ناخن و مو را مي سازد. و معمولاً بيشتر از همه اخلاط سوداي خون حاصل متابوليسم يا سوخت و ساز صفراي بدن ما مي باشد. علت اينکه در عفونت هاي ويروسي و ميکروبي نيز سديمان يا خون بالاتر مي رود آن است که، اکثر بيماري هاي عفوني خلط صفرا و حرارت بدن را بالا مي برند که در مراحل اوليه انسان دچار تب و راشهاي جلدي گرم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژه های ارتکاب جرم، پرسش نامه، مواد مخدر Next Entries منابع پایان نامه با موضوع ورزشکاران