منابع پایان نامه با موضوع بهبود مستمر

دانلود پایان نامه ارشد

نوآوري، دست كم در فناوري هاي روز شيميايي و الكترويكي – به آلمان منتقل شد. اكنون مدتي طولاني است كه مركز نوآوري جهاني در ايالات متحده آمريكا مستقر است و مي دانيم آن كشور در بيشتر سالهاي قرن بيستم، بيشترين بهره وري و استانداردهاي زندگي را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. در دهه 1960 مطالعات نواوري به عنوان يك زمينه تحقيقاتي مستقل ظهور كرد. ولي خارج از رشته هاي موجود و دانشگاههاي معتبر قرار گرفته بود. يكي از مقاطع مهم شكل گيري واحد تحقيقات سياست علوم در دانشگاه ساسكس در سال 1965 بود. نام مركز، تمايل به توسعه مطالعات نوآوري با عناوين ديگري كه در آن زمان قابل قبول تر بودند نظير (مطالعات علوم) يا (مطالعات سياست علمي) را نشان مي دهد اما همان طور كه خواهيم ديد يكي از بزرگترين درس هاي آموخته شده از تحقيقات انجام شده اين بودكه علم، تنها يكي از چندين جزء نوآوري موفق است.
در نتيجه اين يافته ها، نه تنها تمركز تحقيقات در اين حوزه، بلكه مفاهيمي كه براي توصيف آن به كار مي رفت نيز تغيير كرد. در اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم، چندين دپارتمان و مركز تحقيقاتي تاسيس شد كه بر نقش نوآوري در توسعه اقتصادي و اجتماعي تمركز داشتند بسياري از اين مراكز، داراي جهت گيري ميان رشته اي بوده نياز به مطالعه نوآوري از ديدگاه هاي مختلف را تشريح مي كنند. چندين مجله و موسسه حرفه اي نيز در حوزه مطالعات نوآوري و فناوري راه اندازي شد. براي داشتن يك ديدگاه جامع نسبت به نوآوري، بايد بينش حاصل از چندين رشته را با يكديگر تركيب كرد. براي مثال، ‌ اقتصاد كلاسيك، ‌ اصولاً با تخصيص منابع به نوآوري (در رقابت با ديگر هدف ها) و تاثيرات اقتصادي آن مواجه شده درحاليكه خود فرايند نوآوري كم و بيش به عنوان يك (جعبه سياه) در نظر گرفته شده است. بررسي اتفاقاتي كه در اين جعبه مي افتد، بر عهده پژوهشگران ديگر رشته ها قرار دارد. مسلماً بخش عمده اي از اتفاقات داخل اين جعبه در ارتباط با موضوع يادگيري است و يادگيري در محيط سازمان يافته (نظير گروه ها تيم ها بنگاه ها و شبكه ها) انجام مي شود. عملكرد اين محيط ها نيز در رشته هايي نظير جامعه شناسي، علوم سازماني، مديريت و نظام هاي پويا بررسي مي شود.
امروزه، مطالعه فرايندي كه نوآوري ها از طريق آن تحقق مي يابد و بازيگراني كه در آن نقش دارند، تعامل مستمر بين بازيگران و سازمان هاي مختلف، ‌ ديدگاه سيستمي در مطالعات نوآوري، نقش نهاد ها و سازمان ها در اين فرآيند در سطح ملي و منطقه اي، تنوع عملكرد سيستم هاي نوآوري در طول زمان و در بخش ها با صنايع مختلف و نهايتاً نتايج اجتماعي و اقتصادي گسترده نوآوري موضوعات سياسي مربوط به آن از جمله مباحثي مطرح در مطالعات نو آوري هستند. در نيمه اول قرن بيستم بسياري از نوآوري هايي كه پيشرو بودن ايالات متحده نسبت به ديگر اقتصادهاي كاپيتاليستي را ممكن كرد از نوع سازماني و شامل راه هاي جديد سازمان دهي توليد و توزيع بود.
نوآوري سازماني با مفهوم مورد نظر شومپيتر، در بر دارنده ترتيبات و ارتباطات بين بنگاه ها مانند سازمان دهي مجدد كل صنايع نيز هست. فرض براي اين بودكه بهترين كار نگاه به نوآوري همچون پديده اي تصادفي (يا به بيان برخي محققان مائده اي آسماني ) است. شومپيتر در آثار اوليه خود از نخستين كساني بود كه با اين الگو مخالفت كرد از اين رو در آثار اوليه شومپيتر نوآوري خروجي و نتيجه نبرد مداوم بين كارافرينان منفرد كه از راهكارهاي جديد براي مسائل دفاع مي كنند و اجتماعي است اين تعبير، ممكن است توصيف مناسبي از وقايع اروپا در اواخر قرن نوزدهم باشد اما در دهه هاي نخست قرن بيستم، مشخص شد كه نوآوري ها به طور فزاينده اي در بردارنده كار گروهي هستند و در سازمان هاي بزرگتر اتفاق مي افتند. شومپيتر، اين موضوع را تاييد و بر نياز به مطالعه نظام مند كارآفريني مشاركتي در بنگاه هاي بزرگ تأكيد كرد.
در طول دهه هاي اخير، بر اين نكته تاكيد شده است كه بنگاه هاي نوآور بايد مسائل بالقوه اي را مد نظر قرار دهند كه ممكن است وابستگي به مسير ايجاد كند. براي مثال، اگر بنگاهي زودتر از سايرين يك مسير نوآوري خاص را انتخاب كند، ممكن است از مزاياي پيشتاز بودن سود ببرد، اما ريسك محدود شدن به اين مسير خاص نيز، به واسطه تأثيرات تقويتي مختلف، ‌ براي او وجود دارد اگر در پايان كار اين بنگاه متوجه شودكه مسير برتري وجود داشته كه برخي بنگاه هاي ديگر، كه صبر يا شانس بيشتري داشته اند، آن ها را يافته و از آن ها استفاده كرده اند، ممكن است اولين بنگاه با مشكل بزرگي مواجه شود زيرا تغيير مسير بسيار پرهزينه است يا زمان انجام اين كار ديگر سپري شده باشد. بنابراين، گفته مي شود كه در فاز اوليه پروژه نوآوري، قبل از اينكه دانش كافي در مورد گزينه هاي جايگزين جمع آوري شود، بهترين راه برد، اجتناب از تكيه بر يك مسير خاص و آزاد بودن استفاده از ايده ها و راهكارهاي مختلف و رقيب است. در سطح بنگاه، اين موضوع مستلزم رهبري كثرت گرايانه است كه امكان دانستن ديدگاه هاي مختلف را فراهم مي كند(حليمي ، 1387).

2-2-1-4- انواع نوآوري
متناسب با كاربردها و سطوح مورد بررسي، نوآوري به انواع مختلف نيز تفكيك شده است. معمولاً محققان بر اين باورند كه مفهوم فرايند نوآوري را درك كرده اند، اما حقيقتاً بسياري از تحقيقات انجام گرفته در حوزه هاي مختلف مرتبط با نوآوري، تعاريف و طبقه بندي هاي متفاوتي از نوآوري را ارائه داده اند. فرايند نوآوري به صورت نوآوري راديكالي يا افزايشي، نوآوريهاي تقليدي يا كاملاً‌ جديد، بهبودي يا انقلابي، تكنولوژيكي يا سازماني و بسيار انواع ديگر تعريف شده است. بطور كلي دو فاكتور مهم در تعيين نوع نوآوري وجود دارد:
1-درجه جديد بودن نوآوري . 2-جديد بودن در محصول، خدمت و فرايند و يا غير از اين موارد
بر اساس فاكتور اول يعني جديد بودن، نوآوري ها به طبقات متفاوتي دسته بندي شده اند كه مهم ترين طبقه بندي كه در اين جا نيز مورد نظر مي باشد، به دو صورت است: نوآوري هاي افزايشي، نوآوري هاي راديكالي ، منظور از نوآوري راديكالي، تغييرات جديد در محصول، فرايند و يا ساختارهاي سازماني است. نوآوري افزايشي معمولاً به عنوان تغييرات اساسي در كالا يا ساختارهاي موجود تعريف شده است. اين مفهوم با بهبود مستمر ارتباط تنگاتنگي دارد. به عبارتي تغييرات در وضعيت موجود كه منجر به كاربرد جديدي شود را نوآوري افزايشي گويند. به گفته اي نوآوري اگر بر اساس كشش بازار ايجاد شده باشد، معمولاً از نوع افزايشي و اگر بر اثر فشار تكنولوژيكي باشد از نوع راديكالي است.
در طبقه بندي ديگري كه بسيار مورد توجه مي باشد، نوآوري به صورت زير طبقه بندي شده است:
1-نوآوري تكنولوژيكي 2-نوآوري سازماني
تفكيك فوق بيشتر مبتني بر 5 گروه نوآوري كه شوچيتي معرفي كرده است، مي باشد بر اين اساس 2 گروه اول را جزء نوآوري تكنولوژيكي و 3 گروه آخر را نوآوري سازماني نام نهاده اند. به عبارتي خلق محصولات، خدمات و يا فرآيندهاي جديد و يا توسعه محصولات، خدمات و فرآيندهاي موجود را نوآوري تكنولوژيكي مي گويند و هر نوآوري غير از آن را نوآوري سازماني مي نامند. (احمدي و همکاران ، 1388)
نوآوري ها را مي توان بر اساس نوع نيز طبقه بندي كرد. شومپيتر بين پنج نوع مختلف نوآوري تفاوت قائل است: محصولات جديد ، روش هاي توليد جديد ، تأمين منابع جديد، بهره برداري از بازارهاي جديد، راه هاي جديد سازمان دهي كسب و كار.
رويكرد ديگري كه مبتني بر فعاليت هاي شومپيتر است طبقه بندي نوآوري ها بر اساس ميزان بنيادي بودن آنها در مقايسه با فناوري هاي موجود است. از اين ديدگاه، بهبودهاي مستمر بيشتر به عنوان نوآوري هاي تدريجي يا حاشيه اي شناخته شده اند در مقابل نوآوري هاي بنيادي همچون معرفي يك نوع كاملاً‌ جديد از ماشين آلات يا انقلاب هاي فناوري شامل خوشه اي از نوآوري هايي كه در كنار هم ممكن است تأثير وسيع و گسترده اي داشته باشند قرار دارند شومپيتر به طور خاص روي دو دسته آخر كه معتقد بود اهميت بيشتري دارند متمركز شد. با اين وجود، اين ديدگاه هميشه مطرح بوده كه تاثير انباشتي نوآوري هاي تدريجي اگر بيشتر از نوآوري هاي بنيادي نباشد به اندازه نوآوري هاي بنيادي است و ناديده گرفتن اين تأثيرات منجر به ديد نادرست از توسعه اقتصادي و اجتماعي در بلند مدت مي شود . به علاوه كسب منافع اقتصادي از نوآوري هاي بنيادي در بسياري موارد، مستلزم مجموعه اي از بهبودهاي تدريجي است.
كلاين و روز نبرگ بيان كرده اند كه بسياري از نوآوري هاي مهم اقتصادي در حين انتشار يك محصول يا فرايند تحقق يافته اند. عرضه چيزي در يك محيط جديد اغلب مستلزم ميزان قابل ملاحظه اي از سازگاري سازي (و در نتيجه نوآوري تدريجي ) و تغييرات (يا نوآوري هاي) سازماني است كه مي تواند بهره وري و رقابت پذيري را به ميزان قابل توجهي افزايش دهد. (حليمي، 1387)
اما به طور كلي مي توان نوآوري ها را به چهار دسته تقسيم كرد:
– نوآوري هاي توسعه اي 55 : ارائه خدمات موجود به كاربران موجود با اعمال اندكي تغيير و بهبود در آنها
– نوآوري هاي گسترشي 56 : ارائه خدمات موجود به كاربران جديد
– نوآوري هاي تحولي 57 : ارائه خدمات جديد به كاربران موجود
– نوآوري هاي كامل 58 : ارائه خدمات جديد به كاربران جديد
نوآوري هاي تحولي و كامل، شانس كمتري براي پذيرش دارند و در صورت عدم بستر سازي، در اكثر موارد توسط مدارس رد مي شوند. نوآوري هاي توسعه اي و گسترشي، بيشترين شانس پذيرش را دارند و چون نيازي كمتر به بستر سازي و زير ساخت سازي دارند به سهولت در مدارس كشورهاي در حال توسعه قابل اجرا هستند (حسيني خواه ، 1387).

2-2-1-5- فرايند نوآوري
تغيير ايده هاي خلاق به نوآوري را به منظور تأثير گذاري بر سازمان، فرآيند نوآور گويند. (تولايي، 1387) همچنين فرايند نوآوري عبارت است از توسعه و اجراي ايده هاي جديد توسط افرادي كه در طول زمان در تراكنش با ديگران در درون يك سازمان مي باشند. بايد توجه داشت كه نوآوري يك عمل مجرد نيست، بلكه فرايندي كلي از فرايندهاي فرعي مرتبط شده با يكديگر مي باشد. توالي فرايند نوآوري در سازمان را به صورت زير مي توان نشان داد:

شكل شماره (2-2): توالي فرآيند نوآوري در سازمان به نقل از تولايي (1387)

عوامل مؤثر بر شكل گيري فرايند نوآوري در سازمان: بر اساس تحقيقات انجام گرفته در شركت “ايران ترانسفور” به طور كلي پارامترها و عوامل موثر بر فرآيندهاي نوآوري شركت ها و سازمان ها را به دو گروه اصلي مي توان تفكيك كرد: (احمدي، 1386)
الف) عوامل دروني سازمان ها
ب) عوامل بيروني سازمان ها
عوامل دروني را “موتور نوآوري” نام نهاده اند كه سيستم پيچيده عوامل داخلي تأثير گذار بر فرايند نوآوري را شامل مي شود. عوامل داخلي شامل توانايي و قابليت يادگيري سازمان ها براي توسعه و خلق محصولات و فرايندهاي جديد است.
عوامل خارجي نيز توانايي هايي است كه قدرت رقابت و عرضه متناسب با نياز مشتريان و ذي نفعان را گسترش مي دهد.

2-2-1-6- الگوهاي تكامل فرآيند نوآوري تكنولوژيكي
فرايند نوآوري تكنولوژيكي، فرايند تبديل ايده جديد به كالا (محصول، خدمت) و يا فرايند جديد يا كاملاً توسعه يافته است. به عبارتي به گفته فريمن نوآوري مجموعه اي از عمليات فني، صنعتي و تجاري است. بنابراين به سادگي نمي توان آن را در قالب هاي خطي ساده تعريف نمود. اما تا قبل از دهه 80 مدل هاي ارائه شده براي فرايند نوآوري مبتني بر فرايند خطي ساده تصور مي شدند كه با تحقيقات پايه، شروع شده و منجر به خلق ايده و در نهايتي توليد كالا يا فرايند جديد مي شوند. اما با تحقيقات وسيع تر و بررسي موشكافانه رفتارهاي فرايند نوآوري در شرايط مختلف، پيچيدگي هايي مشاهده گرديد كه ديگر نمي شد آنها را در يك فرايند خطي خلاصه نمود. لذا فرايندهاي غير

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع نوآوري، خلاقيت، ايده Next Entries منابع پایان نامه با موضوع انتقال دانش، آموزش مهارت