منابع پایان نامه با موضوع بازداری رفتاری، بازداری پاسخ، کنشهای اجرایی، نظم‌جویی

دانلود پایان نامه ارشد

مشکلات خانوادگی ممکن است ناشی از تعامل با یک کودک که تکانش‌گر است و برای مدیریت دشوار است ناشی شود. (مش و جانسون،1990؛ به نقل از مش ولپ،2008). آشکارترین حمایت برای جهت تأثیر این کودکان بر والدین، از مطالعات دوسر کور گروه کنترل دارو دارونما ناشی می‌شود که در این کودکان نشانه‌های ADHD به خاطر دارودرمانی کاهش می‌یابد. کاهش نشانه‌های ADHD کودکان، یک کاهش مشابه در رفتارهای کنترلی و منفی که والدین به‌طور آشکاری زمان درمان نشدن کودکانشان نشان می‌دادند، ایجاد کرد. (مش ولف،2008).

کنش‌های اجرایی
اگرچه سبب شناسی دقیق ADHD هنوز کاملاً مشخص نیست، نظریه‌های عصب روان‌شناختی جدید این فرض را مطرح کرده‌اند که نشانه‌های رفتاری ADHD ممکن است به سبب نارسایی در کنش‌های اجرایی باشد (بارکلی، 1997؛ پنینگتون230، و اوزونوف231، 1996). اصطلاح «کنش‌های اجرایی» به پردازش‌های شناختی سطح بالایی اشاره می‌کند که رفتارهای هدفمند را کنترل می‌کنند (کارلسون232، 2005). پژوهش‌های عصب‌شناسی نشان داده‌اند که کنش‌های اجرایی با فعالیت نواحی پیشانی و پیش پیشانی مرتبط است (الوارز233 و اموری234، 2006). برخي از مهم‌ترین اين كنشها عبارت‌اند از: حافظه کاري235، کنترل بازداری236، انعطافپذيري شناختي237، برنامهريزي و سازمان‌دهی رفتاري238 (بارکلی، 1997). ارتباط بین ADHD و نارسایی در کنش‌های اجرایی از تشابه مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به ADHD با رفتارهای افراد دچار ضایعات لوب پیشانی و به‌خصوص ضایعات مرتبط با قشر پیش پیشانی نشأت گرفته است (شو239 و داگلاس240، 1992). پژوهش‌های زیادی در حمایت از الگوی عصب روان‌شناختی نارسایی در کنش‌های اجرایی افراد مبتلا به ADHD انجام‌شده است (ویلکات241 و همکاران، 2005). از بین این کنش‌های اجرایی بازداری پاسخ242 و حافظه کاری دو مؤلفه اصلی هستند که به‌طور وسیع در این اختلال موردبحث و بررسی قرارگرفته‌اند که در ادامه مرور مختصری بر شواهد پژوهشی آن‌ها ارائه می‌شود.
اصطلاح کنش اجرایی مانند چتری است که برای فرایندهای شناختی گوناگونی مانند برنامه‌ریزی، حافظه فعال، توجه، بازداری، خودپایی و خودنظم دهی به کار می‌رود (گلدشتاین، نگلیری، پرینکیوتا و اوترا، 2014). کنش اجرایی اصطلاح نسبتاً مبهمی است که به مجموعه‌ی متنوعی از توانایی‌های شناختی وابسته به هم اطلاق می‌شود که به‌طور استعاری تحت نام «اجرایی» گردآمده‌اند و دربرگیرنده‌ی فعالیت‌های برنامه‌ریزی، بازداری پاسخ، ایجاد و استفاده از راهبردها، توالی کردن اعمال به‌طور انعطاف‌پذیر، حفظ کردن مجموعه رفتاری و مقاومت در برابر محرک‌های مزاحم است (دنکلا، 1996؛ به نقل از بارکلی، 2014). بارکلی با مرور ادبیات پژوهشی، مدلی آمیخته به وجود آورد و شواهدی را هم از دیدگاه عصب روان‌شناختی و هم از دیدگاه روانشناسی تحولی برای تأیید وجود کنش اجرایی بازداری پاسخ و 4 کنش اجرایی دیگر مطرح کرد (بارکلی، فیشر و مورفی 2008). بالغ‌بر 15 سال قبل بارکلی نظریه‌ی کنش‌های اجرایی‌اش را درباره ADHD مطرح کرد (بارکلی، a1997). در این نظریه بازداری رفتاری، خودکنترلی و کنش‌های اجرایی توانایی‌های انسانی هستند که باهم همپوشی و تعامل‌هایی دارند. در این نظریه کنش‌هایی اجرایی خودنظم ده هستند و بازداری رفتاری ضروری‌ترین مؤلفه برای کارکرد این کنش‌ها محسوب می‌شود(انتشل، هیر و بارکلی، a2014). بارکلی (a1997) بیان می‌کند که به سه دلیل نیاز به ایجاد نظریه‌ای در مورد ADHD ضروری است:
1) اغلب پژوهش های انجام‌شده درباره‌ی ADHD مبتنی بر نظریه نیستند و به‌غیراز دو استثنا ( نظریه‌ی کوای- گری243 و پژوهش سرژنت و وندر میر244) بیشتر پژوهش ها عمدتاً اکتشافی و توصیفی هستند.
2) دلیل دوم که نشان‌دهنده‌ی نیاز شدید به نظریه ADHD است، دیدگاه بالینی کنونی درباره‌ی ADHD است ( برای مثال DSM 4) که منحصراً توصیف دو نقص رفتاری بی‌توجهی و فزون‌کنشی/زودانگیختگی است.
3) در شرایط موجود نارسایی توجه در هر زیرریخت تشخیصی یکسان دانسته شده است درحالی‌که بر اساس برخی پژوهش‌ها نارسایی توجه در نوع بی‌توجهی با نارسایی نوع مرکب متفاوت است. در الگوی جدید باید این تفاوت‌ها را مشخص و دلیل این تفاوت‌ها را نیز روشن کرد.
الگوی بارکلی (1997) بر چهار کنش اجرایی یا توانایی عصب روان‌شناختی دیگر تأکید می‌کند که برای رفتار معطوف به هدف مهم و حیاتی هستند و به کارکردهای لب پیشانی نسبت داده‌شده‌اند: حافظه کاری، خودتنظیمی برانگیختگی/هیجان/عاطفه، گفتار درونی، و بازسازی. فرد از طریق کنش این توانایی‌ها قادر است تا رفتار خود را با استفاده از بازنمایی درونی قوانین، طرح‌ها، اهداف، زمان و نیات هدایت و ارزیابی کند، بنابراین اجازه می‌دهد تا اعمال خود هدایت‌شده و پایداری معطوف به هدف شکل گیرند. بارکلی (1997) معتقد است که تعامل بین بازداری رفتاری با این چهار کنش اجرایی به این هفت مهارت منتهی می‌شود: بازداری پاسخ نامربوط با تکلیف، اجرای پاسخ‌های معطوف به هدف، اجرای زنجیره حرکتی پیچیده و جدید، مقاومت معطوف به هدف، حساسیت به بازخورد پاسخ، تعهد دوباره به تکلیف پس از اختلال، و کنترل رفتار به‌وسیله اطلاعات بازنمایی شده درونی.
در نظریه‌ی اصلی بارکلی، بازداری رفتاری به‌عنوان مؤلفه‌ی مرکزی کنش‌های اجرایی به‌حساب می‌آید. دلیل این امر آن است که بازداری رفتاری فراهم‌کننده‌ی درنگ245 در پاسخگویی خود آیند می‌باشد و این درنگ به کنش‌های اجرایی اجازه می‌دهد تا رفتار را در جهت هدف هدایت کنند (انتشل، هیر و بارکلی، 2014). الگوی بازداری رفتاری از حیث چند ویژگی متمایز است: الف) ماهیت خودگردانی را تعیین می‌کند. ب) نشان می‌دهد که کارکردهای اجرایی چه نقشی در خودگردانی دارند. ج) تعداد و ماهیت این کارکردها را مشخص می‌کند. د) وابستگی اساس این کارکردها را به بازداری رفتاری نشان می‌دهد. ه) استدلال می‌کند که هدف کارکردهای اجرایی و خودگردانی افزایش کنترل رفتار به‌وسیله‌ی زمان و فرضیه‌هایی است که فرد برای آینده می‌سازد. و) مشخص می‌کند که کارکرد غایی تمام این فعالیت‌ها به حداکثر رساندن پیامدهای بلندمدت به‌جای پیامدهای آنی و کوتاه‌مدت است (علی زاده، 1384).
بارکلی نخستین کسی نیست که به نارسایی بازداری در این اختلال پرداخته است بلکه علاوه بر پنج نکته‌ای که الگوی او را متمایز می‌سازد، یکی دیگر از وجوه تمایز الگوی او رابطه‌ای است که او میان نارسایی بازداری و اختلال در پنج توانایی عصب‌شناختی برقرار می‌کند که برای اجرای کارآمد وظایف خود به بازداری وابسته هستند. چهار مورد از این توانایی‌ها در خودگردانی و پایداری هدف مدار246 نقش بسیار مهمی ‌دارند. این توانایی‌ها را کارکرد اجرایی می‌نامند. بازداری رفتاری سه فرایند به‌هم‌پیوسته را در بر دارد: الف) بازداری پاسخ یا رویداد غالب247 ب) توقف پاسخ جاری و ایجاد فرصت درنگ در تصمیم‌گیری برای پاسخ دادن یا ادامه‌ی پاسخ و ج) حفظ این دوره‌ی درنگ و پاسخ‌های خودفرمان که در این دوره اتفاق می‌افتند (بارکلی، a1997). بازداری پاسخ لازمه و پیش‌نیاز خود نظم‌جویی است زیرا یک فرد نمی‌تواند اعمال و رفتارش را در جهت دلخواه هدایت کند مگر این‌که پاسخ‌گویی تکانشی و خود آیند به یک رخداد را بازداری کند. در نظریه‌ی بارکلی خود نظم‌جویی پیرو درنگ در پاسخگویی خودآیند است (بارکلی، 2014). نظریه‌ی بارکلی به‌طور اصیل درباره این است که انسان‌ها حداقل پنج نوع از اعمال را دارا هستند که آن‌ها را به‌منظور ایجاد تغییر در خودشان هدایت می‌کنند تا آینده‌ی خود را بهبود بخشند. در مدل او این پنج دسته شامل (1) توقف خود248 (بازداری پاسخ)، (2) حس کردن خود249، (3) گفتار شخصی250، (4) هیجانی سازی و برانگیختن خود251 و (5) بازی شخصی252. در مدل بارکلی بازداری پاسخ همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، موقعیت را برای انجام چهار کنش اجرایی دیگر مهیا می‌کند.
به طور کلی همانطور که مشاهده می شود، بارکلی به کنشهای اجرایی نوعی نگاه تکاملی و انطباقی دارد. مفاهیم اساسی او شامل بازداری رفتاری، خودنظمجویی و کنش‌های اجرایی است و همانطور که مشاهده شد ارتباط تنگاتنگی بین این مفاهیم برقرار است. همانطور که در بالا ذکر شد بازداری رفتاری مولفهی اساسی کنشهای اجرایی است که با ایجاد درنگ در پاسخهای غالب به دیگر کنشهای اجرایی اجازهی بروز میدهد. در طی همین زمان درنگ است که دیگر کنشهای اجرایی به عنوان کنشهای معطوف به خود، فرد را در جهت دسترسی به اهداف آینده هدایت میکنند. در نظریهی بارکلی، کنشهای اجرایی در کودکی به عنوان رفتار عمومی که به سمت دیگران و جهان خارج جریان دارد شروع به پدیدار شدن میکنند، اما در طی فرایند تحول به شکل معطوف به خود، خصوصی و درونی در میآیند. افراد مبتلا به ADHD در پژوهش های زیادی از نظر کنشهای اجرایی مورد بررسی قرار گرفته اند اما این پژوهش ها مبتنی بر نظریهای زیربنایی نبودهاند و در این پژوهشها تعریف جامع و مانعی از ADHD ارائه نشده است. از سوی دیگر پژوهشهای اندکی به بررسی نقش کنشهای اجرایی در علائم ADHD افراد به هنجار پرداختهاند، به همین دلیل در پژوهش حاضر نقش نارسایی کنشهای اجرایی در علائم ADHD مورد بررسی قرار میگیرد.

نظم‌جویی شناختی هیجان
هیجان‌ها اغلب اوقات به‌طور شگفت‌انگیزی مفید هستند. آن‌ها می‌توانند توجه را به ویژگی‌های کلیدی محیط معطوف کنند و در بهینه‌سازی مصرف حسی، اداره کردن فرایند تصمیم‌گیری ، مهیاسازی پاسخ‌های رفتاری، تسهیل کردن تعاملات اجتماعی نقش دارند و حافظه‌ی رویدادی را ارتقا می‌دهند. باوجوداین هیجان‌ها همان‌طور که کمک‌کننده‌اند می‌توانند آسیب‌زا هم باشند، به‌ویژه زمانی که آن‌ها برای موقعیتی معین، ازلحاظ نوع، شدت و طول مدت نامتناسب باشند( گروس، 2014).
درروان شناسی، هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند، زیرا رابطهی آن‌ها با نیازها و انگیزشها بسیار نزدیک است و میتوانند ریشهی بسیاری از اختلال‌های روانی_تنی را تشکیل دهند. هیجان‌ها حتی میتوانند سلامت انسان را تضمین کنند. مثلاً، ترس موجب میشود که انسان خود را از خطر محفوظ بدارد و خشم موجب میشود که به دشمن حمله کند.
به‌رغم تلاشهای بسیار گستردهای که فلاسفه، فیزیولوژیستها و روانشناسان، برای تبیین هیجان‌ها، به عمل آوردهاند، ماهیت و شیوهی عمل آن‌ها هنوز به‌طور روشن بیان نشده به حالت فرضیه باقی مانده است. این محققان، مخصوصاً جلوههای فیزیولوژیک هیجان‌ها(تغییرات ضربانهای قلب و تنفس، سست شدن اسفنگترها، خشک شدن دهان، عرق کردن، ….)، اثر آن‌ها روی عملکردهای ذهن(افزایش تلقین‌پذیری، کاهش کنترل ارادی) و رفتارهای ناشی از هیجان‌ها(گریهها، خندهها، فرار کردنها، پنهان شدنها …) را مطالعه کردهاند. این مطالعات نشان داده است که در ظهور و تکوین جلوههای هیجان، فرهنگ سهم بسزایی دارد. مثلاً، در چین، وقتی انسان‌ها خشمگین میشوند چشمهای خود را گرد میکنند. بااین‌همه، شرایط تولید هیجان و پایههای روانی_فیزیولوژیک آن هنوز به‌خوبی شناخته نشده است. فشار روانی حاصل از هیجان اغلب به‌عنوان عامل مزاحم برای سلامت انسان به‌حساب می این. اشخاصی که در معرض عوامل تولیدکننده هیجان و فشار روانی قرار میگیرند، به‌طور متوسط بیشتر از کسانی که در معرض دگرگونیهای شدید قرار نمیگیرند بیمار میشوند (گنجی، 1389).
گروس (2014) دو ویژگی عمده را برای هیجان ذکر می‌کند:
اولین ویژگی هیجان، مرتبط با زمانی است که این هیجان روی می‌دهد. طبق نظریه‌ی ارزیابی253، زمانی که فرد به موقعیتی توجه می‌کند و آن را با اهداف خود مرتبط می‌بیند، در او هیجان برانگیخته می‌شود. هدفی که زیربنای این ارزیابی است ممکن است بادوام254(زنده ماندن) یا گذرا 255(خواستن تکه‌ای دیگر از کیک) هشیارانه و پیچیده (اشتیاق به پروفسور شدن) یا ناهشیار و ساده(تلاش برای اجتناب از افتادن در چاه فاضلاب) باشد. آن‌ها همچنین می‌توانند بسیار مشترک256 ( داشتن دوستان صمیمی) یا شدیداً منحصربه‌فرد257 (یافتن شیوه‌ای جدید برای گره زدن بند

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع کودکان مبتلا، رژیم غذایی، مهارت اجتماعی، سازگاری تحصیلی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع هوش هیجانی، کنشهای اجرایی، نظم‌جویی، همسانی درونی