منابع پایان نامه با موضوع انقلاب مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

شامل وقايع و پديده هايي که به نحوي با رشته هاي مختلف علمي ارتباط دارند نيز هست.با توجه به تعريف ذکر شده محتواي برنامه درسي تنها همان نيست که به وسيله برنامه ريزان طراحي شود و به وسيله مولف انتخاب و سازمان دهي شود بلکه به آنچه که در فرايند آموزش ،توسط معلم در ضمن تدريس جلوه مي کند نيز گفته مي شود. بنابر اين محتواي برنامه درسي به مجموعه مفاهيم و مهارت هايي گفته مي شود که قبل از اجراي برنامه درسي بنا به بررسي ها و شناخت ها تهيه و تنظيم شده است که در فرايند آموزش ،اصلاح،تغيير ،تکميل و يا توسعه پيدا مي کند.(ملکي،48)

1-6. روش تحقيق
از آنجايي که اين تحقيق به دنبال تعيين ميزان انطباق محتواي کتاب‌هاي فارسي دوره‌دوم ابتدايي (پايه‌هاي چهارم، پنجم و ششم) با اهداف برنامه‌درسي فارسي مي‌باشد لذا روش تحقيق توصيفي مي‌باشد.

1-7. قلمرو تحقيق(جامعه‌آماري)
جامعه آماري اين پژوهش كتابهاي فارسي دوره دوم ابتدايي يعني پايه هاي چهارم، پنجم و ششم ابتدايي مي باشد. از نظر حجم محتوا، تمام محتواي مطرح شده در اين كتابها (عناوين، اهداف، داستانها، جملات، و … ) مورد بررسي قرار گرفته است و با استفاده از اين نمونه‌ها كليه مفاهيم يكي يكي از منظر اهداف (شناختي، عاطفي و رواني – حركتي) و همچنين موارد انطباق محتواي متن، تصوير و تمرين كتاب ها با هر يك از اين اهداف مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است. همانطور كه روشن است ما در اين پژوهش با تمام جامعه آماري سروكار داريم و تمام جامعه آماري بعنوان نمونه انتخاب شده است و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

1-8 . محدوديت‌ها و مشکلات تحقيق
با توجه به اينكه اهداف شناختي، عاطفي و رواني – حركتي موجود در كتاب فارسي دوره ي دوم ابتدايي، بر اساس راهنماي برنامه درسي فارسي دوره ي ابتدايي تعيين شده است و آخرين ويرايش اين راهنما مربوط به سال 1386 مي باشد، لذا اين راهنما از آخرين تغييرات برنامه درسي مطابق با تغييرات روز جهان محروم مانده و محقق نيز محدود به بهره گيري از راهنماي مذكور بوده است.

فصل دوم

مطالعات نظري

مقدمه
کتاب درسي مهمترين و پرکاربردترين رسانه آموزشي است که در نظامهاي تعليم و تربيت جهان مورد استفاده قرار ميگيرد آل تبيج3 (1991) معتقد است “کتابهاي درسي همه روزه توسط معلمان و شاگردان به کار ميرود و گاهي اوقات به عنوان تمام برنامه درسي مورد تاکيد معلم قرار ميگيرد اين در حالي است که در نظامهاي آموزشي که الگوي برنامه درسي آنها مبتني بر موضوعهاي درسي مدون و يا مبتني بر طرحهاي قابليتهاي خاصي4 است کتاب درسي مهمترين و تنها منبع مورد استفاده در فرآيند ياددهي و يادگيري است و آموزش و پرورش کشور ايران در بخش آموزشهاي فني و حرفهاي از دو الگوي فوق استفاده مينمايد بدين صورت که برخي از دروس که مربوط به آموزش فنون و مهارتها است از الگوي صلاحيتهاي خاص و دروس نظري از الگوي مبتني بر موضوعهاي درس مدون استفاده مينمايد اهميت کتابهاي درسي تنها از جنبهي ابزاري براي آموزش مطرح نيست بلکه کاربرد گستردهي آن در مدارس، دانشآموزان را در معرض عقايد، ايدهها و افکار گوناگوني قرار ميدهد که از سوي ناشران و توليد کنندگان کتابهاي درسي به طور مستقيم و يا غير مستقيم ارائه ميشود. (واتييکر و ديبر5 2000).
کتاب درسي به عنوان تنها رسانهاي که نقش هدايت فعاليتهاي ياددهي – يادگيري را در کلاس ايفا ميکند داراي اجزاء و عناصري است و ارتباط منطقي و صحيح عناصر يک کتاب درسي به کار آيي آن در آموزش کمک شايان توجهي ميکند اهداف، محتوا (شامل متن نوشتاري، تصاوير، نوارها، جداول) و تمرينها سه بخش مهم يک کتاب درسي را تشکيل ميدهند.
محتوا و تمرينها بايد در جهت تحقق اهداف کتاب درسي باشند مسئله اصلي اين تحقيق آن است که آيا عناصر کتابهاي فارسي دوره دوم ابتدائي از انسجام دروني لازم برخوردار است و با اهداف پرورش مهارتهاي شناختي، عاطفي و رواني – حرکتي همسو است.
با توجه به هدف تحقيق لازم است به تعاريف مورد نياز اشاره شود.

2-1. آموزش ابتدايي
اولين دوره آموزش و تربيت براي هر انساني به طور رسمي، آموزش ابتدايي است. بعد از آموزش‌هايي كه فرد در محيط خانواده فرا مي‌گيرد، آموزش‌هاي رسمي به عنوان آموزش دوره‌ عمومي شروع مي‌شود. كودكان از سن 5 سالگي وارد عرصه تعليم و تربيت رسمي مي‌شوند و پس از طي 6 سال آموزش و تربيت به دوره بعدي يعني راهنمايي تحصيلي وارد مي‌شوند.. دوره‌ ابتدايي با توجه به اهميت اش در سال هاي اخير مورد توجه دانشمندان علوم تربيتي و روانشناسي قرار گرفته است و حركت هاي جديدي كه در زمينه توسعه برنامه درسي اين دوره در قرن اخير ايجاد شده است که نشان دهنده اهميت زياد آموزش ابتدايي مي باشد .
هدف عمده آموزش دوران ابتدايي ، پرورش استعدادها و قابليت هاي بالقوه کودکان مي باشد ؛ لذا اين آموزشها درتمام دنيا ، تحت عنوان آموزشهاي عمومي در نظر گرفته مي شوند
در جوامع بدوي ، مجموعه ميراث فرهنگي بسيار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسيع نبود ، در نتيجه نيازي به نظام آموزشي منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمي شد . آموزش ، بيشتر از طريق خانواده ها انجام مي شد و جنبه غير رسمي داشت.
با گذشت زمان در کشورهاي مختلف ، نظام هاي آموزشي رسمي با ساختار بسيار منظم و برنامه ريزي شده ، شکل گرفت .
در ايران با وجود تاريخ و تمدن کهن ، سيستم آموزشي در طول تاريخ دچار تحول گرديده و تحولات بسيار وسيعي در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدايي با اين اسم ، در نظام آموزشي ايران وجود نداشت . بعد از انقلاب مشروطه در سال 1290 هجري شمسي ، قانون معارف براي اولين بار تصويب شد ، در نتيجه آموزش ابتدايي را به عنوان اولين مرحله ساختار نظام آموزشي نوين ايران معرفي نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدايي نوين در تاريخ ايران ، براي اولين بار مطرح شد .
در سال 1322 طبق قانون تعليمات اجباري ، آموزش ابتدايي به عنوان يک دوره آموزش عمومي و تعليمات اجباري ، مطرح و همگاني شد.

2-2. برنامهريزي درسي در آموزش ابتدائي
2-2-1. برنامه درسي
برنامه درسي را بايد رشتهاي جوان به شمار آورد که اکنون در حال گذر از مراحل تکوين و تکامل خويش است و در طي سالهاي کوتاه عمر خويش آثار علمي فراواني در اين رشته به علاقهمندان تعليم و تربيت عرضه شده است. (مهر محمدي 1381) اين آثار در زمينه تعاريف، نظريهها، رويکردها، طراحي و برنامهريزي، ارزشيابي گسترده شده و دامنة وسيعي پيدا کرده است، در اين کتاب فقط به موضوعاتي از برنامه درسي پرداخته ميشود که بر اساس آن بتوان رسانة آموزشي را بهتر شناخته و روشهاي تحليل محتواي آنرا فهميد.

2-2-2. تعريف برنامه درسي
شايد بتوان سئوالات چهارگانه تايلر6 (1949) را نقطه شروع و يا عطفي در رشته برنامه درسي ناميد. تايلر با مطرح کردن اين سئوالات چهارچوبي ابتدايي و گسترده براي فعاليتهاي برنامهريزان درسي مشخص کرد.
1- مدرسه بايد به دنبال چه هدفهايي باشد؟
2- کدام تجربيات يادگيري ميتوانند زمينة رسيدن به اهداف را فراهم کنند؟
3- چگونه ميتوان تجربيات يادگيري را بطور موثري سازماندهي کرد؟
4- چگونه ميتوانيم رسيدن به اهداف تربيتي را مشخص کنيم؟
نظريه تايلر با پاسخگويي به اين سئوالات شکل گرفت و متعاقب آن صاحبنظران بسياري به ارائه ديدگاههاي خود در رابطه با برنامه درسي پرداختند تعدد ديدگاهها، و ضرورت ارائه جمعبندي از آنها، طبقهبنديهاي گوناگوني از تعاريف برنامه درسي را در برداشت در اين کتاب با توجه به يکي از طبقهبنديها 2002 به بحث مختصري پيرامون تعاريف گوناگون برنامه درسي از ديدگاه برخي صاحبنظران پرداخته ميشود.

2-2-3. برنامه درسي به عنوان فهرست رئوس مطالب7
بسياري از مردم هنوز برنامه درسي را معادل با سيلابس ميدانند، سيلابسها در اصل به عناوين، سرفصلها و يا رئوس اصلي مطالب براي يک سخنراني و يا مقاله اطلاق ميگردد و در آموزش به عناوين محتوايي گفته ميشود که بايد توسط معلم تدريس شده و دانشآموزان بر اساس آنها مورد آزمون قرار گيرند.
اين تعريف برنامه درسي که به آن برنامه درسي به عنوان محتوا (پورتلي8 1987) و يا رويکرد موضوعي به برنامه درسي (ميلر 1983)، و يا موضوعات و مواد درسي (سيلور 1980) نيز گفته ميشود؛ معمولاً شامل فهرستي از محتوا، موضوعات، و يا مواد درسي است که بايد به وسيله معلم تدريس شده و بوسيله فراگيران يادگرفته شود. در اين راستا تعليم و تربيت به مفهوم مديريت فرآيندي است که مفاهيم و موضوعات با اثربخشترين روشها به دانشآموزان منتقل ميگردد (بلين کين 1992).

2-2-4. برنامه درسي به عنوان محصول
اين تعريف از برنامه درسي که بطور گسترده متأثر از روش مديريت علمي در آغاز قرن بيستم بود بوسيله بابيت (1918) و تايلر (1849) مطرح شده و توسعه يافت. آموزش و پرورش در اين نگاه به عنوان تمرينهاي تکنيکي براي دستيابي به اهدافي مشخص در نظر گرفته شده است. بدين منظور اهداف برنامه که از تجزيه مهارتهاي مورد نياز يک شغل بدست آمده است مشخص ميشود، سپس برنامهاي براي دستيابي به آنها تنظيم شده و اجرا ميگردد و نهايتاً نتايج اندازهگيري ميشود (اسميت 2000).
اين رويکرد از برناتمه درسي در بسياري از طرحهاي آموزشي9 ديده ميشود. در اين تعريف هدفهاي عيني بر موضوع درسي مقدم فرض شده و برنامهريزان به طراحي از برنامة درسي که حول فعاليتهاي معين بزرگسالان بنا شده باشد دعوت شدهاند (سيلور 1980). محوريت اين رويکرد از برنامه درسي شکلدهي به هدفهاي رفتاري و تبيين نتايج است. محتوا و روشها براي دستيابي به نتايج انتخاب و سازماندهي ميشوند.
مفهوم برنامه درسي به عنوان محصول اثري ژرف، در تعليم و تربيت داشته و فراهم آورندة پايه و اساس تعليم و تربيت مبتني بر شايستگي10 و يا قابليت مدار بوده است.
آموزش و پرورش قابليت مدار با اين موارد سر و کار دارد: قابليت، مشخص ساختن شاخصهاي ارزشيابي براي تعيين ميزان دستيابي به قابليتها و طراحي نظام مناسب آموزشي. (ميلر 1983).

2-2-5. برنامه درسي به عنوان فرآيند
در حاليکه برنامه درسي بعنوان محصول، مدلي است که به شدت به تنظيم اهداف رفتاري وابسته است و بعنوان يک مجموعه اسنادي است که براي اجرا تنظيم ميگردد، برخي ديگر برنامه درسي را به عنوان يک جريان ميدانند. در اين مفهوم برنامه درسي به عنوان يک عنصر فيزيکي قابل لمس (اسناد) در نظر گرفته نميشود، بلکه برنامه درسي حاصل تعامل بين معلمان، دانشآموزان و دانش است. به عبارت ديگر، برنامه درسي آن چيزي است که در کلاس درس اتفاق ميافتد (اسميت 2000) و دانشآموز آن را تجربه ميکند.
گولد پس از مشاهدة صدها کلاس درس، چهار نوع برنامه درسي را تشخيص داد: برنامه درسي رسمي (تنظيم شده به وسيله سازمان آموزش و پرورش) برنامه درسي دريافتي (آنچه که معلمان ميگويند، سعي در انجام آن دارند) برنامه درسي مشاهده شده (آنچه که مشاهده کنندگان هنگامي که برنامه در کلاس ارائه ميشود ميبينند) برنامه درسي تجربي (آنچه فراگيران درک کرده و به آن عکس العمل نشان ميدهند) (سيلور 1980).
تجربيات دانشآموزان حين اجراي برنامه درسي رسمي به عوامل متعددي بستگي دارد، که شامل تجربيات گذشته، تواناييها، علايق، نيازها و … دانشآموزان و معلمان همچنين شرايط محيطي کلاس، داخل مدرسه و بيرون مدرسه همچون رسانههاي ارتباط جمعي، هنجارها و ارزشهاي اجتماعي ميباشند.
بنابراين کساني که برنامه درسي را بعنوان فرآيند ميدانند نتايج واقعي حاصل از اجراي برنامه درسي رسمي، که در فرآيند آموزش حاصل ميشود را مورد توجه قرار ميدهند.
در اين مفهوم، برنامه درسي بستهاي از مواد آموزشي و يا سيلابسهايي براي تدريس کردن نيست بلکه به دنبال ارائه شکل خاصي از عمل تدريس است و ان راهي براي تفسير هر ايدة آموزشي بر اساس يک فرضيه قابل آزمايش ميباشد در اين صورت کلاس درس به عنوان آزمايشگاه . معلم عضوي از يک جامعه علمي است (استين

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع آموزش مهارت Next Entries منابع پایان نامه با موضوع يادگيري، تعيين، طرحهاي