منابع پایان نامه با موضوع انقلاب اسلامی، رادیو و تلویزیون، رسول خدا (ص)، نمایندگی مجلس

دانلود پایان نامه ارشد

تأکید دارد.
3. اخلاص: از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود: هر بنده‌ای خطابه‌ای ایراد کند، خداوند از او می‌پرسد که هدف او از خطابه چه بوده است؟.47
4. مدارا و نرمی: از پیامبر خاتم (ص) نقل شده است: همان‌طور که به تبلیغ رسالت مأموریت یافتم، به مدارای با مردم نیز فرمان دارم.48
5. یکسان بودن دل و زبان: امام علی (ع) فرمود: هرگاه سخنی از دل برخیزد، در دل می‌نشیند و هرگاه از زبان بیرون آید، از مرز گوش‌ها تجاوز نمی‌کند.49
6. همراه بودن تبلیغ و عمل: در این مورد امام صادق (ع) فرمود: خداوند رحمت کند کسانی را که چراغ و مناره هدایت‌اند و مردم را با اعمال و نهایت توانشان به‌سوی ما فرامی‌خوانند…50
7. تغییر حالت : شایسته است خطیب و گوینده به سخنان خود ایمان داشته باشد و برای انتقال مفهوم موردنظر تلاش کند و مشتاق رساندن آن مفاهیم به دیگران باشد و نرسیدن آن مفاهیم به مردم و یا عدم توجه مردم به آن باعث رنجش او شود. ازاین‌رو، چهره خطیب در هنگام ایراد خطبه باید دگرگون گردد و متناسب با مفاهیم موردنظر، از حرکات بدن خود استفاده کند. جابر، حالات رسول خدا (ص) را در حین خواندن خطبه چنین بیان می‌کند: (پیامبر (ص)) هرگاه خطبه می‌خواند، چشمانش سرخ می‌شد و صدایش رسا می‌گشت و خشمش اوج می‌گرفت. گویی قراول سپاهی است که آنان را از خطر حمله دشمن آگاه می‌کند.51
8. کوتاه بودن خطبه‌ها: سخنرانی هرچند خوب ارائه شود، باز این تردید وجود دارد که شنوندگان، قدرت هضم و شنیدن همه مطالب ارائه‌شده را نداشته باشند؛ زیرا میزان شنیدن مفید افراد، کم و محدود است و خطابه‌های سنگین و طولانی باعث خستگی، کسالت و تنفّر آنان می‌شود و در نهایت آن‌ها را به سخنان خوب و ارزشمند، بی‌میل و بی‌رغبت می‌سازد. در این موردتوجه به سیره رسول خدا (ص) کارساز و راهگشاست. از عمار بن یاسر نقل شده که گفت: پیامبر خدا (ص) ما را به کوتاه کردن سخنرانی‌ها دستور می‌داد.52
9. آگاهی از رمز و راز منبر و خطابه.
10. داشتن تقوا و سلامت نفس.
11. فصاحت و بلاغت.
12. صدای خوش و رسا. (میرحسینی، ص)
ویژگی‌های محل منبر
جایگاه خطابه یا منبر به‌عنوان یک ابزار رسانه‌ای و ارتباطی، باید شرایط و ویژگی‌هایی داشته باشد که به‌کارگیری آن‌ها، منبر را موفق‌ترین و بی‌رقیب‌ترین رسانه‌ها می‌گرداند. برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:
1. بلند بودن محل خطابه: معمولاً جایگاه خطیب و سخنران بالاتر از سطح زمین است تا شنوندگان به آسانی بتوانند او را ببینند و با او رابطه برقرار کنند. نخستین سخنرانان تاریخ بشر به این نکته عنایت داشتند و با قرار گرفتن بر روی تکه چوب و یا قطعه سنگی به ایراد خطبه می‌پرداختند.
2. مخاطب از منبر، انتظار خاص و محدود دارد، نه بیشتر.
3. نداشتن اختیار در انتخاب خطیب: به‌عبارت‌دیگر، منبر مانند رادیو، تلویزیون و… نیست تا هر لحظه که مخاطب نخواست، سخنران را تغییر دهد.
4. عوامل مزاحم در منبر اندک است. به دیگر عبارت، منبر مانند رادیو، تلویزیون و… نیست که مثلاً اگر جریان الکتریسیته قطع شد، همه‌چیزتمام شود و دیگر امکان دسترسی به خطیب نباشد.
5. بازخورد سخنان در منبر به‌صورت دائمی از سوی خطیب کنترل می‌شود. منبر به خلاف دیگر رسانه‌ها، این قابلیت را دارد که چنانچه گوینده احساس کرد فضا، یکنواخت شده و مخاطب، عکس‌العمل منفی نشان می‌دهد، با ارائه مثال، حکایت، داستان و … شنوندگان را از خستگی بیرون می‌آورد.
6. مخاطب در منبر عام است و شامل افراد و قشرهای مختلف اعم از زن و مرد، پیر و جوان و حتی مسلمان و غیرمسلمان می‌شود.
7. ارتباط در منبر، صمیمی‌تر از سایر رسانه‌هاست.
8. نوع رابطه بین خطیب و مخاطب در منبر، به‌صورت چهره به چهره است که از تأثیرگذارترین انواع ارتباطات است.
9. در منبر به خلاف رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها و… امکان تعامل مستقیم بین فرستنده و گیرنده برقرار می‌شود.
10. در منبر نیازی به کدگذاری (معناگر و معنا کننده) نیست. به‌عبارت‌دیگر، رساندن پیام و انتقال مفهوم در برخی رسانه‌ها با استفاده از شگردهای خاصی چون تصویر و… است تا مخاطب، راحت‌تر پیام را دریافت کند؛ ولی در منبر نیازی به این ابزارها نیست؛ یعنی در منبر خطیب از توانایی‌های خودش بهره می‌گیرد و از عنصری غیر از خودش استفاده نمی‌کند.
11. فرستنده پیام در منبر، متنوع و متکثر نیست و فقط شخص خطیب و منبری است که برای هرچه بیشتر گیرا شدن منبر، از ابزار «زبان» و «بیان» استفاده می‌کند.
معایب و نواقص منبر
منبر با توجه به ویژگی‌های بسیار مثبتش، از برخی مشکلات ارتباطی نیز رنج می‌برد که موارد زیر از مهم‌ترین آن‌هاست:
1. ارتباط گوینده در منبر به‌صورت یک‌طرفه است و او متکلم وحده است.
2. در منبر کارکرد تفریحی و سرگرمی، اندک است.
3. منبر محدود به زمان و مکان خاصی چون مسجد و… است.

2.2.6. منبر و سایر رسانه‌ها
هر رسانه ویژگی خاص خودش را دارد و این ویژگی‌ها بعضاً ذاتی خود آن‌هاست و تلفیق آن با دیگر رسانه‌ها هرچند هم كه امكان‌پذیر باشد ولی قابلیت و امكانات و تأثیرات آن رسانه را كم می‌كند و تقلیل می‌دهد.
ویژگی‌ رسانه‌های جدید مانند روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون در برهه‌ای باعث شد كه روحانیون از این رسانه‌ها انتقاد كنند. چون ازیک‌طرف این وسایل از غرب وارد شده بودند و از طرفی شعائر دینی و اسلامی اولویت آن‌ها نبود. البته این اختلاف یک‌سویه نبود  بلكه مطبوعات در آن دوره مطالب زیادی علیه دین و روحانیت منتشر می‌كردند و درصدد غربی كردن جامعه بودند این فرآیند با پیدایش رادیو و تلویزیون شكل جدیدی به خود گرفت.
این رقابت ‌سنت با مدرنیته در جریان انقلاب، كاركردهای خودش را شناخت؛ یعنی منبر به‌طور كامل از رسانه‌های دیگر انتظارش را قطع كرد و خودش را به‌صورت رسانه‌ای مهم و آیینی در كنار رسانه‌های مدنی مانند تلویزیون، رادیو و مطبوعات قرارداد كه در دسترس انقلابیون نبود. به‌عبارتی‌دیگر دعوا بر سر این نبود كه چرا رسانه‌های دیگر در نقش منبر بازی نمی‌كنند بلكه منبر خودش را در قالب یك رسانه مهم و بسیار جدی درآورد كه توانست پیام انقلاب را در سطح كشور منتقل كنند.
با این اوصاف می‌توان این‌گونه بیان كرد كه در جریان انقلاب منبر جایگاه رسانه‌ای خودش را بازیافت و تبدیل به یك رسانه مهم و تأثیرگذار شد. این كشمكش‌ها باعث شد منبر با پیدا كردن هویتی مستقل در جریان انقلاب اسلامی، قدرتمندتر از گذشته به‌عنوان یك رسانه مطرح شود.
با پیروزی انقلاب اسلامی ماجرا تغییر كرد. روحانیون به فكر استفاده از رادیو و تلویزیون برای گسترش شعائر دینی افتادند. علت این بود كه چون بعضی شباهت‌ها میان منبر در رسانه‌های مدرن وجود داشت و چون هر دو فرستنده بودند و مخاطب داشتند، نگاه‌ها به این‌طرف معطوف شد كه این رسانه‌ها از یك جنس هستند. به همین علت جریان منبر شدن رسانه‌های مدرن آغاز شد.
دریغ از اینكه ساختار و ذات این رسانه‌ها با هم متفاوت است؛ مثلاً منبر به‌واسطه بعضی عناصر ذاتی خودش، مانند ارتباط چهره به چهره، انتقال جریان كنش‌ها و واكنش میان منبری و مردم و… دارای تأثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر رسانه‌ها دارد. در سایر رسانه‌ها اساساً یك عنصر بسیار جدی یعنی مخاطب حذف می‌شود.
زمانی كه یک‌طرف ارتباط حذف شود، آن ارتباط فلج است و به‌واسطه آن، تأثیر آن كاهش می‌یابد. همین مشكلی كه در منبرهای تلویزیونی وجود دارد در منبرهای رادیویی هم بازتولید می‌شود اما به‌صورت جدی‌تر؛ به‌خصوص اینكه در این وسیله تصویر هم حذف می‌شود و فقط مخاطب با صدا درگیر می‌شود.
درواقع این تفكر كه رسانه‌ها باید تبدیل به منبر شوند، شاید در ابتدای كار به‌واسطه شرایط خاص مورد اقبال قرار گرفت ولی با گذشت زمان و تغییر ذائقه مخاطبان و فهمیدن این نكته كه اساساً رسانه‌ها قابلیت‌های متفاوتی دارند، كم‌كم تبدیل شد به مشكل منبر و اساساً قابلیت و قدرت منبر را كاهش داد؛ یعنی رسانه‌ها و تلفیق آن با منبر به‌نوعی قدرت و ساختار منبر را كاهش داد. با تمام این اوصاف، منبر همچنان قابلیت‌های نهفته و پتانسیل‌های قوی ارتباطی خودش را حفظ كرده است؛ مصداق بارز آن‌هم مراسم مذهبی‌ای مانند شب‌های احیا و ماه‌محرم است كه همچنان می‌توانیم اقبال به منبر را مشاهده كنیم.
پیدایش انقلاب اسلامی و تحولاتی که در تلویزیون جمهوری اسلامی بعد از انقلاب اتفاق افتاد طبیعی بود که باید حضور دین را پررنگ‌تر می‌کرد. حضور دین در رادیو و تلویزیون پیش از سال 57 چند نمود اصلی داشت: یکی قرآن و اذان در سه وقت صبح و ظهر و شام در رادیو بود و در ماه رمضان ‌هم برنامه‌های خاص آموزش قرآن در تلویزیون وجود داشت. البته رادیو بیشتر از تلویزیون به مذهب توجه می‌کرد؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضور منبری‌ها در تلویزیون به گونه‌های مختلف رقم خورد.
بعد از انقلاب بحث حضور روحانیت در تلویزیون با امام و رهبران انقلاب شروع شد. اولین حضور صرفاً مذهبی روحانیت در تلویزیون با درس‌های «با قرآن درصحنه» آیت‌الله طالقانی شروع شد و با اجرای دکتر جلالی بحث ارائه تفسیر اجتماعی و سیاسی از آیات قرآن مطرح شد. بعد از آن عملاً برنامه‌های تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) از تلویزیون ارائه شد. ویژگی هر دو برنامه این بود که برای اولین بار مراسمی پخش نمی‌شد، بلکه تلویزیون واقعه‌ای را پخش می‌کرد که فقط برای دوربین تهیه‌شده بود. این بسیار مهم بود.
بعدازاین حضور اولیه، یک روحانی نوآور به نام حجت‌الاسلام محسن قرائتی که بیشتر مخاطبانش جوانان و نوجوانان بودند و تجربه پیشینش ارائه کلاس‌های درس دینی بود از منبر به تخته و گچ و ایستادن در مقابل شاگردان عبور کرد. این عبور بسیار مهمی بود که تا امروز هم ادامه دارد سبک تخته و گچ این سبک از روزی که به وجود آمد و ارائه شد، سبک نوآورانه‌ای بود. به‌خصوص که به‌صورت بسیار نادر دیده شد که روحانی با یادداشت و دسته‌بندی مطالب صحبت می‌کند و مطالبش را به‌صورت مستند از قرآن ارائه می‌دهد. درعین‌حال به مسائل روز هم توجه دارد. باید گفت اولین روحانی تلویزیونی که خودش را با تلویزیون تطبیق داد محسن قرائتی بود که عملاً دیرپاترین روحانی حاضر در تلویزیون است.
الگوی دومی هم در اوایل انقلاب به نام حجت‌الاسلام راست‌گو در تلویزیون ظهور کرد که برنامه‌اش کاملاً برای کودکان بود و سابقه قبل از انقلابش، برگزاری جلسات کودکان بود. او دوره دبستان را هدف قرارداده بود. نسبت او با تلویزیون نسبت نزدیک‌تری بود. حتی نزدیک‌تر از قرائتی؛ زیرا او این آمادگی را داشت که به زبان بچه‌ها صحبت کند. قصه بگوید. نقاشی و خطاطی کند. نمایش اجرا کند، بدود، بخندد و به‌اصطلاح ورژن سبک‌تر و قابل‌هضم‌تری برای تلویزیون ارائه کرد و تا چند سالی دوام آورد و بعد حذف شد و در دوره دیگری در سال‌های اخیر، بار دیگر در تلویزیون دیده شد.
آنچه تحول حضور روحانیت را در تلویزیون به دنبال داشت و می‌توان از آن به‌عنوان نقطه عطفی یاد کرد، برنامه اخلاق در خانواده با اجرای حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسینی بود. برنامه او، خانواده محور شد و روحانی بیشتر نقش مجری را ایفا کرد و برنامه به‌صورت مجله تلویزیونی ارائه شد که آیتم‌های مختلفی اعم از گفت‌وگو، نمایشنامه و گفتارهای خطابی مستقیم برای بینندگان داشت.
البته این برنامه برای مجری آن برنامه، نمایندگی مجلس و دو دوره اول شدن در تهران را به دنبال داشت و برای خانواده‌ها جهات مثبتی داشت. صدای گرم و چهره سپیدموی روحانی، وزانت و متانتی را با خود به همراه می‌آورد که حرف‌ها را بسیار باورپذیرتر می‌کرد. حسینی از تن صدایی هم برخوردار بود که بسیار به صداهای رادیویی شبیه است و صدایی است که به دل می‌نشیند. این با قرائتی و دیگرانی که بیشتر از زبانی استفاده می‌کنند که مخاطب از لهجه‌اش لذت می‌برد، متفاوت بود.
بعدازاین دوره با برنامه‌های تلویزیونی مواجه می‌شویم که محور آن روحانی نیست بلکه روحانی مهمان برنامه است؛ یعنی رویکرد برنامه‌های گفت‌وگو محوری که مجریان اداره می‌کنند و مهمانی به‌عنوان کارشناس برنامه حضور دارد.
در این دوره برنامه‌ها

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، سلسله مراتبی، انقلاب اسلامی، امام خمینی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، آیات و روایات، انقلاب اسلامی