منابع پایان نامه با موضوع انتقال دانش، آموزش مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

خطي مورد ارزيابي قرار گرفتند و محققان مختلفي سعي در شناخت فرايندهاي نوآوري نمودند. احمدي و همکاران (1388) به بررسي انواع مدل هاي اين الگوها پرداختند :

2-2-1-6- 1-مدل فشار علم 59 :
در طي سال هاي 1960-1950 فرايند نوآوري بر اساس يك مدل خطي تعريف مي شد. در اين مدل ساده فرض مي شود كه نوآوري با تحقيق علمي جديدي شروع مي شود و در مراحل بعد به توسعه محصول، توليد و بازار يابي مي رسد و در خاتمه كالا، خدمت يا فرايند جديد با موفقيت به فروش مي رسد.
بر طبق اين مدل بيان مي شود كه براي ايجاد بازار پيشرو، بايد تحقيقات علمي را بهبود و توسعه داد و تأكيد بر روي تحقيق و توسعه است و نياز بازار هم بر روي فعاليتهاي تحقيق و توسعه تعريف مي شود و ماهيتي مستقل ندارد.

2-2-1-6- 2-مدل كشش بازار 60 :
از اوايل 1960، دومين مدل خطي نوآوري با توجه به ديدگاه هاي اقتصادي شكل گرفت. در اين مدل نوآوري ها نتيجه تقاضا و نياز بازارها بودند و تقاضاي بازار مستقيماً باعث ايجاد نياز جديد توسعه تكنولوژي شركت ها مي شد. در اين مدل بيشتر نوآوري ها حاصل كار دپارتمان هايي است كه به طور مستقيم با مشتري در ارتباطند چون كه اين دپارتمان ها، نياز و خواسته مشتري را بهتر مي شناسند و محل سرمايه گذاري ها بهتر تشخيص مي دهند. در اين مدل، بازار تعيين مي كند كه در چه پروژه هايي براي تحقيق و توسعه سرمايه گذاري شود و تأكيد بر روي بازار و نياز مشتري است.
2-2-1-6- 3-مدل اتصالي 61 :
اما بسياري از محققان با بررسي 2 مدل خطي ساده فوق به اين نتيجه رسيدند كه فرايند نوآوري را نمي توان در قالب مدل هاي خطي بطور شفاف بيان كرد. بلكه گاهي اوقات تحقيقات علمي باعث توليدات جديد در بازار مي گردد و گاهي نيز نياز بازار واحد تحقيقات را وادار به نوآوري مي كند. در واقع در هدف مدل سوم نشان دادن توالي عمليات در نوآوري و وجود پس خور بين واحد تحقيق و توسعه و بازار بوده است. يعني گاهي اوقات و در برخي از صنايع تقاضاي بازار بر بخش تحقيق و توسعه فشار وارد مي كند تا تحقيقات علمي جديدي انجام دهد و گاهي اوقات نوآوري نتيجه فعاليت هاي مستقل تحقيق و توسعه مي باشد.

2-2-1-6- 4-مدل يكپارچه و شبكه اي 62 :
اما مدل سوم هم جوابگوي بسياري از نوآوري ها در سطح شركت ها (يا حتي در سطح ملي) نبود. بنابراين مدل هاي نسل چهارم و پنجم با فاصله زماني كوتاهي از هم شكل گرفتند كه در مدل هاي جديد، به پس خور در بين مراحل توجه بيشتري مبذول شده است. در نسل چهارم به توسعه موازي هر مرحله در كنار يكپارچگي هاي افقي توجه شده است. بر روي مشتري و نياز مشتري تمركز بيشتري وجود دارد و منابع تأمين كنندگان را هم بخشي از منابع شركت ها در نظر گرفته است. در اين مدل تأكيد بر روي تحقيق و توسعه و ساخت و توليد است (طراحي هاي قابل توليد)
در مدل نسل پنجم بيشتر هدف يكپارچه كردن استراتژي هاي توسعه در بين سازمان هاي مختلف داخلي و خارجي شركت ها بوده است. تأكيد اين مدل بر روي انعطاف پذيري شركت در برابر تغييرات و سرعت در توسعه مي باشد و تمركز بيشتر بر روي كيفيت است تا قيمت تمام شده.

2-2-1-6- 5-مدل زنجيره ارزش 63 :
شايد بهترين مدل غير خطي كه عناصر مختلف فرايند نوآوري را توضيح مي دهد، مدل روزنبرگ – كلاين باشد. اين مدل فرايند نوآوري را در پنج مرحله خلاصه كرده است:
1-شناخت پتانسيل و نياز بازار كار
2-ابداع كردن يا ايجاد طرح تحليلي براي توليد محصول جديد
3-طراحي با جزييات، تست كردن طرحها و طراحي مجدد
4-توليد
5-توزيع و بازار يابي

2-2-1-7-ويژگي هاي نوآوري
براي گسترش نوآوري پنج ويژگي ضروري وجود دارد كه اين ويژگيها را با ارائه راهبرد در زمينه نوآوري هاي آموزشي بررسي مي كنيم:
1-داشتن يك مزيت نسبي 64 نسبت به موارد موجود : براي مثال برتري پاورپوينت بر پروژكتور اورهد سبب شده است كه كمتر از پروژكتور اورهد استفاده شود و ماشين هاي آموزش دهنده اسكينر به دليل عدم هوشمندي، آسيب پذيري و پر هزينه بودن با اقبال چنداني مواجه نشده و در زير زمين مدارس به همراه كتاب هاي قديمي انبار شده اند (ميلر، 1983، ترجمه مهر محمدي، 1382)
2-سازگاري نسبي 65 : با ارزشهاي موجود، تجارب گذشته و نيازهاي پذيرندگان سازگار باشد.
3-سازگاري استفاده و قابل فهم بودن 66 : پيچيدگي يك نوآوري موجب پذيرش كمتر آن مي شود.
4-قابل امتحان بودن 67
5-قابل مشاهده بودن 68
1)مزيت نسبي: براي بررسي مزيت نسبي نوآوري آموزشي (مثلاً استفاده از اينترنت براي آماده سازي مطالب درسي) مي توان برنامه هايي را سازماندهي كرد و از معلمان خواست كه يك عنوان درسي مشابه را از طريق اينترنت تهيه كنند. سپس از معلمان خواست كه هر درس را جداگانه ارزيابي كنند تا مشخص شود كه آيا كارآيي و اثر بخشي روش جديد نسبت به روش معمول بيشتر است يا نه
2)سازگاري نسبي: براي فراهم سازي شرايط لازم براي پذيرش يك نوآوري آموزشي بايد سياست هاي موجود مدارس را تعديل كرد و به تدريج ميان ارزش ها و نيازهاي معلمان و دانش آموزان با نوآوري سازگاري ايجاد كرد. براي مثال، مي توان برنامه زماني مدرسه را تغيير داد و روش هاي جديد انتقال دانش را در برنامه جديد گنجاند.
3) استفاده آسان: معلمان و دانش آموزان بايد قادر باشند كه به سهولت از نوآوري معرفي شده استفاده كنند. اگر نوآوري براي آنها كاملاً نا آشنا باشد و روش بهره گيري از آن را نياموخته باشند، بايد وقت بيشتري در اختيار آنها قرار داد تا به دستكاري نوآوري بپردازند. همچنين مي توان از متخصصان نوآوري خواست كه به آموزش آنها بپردازند.
4)قابل امتحان بودن: بايد شرايط دسترسي مداوم به نوآوري را فراهم ساخت تا پذيرندگان قادر به امتحان آن باشند. براي مثال، براي دسترسي معلمان به اينترنت بايد در مكان هايي كه معلمان حضور بيشتري دارند (مانند اتاق معلمان، كتابخانه مدرسه، كلاسهاي درس) اين امكان را فراهم ساخت. اگر هزينه دسترسي به اينترنت از خانه، براي معلمان پرداخت شود آنها براي امتحان اينترنت فرصت بيشتري پيدا خواهند كرد. همچنين مي توان در مدرسه، امكانات جانبي (مانند پرينتر ليزري، اسكنر، فلش) را در اختيار معلمان قرار داد تا علاقه آنها به استفاده از اينترنت بيشتر شود.
5)قابل مشاهده بودن: بايد حضور فيزيكي نوآوري و عوامل وابسته به آن را در مدرسه افزايش داد. مي توان از نوآوران، فروشندگان و توزيع كنندگان نوآوري خواست تا به مدرسه بيايند و در زمينه مزايا و روش بهره گيري از نوآوري براي معلمان و دانش آموزان صحبت كنند و نمونه هايي از نوآوري را در اختيار آنها قرار دهند.
ويژگي ديگري كه بايد به ويژگي هاي فوق اضافه كرد، قابليت دستكاري و كنترل است. نوآوري ها در طول عمر خود دچار تغييرات زياد مي شوند. شكل نهايي يك نوآوري با تصورات اوليه خالق آن تفاوت بسيار دارد. برادران رايت هرگز فكر نمي كردند كه يك هواپيما، روزي بتواند صدها مسافر را در خود جا دهد. گراهام بل در فكر آن بود كه براي ناشنوايان وسيله اي خلق كند، اما همين وسيله تبديل به تلفن شد. اينترنت به عنوان يك سيستم بسته و امنيتي در دوران جنگ سرد (دهه 1960) براي امنيت ملي طراحي شد، اما امروزه تبديل به يك پديده كاملاً متفاوت (سيستم باز و عمومي) شده است. در نظام آموزشي نيز نوآوري ها دچار تغيير مي شوند به گونه اي كه بيشتر اين تغييرات را معلمان صورت مي دهند تا نوآوري را با نيازهاي دانش آموزان منطبق سازند
بنابراين نوآوري بايد طوري طراحي شود كه مجريان بتوانند آن را دستكاري كنند، زيرا نوآوري هاي كه قابل كنترل و دستكاري هستند نسبت به آنهايي كه قابل تغيير نيستند، راحت تر پذيرفته مي شوند (تيك و كوبان 1995 و دالي 1999). ويژگي آخر (قابليت دستكاري)، اشاره به فرايند پويا و پيچيده مرحله اجرا دارد كه طي آن، نوآوري با محيط اجرا به تعاملات گوناگوني مي پردازد. مك لولين در زمينه اجراي نوآوري هاي آموزشي در مدارس، به سه حالت اشاره مي كند:
1-انطباق دو جانبه: در اين حالت، نوآوري و فضاي نهادي (شامل: مديران، معلمان، دانش آموزان، ساختار مدرسه، امكانات و تجهيزات) خود را با همديگر انطباق مي دهند كه در اين صورت نوآوري با موفقيت اجرا مي شود.
2-انطباق يك جانبه: در اين حالت، تنها نوآوري است كه خود را با فضاي نهادي انطباق مي دهد و فضاي نهادي انطباق مي دهد و فضاي نهادي هيچ گونه تغيير و تعديلي را نمي پذيرد. در اين حالت، نوآوري به طور ناقص و نا تمام به اجرا در مي آيد.
3-عدم انطباق : در اين حالت، هيچ كدام از دو عامل خود را با ديگري انطباق نمي دهد و نتيجه آن مي شود كه نوآوري در همان آغاز متوقف مي شود و به اجرا در نمي آيد
به اعتقاد نگارنده حالت چهارم را مي توان به تعاملات فوق افزود. در اين تعامل، تنها فضاي نهادي است (چه آن فضا به طور كلي چه اجزاي آن فضا به طور مجزا) كه خود را با نوآوري انطباق مي دهد. اين حالت را مي توان رويكرد وفادارانه يا پذيرش ناميد كه در نظام آموزش و پرورش ايران مصداق بسيار دارد. براي مثال، مي توان به بسته هاي آموزشي مقاوم در برابر معلم اشاره كرد كه معلمان بايستي بدون هيچ گونه دخل و تصرف (يعني عدم انطباق آنها با محيط آموزش، با نيازها و علايق خويش، دانش آموزان و جامعه محلي) به استفاده وفادارانه از آنها بپردازند. لازم به ذكر است كه اين رويكرد وفادارانه، از سوي معلمان و متخصصان آموزشي سراسر دنيا مورد انتقاد قرار گرفته است. (حسيني خواه ، 1387)

2-2-1-8- نظام ملي نوآوري
امروزه نوآوري و پيشرفت ملي، حاصل تعاملات پيچيده اجرا در توليد، توزيع و كاربرد انواع مختلف دانش است. عملكرد نوآورانه هر كشور تا حد زيادي به نحوه ارتباط و به كارگيري اين اجزا (به عنوان عناصر يك سيستم يكپارچه) بستگي دارد. دانشگاه به عنوان نهاد آموزشي و پژوهشي يكي از مهمترين و موثرترين بازيگران نظام ملي نوآوري هر كشوري محسوب مي شود كه تأثير بسزايي در عملكرد نوآورانه كشور دارد. دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي با آموزش مهارت هاي علمي و عملي به نيروي انساني علاوه بر تأمين نيروي كار كارآمد مورد نياز ساير بازيگران نظام، باعث انتشار دانش انباشت شده محققان و اساتيد دانشگاه مي شوند.
علاوه بر اين، دانشگاه ها فعاليت و كاركردهايي نيز در خصوص توليد و انتقال دانش دارند. نظام ملي نوآوري مفهومي است كه دامنه تحليل آن از تعداد معدودي نوآوري هاي محصول و فرايند در يك كشور خاص و در يك بازه زماني مشخص، وسيع تر و فراگيرتر است. نظام ملي نوآوري نه تنها مرحله نوآوري را در بر مي گيرد، بلكه تأكيد آن بر عوامل اصلي تعيين كننده و سازماندهي كننده يك فعاليت نوآورانه است. از اين رو، نظام ملي نوآوري، سراسر فرايند نوآوري در سطح ملي (هم فاز پيش از تجاري سازي و هم فاز انتشار) را شامل مي شود. نظام ملي نوآوري (NIS) بر اساس رويكرد سيستمي به نوآوري، چارچوبي را براي تسهيل و تقويت فرايند توليد، ‌ انتشار و به كارگيري دانش ارائه مي نمايد. (OECD,1999) نظام ملي نوآوري مجموعه اي از اجزا، بازيگران و روابط بين آنهاست كه در توليد، انتشار و استفاده از دانش با هم در تعامل هستند و در داخل مرزهاي يك كشور قرار دارند. شناخت نهادهاي در گير در فرايند نوآوري در سطح ملي و چگونگي تعاملات و ارتباطات آنها در جهت انجام سه هدف عمده؛ يعني: خلق، انتشار و بهره برداري از دانش، مهمترين مباحث مطرح شده در نظام ملي نوآوري مي باشند.
اساساً نظام ملي نوآوري عبارت است از سازمان ها و مؤسساتي كه در توسعه، انتشار و به كارگيري نوآوري در يك كشور، بر هم تأثير مي گذارند . اين تعريف كاملاً در راستاي تعريف ادكويست از نظام ملّي نوآوري است. از نظر او يك نظام نوآوري از عوامل مهم اقتصادي، اجتماعي، سياسي، سازماني و غيره تشكيل شده است كه بر توسعه، انتشار و بهره برداري از نوآوري مؤثر هستند. نظريه پردازان نظام ملي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع بهبود مستمر Next Entries منابع پایان نامه با موضوع انتقال دانش