منابع پایان نامه با موضوع انتقال اطلاعات، گروه همسالان

دانلود پایان نامه ارشد

کودک مي تواند خود را جاي ديگران بگذارد و ديگران را درک مي کند. (همان ، صص94-93).
13 – کودکان در اين سنين حوادث ساده را تعريف مي کنند، به توضيحات ساده عملي راجع به حوادث روزانه و معما و طنز علاقه دارند. (شرفي 1385، صص161-157).
14 – به نمايشنامه علاقه مندند و مايل به ايفاي نقش در نمايشنامه ها هستند. (همان، صص161-157).
15 – در نقاشي ها از خلاقيت خود استفاده مي کنند. کنجکاو هستند و به يادگيري علاقه مندند. (همان، صص161-157).
16 – در بازيهاي گروهي شرکت مي کنند و در گروههاي کوچک مي توانند به فعاليت بپردازند. (همان، صص161-157).
17 – داراي اعتماد به نفس و صميميت هستند. مسئوليت هاي کوچک را قبول مي کنند. (همان، صص161-157).
18 – مقررات بازي را رعايت مي کنند. از زورگويي و تحکم بدشان مي آيد. (همان، صص161-157).
19 – به فعاليت بيش از نتيجه آن علاقه دارند. (همان، صص161-157).
20 – به يادگيري شوق دارند. بازي ابداع مي کنند و هنگام بازي قوانين آنرا تغيير مي دهند. (همان، صص161-157).
21 – کودکان در ابتدا به جنسيت اهميتي نمي دهد ولي با بزرگتر شدن به بازي با همجنس علاقه مند مي شود. (همان، صص161-157).
22 – ظرفيت حافظه کوک بتدريج افزايش قابل توجهي مي کند. با بزرگتر شدن تفکر کودک هم انتزاعي تر مي شود. (همان، صص161-157).
23 – انگيزه آموزش در بين دانش آموزان دبستاني بسيار نيرومند است. (نعمت اللهي1386، صص16-15).
24 – بچه هاي دبستاني گذشته از درستي و يا نادرستي، پاسخ دادن به پرسش ها را دوست دارند. (همان، صص16-15).
25 – کودکان و بويژه کودکان سالهاي نخستين دبستان از طريق کار با اشياء، مواد و پديده هاي عيني به خوبي فرا مي گيرند. دادن فرصت هايي براي دستکاري، عمل، لمس و احساس کردن اجسام به کودکان کمک خواهد کرد تا از مفاهيم و رابطه ها درک بهتري داشته باشند. (گيج و برلاينر1374، صص203-202).
26 – خزانه لغات کودک به سرعت افزايش پيدا مي کند، محتواي تکلم کودک از “خودمحوري” به سمت تکلم اجتماعي پيش مي رود و پرگويي هاي دوره قبل جاي خود را به گفتار انتخابي و گزينشي مي دهد. (کرمي نوري و مرادي1382، صص105-104).
27 – در سال اول دبستان اغلب کودکان مي توانند بنويسند اما اندازه نوشته هاي آنان کاملاً بزرگ است و اين بدان جهت است که به جاي مچ و انگشتان از کل دست استفاده مي کنند. (برک1386، صص407-406) .
28 – بازي، گروههاي همسالان و روابط خانوادگي نقش مهمي در اجنماعي شدن کودک در اين دوره بر عهده دارند. کودک در اثر بازي با همسالان حالات خودخواهي را از دست مي دهد با سازگاري با گروه دوستي، مشارکت و تشريک مساعي را فرا مي گيرد و از طريق تقليد حرکات و گفتار ديگران خود را با موازين اجتماعي منطبق ساخته و مي کوشد همانند ديگر مردم باشد. (سيف و ديگران 1383 ، صص338-325).
29 – در اين دوره ميل به گروه همسالان به شدت افزايش مي يابد. اعضاي گروهها معمولاً از ميان همسالان و همجنسان انتخاب مي شوند. جنس، شخصيت، مدرسه، معاشرت خانواده و ترتيب تولد در انتخاب همبازي و رفيق مؤثرند. (همان ، صص338-325).
30 – تمايل به همانند سازي با اعضاي گروه معمولاً در ده و يازده سالگي به اوج خود مي رسد اعضا بايد رفتار جامعه پسندي داشته باشند. (همان ، صص338-325).
31 – در اين سن کودکان به دليل داشتن اخلاق واقع گرا ممکن است به قواعد بازي بيش از حد اهميت بدهند و درک اينکه قواعد بازي چرا و چگونه بايد با موارد خاص انطباق يابد برايشان دشوار است. (بيلر1376، ص157).
32 – در اين سن رقابت، لاف زدن و دعوا فراوان يافت مي شود. بيلر1376، ص157).
33 – اصولاً سازگاري با محيط مدرسه براي کودک بسيار دشوار است؛ عدم اعتدال در رفتار در کودکاني که براي اولين بار به مدرسه گام مي گذارند ناشي از تغيير ناگهاني محيط است. (احدي و بني جمالي1386، ص250).

2-11. تفکر
با انديشه و تفکر ميتوان روابط بين پديدهها را کشف کرد و به توليد دانش و معرفت پرداخت. تفکر خود به خود پرورش نمييابد بلکه مستلزم آموزش و تمرين است و براي تفکر بايد عوامل و شرايط مناسبي فراهم باشد. شناخت دقيق و صريح مفاهيم، ماهيت و ابعاد تفکر در فرآيند يادگير و حل مسئله تأثير بسزا دارد با توجه به هدف تحقيق لازم است تا به مقوله تفکر اشاره شود.
تفکر مستلزم دستکاري و انتقال اطلاعات موجود در حافظه است. اين موضوع اغلب با شکل دادن به مفاهيم، استدلال، تفکر انتقادي و حل مسئله همراه است. تفکر اصطلاحي است که براي همه شناخته شده است و آن را به کار ميبرند اگر چه ممکن است برداشت درستي در کتاب چگونه فکر ميکنيم دربارهي مفهوم تفکر ميگويد: علمي است که در آن واقعيت موجود، موجب تأييد يا توليد واقعيتهاي ديگر ميشود، يا روشي است که در آن باورهاي آينده بر اساس باورهاي گذشته پايهگذاري ميگردد.
با بررسي تعاريف مختلف ميتوان نتيجه گرفت که تفکر در مفهوم وسيع کلمه به معناي جستجو شعور و آگاهي است؛ شعوري که نه تنها معطوف به دستيابي به معرفت وجود و ارزشيابي آن است بلکه معطوف به توليد معرفت جديد نيز هست.
تفکر يک فرآيند است؛ فرآيندي که عناصر و کارکردهاي مختلفي دارد. از تعامل عناصر مختلف و ترکيب کارکردهاي متفاوت اعمالي در ذهن شکل ميگيرد که “تفکر” ناميده ميشود.
ديدگاههاي مختلفي درباره تفکر وجود دارد که ميتوان آنها را در دو ديدگاه کلي خلاصه کرد: ديدگاهي که معتقد است تفکر امري واحد نيست و در ابعاد و انواع گوناگون و به شکلهاي مختلف بروز ميکند و داراي ماهيتهاي متفاوتي است طرفداران اين ديدگاه اغلب به جاي تحليل و تفکر، به ابعاد و انواع آن توجه دارند و آن را به اجزاء مختلفي تقسيم ميکنند؛ مانند تداعي آزاد47 خيالبافي48 ، تفکر عملي، تفکر منطقي، حل مسأله، تفکر خلاق و تفکر انتقادي. دانشمندان در تقسيمبندي تفکر با هم اتفاق نظر ندارند و هر کدام از منظر خاصي به تفکر و فرآيند آن توجه دارند. به عنوان مثال نويسندگان کتاب ابعاد تفکر در تحليل خود از فرآيند تفکر آن را به تکوين مفهوم، تکوين اصول، حل مسأله، تصميمگيري، تحقيق، ترکيب و خطا به تقسيم کردهاند. و معتقدند که حل مسأله از عناصر مهم اين فرآيند است.
محققين در تحليل تفکر تحت عنوان “عمليات ذهني” آن را به دو مقوله متمايز از هم تقسيم ميکند: تفکر همگرا که روابط و مشابهتها را به وجود ميآورد و تفکر واگرا که تفکر خلاق و زاياست.
ديدگاه ديگر اين است که تجزيه فرآيند تفکر به ابعاد و اجزاء مختلف منطقي به نظر نميرسد؛ زيرا تفکر ماهيتاً امري واحد است. آنان مفهوم فرآيند تفکر، حل مسئله و تحقيق را تقريباً يکسان تلقي ميکنند و معتقدند ذکر فرآيند حل مسأله در کنار فرآيندهاي تفکر امري نادرست است؛ زيرا کل فرآيند تفکر، حل مسأله است. (شريعتمداري، 1385، 276)
ديدگاه سومي مطرح ميکند: تفکر يک فرآيند است، اما کارکردهاي مختلفي دارد. در آثار اکثر تحليلگران تفکر به نوعي به فرآيند بودن آن اشاره شده است. اگر بپذيريم که تفکر فرآيند است، ماهيتاً بايد داراي کارکردهاي مختلفي باشد؛ زيرا ويژگي بارز فرآيند پويايي است نه ايستايي.
فرآيند حرکتي مستمر و دائماً در حال تغيير است که آغاز و پايان مشخص ندارد. اين پويايي و حرکت بر اثر تعامل و کنشهاي متقابل عناصر درون فرآيند حاصل ميشود. اصولاً اين تصور که کارکردهاي فرآيند در تمام موقعيتها يکسان و يکنواخت باشد صحيح به نظر نميرسد؛ بنابراين، هر چند اجزاء و عناصر فرآيند را نميتوان از هم تفکيک کرد، در موقعيتهاي خاص داراي کارکردهاي گوناگون و ويژهاي است.
خصيصه مشترک دو مقوله تفکر همگرا و واگرا اينست که در هر دو آنها وجود اطلاعات لازم است. اين اطلاعات يا از حافظه به دست ميآيد يا اطلاعات تازهاي است که فرد آنها را از دنياي خارج به دست آورده است. تفاوتهاي بارز بين تفکر در خلأ صورت نميگيرد و به هر شکل و هر نوعي که باشد به بستر و موثعيت نياز دارد.
موقعيت عدم تعادل، انگيزه کنجکاوي و حس اعتماد از عواملي است که در ايجاد شرايط تفکر نقش اساسي دارد. از طرف ديگر، دانش و معرفت هيچگاه به طور مستقيم حاصل نميشود. اساس شعور، آگاهي و اکتشاف دانش و معرفت گذشته فرد است. انسان بر مبناي بينش و معرفت گذشتهي خود، جهان و پديدههاي پيرامون خود را از طريق تعامل و تجربه کسب ميکند. (شعباني، 1386، 48)
تفکر کوششي يک بعدي و فرآيندي مبهم نيست، بلکه درست انجام دادن وظايف محول شده است. تفکر فعاليت بيحدهاي است که دست کم داراي عناصر مختلف، اما در هم تنيده است. (شعباني، 1386، 49)
تفکر عموماً به وسيله اهداف و ديگر ويژگيهايش متمايز ميشود، هر فردي براي دستيابي به هدف تفکر ميکند، مثلاً براي تجزيه و تحليل موقعيتي نا معين و مغاير و مشاهده و تعيين فاصله بين آنچه هست و آنچه بايد باشد. تحول همواره قابل توسعه و تحول است. وقتي که افراد از نظر فيزيکي رشد ميکنند، تحول مييابند و تجربه مياندوزد، ساختار و زمينه فکري آنها نيز در يک عمل فکري يا تفکر به معناي عام پيچيده ميشود.

2-11-1. کارکردهاي اصلي تفکر
امروزه متخصصان معتقدند که ذهن ماشين پيچيده و پردازش کننده است. تفکر حاصل اعمال شناختي است که اغلب به طور همزمان و ترکيبي عمل ميکنند. فعاليتهاي ذهني در فرآيند تفکر عملي پيوسته و کلي است. تفکر محصول دو عمل شناختي و فراشناختي است. (شعباني، 1386، 59)

2-11-2. راهبردهاي تفکر
راهبردهاي تفکر اعمالي است که از مهارتهاي تفکر پيچيدهتر است. حل مسئله، تصميمگيري و مفهوم آفريني از راهبردهاي اصلي و مهم تفکر است. چهار ويژگي راهبردهاي تفکر را از ديگر اعمال تفکر متمايز ميسازد.
1- راهبردهاي تفکر هدفدار است.
2- هر راهبرد شامل مجموعهاي از اعمال فرعي است
3- افراد در فرآيند راهبردها (عموماً نه هميشه) بر اسا توالي ارائه شده گام بر دارند و به پيش ميروند. در طول حرکت ممکن است بسياري از اعمال تا وقتي که فرد به نتايج نهايي برسد تکرار شود.
4- هر راهبرد و اعمال فرعي آن در ترکيبهاي مختلف با ديگر مهارتهاي تفکر مورد استفاده قرار ميگيرد.
راهبردهاي حل مسأله، تصميمگيري و مفهوم آفريني به طور مؤثر، مانند ساختارهاي کارکردي يا چهارچوبها، به افراد در به کارگيري دقيق مهارتها و توليد نتايج معنا دار، مانند يافتن راه حل، اتخاذ تصميم، يا درک مفهوم و توليد معنا کمک ميکند. (شعباني، 1386، 116- 115)

2-12. اعمال و کارکردهاي شناختي
هدف شناخت معنا سازي است. هر فردي براي ايجاد معنايي خاص، مانند کشف راه حل مسأله، حقيقت تازه يا درک و فهم روشنتر و قضاوت درباره موضوع به تفکر ميپردازد. براي توليد معاني مختلف، هم راهبردهاي عمومي پيچيده، مانند حل مسأله، تصميمگيري و مفهوم آفريني وجود دارد و هم راهبردهاي ويژه، مانند مهارتهاي تفکر برتر؛ براي مثال، فرد براي تصميمگيري يا درگيرشدن در هر راهبرد اصلي تفکر انواع اطلاعات، ادراک و تخيلات را دريافت و پردازش ميکند.
جمعآوري شده به وسيله حواس مختلف، تخيلات، تصورات و انديشههاي توليد شده گذشته را در حافظه ضبط و بازيافت مينمايد و براي استفاده مفيد دروندادها آنها را به روشهاي مختلف دستکاري و پردازش ميکند؛ سپس با آنها و دربارهي آنها به طور استقراي و قياسي و گاه استعارهاي استدلال کرده، با تحليل دادهها، آنها را قسمتي از ساختار ذهني خود ميسازد و براي کشف يا ايجاد اتصال يا طرحواره و همبستگي بين دو يا چند درونداد و انديشههاي حاصل شده به طور خلاقانه به آنها وحدت ميبخشد. او به طور انتقادي براي قضاوت دربارهي دقت، ارزش و اعتبار دروندادها، طرحوارهها، معاني و همبستگيهاي دريافت شده يا کشف شده را آزمايش ميکند. کارکردهاي هدفمند تفکر، مانند حل مسأله و انتخاب با توليد و بسط يک مفهوم، به تمام اين اعمال وابسته است.
راهبردهاي اصلي تفکر يا فزايندهايي که حلقههاي بيروني الگو را ميسازد، عناصر اصلي در تجويز اجراي اهداف راهبردي است. وقتي متفکر در جهت خاصي به سوي هدف تفکر پيش ميرود، اعمال حلقههاي داخلي الگو مانند يادسپاري و بازيافت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع کنترل عواطف، محل سکونت Next Entries منابع پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، آموزش زبان، نظام ارزش ها