منابع پایان نامه با موضوع اقتصاد دانش محور، اقتصاد دانش، توسعه دانش

دانلود پایان نامه ارشد

كندن و رهايي از هر كاري كه انجام مي دهند آماده باشند. در حال حاضر، يادگيري زدايي به عنوان عنصر مهم تغيير پايدار و نوآوري به شمار مي رود. بديهي است كه با تغييرات مستمر، فزاينده و سريع، فرايندهاي متداول فراموشي و فراگذاري كافي نباشند. مديران بايد براي ايجاد امكان نوآوري در افراد و سازمان ها، از موانع يادگيري آگاه باشند و اهميت راه حل هاي قديمي را بدانند. يادگيري و يادگيري زدايي راه هايي براي تغيير فردي و سازماني هستند، يادگيري وقتي انجام مي شود كه ابتدا يادگيري زدايي روي دهد. يادگيري زدايي تغيير ساختارهاي دانش فردي و سازماني است؛ تغيير بنياني در فهم و ادراك و فرايند حذف باورهاي پايدار. هد برگ مي گويد: يادگيري زدايي، فرايند كاهش يا حذف عادات يا دانش قبلي است؛ تغيير باورها، هنجار ها، ارزش ها روش ها و رويه هاي رفتاري. فرايند رهايي از آنچه هست يا آنچه مي دانيم و در عين حال باز و گشوده بودن نسبت به آموختن آنچه جديد و تازه است. به عبارت ديگر، رهايي از دانستگي و خلق فضاي تازه براي يادگيري امور جديد. بايد از آنچه كهنه است رها شد تا بتوان براي نو جا گشود. اغلب اين تصور وجود دارد كه يادگيري زدايي زير مجموعه يادگيري است. هدبرگ اين موضوع را بيان كرده و بر اهميت برابر آنها تأكيد مي كند. اما مطالعه تي سانگ نشان داد كه آنها دو فرايند مجزا هستند. يادگيري بدون ضرورت به يادگيري زدايي روي مي دهد و يادگيري زدايي مي تواند سدي براي يادگيري و اكتساب دانش باشد. همان طور كه اشاره شد، يادگيري زدايي رهايي و ترك رويه هاي قديمي براي ساخت رويه هاي جديد است، بر مبناي اين تعريف؛‌ 1) يادگيري و يادگيري زدايي دو نوع فرايند تغيير مجزا را توصيف مي كنند. 2) يادگيري زدايي فرايندي عمدي است.
رويه هاي جديد بهتر از قديمي نيستند. غالباً يادگيري زدايي در نهايت به جايگزيني رويه هاي جديد با قديمي منجر مي شود و افراد ياد مي گيرند تا خود را با رويه هاي جديد انطباق دهند. در حالي كه رويه هاي قديمي را رها مي كنند. بنابراين يادگيري و يادگيري زدايي به طور همزمان روي مي دهد يا يادگيري از يادگيري زدايي پيروي مي كند. البته يادگيري زدايي مي تواند پديده اي مجزا باشد. به رغم تمايز بين يادگيري و يادگيري زدايي، آنها به وضوح در ارتباط با هم و گاهي با هم رخ مي دهند. بدين ترتيب، يادگيري تغييرات افزايشي است كه هدف آن حل موقت مسأله يا رفع محدويتي است، اما در فرايند يادگيري زدايي يا فرا يادگيري و يادگيري براي ياد گرفتن، شخص يا سازمان آماده مي شود تا به طور اثر بخش ياد بگيرد. (عدلي ، 1389)
انواع يادگيري زدايي :
الف) يادگيري زدايي رويه ها؛ صرفاً رهايي عادات است و در سطح رفتارهاي ساده رخ مي دهد، رهايي به طور اتوماتيك انجام مي شود و وقتي اتفاق مي افتد كه عامل تقويت كننده يادگيري اوليه از بين برود
ب) يادگيري زدايي سريع و آمرانه يا يادگيري زدايي سطوح شناختي و اجتماعي؛ يادگيري شناختي و اجتماعي شامل باورها، ارزش ها، نگرش ها، مفروضات و مهارت هاي ميان فردي است كه از طريق چندين فرايند به هم پيوسته و پيچيده روي مي دهد، زدودن اين رفتارهاي پيچيده مستلزم صعود در منحني يادگيري زدايي است. اين حركت مبتني بر آموزش دستوري و آمرانه و متوقف نمودن باورهاي معين است. براي اين منظور بايد شواهد قوي و غير قابل انكاري ارايه كرد تا افراد براي ترك آموخته ها قبلي متقاعد شوند. بنابراين مستلزم تلاشي آگاهانه و عمدي است تا روش هاي فعلي رها شوند.
ج) يادگيري زدايي عميق؛ جدايي و دوري از روش هاي انجام دادن كارها يا درك آنها است و در آن سبك هاي قبلي انجام دادن كارها بايد رها شود. در اين فرايند، در اثر رويدادهاي تكان دهنده، يادگيري از بين مي رود. يادگيري زدايي عميق، ناگهاني، سريع، بدون مقدمه، غير منتظره و حتي بالقوه دردناك است و بيانگر بي كفايتي شخص و سازمان براي حل مسائل است. چالش اصلي يادگيري زدايي عميق اين است كه كمتر عمدي و برنامه ريزي شده و مستقيم است و اساساً‌ غير قابل كنترل و غير قابل پيش بيني است. يادگيري عميق كم كم روش جديدي را القا و عدم كارآيي روش گذشته را منعكس مي كند اين عمل ممكن است ناگهاني رخ دهد، اما براي هميشه زندگي شخص و سازمان را تغيير دهد.
تفاوت انواع يادگيري زدايي به سرعت صعود در منحني يادگيري زدايي و ميزاني كه اين فرايند به مشورت نياز دارد، است. در يادگيري زدايي، ‌عادت هاي ياد گرفته شده كم كم محو مي شود و با مهارت آموزي با تفكر درباره تجربه هاي شخصي، يادگيري زدوده مي شود. بايد توجه كرد كه يادگيري زدايي، حركتي خطي نيست، بلكه غير خطي يا منحني است و حركت در اين منحني ممكن است كند يا سريع باشد. اما شخصي كه يادگيري زدايي مي كند در انتهاي سفر هرگز همانند كسي كه در ابتدا اين سير را آغاز كرده بود نيست. جدول 2 انواع يادگيري زدايي را نشان مي دهد. (عدلي ، 1389)
جدول (2-3) انواع يادگيري زدايي
يادگيري زدايي
ويژگي
رويه ها
تغيير در سطح رفتارهاي ساده، كسب عادت هاي جديد
زدودن
تغيير در سطح رفتارهاي شناختي – اجتماعي ، كسب باورها و ارزشها
عميق
تغيير در روش هاي انجام دادن كارها و كسب روش هاي جديد

2-2-3-5- تعريف يادگيري مادام العمر
گرچه اغلب، يادگيري مادام العمر به عنوان مفهومي مبهم و منازعه برانگيز در نظر گرفته شده است، اما معمولاً براي ارجاع به مجموعه گسترده اي از باورها، اهداف و راهبردهاي متمركز بر اين عقيده كه فرصت هاي يادگيري بايد براي همه صرف نظر از سن و وضعيت، قابل دسترس باشد، به كار مي رود. رويكردهاي يادگيري مادام العمر، عموماً در دو زمينه مطرح مي شود. رويكرد اول بر منفعت اقتصادي كشورها، جوامع و تجارت متمركز مي شود؛ در اين رويكرد، افراد نيازمند بايد انعطاف پذيري بيشتري در مسئوليت هاي خود در برابر تغيير نيروها و عوامل توليد حاصل از تغيير اقتصاد صنعتي به اقتصاد دانش محور داشته باشند و دانش و مهارت ها، به صورت ويژه اي در ميان كساني كه فاقد توانمندي هاي ضروري استخدام، ناشي از فقدان تحصيل رسمي يا تنزل دانش كسب شده قبلي اند، برجسته مي شود. دومين رويكرد يادگيري مادام العمر در ايده اشكال آموزش، پايه اي براي شهروندي در جوامع ملي، روشنفكر و دموكراتيك است. بر اساس اين ايده، ارتباط بين مسئوليت مدني و آموزش مشخص شده است كه توسط بيكن در قرن هفدهم و اخيراً توسط ديويي بحث شده است.
يادگيري مادام العمر، توسعه پتانسيل انساني را از طريق يك فرايند حمايتي مستمر تحريك مي نمايد و به افراد قدرت كسب دانش، ارزش ها، مهارت ها و فهمي را مي دهد كه در سراسر زندگي به آنها نياز خواهند داشت و با اطمينان خلاقيت و لذت بردن از كليه وظايف، شرايط و محيط، آن را به كار خواهند برد. يادگيري مادام العمر، آرزوي مداوم يادگيري و پذيرفتن مسئوليت يادگيري فردي است. در اين يادگيري، فرد رويكرد زندگي، ارزش ها و رفتارش را از نو بازبيني مي كند. كاسكان و دميرل 151 به نقل از كيلي و كانن 152 عبارت يادگيري مادام العمر، را به يادگيري در طول زندگي فرد نسبت مي دهند و آن را تنها مختص يادگيري در زمان تحصيل و يا دانش كسب شده در محيط كار نمي دانند. مفاهيم يادگيري مادام العمر و شهروندي به مطالعات كومبس و همچنين لينگراد بر مي گردد و پس از آن درگزارشات يونسكو در مورد يادگيري براي زيستن و يادگيري به عنوان گنج درون دنبال شده است. يادگيري در سرتاسر زندگي براي جوامع دموكراتيك لازم است. آموزش نبايد به تحصيل رسمي ختم شود بلكه بزرگسالان بايد به آموزش در سرتاسر زندگي خود دسترسي داشته باشند. چنين ايده اي بر مفهوم جامع يادگيري بنا شده و با كسب دانش، تجديد و استفاده از آن مرتبط است. يادگيري سراسر عمر، نه تنها به اين معناست كه افراد بايد از فرصت هاي ايجاد شده توسط جامع متنفع شوند، بلكه جوامع بايد فرصت هاي جديدي را براي افراد خود تدبير نمايد. در اين ديدگاه جامعه بايد بر انديشه يادگيري براي زيستن با يكديگر كه در برگيرنده توسعه درك ديگران، پيشينه و عادات آنها و ارزش هاي معنوي، فرهنگي و اجتماعي است بنا شود، تا افراد، يكديگر را با درك چگونگي مديريت تضادها، به شيوه هوشمندانه و مسالمت آميز، تأييد نمايند
يادگيري مادام العمر مترادف نويني براي يادگيري است و دستاورد رشد تصاعدي اطلاعات است . توسعه دانش، مهارت ها، علايق و فرصت هاي يادگيري در زندگي در فرايند يادگيري مادام العمر توسط افراد حفظ مي شود. يادگيري مادام العمر در برگيرنده فرايند يادگيري از گهواره تا گور بدون تحميل اجبار و با ميل و علاقه فردي است. براماي در متون مربوط به يادگيري مادام العمر اين واژه را به معاني يادگيري چگونه آموختن، يادگيري در سراسر زندگي، يادگيري فارغ از انتخاب، يادگيري خود راهبر يا خود حمايتي، يادگيري بدون حد و مرز و سواد اطلاعاتي به كار مي برد.
كاتن153 ، فعاليت هاي ضروري براي تحكيم و قوت بخشيدن به مهارت هاي يادگيري مادام العمر را توسعه نگرش هاي مثبت به يادگيري، خواندن، نوشتن، گوش دادن، صحبت كردن و يادگيري مستقل، مهارت هاي مطالعه و استراتژي يادگيري، مهارت هاي عالي تفكر و فراشناخت بيان نموده است. فيندلي 154به نقل از كندي، سه جنبه از شايستگي هاي يادگيرنده مادام العمر را شامل توانمندي خود تنظيمي (مهارت هاي جستجو، مديريت زمان، هدف نويسي، تفكر انتقادي و غيره)، تسلط و جستجوي مداوم موضوعات (انس كافي با موضوعات براي توانا شدن در يادگيري خود راهبر) و اطمينان به توانايي فرد براي كنترل مؤثر عملكرد در وضعيتي مهم، معرفي كرده است. يزداني و همكاران در تعريفي به نقل از هاردن، يادگيري مادام العمر و تداوم آموزشي را در ايجاد توانمندي هاي يادگيري خودراهبر، يادگيري عميق در برابر يادگيري سطحي، جستجو و بازيافت اطلاعات از منابع مختلف و روز آمد، مرور نقادانه مطالب در برابر پذيرفتن كور كورانه آنها، ادغام دانش موجود، همراه با جستجوي ارتباطات بين آنها و خود ارزيابي يادگيري معرفي نموده اند(محمدي مهر و همکاران ، 1390)
در اخر مي توان اضافه کرد نياز به يادگيري مستمر و پيوسته در سراسر طول عمر از جنبه هاي مختلفي قابل بررسي است. براي مثال : يکي از دلايل اساسي يادگيري مادام العمر تغيير در قوانين اجتماعي است که هر شخص از دوران طفوليت تا پيري با آن مواجه است. از ديگر دلايل اصلي يادگيري مادام العمر رشد فيزيولوژيکي و تغييراتي است که در مراحل مختلف زندگي روي مي دهد. دلايل ديگر يادگيري مادام العمر مي تواند عوامل اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و ساير عواملي باشد که به جامعه و شخص انسان مربوط مي شود . از جمله ضرورت کسب مهارت ، دانش و ويژگي هايي که با آموخته هاي قبلي مرتبط يا نامرتبط است . از دلايل مهمي که موجب شده است تا پديده يادگيري مادام العمر در چند سال اخير بسيار رواج يابد ، مي توان به گسترش تمايل به افزايش کيفيت زندگي افراد و نگراني هاي جهاني در اين خصوص ، بدون توجه به اينکه در کدام محدوده از جهان ساکن هستند ، اشاره کرد. از دلايل ديگر رواج مفهوم يادگيري مادام العمر افزايش بسيار سريع تغييراتي است که در دامنه طول عمر افراد کنوني جوامع نسبت به گذشته روي مي دهد. انفجار دانش و ناپايدار شدن اطلاعات از نتايج اين تغييرات است (افضل نيا و همکاران ، 1389).

2-2-3-6-مقايسه مدل يادگيري مادام العمر با يادگيري سنتي
بانك جهاني آموزش در سال 2003 مدل يادگيري مادام العمر را در مقايسه با يادگيري سنتي ارائه نموده است كه اين مدل در جدول 1 ، آورده شده است (محمدي مهر و همکاران ، 1390) .

جدول (2-5) مقايسه بين مدل يادگيري مادام العمر و يادگيري سنتي
مدل يادگيري مادام العمر
مدل يادگيري سنتي
مربيان هدايت كنندگان به سمت منابع دانش هستند
مربيان منبع دانش هستند
يادگيرندگان با انجام دادن عمل ياد مي گيرند
يادگيرندگان دانش را از مربيان دريافت مي كنند
يادگيرندگان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی زمین لرزه، مقاوم سازی، دینامیکی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع انتقال اطلاعات، ارتباط مؤثر، ضمن خدمت