منابع پایان نامه با موضوع اعتماد اجتماعی، اجتماع اخلاقی، عوامل طبی

دانلود پایان نامه ارشد

می‌شوند بدون آنکه بتوان ارتباطی بین آنها و مذهب یافت.
2-9-1-4 عوامل طبیعی
در این گروه دو دسته از عوامل به صورت روابط خویشاوندی و همبستگی‌های قومی و نژادی قرار می‌گیرند. اهمیت خویشاوندی در مقایسه با دیگر ساختارهای اجتماعی از یک جامعه به جامعه دیگر به میزان زیادی فرق می‌کند. اما در هیچ جامعه‌ای خویشاوندی به صورت کامل محو نشده است. شواهد قابل مشاهده‌ای از علوم طبیعی وجود دارد که می گوید اجتماعی بودن نه تنها در انسان بلکه در دیگر موجودات نیز امری ذاتی است. از سوی دیگر در عین‌حال که اجتماعی بودن در انسان‌ها تا حدی ریشه در فرهنگ دارد ولی با گرایش‌های بنیانی به سمت اجتماعی بودن و با مسائل ژنتیکی نیز بسیار مرتبط است. قومیت و نژاد هر دو از معقولاتی هستند که مردم اعتقاد دارند از منابع مهم هویت هستند. بنابراین بدون توجه به مسائل زیست‌شناسی و طبیعی و حتی کنش‌های اجتماعی در شناخت قومیت و نژاد، همبستگی‌های قومی و نژادی از عوامل طبیعی ساخت سرمایه‌اجتماعی به شمار می‌آیند.
2-10 سرمایه اجتماعی در پژوهش حاضر
از بین تمامی صاحب‌نظران جامعه شناسی گروترت نیز درباره سرمایه‌اجتماعی می‌گوید: این سرمایه در کشورهای در حال پیشرفت میزان کمی را دار است. و این میزان در کشورهای غربی رو به زوال بوده و همه را به دلیل سست شدن بنیان خانواده نسبت می‌دهد. برای بررسی بیشتر، آن را در شش بعد مورد سنجش قرار داده که به تفضیل همگی توضیح داده خواهد شد. این ابعاد شامل 1- عضویت در گروه‌ها و شبکه‌ها، 2- اتحاد و اعتماد، 3- فعالیت‌های اشتراکی و همکاری، 4- اطلاعات و ارتباطات، 5- وابستگی و پیوستگی اجتماعی، 6- توانمندسازی و شرکت در فعالیت‌های سیاسی می‌باشد. هریک از این ابعاد به صورت جدا و پراکنده در بسیاری از تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته است، اما گروترت معتقد است کنار هم قرار گرفتن این شش بعد و مقدار آن نشان‌دهنده میزانی است که افراد جوامع از سرمایه‌اجتماعی برخوردار هستند(گروترت، 2004).
2-10-1 عضویت در گروه ها و شبکه ها
حجم قابل توجهی از ادبیات سرمایه‌اجتماعی معطوف به تأثیر داوطلبی و رفتارهای داوطلبانه، انجمن‌های داوطلبانه، روحیه داوطلبی و داوطلب‌گرایی مدنی بر سرمایه‌اجتماعی و پیامدهای اخلاقی و ارزشی آن بوده است. آسلانیر37 معتقد است که سرمایه‌اجتماعی کمک می‌کند افراد مشکل عمل جمعی‌شان را که یکی از عناصر اصلی رفتار اخلاقی است، حل کنند و اخلاقی‌تر عمل کرده و از سود خود به جهت غیر عمومی صرف‌نظر کنند. پوتنام می‌نویسد در دیدگاه ما دیگرخواهی ( به معنی کار خوب برای مردمان) بخشی از تعریف سرمایه‌اجتماعی نیست، اما حداقل در جوامع نتایج تجربی ثابت می‌کند که یک پیش‌گویی کننده بسیار قوی برای دیگر خواهی، اتصالات اجتماعی است. همچنین افرادی که خون می‌دهند، پول و اعانه (کمک‌های خیریه) می‌دهند و زمانشان را صرف کارهای داوطلبانه می‌کنند، همان کسانی هستند که ارتباطات اجتماعی بیشتری دارند( روشنفکر و ذکایی، 1385).

2-10-2 اعتماد و اتحاد
همه ما ناگزیر از اعتماد هستیم. اعتماد به دیگران، اعتماد به محیط زندگی، اعتماد به زمان و اعتماد به همه عرصه‌های زندگی اجتماعی. از اعتماد تعاریف متعدد و گاه متفاوتی ارائه شده است. به رغم تنوع و تفاوت این تعاریف وجه مشترک مهمی در همه آنها می‌توان یافت که همانا وجود دو عنصر پایه‌ای” امید به دستیابی به نتایج مورد انتظار” و” اتکا به صداقت طرف متقابل” است که تقریبا در همه رویکردهای تعریفی به طور صریح یا ضمنی ملحوظ شده اند. لایان38 اعتماد را باور قوی به اعتبار، صداقت و توان افراد، انتظاری مطمئن و اتکا به ادعا یا اظهار نظر دیگران بدون آزمون آن می‌داند. از دید میزتال، اعتماد، اطمینان به دیگران به رغم احتمال و امکان فرصت طلبی، عدم قطعیت و مخاطره‌آمیز بودن آنان است(میزتال39،1996 ) و زتومپکا اعتماد را شرط‌بندی درباره کنش‌هایی می‌داند که دیگران در آینده انجام خواهند داد ( زتومپکا،1384). به این ترتیب به طور کلی می‌توان گفت که اعتماد، پذیرفتن دیگران در ارتباط با مصالح فرد است. انتظار رفتار مفید داشتن از دیگران یا دست کم مضر نبودن کنش آن‌ها برای مصالح و منافع اعتماد کنند. اعتماد در معنای کلی بازگوی این باور است که دیگران با کنش خود به آسایش یا رفاه اعتماد کنندگان کمک کرده و از آسیب زدن به آن‌ها یا منافع شان خودداری کنند.
بنا به تعریف افه40 اعتماد، فرضی شناختی است که کنشگران فردی یا جمعی،گروهی در تعامل با دیگران به کار می‌بندند. این فرض شناختی، با ترجیحات و تمایلات رفتاری دیگران از لحاظ آمادگی آن ها برای کمک، همکاری، و پرهیز از اقدامات خودخواهانه، فرصت‌طلبانه و خصمانه ارتباط دارد(افه، 1385). اعتماد تسهیل کننده رفتار جمعی، ایجاد‌کننده فضای اجتماعی مبتنی بر مشارکت و مشوق توجه به منافع و علایق جمعی است(یارمحمد و توسلی، 1384). به اعقاد گیدنز اعتماد ابراز اطمینان نسبت به اشخاص یا نظام‌های مجرد، بر اساس نوعی جهش به ایمان است، که معمولا مشکل نادانی یا بی‌اطلاعی را برطرف می‌سازد(گیدنز،1380). او اعتماد را عامل احساس امنیت وجودی می‌داند که موجود انسانی منفرد را در نقل و انتقال‌ها در بحران‌ها و در حال و هوای آکنده از خطرهای احتمالی قوت قلب می‌بخشد و به پیش می‌برد. گیدنز همچنین اعتماد را از عناصر و مولفه‌های اصلی مدرنیته می‌داند و معتقد است که چهار زمینه محلی اعتماد یعنی خویشاوندی، اجتماع محلی، سنت و کیهان شناسی مذهبی بر فرهنگ‌های پیش از مدرن تسلط دارند، حال آنکه در دوران مدرن اعتماد به نظام‌های انتزاعی و نمادها و نظام های کارشناسی جای این نوع اعتماد را گرفته است(گیدنز،1379).
پوتنام اعتماد را یکی از مولفه‌های حیاتی و اساسی سرمایه‌اجتماعی می‌داند. براساس دیدگاه او، سرمایه‌اجتماعی را می‌توان شبکه‌هایی از انجمن‌های ارادی و خودجوش معرفی کرد که به وسیله اعتماد، گسترش یافته‌اند. اعتماد واشتراک به طور متقابل به یکدیگر وابسته‌اند، اعتماد از زندگی گروهی پدید می‌آید و در همان زمان، امکانات خودجوش را برای شکل‌گیری و تشکل انجمن‌ها فراهم می‌سازد. از منظر پوتنام، تئوری سرمایه‌اجتماعی فرض می‌کند که هر چه بیشتر با افراد دیگر در ارتباط باشیم، بیشتر به آن‌ها اعتماد می‌کنیم و به عکس. پوتنام عقیده دارد که اعتماد همکاری را تسهیل می‌بخشد و هر چه سطح آن در جامعه‌ای بالاتر باشد احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود و همکاری نیز متقابلاً ایجاد اعتماد می‌کند. اعتماد که یکی از عناصر ضروری تقویت همکاری است عنصری غیراختیاری و ناآگاهانه نیست. اعتماد مستلزم پیش‌بینی رفتار بازیگر مستقل است. شما برای انجام کاری صرفاً به این دلیل که فردی می‌گوید آن را انجام خواهد داد به او اعتماد نمی‌کنید بلکه تنها به این دلیل به او اعتماد می‌کنید که با توجه به شناخت‌تان از خلق و خوی او، انتخاب‌های ممکن او، تبعات‌شان و توانایی او، حدس می‌زنید که او از پس انجام کار بر خواهد آمد. در جوامع کوچک این پیش‌بینی براساس چیزی انجام می‌شود که برنارد ویلیامز آن‌را اعتماد صمیمانه می‌نامد، یعنی اعتمادی که به آشنایی نزدیک با فرد بستگی دارد. اما در جوامع بزرگ‌تر و پیچیده‌تر اعتمادی غیرشخصی‌تر یا شکل نامستقیمی از اعتماد ضرورت دارد( یارمحمد و توسلی، 1384).
راجرز41، عنصری همچون بی‌اعتمادی متقابل در روابط شخصی را در کنار عناصری چند به عنوان ویژگی‌های خرده فرهنگ دهقانی، مانع مشارکت می‌داند. به نظر راجرز یکی از ویژگی های مهم جوامع سنتی، عدم اعتماد متقابل بدگمانی و حیله‌گری در روابط با یکدیگر است. هم‌چنین، تصور غیر‌محدود سبب عدم اعتماد در روابط شخصی می‌شود. چون چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد به سخن دیگر منابع محدود و خواسته‌ها نامحدود است و با توجه به قدرت و توانایی افراد میزان آن‌ها را به سادگی نمی‌توان افزایش داد، بنابراین دست یابی عده ای به این منابع سبب محرومیت دیگران از آن ها می‌شود. و همین مسئله سبب بدگمانی افراد نسبت به یکدیگر خواهد‌ شد. نظریه خیر محدود فاستر مبتنی بر وجود فضایی آکنده از خصومت و بی‌اعتمادی است که موجب می‌شود افراد هرگز نتوانند به روش مشارکتی با یکدیگر همکاری کنند (غفاری، 1386).
آیزنشات42 و روینگر43 به بحث اعتماد در قالب اجتماعی اخلاقی پرداخته و می‌نویسد:
اجتماع اخلاقی طبقه خاصی برای ارتباط با کسانی است که آن‌ها را به عنوان ما می‌شناسیم. سه نوع تعهد اخلاقی مشخصه مقوله ما است: 1. “ما” به کسانی اطلاق می‌شود که به آن‌ها اعتماد داریم؛ 2. نسبت به آن‌ها وفادار هستیم؛ 3. و به خاطر برخی مسائل، انسجام و وحدت خود را با آن ها حفظ می‌کنیم. به سخن دیگر، بر طبق این تفسیر سه مؤلفه اساسی برای اجتماع اخلاقی می‌توان تعریف کرد: مولفه اول “اعتماد” است یعنی انتظار رفتار معقول دیگران نسبت به خودمان. مؤلفه دوم “وفاداری” است یعنی تعهد به اجتناب از برهم‌زدن اعتمادی که دیگران نسبت به ما دارند و کارهایی‌که افراد برای جلب اعتماد برخی اشخاص انجام می‌دهند و مؤلفه سوم عبارتست از “اتحاد و اتفاق نظر”، یعنی با انجام برخی اعمال، نشان می‌دهیم که علایق و تمایلات دیگران برای‌ما اهمیت دارد، حتی اگر این اعمال با علایق خودمان در تضاد باشد. این سه مؤلفه، فضای اخلاقی را که فرد در آن قرار می‌گیرد، ترسیم می‌کنند(یارمحمد و توسلی، 1384).
هم‌چنین اعتماد اجتماعی در روابط بین شخصی و انتزاعی و تخصصی عامل مهمی در پیشرفت جامعه می‌باشد و لازمه شکل‌گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است. اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری بوده و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت‌ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می‌شود. با این وجود بررسی‌ها نشانگر آن است که نوعی بحران در اساسی‌ترین شاخص سرمایه‌اجتماعی یعنی اعتماد اجتماعی بوجود آمده‌است. اختلاف تفرقه و پراکندگی یکی از عوامل و زمینه‌های اصلی تضعیف اعتماد اجتماعی در جامعه است. در جوامعی که اختلافات فرهنگی، قومی، نژادی و مذهبی وجود دارد تشدید این اختلافات منجر به نابودی اعتماد در سطح جامعه می‌شود. عدم وجود فقر در جامعه، توزیع عادلانه درآمد، ثروت و قدرت، عدم وجود برخی اختلافات مذهبی، اختلافات قومی و نژادی و در نهایت امنیت و نظم اجتماعی در جامعه از عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعی هستند. این عوامل می‌توانند باعث ترویج ارزش‌های اجتماعی چون مشارکت، همکاری، صداقت، ایثار، ازخودگذشتگی، پایبندی و تعهد، راست‌گویی، احترام به حقوق دیگران وغیره شوند.
2-10-3 فعالیت های اشتراکی و همکاری
بحث درباره مشارکت نه فقط در ادبیات توسعه اهمیت زیادی دارد بلکه اساساً می‌توان آن را فرایندی تلقی کرد که ریشه در زندگی اجتماعی انسان دارد و ابعاد آن در طی زمان و برحسب الزامات دوره‌های مختلف تاریخ دگرگون و متکامل شده است. ایده مشارکت در معنای بسیط خود از مباحث مرتبط به دموکراسی نشات می گیرد که سابقه آن را برخی به نظام سیاسی یونان باستان می‌رسانند (آرنت، 1374). به اعتبار منابع موجود از آن دوره سابقه این بحث را دست کم می‌توان در دوران قبل از میلاد مسیح و در آثار افلاطون و ارسطو پیگیری کرد. در دوران جدید هم خصوصاً از عصر روشنگری به بعد طرح مباحث نو در این زمینه اهمیت روز افزونی یافته‌است تا جایی‌که جامعه مدنی به واسطه بسط و گسترس مشارکت‌های اجتماعی و نهادهای مدنی تعریف می‌شود. از طرف دیگر، اعتماد شرط اصلی و کلیدی برای موجودیت هر جامعه‌ای است. به نظر می‌رسد در زمانی زندگی می‌کنیم که در آن وابستگی آتی جامعه بر روی تصمیم‌گیری‌ها افزایش یافته است. ما در حال‌گذر از جوامع مبتنی بر تقدیرگرایی به سوی جوامع مبتنی بر عاملان انسانی هستیم و به‌منظور رویارویی با آینده به‌صورت فعال و ساختمند نیاز به اعتماد داریم (زتومپکا،1384). نیوتن44 اعتماد را این باور در فرد تعریف می‌کند، که دیگران، در بدترین شرایط، آگاهانه وعامدانه آسیبی به او نمی‌رسانند؛ و در بهترین

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع عوامل نهادی، سرمایه اجتماعی، عوامل بیرونی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع مشارکت اجتماعی، توانمندسازی، توسعه فرهنگی