منابع پایان نامه با موضوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، روابط بین فردی، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

واقعیت و مسخ شخصیت، سوءظن های غیرهذیانی و باورهای انتساب) و علائم شبه سایکوتیکی (مانند حاشیه پردازی و تفکر مماسی) رنج می برند. تحقیقات انجام شده در رابطه با علائم فوق نشان داده اند که اغلب بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، این علائم را گزارش می دهند. اما این علائم در بیمارانی که سابقه سواستفاده جنسی در دوران کودکی داشته اند، با شدت بالاتری گزارش می شود.
فرض بر اینست که این علائم کاملا وابسته به تروما و استرس هستند. مجموع تحقیقات صورت گرفته در این رابطه نشان داده اند که گزارش چنین علائمی در مبتلایان بیشتر با شیوه های نامناسب فرزندپروری والدین در دوران کودکی و عدم اطمینان به محیط ناشی می شوند. این احتمال نیز فرض شده است که مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی از نوعی افسردگی اساسی شناسایی نشده رنج می برند و یا نوعی از حافظه جسمی مربوط به پیامدهای سواستفاده جنسی و جسمی دوران کودکی را دوباره فعال می کنند.
علائم مربوط به آشفتگی هویت نیز جزو این دسته از علائم هستند. امروزه اعتقاد براینست که مبتلایان به این اختلال بصورت مداوم از هویتی به هویت دیگر در حال تغییر هستند و گاهی تصور براینست که مبتلایان فاقد هرگونه هویتی هستند. اما آنچه که اهمیت دارد اینست که حالات عاطفی شدید باعث ایجاد و تداوم تغییرات نسبی هویتی می شود.

2-6-3- علائم رفتاری و تکانشگری
خودزنی روشی است که مبتلایان هم به عنوان ابزاری برای خودآرام سازی و هم بهنوان راهی برای ابراز خشم وغضب استفاده می کنند. در همین راستا مبتلایان بدلیل حالات تجزیه ای و نیاز به احساس واقعی وجود داشتن و همچنین بدلیل نیاز به آرامش ناشی از اضطراب های شدیدی که تجربه می کنند، نقاط مختلف بدن خود را بریده و به خود آسیب می زنند. گاهی اوقات نیز دلیل خودزنی، مدیریت نامناسب ناکامی ها و خشم تجربه شده از این ناکامی ها به خود آسیب می رسانند. همچنین بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هرزمان دچار نگرانی درخصوص احتمال طرد شدن وترک شدن می شوند، تهدید به خودکشی می کنند.

2-6-4- علائم روابط بین فردی
بیماران مبتلا به این اختلال تجربه روابطی را دارند که در آن جر و بحث های بسیار توام با قطع ارتباط های مکرر وجود داشته است. یک چنین الگویی در روابط بین فردی، ناشی از دیدگاه های غیر واقعی مبنی بر مهم و قابل احترام بودن همه افراد یا برعکس، بی ارزش بودن دیگران می باشد که حکایت از نوعی عدم رسش و ناپختگی اجتماعی شناختی افراد مبتلا دارد.
همانطور که گفته شد مبتلایان ترس های شدید و مزمن از طرد شدن و تنها ماندن دارند، در حالیکه اصلا تنها نیستند. در این میان دو ویژگی وجود دارد که الگوی ترس آنها را از بقیه اختلالات متمایز می نماید: اول اینکه ترس مبتلایان بسیار شدید است. دوم اینکه مبتلایان براساس این ترس های خود عمل می کنند. این فعالیت ها شامل رفتارهایی است که در آن فرد مبتلا تلاش می کند تا اطمینان یابد که طردی در کار نخواهد بود. در این میان رفتاری مانند ناارزنده سازی یکی از ویژگی های مهم رفتاری در مبتلایان است که تصور می شود از اولین حالت های دفاع یا سوء رفتار در مبتلایان است. بعبارت بهتر مبتلایان از این روش استفاده می کنند تا بتوانند با دیگران وارد بحث و گفتگو شوند و روابط صمیمانه برقرار نمایند، اما ترس ناشی از طرد شدن منجر به بروز رفتار نامناسب و دور از انتظار می شود.
براساس بررسی های انجام شده مشخص شده است که این الگوی رفتاری توسط مبتلایان در محیط خانواده آموخته می شود، به نحوی که این افراد واجد خانواده هایی هستند که عشق و علاقه خود را به صورت مستقیم ابراز نمی کنند. همچنین مبتلایان در زمینه بازی دادن دیگران بسیار متبحر هستند و بعبارت بهتر، می توانند براحتی تقاضاهای خود را از دیگران به شکلی غیر مستقیم مطرح نمایند. در مبتلایان، نیازها و آرزوها هیچوقت به صراحت ابراز نمی شوند.

2-7- سببشناسی BPD

اگرچهدلایل BPD هنوزمشخصنیست،امامتغیرهایبیولوژیکیوروانشناختیزیادیباخطرشکلگیری BPD ارتباطدارند )ترولوهمکاران،2000). بسیاریازپژوهشگران )برایمثال،پاریس،1999؛فریمنوهمکاران،2005(معتقدندکه BPD ازتعاملعواملژنتیکی،بیولوژیکی،اجتماعی،روانشناختی،محیطخانوادگیآشفته،پاتولوژیوالدینوسبکهایفرزندپروریبیکفایتآنهاریشهمیگیرد. اگرچهبراینتیجهگیریدربارهیسببشناسی BPD بهمطالعاتبیشترینیازاست،ولیمطالعاتفعلینشاندادهاندکهبسیاریازعواملژنتیکیوبیولوژیکیباخطرشکلگیری BPDدرارتباطهستند.برایمثال،تعدادزیادیازخصیصههایهیجانیمرتبطبا BPD )مثل،بیثباتیدرسطحعواطف،تکانشگری،ودرمعناییوسیعتر،نوروتیسیزم( بهنظرمیرسدکهدستکمتااندازهایارثیباشند )پلومینوهمکاران،1997؛پاریس، 2000؛سیلک،2005).
همچنینشواهدزیادیوجودداردکهنشانمیدهندعواملنورولوژیکینیزبا BPD ارتباطدارند.برایمثال،مطالعاتیکهبااستفادهازتوموگرافیبانشرپوزیترون ) PET ( انجامگرفتهاند،اختلالاتساختارییاکارکردیدرلوبفرونتال )وینگنفلدوهمکاران،2009؛وینگنفلدوهمکاران،2010؛ساویتزوهمکاران،2009)واختلالاتمختلفدرنواحیمربوطبهکارکردهایاجرایی،تنظیمعواطفوبازداریرفتاری )دومسوهمکاران،2006؛مکگووانوهمکاران،2009؛بهنقلازوینگنفلدوهمکاران،2010)رادر BPD نشاندادهاند.درمجموع،عواملسببشناختیوریسکفاکتوریمتعددیبرای BPD گزارششدهاستکهدریکتقسیمبندیکلی،ذیلعواملمحیطیوسرشتیطبقهبندیمیشوند. فقدانهاوجداییهایاولیه،روابطخانوادگیآشفته،تضادهایارتباطیشدیدمیانوالدین،وسوءاستفادههایجسمیو جنسیکودکی،ازجملهعواملمحیطیدخیلدر سایکوپاتولوژیمرزیهستند. ازطرفدیگر،تاریخچهیخانوادگیابتلابهاختلالاتروانی،بهخصوصاختلالاتخلقیواختلالاتمرتبطباکنترلتکانه )مثل،سوءمصرفمواد( آسیبپذیریهایخاصدرخلقوخویبیمارانمرزی،وآسیبهاینورولوژیکی/بیوشیمیایی،ازجملهعواملسرشتیدخیلدرسایکوپاتولوژیمرزیاست(زانارینیوفرانکنبورگ،1997).

2-7-1- دیدگاه روان تحلیلی
دیدگاه های روان تحلیلی اولین بار اصطلاح « مرزی» را برای توصیف این اختلال بکار بردند و اولین بار فردی به نام اشترن در سال 1938 تعدادی از بیماران را مورد تحلیل قرار داد که در مرز بین نوروز و سایکوز قرار داشتند و به تکنیک های درمانی پاسخ نمی دادند. در این رویکرد هدف از اصطلاح مرزی، توصیف سه مفهوم مرتبط با همدیگر است (گاندرسون،1994). اولا این مفهوم بیانگر کیفیت یا سطحی از کارکرد شخصیتی است که نشاندهنده سطح شدیدی از بدکارکردی در مقایسه با شخصیت های نوروتیک از یک طرف اما خفیف تر از منش های شایکوتیک است. براساس این مفهوم مبتلایان به این اختلال از ضعف در ساختار شخصیت رنج می برند. براساس این دیدگاه، مبتلایان از نقص در انسجام و تاب آوری شخصی رنج می برند. این دیدگاه اولین بار توسط فردی به نام نایت مطرح شد که به عنوان مدل نقص ساختاری شهرت دارد که به اعتقاد وی مبتلایان به این اختلال، از ضعف ایگو و افت شدیدو سایکوتیک در ارتباط با واقعیت رنج می برند (میلون،1992).

2-7-3- رویکرد رفتاری
کاربرد رویکرد رفتاری در زمینه شناخت، تبیین و درمان BPD در مقایسه با سایر رویکردها، نسبتا جدیدتر است. این رویکرد بیشتر در متن روانشناسی بالینی شکل گرفته و هدف آن تبیینی است که بتوان، در درمان این اختلال بکار برد. در این حیطه چند نهضت فکری وجود دارد که به تبیین اختلال پرداخته اند. در ذیل به اختصار این نهضت های فکری شرح داده خواهند شد.

2-7-4- رویکرد های یادگیری اجتماعی
میلون (1981؛ به نقل از میلون، 1992) این اختلال را از منظر یادگیری اجتماعی تبیین نموده است و مشکل اصلی این بیماران را فقدان احساس پیوسته ای از هویت شحسی عنوان نموده است. به اعتقاد وی، هویت آسیب دیده محصول عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی است که باهمدیگر تعامل داشته و باعث آشفتگی در انسجام مفهوم درستی از خود می شوند. در نتیجه به دلیل فقدان احساس منسجمی از هویت، افراد اقدام به رفتارهای تکانشی می کنند. همچنین به دلیل آشفتگی هویت و راهبردهای حل مساله نامناسب که در این بیماران وجود دارد، بدتنظیمی هیجانی و پیامدهای رفتاری منفی عاید آنها می گردد. لذا مبتلایان برای بدست آوردن اطمینان و حمایت، وابسته به دیگران شده و همزمان درخصوص خودمختاری و وابستگی، دچار احساس تعارض می شوند و در نتیجه مشکلات بدتنظیمی در روابط بین فردی نیز در مبتلایان ایجاد می شود.

2-7-5- رویکردهای رفتاری- شناختی
بک، فریمن و داویس (2004) براساس رویکرد رواندرمانی خاص خود، اولین بار مدلی را برای درمان مبتلایان به این اختلال براساس منطق شناختی ارائه داده اند. آنها بر نقش ارزیابی و پردازش های شناختی در ایجاد و تداوم اختلالات روانی تاکید دارند. به اعتقاد آنها سه عامل اساسی در اختلال BPD نقش دارند: مجموعه ای از فرض های محک نخورده درباره جهان اجتماعی که مبتلایان این فرض ها را بدون اینکه ثابت شده باشند تایید می کنند، استفاده از تفکر دوقطبی، احساس ضعیف و ناپایدار از هویت.
به نظر بک و همکاران (2004) در مبتلایان به BPD سه نوع فرضیه مطرح می شود. این فرضیه ها عبارتند از باور براینکه جهان خطرناک و بدخواه است، اینکه فرد مبتلا، فردی آسیب پذیر وناتوان است و اینکه فرد مبتلا ذاتا فردی قابل پذیرش نیست. به اعتقاد آنها به دلیل سبک تفکر دوقطبی و دومقوله ای مبتلایان، نسبت به رویدادها واکنش های هیجانی بسیار شدید نشان می دهند. بک وهمکاران (2004) همانند کرنبرگ و میلون، قائل به این نکته است که مشخصه کلیدی مبتلایان به این اختلال، آشفتگی هویت آنهاست. این مشکل باعث ناتوانی آنها در هدف گذاری صحیح و متعاقب آن مشکل در دستیابی به اهداف شده و احساس خودکارآمدی نمی کنند.
یانگ، کلوسکو و ویشار (2003) نیز مدلی را ارائه نموده اند که در آن بر نقش طرحواره های ناسازگار و خطاهای فکری تاکید شده است. ایده های آنها شبیه به نکات ذکر شده توسط لینهان (1993) است که بر نقش پذیرش و ارتباط مبتنی بر همدلی تاکید نموده است. در این مدل ها بر نقش محوری و اساسی سوء استفاده و غفلت تاکید شده است. به اعتقاد یانگ و همکاران (2003)، BPD با دگم بودن و جزم اندیشی در سطح تفکر، اجتناب از تفکرات و احساسات دردناک و همچنین مشکلات بین فردی مشخص می شود.

2-7-6- رویکرد مجادله ای (DBT)
لینهان (1993) مدل زیستی اجتماعی برای درمان اختلال BPD ارائه نموده است که به نام رفتاردرمانی مجادله ای شهرت یافت. این اختلال ترکیبی از درمان های شناختی رفتاری توام با تکنیک های ذن است که بر نقش پذیرش، به عنوان راه اصلی سلامت و بهبودی تاکید دارد. این رویکرد بر نقش بدتنظیمی هیجان در BPD تاکید دارد که محصول تعامل بین ویژگی های زیست شناختی و سرشتی با تجربیات نامناسب اوائل کودکی است. به اعتقاد لینهان (1993)، بدکارکردی در تنظیم هیجانات، باعث واکنش های شدید به رویدادهای ادراک شده توسط فرد مبتلا می شود و باعث می شود تا فرد، رفتارهای تکانشی از خود نشان دهد. به اعتقاد وی، تجربیات اولئل کودکی و روابط کودک با مراقبان خود به نحوی است که مراقبان تجربیات ذهنی کودک را نادیده گرفته و باعث می شوند تا کودک این الگو را بیاموزد که بایستی تجربیات احساسی واقعی را انکار نماید. نتیجه چنین فرایندی اینست که افرادی که آمادگی های زیستی و استعداد مربوط به واکنش شدید هیجانی را دارند، ناتوان از تنظیم هیجان خود شده و حالات هیجانی خود را نادیده می گیرند.
ترکیب تنظیم نامناسب هیجانی، حالات هیجانی شدید، پاسخ های تکانشی به بحران های هیجانی، و نادیده گرفتن حالات هیجانی خود منجر به استفاده از خودکشی به عنوان راهی برای مقابله با مشکلات می شود. لینهان از استفاده از تکنیک های ذهن آگاهی که در چهارچوب مباحث فلسفی مربوط به پذیرش فرد مطرح می شود، تاکید دارد.

2-8- معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت مرزی
براساس معیارهای تصحیح شده در DSM-IV-TR، اختلال شخصیت مرزی شامل الگوی نافذی از ناتوانی در روابط بین فردی، خودپنداره، عواطف و همچنین رفتارهای تکانشی است که از اوائل بزرگسالی شروع می شود و وقتی بیمار حداقل 5 نشانه از علائم زیر را گزارش نماید، می توان اختلال شخصیت مرزی را در مورد وی تشخیص گذاری نمود.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، روابط بین فردی، اختلالات شخصیت Next Entries منابع پایان نامه با موضوع روان درمانی، پرخاشگری، درمان دارویی، کنترل تکانه