منابع پایان نامه با موضوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، روابط بین فردی، اختلالات شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

DSM به ویژه در مقوله اختلالات شخصیت صورت گیرد ( ویدگر و ترول، 2007) به این صورت که علاوه بر تشخیص گذاری اختلالات بر مبنای طبقه ای ، بایستی میزان و شدت اختلال نیز در تشخیص مدنظر قرار گیرد. ویدیگر(1991، به نقل از ویدیگر وترول، 2007) معتقد است که یک چنین سیستمی سه مزیت اصلی دارد: 1- یک چنین سیستمی اطلاعات بیشتری در ارتباط با فرد در اختیار متخصص قرار میدهد 2- چنین سیستمی از انعطاف پذیزی بالاتری برخوردار است چرا که هم امکان تشخیص طبقه ای و هم ابعادی را فراهم می کند 3- از تشخیص های اختیاری در ارتباط با یک بیماری جلوگیریمی کند.
نظریه ای که فعلا بیشترین توافق ها در ارتباط با آن وجود دارد رویکرد پنج عاملی کوستا و مک گری می باشد (مک گری و کوستا ، 2008) بر اساس این مدل افراد بر اساس پنج بعد روان رنجوری ، برون گرایی، گشودگی، خوشایندی و وجدانی بودن در نظر گرفته شده و در نهایت بر اساس ترکیب این پنج عامل با همدیگر ، اختلالات از همدیگر متمایز میشوند.

2-3- اختلال شخصیت مرزی
بسیاری از علائم توصیف شده برای این اختلال در افراد بهنجار نیز مشاهده میشود برای مثال اجتناب از رها شدن، افراد دارای سبک ارتباطی مرزی نسبت به هرگونه نشانه ی طرد شدن از جانب دیگران ، به ویژه افراد مهم زندگی حساس هستند . اغلب افراد مبتلا به این اختلال روابطی به شدت ناپایدار را نشان می دهند که به سرعت بین ارزنده سازی و ناارزنده سازی در نوسان می باشد. معمولا علائم اختلال شخصیت مرزی ، شدید به نظر می رسند. سبک زندگی دمدمی این افراد،همانند زندگی کردن در شرایطی است که انگار بر روی غلتک در حال غلتیدن هستند (میلون و همکاران، 2004). این افراد به خاطر اجتناب از رها شدن در روابط بین فردی، دست به روابط رومانتیک شدید می زنند و تجربیات خود را به جای روش های منطقی ، به شیوه های هیجانی پردازش میکنند. از نظر اجتماعی به صورت افرادی دارای ذهنی باز و دارای سیستم های ارزشی مختلف زندگی میکنند.در روابط بین فردی جنبه هایی از ویژگی های اختلال شخصیت وابسته و هیستریونیک را نشان میدهند و تمایل دارند به شدت به رفقا و شرکای جنسی خود وابستگی پیدا کنند و انتظارات متقابلی نیز از جانب دیگران دارند. در صورتیکه انتظاراتشان برآورده نشود، بشدت و به سرعت واکنش منفی نشان می دهند (بارلو و دورند، 2012).

2-4- ریشه های تاریخی مفهوم اختلال مرزی
اختلال شخصیت مرزی یکی از شرایطی است که بیشترین بحث در روانپزشکی معاصر را به خود اختصاص داده است. مفهوم مرزی بیانگر حالتی است که در حدفاصل بین دو موضوع یا دو موقعیت قرار دارد. این اصطلاح در روانپزشکی به دو مفهوم بکار برده شده است:
یک- هم به عنوان شرایطی که خود نشاندهنده یک وضعیت بیماری است و میتوان یک تشخیص قطعی را مطرح نمود.
دو- هم به عنوان شرایطی که ناحیه ای را بین دو حالت متمایز در بر گرفته است که این سطح همان مرز ارتباط دو کارکرد روانی وشناختی با همدیگر میباشد. در اواسط قرن 19 ، روانپزشکانی نظیر گریزینگر ، که استاد کراپلین بود، توصیفاتی در ارتباط با بیماران ارائه نمود که وی آن را با اصطلاح سرشت یا مزاج توصیف نمود. اما در اواخر قرن 19 با تلاشهای صورت گرفته توسط فروید ، کراپلین تئودول ریبوت وپیر رانت ژانت اصطلاح « شخصیت » به روانپزشکی معرفی گردید . از آن زمان به بعد مشکلات روانی بارز نظیری افسردگی، اسکیزوفرنی و مانیا توصیفات مجزا ودقیق تری را مشاهده نمودند. در ان زمان بویژه با فعالیت های لوومبروسو در دهه 1870 و در اواخر قرن 19 با تلاشهای کراپلین، توجه ها به سمت افراد دچار مشکلات جنایی معطوف گردید. اما آن دو با این ایده که جرائم عادتی را، پدیده ای نرمال تلقی نمایند،موافق نبودند چرا که به نظر انها این ویژگی ها سایکوتیک نبودند. کراپلین چنین افرادی را در موقعیت مرز در نظر گرفت. به نظر وی این افراد در مرز بین سایکوز و بهنجاری قرار داشتند.
این دیدگاه خاستگاه اصلی مفهوم مرزی در تاریخ روانپزشکی بود که بیشتر به صورت «گستره مرزی» معرفی میشد (زانارینی38، 2005).
در اوایل قرن بیستم تحت تاثیر فعالیت های فروید و مکتب روانکاوی، انواع منش ها از قبیل افسردگی، جبری، فوبیک، هیستریک توصیف شدند. در این دوران اصطلاح مرزی به مفهوم دیگری بکار برده شد: حالتی که نزدیک به سایکوزهای اساسی در حوزه عاطفه و شناخت بود ( زانارینی، 2005). اصطلاح ” اسکیزوفرنیای مرزی” از دهه 1920 رایج شد. در اواسط قرن بیستم در آمریکا، اصطلاح مانیا برای تمام بیماران سایکوتیک و اسکیزوفرنیا بکار برده شد که شرایطی داشتند که از نظر مدت زمانی کوتاه تر از اسکیزوفرنیا بوده اما از نظر شدت، بدتر از نوروتیک ها بودند. این افراد درآن زمان بیشتر به عنوان اسکیزوفرنیای مرزی تشخیص گذاری می شدند. در دوران بعد از جنگ جهانی اول آگاهی های رویکرد روانکاوی افزایش یافت و آنها از بیمارانی صحبت نمودند که واقعا در مرز بین سایکوز و نوروز قرار داشتند و نیازی به بستری شدن آنها نبود اما عملکرد اجتماعی مناسبی نیز نداشتند و درمان های روانکاوی نیز تاثیری به حال آنان نداشت. این مشاهدات به مفهوم امروزین از اختلال شخصیت مرزی منجر شد. اما این اصطلاح 65 سال بعد توسط فردی به نام آدولف استرن بصورت رسمی مورد استفاده قرار گرفت. این اصطلاح تا 30 سال پس از آن بعنوان یک حالت مستقل شخصیتی مورد استفاده قرار نگرفت. در اواخر قرن 20 کرنبرگ از سه سطح مربوط به سازمان یابی شخصیتی صحبت نمود که یکی از این سطوح را بعنوان سازمان یابی شخصیت مرزی39(BPO) توصیف نمود ( استون، 1997). اما اصطلاح اختلال شخصیت مرزی توسط گاندرسون وسینگر ابداع شد. گاندرسون به دنبال آن بود تا ملاک هایی را برای این اختلال مشخص کند که قابل اندازه گیری و مشاهده باشند. در دهه 1970، اختلال مرزی موضوع بسیار جالبی برای محققان بود. در این زمان علیرغم تلاش های صورت گرفته توسط کرنبرگ مبنی بر مجزا نمودن BPO از اسکیزوفرنی و ماهیت مستقل بخشیدن به آن توسط گاندرسون، همچنان شبهاتی در خصوص وجوه افتراق آن از اسکیزوفرنی وجود داشت. نهایتا اشپیتز و همکاران(1997؛ به نقل از زانارینی، 2005) به این نتیجه رسیدند که بهترین راه حل برای پایان دادن به معضل ارتباط اختلال شخصیت مرزی و اسکیزوفرنی اینست که مفهوم شخصیت مرزی به دو ماهیت کاملا مجزا تقسیم شود: یکی اختلال شخصیت اسکیزوتایپی و دیگری پیدا کردن اصطلاحی برای افرادیکه روابط اجتماعی بی ثبات و هیجان های بی ثباتی داشتند، آنها اصطلاح « اختلال شخصیت بی ثباتی هیجانی » برای توصیف آن پیشنهاد کردند. اما نهایتا اصطلاحی که انتخاب شد، همان اختلال شخصیت مرزی بود.
این اختلال برای اولین بار در طبقات رسمی DSM-IIIوارد شد و شامل افرادی بود که دچار تکانشگری، آشفتگی های هویتی، رفتارهای خودتخریبی و خشم نامتناسب بودند و در نسخه DSM-IV علائم دیگری به تشخیص اضافه شد که شامل باور های پارانوئیدی گذرا و مرتبط با رویداد استرس زا و همچنین علائم تجزیه ای شدید بود.

2-5- قلمرو علائم اختلال شخصیت مرزی
براساس مدل های نظری مختلف موجود که که در ادامه به تفصیل در مورد آنها صحبت خواهد شد، علائم و حوزه های مشکل زای مربوط به این بیماری در قالب 4 محور قابل بررسی است. اما ازانجائیکه معمولا علائم اختلالات شخصیت مرزی به اختصار در دو حوزه کارکردی و ساختاری قابل بررسی است، لذا در ابتدا علائم مربوط به اختلال شخصیت مرزی به اختصار در این دو حوزه ذکر می شود (میلون وهمکاران، 2004) و در ادامه علائم اصلی اختلال شرح داده خواهند شد.

2-5-1- قلمرو کارکردی
1: رفتار بیانگر:ویژگی بارز آن اسپاسمدیک بودن آن است که عبارتست از سطوح ناپیوسته و نامنسجم از انرژی توام با بروندادهای ناگهانی، غیرمنتظره و تکانشی، تغییرا ناگهانی در حالت سائق و کنترل های مربوط به بازداری رفتاری که نه تنها موقعیت ها و مکان های فعالیتی و تعادل هیجانی در موقعیت های مخاطره آمیز را شامل میشود، بلکه درگیری در رفتارهای خودزنی و خودکشی عودکننده را نیز دربرمی گیرد.
2: منش بین فردی: ویژگی بارز آن متناقض بودن است که در آن علیرغم اینکه فرد مبتلا نیازمند توجه و مهربانی است، اما به صورتی غیرمنتظره دست به کارهایی می زنند که بیش از آنکه رفتارهای حمایت کننده را فراخوانی کنند، منجر به رفتارهای طرد کننده می شوند، بشدت نسبت به ترس از رها شدن و منزوی شدن به شیوه های خشمگینانه و خود آسیب زننده واکنش نشان می دهند.
3: سبک شناختی: ویژگی بارز آن دمدمی بودن آنست که شامل ادراکات و افکاری می شود که بسرعت تغییر یافته و نوسان دارند. مبتلایان اغلب هیجانات متعارض درخصوص خود و دیگران مانند عشق، خشم و احساس گناه را تجربه می کنند و واکنش های متناقض در دیگران ایجاد می کنند.
4: مکانیسم های تنظیمی: ویژگی بارز آن بازگشت است که در آن مبتلایان تحت شرایط استرس زا به سطوح اولیه (کودکی) تحمل اضطراب، کنترل تکانه و سازگاری اجتماعی بازگشت پیدا می کنند.

2-5-2- قلمرو ساختاری
1: خودانگاره : ویژگی بارز آن عدم اطمینان می باشد که مشخصه های آن عبارتند از احساس آشفتگی درباره هویت شخصی که اغلب با احساسات زیربنایی مانند تهی بودن همراه است.بازنمایی های مربوط به خود، اغلب با ابراز رفتارهای خود تخریبی تغییر میکند.
2: سازمان یابی ظاهری: مشخصه بارز آن دو نیمه سازی می باشد که در آن سطوح هوشیاری دائما تغییر یافته و منجر به تغییر در مرزبندی های مربوط به خاطرات ، ادراکات و عواطف مختلف می شود. این وضعیت باعث میشود تادوگانگی ودوگانگی و دوشقه شدن دوره ای در سازمان دهی و یک پارچگی روانی ایجاد شود که در نتیجه در مواقع مواجه با استرس ، دوره های گذرایی از سایکوز مرتبط با استرس بروز می یابد.
3: خلق- سرشت : ویژگی بارز آن بی ثباتی است. ناتوانی در مطابقت دادن سطوح خلق با واقعیت های بیرونی، تغییر بارز از بهنجاری به افسردگی و تهییج پذیری ، دوره های گسترده ای از خشم نامتناسب و شدید توام با اضطراب یا سرخوشی از مشخصه های بارز این وضعیت هستند.

2-6- حوزه علائم اختلال شخصیت مرزی
علائم اختلال در قالب 4 حوزه کلی قابل بررسی هستند که عبارتند از ( زانارینی، 2005):
1-حوزه علائم عاطفی که شامل علائم تصریح شده در DSM-IV می باشند، از قبیل خشم، احساس تهی بودن و واکنش پذیری خلقی
2-حوزه علائم شناختی که هم شامل معیارهای مربوط به علائم تجزیه ای ناشی از استرس و حالات پارانوئیدی و هم معیارهای مربوط به فقدان ثبات هویتی است.
3-حوزه علائم تکانشگری که هم شامل خودتخریبی های جسمی و هم شامل اشکال مختلف رفتار تکانشی و کنترل شخصی است.
4 -حوزه علائم بین فردی که شامل روابط بین فردی طوفانی است.

2-6-1- علائم عاطفی
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، از طیف گسترده ای از عواطف ناخوشایند و دیسفوریک رنج می برند که شامل افسردگی، غمگینی، خشم، اضطراب و پانیک، احساس درماندگی و ناامیدی و بی ارزشی، احساس تهی بودن و تنهایی می شود ( زانارینی، 2005). یکی از وجوه اساسی افتراق بین بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی از سایر گروه ها، مربوط به تعدد تجربه احساسات مختلف همزمان باهمدیگر و همچنین درد و رنج ناشی از شدت آنهاست. یکی از تبیین ها برای علت چنین تجربه عاطفی، مربوط به تجربیات ناخوشایند دوران کودکی به ویژه تجربه فقدان، غفلت یا سواستفاده می باشد. یکی دیگر از دلایل مربوط به این حالات منفی، مربوط به بدکارکردی های زیست شناختی است.
مبتلایان به این اختلال اساسا افرادی بشدت هیجانی هستند؛ بدین معناکه شدت احساسات آنها به سرعت در حال تغییر است. در همین راستا، تحقیقات نشان داده اند که شدت عواطف آنها به حدی می رسد که باعث می شود قضاوت های آنها دچار اختلال شده و می تواند رفتارهای تکانشگری را ایجاد نمایند که مستقیم یا غیر مستقیم منجر به خودتخریبی شوند.

2-6-2 علائم شناختی
مبتلایان به این اختلال از برخی از نشانه های شناختی از جمله مشکلات سایکوتیک (مانند باورهایی در مورد بی ارزش بودن، تجربه مسخ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت مرزی، تنظیم هیجان، اختلالات شخصیت Next Entries منابع پایان نامه با موضوع افراد مبتلا، اختلال شخصیت، سوء مصرف مواد، مصرف مواد