منابع پایان نامه با موضوع احساس محرومیت، مرگ و زندگی، رضایت خواهی

دانلود پایان نامه ارشد

باشیم.(کمیته ترجمه،1385).
در قدم چهارم به مرور با خود آشنا می شویم، ضعف هایی چون گناه، خجالت، پشیمانی، افسوس به حال خود، رنجش، خشم، افسردگی، احساس محرومیت، سردرگمی، تنهایی، تشویش، خیانت، ناامیدی، شکست، ترس و انکار بر روی کاغذ می آوریم.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
از چیزهایی که در حال حاضر آزارمان می دهند نیز می نویسیم. ما افکاری منفی گرایانه داریم و به کمک نوشتن، این امکان را به خود می دهیم که با دید مثبت تری به اتفاقات نگاه کنیم.
طریقه نوشتن تراز نامه این است که آن را بنویسیم! بافکر کردن، حرف زدن و فرض کردن، تراز نامه نوشته نمی شود. ما دفتر به دست، در گوشه ای می نشینیم و پس از طلب راهنمایی از خداوند، قلم را برمی داریم و شروع می کنیم. هر چیزی که به ذهن مان برسد قابل نوشتن است. وقتی که متوجه شویم چیزی از دست نمی دهیم، بلکه منفعت زیادی هم می بریم، این قدم را شروع کرده ایم.(همان منبع).
طبق یک قاعده کلی، هرچند که می توانیم خیلی کم بنویسیم، اما هر چقدر هم که بنویسیم، هرگز زیاد نیست و فراخور حال شخص است. ممکن است این کار مشکل و دردآور و یا حتی غیر ممکن به نظر برسد. ممکن است از این بترسیم که در تماس بودن با احساساتمان، باعث بروز عکس العمل های زنجیره ای، از درد و وحشت غیر قابل تحمل شود. ممکن است که به خاطر ترس از شکست، از نوشتن تراز نامه خودداری کنیم. وقتی ما به احساسات خود بی توجهی می کنیم، فشار از حد تحمل خارج شده و ترس از فنا آن قدر زیاد می شود که بر ترس از شکست غبله می کند.( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).

قدم پنجم
” ما چگونگی دقیق خطاهای مان را به خداوند، به خود و به یک انسان دیگر اقرار کردیم.”
قدم پنجم، کلید آزادی استو به ما اجازه می دهد که در زمان حال و پاک زندگی کنیم. در میان گذاشتن و چگونگی دقیق خطاهای مان به ما آزدی زندگی می دهد.بعد از برداشتن یک قدم چهارم دقیق، با محتوای تراز نامه خود روبرو می شویم. به ما گفته اند که اگر بخواهیم این نقص ها را مخفی کنیم، ما دوباره به مصرف خواهند کشاند. رها نکردن گذشته، از زندگی بیزارمان می کند و نمی گذارد نقش خود را در مسیر زندگی نازه مان ایفا کنیم. در صورتی که ما در برداشتن قدم پنجم صادق نباشیم، همان نتایجی را که از ناصادقی های گذشته خود گرفته ایم، دوباره خواهیم گرفت.(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
قدم پنجم پیشنهاد می کند که به چگونگی خطاهای خود در برابر خداوند، خود و یک انسان دیگر اقرار کنیم. ما به خطاهای خود توجه کرده و پس از بررسی الگوهای رفتاری خود، شروع به دیدن زوایای تاریک بیماری خود کرده ایم. حال در نشستی، تراز نامه خود را با صدای بلند، با یک نفر دیگر در میان میگذاریم.
نیروی برتر ما، در قدم پنجم، هماه ما خواهد بود. ما کمک لازم را دریافت کرده و آزادی رویارویی با خود و یک انسان دیگر را خواهیم داشت. برای ما اقرار به چگونگی دقیق خطاهای مان نزد نیروی برتر مان، ضروری به نظر نمی رسید و دلیل می آوردیم که (( خدا همه چیز را خودش می داند)). با آن که او همه چیز را می داند، اما اقرار باید از زبان خود ما باشد، تا مؤثر واقع شود. قدم پنجم فقط باز خوانی قدم چهارم نیست.(همان منبع).
ما سالها از توجه به چهره واقعی خود اجتناب می کردیم. از خودمان خجالت می کشیدیم و خود را از بقیه دنیا جدا می دانستیم. اکنون که قسمت شرم آور زندگی خود را به بند کشیده ایم، می توانیم با اقرار و روبرو شدن با آن، زندگی خودمان را از لوث وجودش پاک کنیم. غم انگیز است اگر تمام آنها را بنویسیم و بعد به داخل کشوی میزی بیندازیم. این نقص ها، در تاریکی رشد می کنند و در پرتو نور می میرند (همان منبع).
قبل از پیوستن به معتادان گمنام، احساس می کردیم هیچ کس نمی تواند کارهایی کا ما انجام داده بودیم را، درک کند. می ترسیدیم که اگر باطن خود را آشکار کنیم، طرد شویم. اکثر معتادان از این مسئله رنج می برند. ما متوجه شده ایم که این احساس، واقع بینانه نبوده و اعضای انجمن، ما را به خوبی درک می کنند ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما باید کسی را که قرار است قدم پنجم مان را بشنود به دقت انتخاب کنیم، باید مطمئن باشیم که از جریان کار اطلاع دارد و می داند که چرا آن را انجام می دهیم. با آن که شرط مشکلی برای انتخاب شخص مورد نظر وجود ندارد، اما اعتماد به او بسیار مهم است. تنها چیزی که ما را حاضر به برداشتن جدی این قدم می کند، اطمینان کامل به درستی و معتمد بودن اوست. بعضی از ما قدم پنج را با یک شخص کاملا غریبه بر می داریم.در حالی که برخی دیگر انتخاب یکی از اعضای انجمن معتادان گمنام را ترجیح می دهیم. ما میدانیم که یک معتاد دیگر، کمتر ممکن است در مورد ما با تعبیر نادرست، یا کم لطفی قضاوت کند. وقتی انتخاب خود را کردیم و با شخص مورد نظر تنها شدیم، با تشویق او شروع می کنیم و از آن جا که مسئله مرگ و زندگی در بین است، بنابراین می خواهیم قاطع، صادق و دقیق باشیم (همان منبع).
بعضی از ما سعی کردیم قسمتی از گذشته خود را مخفی کنیم. فکر کردیم می توانیم راه ساده تری برای رویارویی با احساسات درونی خود پیدا کنیم. ممکن است فکر کنیم که نوشتن در مورد گذشته کافی است، اما، نمی توانیم بهای این اشتباه را بپردازیم. این قدم، از اعمال و انگیزه های ما پرده برداری می کند. نمی توانیم انتظار داشته باشیم که این چیزها خود به خود برملا شوند. سرانجام از خجالت گذشته بیرون می آییم و می توانیم در آینده از احساس گناه اجتناب کنیم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما طفره نمی رویم و کار امروز را به فردا نمی اندازیم. باید قاطع باشیم و واقعیت را تمام و کمال در اسرع وقت و به سادگی بیان کنیم. خطری که همیشه وجود دارد این است که در مورد خطاهای مان اغراق کنیم. به همان نسبت اگر نقش خود را موجه یا کم اهمیت جلوه دهیم، باز هم به استقبال خطر رفته ایم. به هر حال ما هنوز می خواهیم خودمان را خوب جلوه دهیم (همان منبع).
قدم ششم
” ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برا طرف کند. “
چه لزومی دارد چیزی را که آمادگی اش را نداریم بی جهت طلب کنیم؟ این کار معنایش دنبال درد سر رفتن است. بارها اتفاق افتاده است معتادان به دنبال اجرت کاری بوده اند که زحمتش را نکشیده اند. چیزی که ما در قدم ششم برایش تلاش می کنیم، تمایل است. درجه خلوص ما در به کارگیری این قدم، رابطه مستقیمی با تمایل ما برای تغییر دارد ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
آیا واقعا می خواهیم که از رنجش ها، ترس و خشم خود خلاص شویم؟ بسیاری از ما به ترس ها، تردیدها، افسوس ها، و نفرت های خود می چسپیم، زیرا در دردهای آشنا، امنیت منحرفی وجود دارد. این طور به نظر می رسد که نگه داشتن هر چیز آشنایی، مطمئن تر از، از دست دادن آن، به خاطر چیزهای ناشناخته است.
رها کردن نواقص شخصیتی، باید با قاطعیت انجام شود. تسلطی که آنها روی ما دارند ما را تضعیف می کند و باعث زجرمان می شود. اگر قبلا مغرور بوده ایم، اکنون متوجه می شویم که دیگر نمی توانیم – بدون تاوان – متکبر باشیم. ما اگر فروتن نباشیم، خوار و خفیف می شویم. اگر طمع کار باشیم، هرگز روی رضایت را نمی بینیم. قبل از برداشتن قدم های چهارم و پنجم ما می توانستیم در ترس، خشم، نادرستی و افسوس افراط کنیم، اکنون افراط در نواقص شخصیتی، تفکر منطقی ما را تیره و تار می کند. خودخواهی، به زنجیر غیر قابل تحمل و خفه کننده ای تبدیل می شود و ما را به عادت های بد گذشته متصل می کند. نواقص مان تمام وقت و انرژی مان را به هدر می دهند.(همان منبع).
ما ترازنامه قدم چهارم خود را بررسی می کنیم و به تأثیری که این نواقص در زندگی ما می گذارند خوب توجه می کنیم. به مرور خواهش آزادی از این نقص ها در ما پدید می آید. ما دعا می کنیم و یا به عبارت دیگر تمایل، آمادگی و توانایی آن را پیدا می کنیم که بگذاریم خداوند این نقص های مخرب را برطرف کند. اگر قرار است پاک بمانیم، لازم است تغییر شخصیت دهیم. ما، می خواهیم که تغییر کنیم.
می باید در رابطه با نقص های قدیمی خود، روشن بین باشیم، با آن که ما از وجود نقص های خود اطلاع داریم، اما هنوز همان اشتباهات گذشته را تکرار می کنیم و نمی توانیم از عادات بد خود دست برداریم. برای رسیدن به زندگی مورد علاقه مان، دست به دامان انجمن می شویم. از دوستان مان می پرسیم: (( آیا شما دست از کارهایی که می کردید برداشته اید؟ )). تقریبا بدون استثناء جواب این است که: بله به بهترین وجهی که می توانستیم. وقتی ما چگونگی نواقص خود را در زندگی می بینیم و آن ها را می پذیریم، آن وقت می توانیم از آنها دست برداریم و به زندگی تازه خود بپردازیم. وقتی می بینیم که جای تکرار اشتباهات گذشته، اشتباهات جدیدی در زندگی خود می کنیم متوجه می شویم که در حال رشدیم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
در موقع به کارگیری قدم ششم، باید این مطلب مهم را به خاطر داشته باشیم که ما انسان هستیم و نباید توقعات بی جا از خود داشته باشیم. قدم ششم، قدم تمایل است. اصل روحانی این قدم، تمایل می باشد. قدم ششم به ما کمک می کند که در مسیر روحانی به حرکت درآییم، اما ما انسان هستیم و گاه از مسیر خود منحرف خواهیم شد.(همان منبع).

قدم هفتم
” ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.”
نواقص شخصیتی و یا کمبودهای اخلاقی، همان عواملی هستند که در تمام دوران زندگی باعث درد و بدبختی ما شده اند. اگر آن ها عوامل خوشحالی و سلامت ما بودند، این گونه کارمان به جای باریک کشیده نمی شد. ما می بایست حاضر می شدیم بگذاریم خداوند، بدان گونه که او را درک می کردیم، این نواقص را برطرف کند.
وقتی تصمیم گرفته باشیم که بگذاریم خداوند ما را از عوامل بی فایده و نابود کننده شخصیت مان خلاص کند، به قدم هفتم رسیده ایم. ما به تنهایی نمی توانستیم از عهده پستی و بلندیهای زندگی برآییم، اما این مطلب را وقتی متوجه شدیم که زندگی خود را واقعاً به تباهی کشیده بودیم. اقرار به این واقعیت، باعث شد که ما تا حدودی با فروتنی آشنا شویم. این، خمیره اصلی قدم هفتم است. فروتنی، ارمغان پیدایش ثداقت با خویشتن است. ما از قدم اول شروع به تمرین صداقت کرده ایم. ما اعتیاد و عجز خود را پذیرفتیم. یک نیروی برتر از خود پیدا کردیم و فهمیدیم که واقعا چه کسی هستیم. فروتنی واقعی این است که خود را بپذیریم و صادقانه کوشش کنیم که خود باشیم. هیچ یک از ما به طور کامل خوب و یا بد نیست. ما مردمانی هستیم که هم محسنات و هم معایبی داریم. مهم تر این است که ما انسان هستیم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
فروتنی، همان قدر قدر برای پاک ماندن لازم است که نان و آب، برای زنده ماندن. بر اثر پیشرفت اعتیاد، ما سعی داریم خود را صرف ارضای نیازهای مادی می کردیم و نیازهای دیگر برای مان مطرح نبود. ما همیشه فقط در فکر برآوردن امیال ابتدای خود بودیم.
قدم هفتم، یک قدم عملی است و اکنون وقت آن است که از خداوند طلب کمک و رهایی کنیم. باید توجه داشته باشیم که تنها راه موجود، استفاده از فکر خودمان نیست و دیگران می توانند ما را راهنمایی کنند. وقتی کسی درباره کمبودهای ما حرفی بزند، ممکن است در وهله اول حالت دفاعی به خود بگیریم. اما باید به خاطر داشته باشیم که ما کامل نیستیم و همیشه جای رشد داریم. ما اگر واقعاً طالب آزادی هستیم باید بخاطر داشته باشیم به نکاتی که اعضای معتاد، عنوان می کنند خوب توجه کنیم. درصورتی که کمبود هایی که کشف می کنیم واقعی باشند و شانس رفع شر آن ها را داشته باشیم، مطمئناً از خود احساس رضایت خواهیم کرد.در اجرای این قدم، بعضی ها مایلند که به زانو بیفتند، بعضی بسیار ساکتند و برخی با احساسات پر شورشان تمایل شدید خود را نشان می دهند. واژه فروتنی در قدم هفتم به این خاطر آمده است که ما با نیروی برتر از خود تماس می گیریم تا از او تقاضا کنیم ما را از محدودیت های روال قبلی زندگی آزاد کند. بسیاری از ما آماده ایم که این قدم را بی قید و شرط و به صرف ایمان به کار گیریم، زیرا از کارهایی که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع مصرف مواد، مواد مخدر، ناخودآگاه Next Entries منابع پایان نامه با موضوع جبران خسارت، سلسله مراتب، آسیب پذیری