منابع پایان نامه با موضوع احساس حقارت، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

کودکان از نمادها (تصور و زبان) استفاده ميکنند تا محيط پيرامون خود را درک کنند يا بفهمند. آنها به اشخاص، اشياء و امور بر اساس ظاهر آنها پاسخ ميدهند و تفکر آنها خود مرکز بين است، يعني اينگونه تصور ميکنند که ديگران نيز دنيا را مانند آنها ميبينند.
3- 7 تا 11 سالگي
عمليات عيني
کودکان عمليات شناختي را کسب ميکنند و آن را در رفتارهاي خود نشان ميدهند. آنها به اين توانايي شناختي نايل ميشوند که اشياء علي رغم تغييرات ظاهري که ممکن است پيدا کنند، همان اشياء هستند. تفکر منطقي در کودکان پايهريزي ميشود.
4- 11 سالگي به بعد
عمليات ذهني (صوري)
عمليات شناختي در اين دوره (نوجوان) دوباره سازماندهي ميشود به طوري که به نوجوانان امکان ميهد که بر روي عمليات شناختي خود فکر کنند (دربارهي تفکر خود تفکر کنند) در اين مرحله، تفکر انتزاعي ميشود.

2-2- جدول اريکسون 2
سن تقريبي
مرحله يا بحران رواني – اجتماعي
حوادث مهم و تأثيرات اجتماعي

تولد تا 1 سالگي

اعتماد در مقابل بي اعتمادي
نوزادان ياد ميگيرند که براي ارضاي نيازهاي اساسي خود بايد به مراقبتهاي خود اعتماد کنند. بنابراين، اگر مراقبين کودک از اين کار سرباز بزنند و يا کوتاهي کنند دنيا در نظر کودک خطرناک ميشود و آدمها نيز در نظر او غير قابل اعتماد ميشوند. در اين دوره مادر به عنوان يک عامل اجتماعي نقش مهمي دارد

1 تا 3 سالگي

استقلال در مقابل شرم و ترديد
کودکان ياد ميگيرند که بايد مستقل باشند، خودشان غذا بخورند و لباس بپوشند و بهداشت فرديشان را به عهده داشته باشند. شکست در انجام اين فعاليتها و عدم دستيابي به استقلال باعث ميشود که کودک نسبت به تواناييهاي خودش ترديد و احساس شرمندگي کند. والدين در اين دوره عامل اجتماعي مهمي ميباشند.

3 تا 6 سالگي

ابتکار در مقابل احساس گناه
کودکان تلاش ميکنند تا مانند بزرگترها عمل کنند و سعي ميکنند که مسئوليتهايي را، فراتر از ظرفيت و عقل خود و فعاليتها و هدفهاي آنها. در اين مرحله غالباً کودکان با والدين و ساير اعضاي خانواده در تعارض بوده و اين تعارضها در آنها احساس گناه به وجود ميآورد. در اين جا بايد راه حل مسالمت آميز و متعادلي برا کودکان به وجود آيد. به اين معني که بايد احساس کنند خودشان ابتکار عمل دارند و ميتوانند بر مشکل خود غلبه کنند. در عين حال بايد بدانند که نبايد به حقوق و امتيازات و اهداف ديگران تجاوز کنند. خانواده در اين دوره عامل اجتماعي اصلي است.

6 تا 12 سالگي

مهارت و کارآيي در مقابل احساس حقارت
کودک در اين دوره بايد از مهارتهاي تحصيلي و اجتماعي برخوردار شود. او در اين دوره خود را با همسالانش مقايسه ميکند و اگر ببيند به اندازهي کافي در کسب اين مهارتها موفق بوده، از اعتماد به نفس و اطمينان به خود برخوردار خواهند شد. در غير اين صورت احساس حقارت خواهد کرد. معلمان و همسالان از عناصر و عوامل اجتماعي مهم در اين دورهاند.

2-3- جدول اريکسون 3
سن تقريبي
مرحله يا بحران رواني – اجتماعي
حوادث مهم و تأثيرات اجتماعي

12 تا 20 سالگي

هويت در مقابل بي هويتي
اين دوره، دورهي گذر از کودکي به بلوغ است و براي نوجوانان اين سئوال مهم مطرح ميشود که “من کيستم؟” آنها به دنبال هويّت شغلي و اجتماعي خود هستند، از اين رو، در ايفاي نقش به عنوان يک بزرگسال در گيجي و ابهام به سر ميبرند. در اين دوره همسالان از عوامل اجتماعي مهم هستند.

20 تا 40 سالگي

صميميت در مقابل تنهايي
تکليف اساسي در اين دوره شکلدهي روابط دوستي عميق و عشق و همدردي با شخص يا اشخاص ديگر است که به آن “هويت اشتراکي” نيز ميگويند. عدم موفقيت در ايجاد اين روابط موجب “احساس تنهايي” در فرد ميشود. عوامل اجتماعي مهم در اين دوه همسر و دوستان ميباشند.

40 تا 65 سالگي

تولد و بارآوري در مقابل رکود و
بي حاصلي
در اين مرحله بزرگسالان، هم در محيط کار و هم در محيط خانواده، نقش مولد و فعالي را ايفا ميکنند و در جست و جوي ارضاي نيازهاي افراد جوانتر از خود هستند. استانداردهاي توليد و بارآوري در هر فرهنگي به طور جداگانه تعريف ميشود. کساني که قادر به انجام اين تکاليف نيستند، با اين مسئوليتها به آنها داده نميشود و يا خود از ان سرباز ميزنند، افراد خودمحوري ميشوند که در آنها احساس رکود و بيحاصلگي به وجود ميآيد. در اين دوره همسر، فرزندان، همکاران و نرمهاي فرهنگي از عوامل اجتماعي مهم هستند.

65 سالگي به بالا
(سنين پيري)

يک پارچگي و وحدت در مقابل نا اميدي و سرخوردگي
پيران در اين مرحله به گذشته خود نگاه ميکنند؛ زندگي گذشته يا به عنوان زندگي با معني، مولد و شاد نگريسته ميشود و يا به عنوان زندگي سرشار از نا اميدي، قولها و اهداف انجام نيافته، تجربهي زندگي، شخصي و اجتماعي محصول و نتيجهي اين آخرين بحران و نيز آخرين مرحلهي زندگي را تعيين ميکنند.
(کرمي نوري، 82، 40)
2-9. رشد رواني – اجتماعي
تغييرات جسماني دورهي نوجواني سبب ميشود بدن از حالت دورهي کودکي خارج شده و تدريجاً به بدن بزرگسال تبديل شود. رشد شناختي نوجوان او را قادر ميسازد که به تفکر عيني و تجربي غلبه يابد و واجد تفکر فرضيه سازي و استدلال قياسي شود. ولي رشد رواني – اجتماعي به استقلال از والدين، صميميت با دوستان، تعهدات نسبت با جامعه و فهم جديدي از خود مربوط است و بدين ترتيب پايگاه اجتماعي را در ميان بزرگسالان براي نوجوانان فراهم ميکند. مهمترين ويژگي رشد رواني – اجتماعي در دورهي نوجواني دسترسي به تعريفي از خود و دستيابي به هويت است که پاسخي به سوال مهم “من کيستم” ميباشد.
تعريف خود: در ارتباط با تمام تحولات جسماني، شناختي و اجتماعي، آنچه از اهميت بسزايي در دوره نوجواني برخوردار است “خود” ميباشد. نوجوان نيازمند به آن است که شخصيت يک پارچهاش را در رابطه با تغييرات مختلفي که در او اتفاق افتاده است و در رابطه با تفاوتهايي که با دوران کودکي پيدا کرده است و در ارتباط با دنياي بزرگسالان بنا سازد تا مجموعهي هيجانات، تفکرات و رفتار او را با ديگران سازگار سازد.
در فرآيند تلاش براي يافتن “خود حقيقي”، نوجوان ممکن است “خود” هاي متعددي را تجربه کند. به اين معني که در مجموعهها و گروههاي مختلف خودهاي متفاوتي ميتواند براي نوجوان وجود داشته باشد. از اين رو نوجوان به اين تشخيص ميرسد که بايد در شرايط و موقعيتهاي گوناگون حتي با هم متضاد باشند: مانند محافظهکاري، جسارت، همکاري، مخالفت، دوستي هاي صميمي، غيردوستانه و نامهربان. پي آمد اين وضع ممکن است اين باشد که نوجوان به طور دايم اين سئوال را از خود داشته باشد که من، واقعاً کدام يک از اين “خود” ها هستم.
گاهي ممکن است نوجوان از “خود کاذب” استفاده ميکند، يعني به گونهاي رفتار کند که با احساس با افکار او همخواني نداشته باشد. استفاده از خود کاذب ئر نوجوان به دلايل مختلفي ميتواند صورت گيرد: 1) اين که “خود واقعي” او مورد قبول ديگران نباشد، 2) اين که رضايت و خوشنودي ديگران ا به دست آورد، 3) اين که خودهاي مختلف را مورد آزمايش و تجربه قرار ميدهد تا خود واقعي و مناسبي را براي خود پيدا کند. در حالي که موارد اول و دوم راهحل نهايي و مناسبي براي تعريف “خود” نيستند، راهحل سوم از دو راهحل ديگر مناسبتر به نظر ميآيد و در جست و جوي نوجوان به هويت خويش او را کمک ميکند.
در تلاش براي کسب هويت و تعريف خود، نوجوانان خودشان را از طريق رقابتهاي آموزشگاهي، مهارتهاي شغلي، تواناييهاي ورزشي، حالات عاطفي و هيجاني و شاعرانه و رفتار اخلاقي و اجتماعي از ديگران متمايز ميسازند. آنها همچنين دربارهي انتخابهاي شغلي، تحصيلي، مسائل سياسي و مذهبي و ارزشهاي اخلاقي فکر ميکنند.تکليف مشخص نوجوان در اين دوره آن است که به تعريفي از “خود”دست يابد که منحصر به فرد که مجزاي از ديگران باشد و سازگاري شخصي و اجتماعي را براي او فراهم کند.تعيين هويت مناسب و تعريف خود در دورهي نوجواني بدان معنا نيست که نوجوان به طور دربست خواستهها و تمايلات بزرگسالان را اجرا کند و يا برعکس با آنها به مخالفت بپردازد، بلکه مهم آن است که در ميان اين انتظارات و توقعات به انتخاب آگاهانه و خردمندانه دست بزند و خودي را انتخاب کند که با تواناييها و انتظارات واقعي او سازگاري داشته باشد.تلاش نوجوان براي تعريف خود و کسب هويت ضروري است و خونسردي و بيتفاوتي در اين امر او را با مشکلاتي در زندگي اجتماعي آينده روبهرو ميسازد.
نوجواناني که در پايان اين دوره به تعريف خود و هويت واقعي خود دسترسي پيدا کردهاند، افرادي هدفمند و با هويت مثبت در زندگي خواهند بود. آنها داراي اضطراب متوسط، احساس عشق به والدين و خمايت از آنها، عزت نفس، هويت اخلاقي قوي، پيشداوري و تعصب کم، استدلال اخلاقي مافوق قراردادي بوده، همچنين خود کنترل،متفکر، تحصيل کرده و صميمي، با ديگران ميباشند.در مقابل، کساني که در پايان دورهي نوجواني به تعريف خود مناسب و هويت واقعي خود دست نيافتهاند افرادي بي هدف و با هويت منفي خواهند بود.اين افراد داراي اضطراب زياد، احساس کنارهگيري يا جدايي از والدين، حقارت نفس، پيشداوري و تعصب زياد هستند. استدلال اخلاقي آنها پيشقراردادي يا قراردادي است.وابسته به ديگران هستند، مسائل را ساده ميانگارند، در تحصيلات ناموفقند و بالاخره داراي ارتباط گوشهگيرانه يا کليشهاي با ديگران ميباشند.

2-10. ويژگيهاي عاطفي، شناختي، حرکتي کودکان 11-6 ساله
مقطع ابتدايي به حق از حساس ترين مقاطع تحصيلي است. کار کردن با دانش آموزان در اين مقطع نياز به تبحر خاصي دارد. دانش آموزان مقطع ابتدايي در فاصله سني 11-6 سالگي هستند. معلم براي کار در اين مقطع نياز به آشنايي با ويژگي هاي اين کودکان دارد. هر چند آشنايي همکاران با اين ويژگي ها در سطح بالايي است، اما به منظور آشنايي بيش از پيش ويژگي هاي کودکان 11-6 ساله ارائه مي گردد.
کودکان در سنين 11-6 سالگي داراي ويژگيهاي خاص فکري، روحي،رواني،جسمي و عاطفي هستند .آگاهي از اين ويژگيها براي هر نوع مطالعه اي در اين زمينه الزامي است. اينک به بيان اين خصوصيات عاطفي و روانشناختي دانش آموزان سنين 11-6 ساله مي پردازيم.
کودکان ابتداي اين دوره را با ورود به دبستان آغاز مي کنند. در انتهاي اين دوره نيز تغييرات مهم رواني و جسماني روي مي دهد که نگرش ها، ارزشها و رفتار کودک را به نحوي تحت تأثير قرار مي دهد. اين دوره يک مرحله حساس و مهم براي ميل به فعاليت و پيشرفت در فرد است، يعني در اين دوره عادت به کم کاري و يا پر کاري و يا کار متناسب در فرد به وجود مي آيد و در طول زندگي بزرگسالي نيز پابرجا مي ماند. اين دوره سن گرايش به گروه است به همين جهت روانشناسان اين دوره را سن همانند سازي نامگذاري کرده اند. همچنين اين دوره را سن خلاقيت نامگذاري کرده اند، هرچند شالوده خلاقيت در سنين پايين تر شکل مي گيرد اما استفاده از آن در فعاليت هاي ابتکاري در اين سنين به وجود مي آيد.از طرفي اين دوره سن بازي نامگذاري شده است. بازي ها در اين دوره بسيار گوناگون و متنوعند. بازي هاي اين دوره خصوصيات بازيهاي دوره هاي قبل و بعد را توأمان دارند(سيف و ديگران1383، صص283-281). در اين دوره ويژگي هاي عاطفي و شناختي و شناخت اين ويژگيها بسيار اهميت دارد. شناخت اين ويژگيها به ويژه در سنين دبستان داراي اهميتي مضاعف است. رفتارهاي ورودي شناختي حدود نصف واريانس پيشرفت تحصيلي را توجيه مي کنند. اين امر در مورد رفتارهاي ورودي عاطفي 25 درصد واريانس پيشرفت تحصيلي است که روي هم رفته حدود75 درصد واريانس پيشرفت تحصيلي را توجيه مي کنند (سيف1386، صص145-137). همچنين آگاهي از ويژ گي هاي حرکتي کودکان ما را در برخورد و راهنمايي بيشتر اين عزيزان در دروس مختلف ياري خواهد کرد.

2-10-1. ويژگيهاي عاطفي کودکان11-6 ساله
کودک همچنان

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، آداب و رسوم Next Entries منابع پایان نامه با موضوع کنترل عواطف، محل سکونت