منابع پایان نامه با موضوع آموزش مادام العمر

دانلود پایان نامه ارشد

تمايلات مرتبط با يادگيري است. موسسات آموزشي بايد به شيوه اي سازماندهي شوند تا يادگيرندگان مهارت هاي اجتماعي، مهارت هاي يادگيري، مهارت هاي زندگي و مهارت هاي به چنگ آوري فرصت هاي يادگيري را كسب نمايند و توانمندي سواد كامپيوتري در تلفيق با نيازهاي جامعه اطلاعاتي را به دست آورند. به عبارتي، براي دستيابي به اين مهارت ها بايد برنامه درسي مبتني بر مهارت و برنامه هاي آموزشي حمايتي همانند استفاده از نرم افزارهاي آموزشي و شبكه هاي ملي و بين المللي فراهم شود تا يادگيرندگان مادام العمر پرورش يابند.
هدف مهم از رويكرد يادگيري مادام العمر در محيط ها و موسسات آموزشي و دانشگاهي، كاهش شكاف بين يادگيري رسمي (يادگيري مدرسه و دانشگاه) و يادگيري در محيط كار است. براي اين منظور بايد به 2 سوال كدام” كدام مهارت هاي پايه در دنيايي كه اطلاعات و مهارت هاي حرفه اي با گذشت يك دهه منسوخ مي شود، مورد نياز هستند؟” ” و چه تغييري در مدارس و دانشگاه ها داده شود تا ياد گيرندگان براي عمل در محيط هايي كه نيازمند مشاركت، خلاقيت، طرح مسايل و دانش توزيع شده است، آماده شوند؟” پاسخ داده شود.
يادگيري رسمي نقش محوري در چارچوب نظري يادگيري مادام العمر ايفا مي نمايد. تمايلات و گرايشات به سمت يادگيري مادام العمر در ابتداي كودكي آغاز مي شود و مي تواند از طريق فرايندهاي رسمي تحصيل، ‌افزايش يابد يا بازداري شود. اگر چه عبارت يادگيري مادام العمر، به شكل برجسته اي در خيلي از منشورها و بيانيه هاي ملي مشخص مي شود، اما ارتباطات كمي بين عملكرد رايج در آموزش رسمي و درك راهبردها و عوامل پيشبرنده يادگيري مادام العمر وجود دارد. خيلي ها بر اين باورند كه ضعف شديدي در سيستم آموزشي براي ايجاد ارتباط و توانايي مشاركت در آموزش مادام العمر وجود دارد. آموزش بايد مجذوب يادگيري مادام العمر باشد، اما اين موضوع ضمانت كافي نمي دهد كه افراد ظرفيت و اشتياق دنبال كردن يادگيري را از اين طريق توسعه دهند.
منحصر به فرد سازي، انعطاف پذيري و تمركز بر ياد گيرندگان و يادگيري ( به جاي تمركز بر مربيان و تدريس ) ، ايجاد محيط هاي يادگيري قوي كه در آن دانشجويان كاشف و سازندگان دانش هستند از مهمترين نگرش ها در پاراديم يادگيري مادام العمر در آموزش عالي است
آموزش عالي بايد هوشيار به اين واقعيت باشد كه يادگيري مادام العمر براي هر كشوري براي رسيدن به سطح لازم از پايداري، داشتن اقتصاد سالم بومي، توسعه اجتماعي، خلاقيت فرهنگي توسط دانش بهتر، درك ميراث فرهنگي، دستيابي به استانداردهاي زندگي عالي، توازن داخلي و بين المللي، صلح بر اساس انديشه هاي بشري، دموكراسي، تحمل و احترام دوطرفه لازم است.
آموزش عالي طي دهه هاي اخير با مزيت قابل توجه وجود انديشمندان و دسترسي به تجهيزات پيشرفته براي تجربه، تدريس و يادگيري، برتري خود را حفظ نموده و همان طور كه كناپر و كروپلي بيان مي نمايند، دانشگاه و آموزش عالي به دليل نقش مهم در كمك به تشكيل سيستم يادگيري مادام العمر، نيازمند توجه و رسيدگي شايسته اي هستند؛ اين امر ناشي از آن است كه دانشگاه ها، ارزش ها و شيوه هاي عمل را در بسياري از ابعاد جامعه تحت تأثير قرار مي دهند. از جمله اين تأثيرات آن است كه از سويي جوامع به طور فزاينده مبتني بر دانش شده اند و از سوي ديگر، دانش موضوع اصلي دانشگاه هاست.
دانشگاه ها مي توانند و بايد عرصه بزرگي براي يادگيري مادام العمر فراهم كنند. با توجه به اين ويژگي، اكثر انديشمندان و دست اندركاران آموزش عالي تشكيل سيستم يادگيري مادام العمر را پيشنهاد نموده و آن را به صورت سيستم يادگيري كل گرايي تعريف مي كنند كه به آموزش رسمي مانند آموزش عمومي و آموزش عالي محدود نمي شود. بلكه شامل آموزش بزرگسالان، آموزش جمعي و يادگيري در محل كار نيز مي شود. همچنين شامل فرصت هايي براي دسترسي به يادگيري در ساير محيط هايي مانند رسانه ها، كتابخانه ها، گروه هاي اجتماعي و مذهبي و پايگاه داده هاي الكترونيكي است كه به طور متداول محل يادگيري تلقي نمي شوند. اين موسسات، نه تنها مي توانند انتقال دهنده دانش باشند بلكه مي توانند دانش جديدي توليد كنند و نخبگان جامعه را برانگيزانند تا به ارايه انديشه هاي آگاهانه بپردازند. همچنين، دانشگاه ها مي توانند از طريق ارايه دوره ها و آموزش هاي متنوع، ايجاد كرسي هاي استادي بين المللي و تبادل استاد و دانشجو ميان كشورها، اطمينان دهند كه بهترين آموزش به طور گسترده اي در دسترس همگان قرار گيرد. علاوه بر اين، دانشگاه ها وظيفه مهمي در تربيت مدرسان بر عهده دارند و اساتيد دانشگاه ها مي توانند نقش مهمي در بكارگيري استراتژي هاي تدريسي كه براي يادگيري در طول زندگي لازم است، ايفا كنند. در نتيجه، مي توان گفت كه تجارب يادگيرندگان در آموزش عالي، پيامدهايي براي ياد دهي / يادگيري در تمام سطوح نظام آموزشي به دنبال دارد.
چالش مهم در اين زمينه، قطع ارتباط بين موسسات پژوهشي و آموزش عالي با فارغ التحصيلان است. بنابراين دانشگاه ها براي آن كه بتوانند نقش فعال و موثري در زمينه يادگيري مادام العمر ايفا نمايند، بايد در ايجاد ارتباط با فارغ التحصيلان خود موفق باشند و اين امر، بايد هدف طرح يادگيري مادام العمر موسسات آموزش عالي و دانشگاه باشد.
يونسكو، مجموعه ويژگي هاي 1- پوشش چارچوب فرهنگي / اجتماعي، مالي و تنظيمي؛ مشاركت و ارتباطات راهبردي؛ 3- پژوهش؛ 4- فرايندهاي تدريس و يادگيري؛‌ 5- سياست هاي مديريتي و مكانيزم ها؛ و 6- نظام هاي حمايت دانشجو و منابع را براي توسعه موسسه يادگيري مادام العمر در آموزش عالي تعيين كرده است.
بسط و توسعه يادگيري، فرصت هاي زيادي را براي ارزيابي دوباره باورها، ارزش ها، نگرش ها و تمرينات حرفه اي و آكادميك فراهم مي آورد كه در موسسات آموزش عالي به شكل سنتي ظاهر شده است. يادگيري مادام العمر به چنين موسساتي فرصتي براي مشاركت گسترده در آموزش عالي، متنوع كردن برنامه درسي، القاي عنصر پرسشگري نقادانه به فرآيندهاي آموزشي، ارزيابي مجدد نظام هاي تدريس، سنجش و شناخت يادگيري مي بخشد.
يادگيري مادام العمر مي تواند به عنوان مجموعه اي از اصول راهنما براي توسعه به جاي مسأله اي اضافي براي موسسات آموزش عالي ارايه شود. براي ايجاد و توسعه يادگيري مادام العمر در آموزش عالي، موسسات نيازمند توسعه آگاهي نظام مند و تحليل ارتباطات داخلي بين سطوح گوناگون سازمان هاي خود، محيط هايي كه در موسسات آموزش عالي عمل مي نمايند، زمينه هاي ساختاري و سازماني آنها و درك چگونگي وابستگي اين عوامل با تعاملات شناختي و عاطفي يادگيري هستند. يادگيري مادام العمر توسط موسسات بين المللي مختلفي با رويكرد و فلسفه آموزش از گهواره تا گور دنبال مي شود و تعقيب كننده اهداف عمومي مانند عمومي سازي آموزش هم در كيفيت و هم در كميّت و اقامه كننده اصل يادگيري واقعي در آموزش اجباري و تسهيل كننده توسعه و پيشرفت از تحصيل به كار است. براي اين منظور نياز به عزم ملي در سطح جامعه و آموزش عالي است و بايستي اين نگرش به واقعيت و باور در ذهن افراد جامعه تبديل شود. (مهر محمدي و همکاران ، 1390)
همچنين مي توان فهرستي را بيان کرد که عنوان کننده نقش دانشگاه در تسهيل يادگيري مادام العمر است : اگر دانشگاه بخواهد يادگيري مادام العمر را تسهيل كند، بايد تغييراتي در نقش استاد به وجود آورد كه عبارتند از:
-حركت از سمت استاد به عنوان متخصص صاحب اختيار به سمت استاد به عنوان مدل و نمونه يادگيرنده مادام العمر.
-حركت از استاد به عنوان مدرس اصلي به سمت استاد به عنوان طراح و مجري فنون و محيط هاي يادگيري مناسب براي بزرگسال.
-حركت از طبقه بندي و تفكيك دانشجويان توسط استاد به سمت رشد همه استعدادها و توانايي هاي هر يك از دانشجويان به كمك استاد.
-حركت از حمايت كاركنان از هيئت علمي و فرايند آموزش به سمت حمايت تمامي كاركنان از فرايند يادگيري و موفقيت دانشجويان.
-حركت از سمت امكان تدريس توسط هر متخصص به سمت امكان پيشرفت يادگيري از طريق خطر پذيري و شيوه هاي پيچيده توسط هر فرد.
-حركت از سمت استاد داراي قدرت مستقل به سمت تقسيم قدرت ميان اعضاي گروه(محمدي مهر و همکاران ، 1390)

2-4-پژوهش‌هاي کاربردي

در زمينه موضوع مورد مطالعه يعني بررسي رابطه بين نوآوري دانشگاهي و گرايش دانشجويان به يادگيري مادام العمر با واسطه گري مهارت اعضاي هيئت علمي در فرايند ياددهي – يادگيري ، با وجود جستجو در تمامي موتورهاي جستجو، کتابخانه‌هاي ملي و بين المللي، کتابخانه‌ها و ژورنال‌هاي تخصصي دانشگاه‌هاي معتبر جهاني و همچنين بررسي پايان نامه‌ها و مقالات دانشجويان دانشگاه تهران و علامه طباطبايي مقاله‌اي يافت نشد ولي در مورد بحث کتابخانه‌هاي نوآوري دانشگاهي ، نوآوري، نوآوري سازماني در حيطه‌هاي مختلف با موارد ديگر و مبحث مهارت اعضاي هيئت علمي در فرايند ياددهي – يادگيري و همچنين در مبحث يادگيري مادام العمر، مقالاتي بطور جداگانه بدست آمد که به تعدادي از آنها اشاره مي‌گردد.

2-4-1-پيشينه تحقيقات در زمينه نوآوري دانشگاهي
2-4-1-1- پژوهش هاي خارجي
جووان188 ( 2006) در پژوهش خود به بررسي رابطه جو سازماني با خلاقيت و نوآوري معلمان سه ايالت در آمريکا پرداخت. نتايج پژوهش وي خاطر نشان کرد که: متغير جو سازماني تاثير مثبت و معني داري بر متغيرهاي خلاقيت و نوآوري است. آشيم189 (2006) در پژوهش خود به بررسي رابطه يادگيري سازماني با خلاقيت و نوآوري مديران مدارس پرداخت. نتايج پژوهش وي نشان دادکه: متغير يادگيري سازماني رابطه مثبت و معني داري با متغيرهاي خلاقيت و نوآوري دارد. هيند190 (2008) در پژوهش خود به بررسي رابطه مديريت دانش با خلاقيت و نوآوري مديران مراکز آموزش عالي پرداخت. نتايج پژوهش وي نشان دادکه: متغير مديريت رابطه مثبت و معني داري با متغيرهاي خلاقيت و نوآوري دارد. مارتين191 (2009) به بررسي رابطه ساختاري فرهنگ سازماني با خلاقيت و نوآوري در 3478 معلم شهر توکيو پرداخت. نتايج پژوهش وي نشان دادکه: متغير فرهنگ سازماني با متغيرهاي خلاقيت و نوآوري رابطه مثبت و معني داري را داراست. جورج192 (2009) در پژوهش خود به بررسي رابطه يادگيري سازماني با خلاقيت و نوآوري کارکنان يک کارخانه صنعتي ماشينسازي پرداخت. نتايج پژوهش وي نشان دادکه: متغير يادگيري سازماني داراي اثرات مثبت، مستقيم و معنادار بر متغيرهاي خلاقيت و نوآوري است.

2-4-1-2- پژوهش هاي داخلي
دهقان (1393) به بررسي رابطه بين جهان بيني رهبري ، نوع ساختار سازماني و ادراک دانشجويان از بلوغ جو سازماني در دانشگاه گيلان پرداخته است . نتايج پژوهش وي نشان داد : ساختار سازماني غالب در دانشگاه گيلان از نظر اعضاي هيئت علمي ساختار تواناساز مي باشد . و همچنين انواع ساختار سازماني پيش بيني کننده معنادار بلوغ جو در دانشگاه مي باشد . عبد شريفي (1393)به بررسي رابطه بين نوع ساختار سازماني، انسجام، آمادگي براي تغيير و پاسخگويي به محيط: مطالعه شعب بانک سپه شيراز پرداخته است . نتايج تحقيق وي نشان داد: ساختار سازماني تواناساز پيش‌بيني کننده‌ي مثبت و معنادار پاسخگويي به محيط بود. ساختار سازماني تواناساز پيش بيني کننده‌ي مثبت و معنادار انسجام سازماني مي‌باشد. به علاوه يافته ها مبين آن بود که ساختار تواناساز با واسطه انسجام و آمادگي براي تغيير سازماني پيش‌بيني کننده معنادار پاسخگويي به محيط و آمادگي براي تغيير سازماني داراي قدرت واسطه‌گري نسبتا ًبيشتري مي‌باشد. نکومند(1392):به بررسي رابطه بين نوع ساختار سازماني و توان پاسخگويي به محيط در مراکز دانشگاه جامع علمي – کاربردي شيراز پرداخته است . نتايج تحقيق وي نشان داد: نوع غالب ساختار سازماني در مراکز دانشگاه جامع علمي – کاربردي شيراز ساختار تواناساز مي‌باشد. ميزان پاسخگويي به محيط در حد متوسط مي‌باشد. به علاوه بين انواع ساختار سازماني و ابعاد توان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دینامیکی، مدل سازی، تحلیل طیفی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع ادراک دانش آموزان، بهبود مهارت، استان کرمان