منابع پایان نامه با موضوع آموزش عالی، عزت نفس، خودمختاری، تحصیل در دانشگاه

دانلود پایان نامه ارشد

جستجوی بهترین چالش‌ها و برای مفید دانستن شخص در تسلط بر این چالش‌ها را نمایان می‌کند؛ اراده فردی: نیاز به تجربه انتخاب در ابتدا و تنظیم رفتاری انتخاب‌های دانش‌آموز بر حوادث محیطی که فعالیت‌هایش را تعیین ‌می‌کند، نمایان می‌کند (همان منبع، 78-73). بنابراین علاقه به یادگیری، ارزش آموزش و اثبات توانایی‌های شخصی را تشویق می‌کند، فضای آموزشی باید روش‌هایی پیدا کند تا از نیاز دانش‌آموزان به شایستگی و ارده فردی حمایت کند. چنانچه حمایت مناسبی از سوی مدرسه صورت گیرد، شدت علاقه به یادگیری را به طور مجدد در دانش‌آموز افزایش می‌دهد و او را به فراگیری تحصیل تشویق می‌کند.
منابع بیرونی، فرصت‌های اجتماعی و آکادمیک برای دانش‌آموزان فراهم می‌کنند که به طور مثبت مؤفقیت‌ها و امکان ادامه تحصیل را برای آنان به وجود می‌آورد، به طور مثال مشارکت‌های تجاری مدرسه، گردش‌های علمی و مشارکت در سطوح بالاتر تحصیلی (دامیکو58 و همکاران، 1996: 149-142). وقتی مدارس با محدودیت‌های شدید در منابع بیرونی مواجه می‌شوند، آنها باید روی منابع دیگری تکیه کنند که از اهداف آنها در نگه‌داری و مؤفقیت دانش‌آموزان حمایت می‌کند. گرچه بعضی از دانش‌آموزان منابعی در منزل دارند که از نتایج مثبت آکادمیک حمایت می‌کنند، بسیاری از آنها در خانه و حتی اجتماع با کمبود منابع روبرو هستند؛ که با عدم مؤفقیت و ترک تحصیل همراه می‌شود، به عنوان مثال وضعیت اقتصادی- اجتماعی پایین، خانواده‌های تک‌والدی، آموزش پایین والدین، ارزش کم آموزش نزد والدین و اجتماع (هالر و ورکلر59 1993: 178-170). بنابراین می‌توان دریافت که چقدر پیشینۀ خانوادگی افراد (انواع سرمایه‌هایی که خانواده‌ها در اختیار دارند) در فراگیری دانش در مدرسه، ادامه تحصیل در مراکز آموزش عالی و نیز افزایش عزت نفس فرزندان مؤثر و تأثیرگذار است. این مطلب نشان می‌دهد که سرمایه اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها در گرایش فرزندان به آموزش عالی بسیار مؤثر است، و عدم وجود چنین سرمایه‌هایی به طرق گوناگون همانند سدی، مانع از راهیابی فرزندان آن خانواده‌ها، برای ادامه تحصیل در ورود به دانشگاه خواهد شد.
گرچه معلمان شرایط بیرون از مدرسۀ دانش‌آموزان را کنترل نمی‌کنند، با این وجود آنها چارچوب‌هایی فراهم می‌کنند که تعهد را ایجاد کند، علایق را پرورش دهد و منجر به توسعۀ منابع انگیزش دهندۀ درونی شود (هایدی و هارکی‌ویچ60، 2000: 179-151). وقتی معلمان از علایق دانش‌آموزان حمایت می‌کنند احتمالاً دانش‌آموزان ارزش بیشتری برای ادامه تحصیل در دانشگاه قائل می‌شوند و کمتر تمایل به ترک تحصیل دارند (فورتیر و والرند61، 1995: 274-257). به محض این‌که پرورش و توسعۀ انگیزه در کلاس درس اتفاق افتاد، انگیزه نقش منبع درونی دانش‌آموز را پیدا می‌کند که به طور قابل ملاحظه‌ای بر تصمیم او در ماندن در مدرسه تأثیرگذار است (ریان و دسی62، 2000: 71-68). لذا در نظریه خودمختاری تأکید بسیاری بر عوامل انگیزشی یا انگیزه‌دهنده، به عنوان متغیرهایی که افراد را به درس خواندن و نیز ادامه تحصیل در دانشگاه ترغیب می‌کنند، می‌شود. مطابق با این نظریه؛ چنانچه به هر شیوه‌ای دانش‌آموز تشویق به درس خواندن شود، این تشویق به عنوان یک عامل انگیزه‌دهنده او را به درس خواندن وا می‌دارد یا به شیوه‌ای بهتر، وی را به درس خواندن ترغیب می‌کند. لذا چنین برداشت می‌شود که نظریه خودمختاری قرابت نزدیکی با نظریه محرک- پاسخ دارد. هرگاه شخص به عملی تشویق شود، احتمال انجام آن عمل در آینده در وی تقویت می‌شود، و هنگامی که عملش با تشویق همراه نباشد یا پاسخی منفی دریافت کند، به میزان بسیار کمتری احتمال دارد آن عمل را در آینده تکرار کند.
طبق نظرية خودمختاري 63 انسان موجودی فعال، دارای نیازهای روانشناختی، انگیزه‌ای درونی برای رفع نیازهای خود و گرایشی ذاتی برای تسلط بر محیط پیرامون خود می‌باشد. بر اين اساس، رفتارها و فعاليت‌هاي انگيزشي بر اساس ميزان خودمختار بودن آنها در اثر دروني‌سازي ترتيب يافته‌اند. به گونه‌ای که فعالیت‌های انگیزشی به سه نوع انگیزه تقسیم می‌شوند که شامل انگيزش دروني64، انگيزش بيروني65 و بي انگيزگي66 می‌باشد (ریان و دسی، 2000: 78- 68). انگيزش دروني: به افرادي اشاره دارد كه در فعاليت‌های گوناگون برای کامیابی انگیزه‌های درونی درگير مي‌شوند، این رفتارها فارغ از انگیزه‌های بیرونی و به جهت ارضای شخصی صورت می‌گیرد. دانش‌آموزاني كه انگيزش دروني برای تحصیل دارند، ارضا و لذت ذاتي براي توسعة توانايي‌هاي خود در امر يادگيري را به نمايش مي‌گذارند (ریان دسی، 2000 : 67-54).
انگيزش بيروني: اشاره به انجام عملكرد براي به دست آوردن دستاورد بيروني مانند تمجيد و پاداش دارد، انگيزش بيروني در نقطۀ مقابل انگيزش دروني قرار دارد چون انجام عمل براي لذت شخصي صورت نمي‌گيرد (ریان دسی، 2000 : 67-54). بنابراین انگیزه درونی ارضا کنندۀ ذاتی شخص به جهت عوامل متعددی، به مانند ادامه تحصیل برای کسب دانش، خلاقیت، عزت نفس، خدمت به جامعه و …. صورت می‌گیرد، و انگیزه بیرونی به این اشاره دارد که ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر به سبب کسب مهارت، اشتغال، مدرک‌گرایی، پرستیژ، فشار اجتماعی و … انجام می‌گیرد. البته باید توجه داشت بعضی از افراد توأمان هر دو انگیزه درونی و بیرونی را برای کسب درجات علمی در دانشگاه دارند و ادامه تحصیل آنها، فقط به انگیزه درونی یا بیرونی محدود نمی‌شود.
انگيزۀ دانشجويان برای درس خواندن باعث سوق دادن دانشجویان به مؤسسات آموزش عالی می‌شود که اين انگيزه‌ها با سنخ‌شناسي‌هاي گوناگونی می‌توان طبقه‌بندی کرد. آيتولا بر اساس اصول انگيزش دروني- بيرونی، آنها را توصيف مي‌كند. انگيزش بيروني، دانشجويان را نسبت به کار برای رسيدن به هدف غايي امتحانات جهت مي‌دهد. در حالي كه انگيزش دروني بر علائق دانشجویان برای افزایش دامنۀ دانش‌شان مبتني است. بر اساس طبقه‌بندي آيتولا، امروزه جهت‌يابي دانشجويان نسبت به تحصيل بيشتر ابزاري است و آنها به وسيله محرك‌هاي بيروني برانگيخته مي‌شوند و علاقه‌مندند درجات علمي را با حداقل تلاش دريافت كنند (آيتولا67، 1995). محصول نهایی فرایند تحصیل ابزاری را رندال کالینز (1979) جامعۀ مدرک‌گرا مي‌نامد يعني جامعه‌اي كه در آن اهميت زيادي به دستاوردهاي آموزشي از انواع گوناگون داده می‌شود، دستاوردهايي كه پيش از آنكه در قالب دانش يا مهارت تجلي كند، به شكل مدارك لیسانس، فوق لیسانس و دکتری انعکاس می‌یابد که فوق العاده در پیشرفت شغلی افراد مؤثر است (رستگارخالد، 1390: 141).
طبقه‌بندي آيتولا به سنخ‌شناسی دسی و ریان نزدیک است. همان طور که قبلاً ذکر شد، آنها بر پایۀ نظریۀ خودمختاری از سه سازه اصلي انگيزش ياد مي كنند، نخست انگيزش دروني كه بدين معناست كه فرد فعاليتي را به خاطر رضايت، خشنودي، علاقه، پاداش، لذت دروني و ذاتي انجام مي‌دهد و فقط نفس عمل مهم است و شامل انگيزش براي فهم، براي انجام كار و براي تجربه تحريك است. اين انگيزش دربردارنده بيشترين سطح خودمختاري است. دوم انگیزش بیرونی که عبارت است از رفتاري كه به منظور كسب پيامدهاي مثبت يا اجتناب از پيامدهاي منفي تنظيم مي‌شود و سوم، بی‌انگيزگي كه اساساً بدين معناست كه تصور مي‌شود رفتارها توسط نيروهايي فراتر از كنترل اشخاص تنظيم مي‌شود و آنها قادر به تنظيم رفتار خود به گونه‌اي كه نتايج و پيامدهاي دلخواه را در پي داشته باشد نيستند و احساس ناشايستگي و فقدان كنترل مي‌كنند. بر اساس نظريه خودمختاري، انواع خودمختار انگيزش از جمله انگيزش دروني باعث پيامدهاي تحصيلي مثبت و انواع غيرمختار آن از جمله بي‌انگيزگي موجب پيامدهاي منفي مي‌شود (باقری و همکاران، 1382: 22- 11).
به طور قطع می‌توان گفت، امنيّت مهم‌ترین هدفى است كه بشریت را به گزينش زندگى اجتماعى واداشته است و این خواسته؛ تنها از طریق شکل‌گیری جامعه محقق خواهد شد، و شکل‌گیری جامعه هم در پرتو وجود فرهنگ می‌باشد و نیز فرهنگ هم برگرفته و وام‌دار ارزش‌هاست. بنابراین مى‌توان گفت، شکل‌گیری و قوام جامعه در حقيقت به وجود ارزش‌هاى حاكم بر آن است؛ چون جامعه چيزى جز ارتباطات و كنش و واكنش‌هاى افراد، كه در پرتو ارزش‌هاى حاكم شكل مى‌گيرند، نيست. و اين ارزش‌ها با معین كردن خوبى‌ها و بدى‌ها و امور مطلوب براى افراد جامعه، چراغ هدايت رفتار فردى و جمعی را بر مى‌افروزند.
ارزش‏ها، از یک‏سو راهنما و تعیین‏کننده گرایش‏هاى اجتماعى و ایدئولوژى‏ها و از سوى دیگر تعیین‏کننده رفتار و کنش اجتماعى است که در آداب و رسوم، قوانین، اعتقادات و اصول مقدس و شیوه‏هاى زندگى روزمره تجلى مى‏یابند (راکیچ68، 1973 به نقل از داریاپور، 1381: 84).
با توجه به مطلب فوق ارزش‌ها جهت‌دهندۀ نگرش‌ها و کنش‌های افراد هستند و نگرش به آموزش عالی، نگرشی است که خود متخذ از ارزشهاست. بنابراین غرض از استفادۀ نظریۀ ارزش‌هایِ اینگلهارت، (که وی ارزش‌ها را به ارزش‌های مادی و فرامادی مقوله‌بندی کرده است، که از نظر محتوایی، متناسب و متقارن هستند با انگیزش درونی و بیرونی دسی و ریان)، در مطالعۀ حاضر این است که ارزشها، مبنایی هستند برای شکل‌گیری و جهت دادن به نگرش‌ها.
اینگلهارت69 نظریه مادی- فرامادی خود را با توجه به طبقه‌بندی مازلو از نیازهای انسان بنا کرده است. مازلو در سلسله مراتب نیازها، ابتدا نیازهای زیست‌شناختی و پس از آن، به امنیت اشاره می‌کند. به عقیده مازلو، تا نیازهای سطح پایین‌تر تا حدودی برآورده نشوند نیازهای سطح بالاتر نمی‌توانند در تعیین نحوۀ عمل و اقدام فرد کسب اهمیت کنند. تا زمانی که به دست آوردنِ غذا و تأمین امنیت دشوار باشد، فرد به نیازها و انگیزه‌های عالی‌تر چندان اهمیت نمی‌دهد. فقط با ارضای نیازهای بنیادی، فرد فرصت خواهد داشت تا به نیازها و علایق زیباشناختی و اندیشیدن خود اقبال نشان دهد. ذوق هنری در جوامعی که مردم غذا، امنیت و سرپناه مکفی برای خود ندارند کمتر شکوفا می‌شود. به عبارتی، به زبان مازلو می توان گفت که تا نیازهای مادی ارضا نشده باشند، جایی برای نیازهایی چون نیازهای ذهنی، زیباشناختی و اجتماعی نمی‌ماند. اینگلهارت با استفاده از این نظریه، نظریه مادی- فرامادی ارزشها را خلق کرده است. وی نیازهای زیست‌شناختی و امنیتی را در زمرۀ نیازهای مادی در نظر می‌گیرد و ارزشهای متناظر با آنها را از ارزشهای مادی می‌نامد و بقیه نیازها، یعنی نیاز به عزت نفس، زیباشناختی و تحقق نفس و… را تحت عنوان کلی نیازهای اجتماعی و خودشکوفایی نام نهاده است و ارزشهای متناظر بر آنها را ارزشهای فرامادی می‌شمارد (خادمی و آزاد ارمکی، 1382: 7).
نظریه مادی- فرامادی اینگلهارت شامل دو فرضیه است که در دو سطح خرد و کلان به کار می‌رود. 1- فرضیه کمیابی: اولویت‌های ارزشی بازتاب تحولات و ویژگی‌های محیط اقتصادی- اجتماعی است. مثلاً در سطح خرد، شخص بیشترین ارزش‌ها را برای آن چیزهایی قائل است که عرضه آنها بالنسبه کم باشد. در سطح کلان، می‌توان اشاره کرد که دوره‌های رونق و شکوفایی اقتصادی به افزایش فرامادی‌گری و دوره‌های کمبود، به افزایش مادی‌گری می‌انجامد. 2- فرضیه اجتماعی شدن: فرضیه اجتماعی شدن و مناسبات میان وضعیت اقتصادی- اجتماعی و اولویت‌های ارزشی رابطه‌ای مبتنی بر تطابق نیست، بلکه تأخیری محسوس از نظر زمانی در این میان وجود دارد. مثلاً در سطح خرد می‌توان گفت که ارزش‌های اصلی شخص تا حدود زیادی انعکاس شرایطی است که در طول سال‌های قبل از بلوغ وی حاکم بوده است و در سطح کلان می‌توان مثال زد که ارزش‌های یک نسل بازتاب اوضاع اقتصادی- اجتماعی حاکم بر سالهای قبل از بلوغ آن نسل به شمار می‌رود. (اینگلهارت، 1373: 75). فرضيه کمیابی به دگرگونی‌های کوتاه مدت اشاره دارد دوره‌های رونق که به افزایش فرامادی‌گرایی منجر می‌شود و دوره‌های کمیابی که به مادی‌گرایی می‌انجامد. نظریۀ وی در خصوص دگرگونی ارزشی پیش بینی می‌کند که جایگزینی جمعیت نسل جدید به تدریج به جابجایی بلندمدت از ارزش‌های مادی به ارزش‌های فرامادی منجر خواهد شد (اینگلهارت،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع آموزش عالی، نیروی انسانی، دانش آموختگان، نظام سیاسی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع آموزش عالی، سرمایه انسانی، بازار کار، انتخاب عمومی