منابع پایان نامه با موضوع آموزش عالی، خودمختاری، نظریه ارزش، نظریه خودمختاری

دانلود پایان نامه ارشد

بهتر بگوییم، در چارچوب نظام‌های فراتری که بر آن محیط هستند، حرکت می‌کند. مثلاً از نظر تأثیر نظام فرهنگی بر کار دانشگاه می‌توان گفت اگر در فرهنگ جامعه‌ای، انگیزه برای دستاورد و کار برجستۀ علمی، انگیزۀ مسلط باشد، زمینه‌ای مساعدتر برای شکل‌گیری نگرش افراد به آموزش عالی و به تبع آن حرکت خلاق و مولد علمی در دانشگاه فراهم می‌آورد. اما باید توجه داشت که مؤفقیت و توسعۀ مراکز آموزش عالی در گرو توجه متوازن به هر چهار کارکرد بنیادی فوق خواهد بود. توجه آموزش عالی به کارکردهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رمز بقا، کمال، توسعه و پیشرفت تمامی جوامع در دنیای پیشرفته ورقابتی مدرن محسوب می‌شود. بنابراین تنها گزینه‌ اطمینان‌بخش و مؤثر برای تحقق توسعه پایدار کشور، نگاه همزمان و هماهنگ به هر چهار کارکرد مذکور می‌باشد.

2-7 نگرش به آموزش عالی
2-7-1 مفهوم نگرش و چگونگی شکل‌گیری آن
نگرش54می‌تواند یک گرایش و آمادگی برای پاسخ‌گویی مطلوب یا نامطلوب نسبت به اشیاء، اشخاص، مفاهیم یا هر چیز تلقی می‌شود. زیرا بنای این تعریف چندفرض است: 1) نگرش با رفتار رابطه دارد. شخص بر اساس نگرش خود نسبت به چیزی این آمادگی را دارد که به گونه‌ای خاص رفتار کند. 2) نگرش متغیری تک‌بعدی است و آن با احساس شخص نسبت به یک شئ وابسته است. آن احساس ویژه از نوع التفات، علاقه، کشش یا جزبه است، یعنی دارای چیزی است که مورد علاقه است. 3) نگرش سازه یا فرضی است، چیزی است که شخص در خود دارد. پدیده‌های نگرش را می‌توان مشاهده کرد لیکن خود آن قابل مشاهده نیست (کریمیان، 1375: 19-18). بنابراین نگرش را می‌توان نوع دید و نگاه هر شخص نسبت به افراد، اشیاء، اماکن و… بر شمرد، دیدی که شخص نسبت به شیء یا هر چیز دیگری دارد، تعیین کنندۀ رفتار، نوع رابطه و احساس وی نسبت به آن است.
نگرش به گرايشي ذهنی اطلاق مي شود كه ممکن است حالت موافق یا مخالف داشته باشد. چنين احساسي فرد را به واکنش وامي دارد. هر نگرش شامل سه قسمت احساسات، افکار و آمادگي براي عمل است که به ترتيب در حوزه هاي عاطفي، شناختي و رفتاري جاي دارند در حوزه عاطفي آموخته‌ها، محرکات و تجربياتي که فرد در طول زندگي کسب نموده است با درجات متفاوتي بر علايق و احساسات او تاثير متقابل مي گذارند. در حوزه شناختي يادگيري‌ها از مراحل ساده شروع مي‌شوند و به تدريج به سوي مراحل پيچيده‌تر پيش مي‌رود و در حوزه رفتاري فرد دانستني‌ها، افکار و احساسات خود را به صورت رفتارها و اعمال گوناگون بروز مي‌دهد (توتکله، 1391: 29).

شکل 1. اجزای نگرش

اعتقاد فرد دربارۀ شخص معيني، موضوع يا وضعيتي كه آنها را به عنوان مبناي حقيقي ارزش‌ها و تجربه‌هاي خود مي‌پذيرند از شناخت فرد ناشي مي‌شود. به عنوان مثال، دانشجو و يا جواني دربارۀ چگونگي موفقيت آينده شناخت پيدا مي كند و با اين باورهاي ياد گرفته، مانند « تحصيل و رابطۀ آن با موفقيت خود در آينده» داراي نگرش معيني مي‌شود. اگر چه ما باورهاي زيادي داريم اما فقط برخي از آنها؛ منتهي به نگرشي كه روي رفتار تأثير مي‌گذارد، مي‌شوند. عواطف و احساسات، از اعتقادات و باورهاي شخص نسبت به شخص ديگر، موضوع يا وضعيت معيني حاصل مي‌گردد. كسي كه معتقد است تلاش زياد (براي مثال در درس) منتهي به شغل يا امنيت شغلي در آينده مي‌شود براي آن تلاش زيادي مي‌كند و با موفقيت فارغ‌التحصيل مي‌گردد اما وقتي نمي‌تواند از آن بهره‌برداريِ استخدامي نمايد، مأيوس مي‌شود. لذا احساسات منفي او نسبت به تحصيل قوي گشته بنابراين نسبت به تجربه و وضعيت موجود، واكنش نشان مي‌دهد. رفتار با توجه به نتيجۀ احساس شخص دربارۀ شخص ديگر، موضوع يا وضعيت، رخ مي‌دهد. شخص ممكن است، از وضعيت شكايت كند و يا اگر از وضعيت ناراضي باشد، كارآيي خود را كاهش دهد. دانشجو ممكن است، باورها و ارزش‌هاي زيادي نسبت به وضعيت دانشجويي خود در دانشگاه داشته باشد كه روي احساس او از رضايت‌مندیِ وضعيت دانشجويي تأثير بگذارد. اين نگرش در عملكرد دانشجو مؤثر است بنابراين نگرش با شناخت به باور و اعتقاد منتهي مي‌شود و اعتقاد روي احساس فرد تأثير مي‌گذارد بنابراين رفتار با توجه به احساس رخ مي‌دهد. دانشجو نيز با توجه به اعتقادات و باورهاي غالب در جامعه، شناخت اوليه‌ايي را از محيط خود كسب مي‌كند و نگرش او شكل مي‌گيرد و او هم به همين باور و اعتقاد مي‌رسد اعتقاد او منجر به احساسي مي‌شود كه موجب رفتار مي‌شود و او را به دانشگاه هدايت مي‌كند. (شریف و شبگومنصف، 1390: 12).

هجوم به آموزش عالی مدرک گرایی مدرک جواب می‌دهد (3) (2) (1)
شکل 2. فرآيند شكل گيري رفتار مدرك گرايي
(شریف و شبگومنصف، 1390: 12)

با توجه به بحث فوق دربارۀ نگرش و شکل‌گیری آن، و همچنین کارکردهای دانشگاه که قبلاً مورد بررسی قرار گرفت، می‌توان اذعان کرد که کارکردها و دستاوردهای دانشگاه است که موجب شکل‌گیری نگرش فرد به آموزش عالی به طور عام و دانشگاه به طور خاص می‌شود. هدف نهاد دانشگاه اين است که دانشجويان بتوانند با جامعه خود آشنا شوند و در ابعاد مختلف بتوانند مسائل را تجزيه و تحليل کنند و اين به‌شرطي قابل تحقق است که دانشجو در عين تحصيل بتواند در فعاليت‌هاي جمعي نيز حضور و مشارکت داشته باشد و با بخش‌هاي مختلف جامعه خود ارتباط برقرار کند. توجه جوانان به کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دانشگاه و وظیفۀ خطیری که این نهاد در راستای رسیدنِ فرد به اهدافِ مد نظر، در جریان زندگی آیندۀ خود دارد، نگرش شخص به دانشگاه را شکل می‌دهد.
با تأسیس دانشگاه در ایرانِ قبل از انقلاب، موانعی در راه حضور زنان در آموزش عالی نسبت به مردان وجود داشت، ولی با کاسته شدن آنها پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جهشي در حضور اجتماعي زنان و همچنين حضور دانشگاهي آنان پديد آمد. در حالي که، بخشي از اقشار مذهبي و متدين جامعه، پيش از انقلاب اسلامي با حضور دختران خود در دانشگاه‌ها موافقتي نداشتند و اين مراکز نتوانسته بودند اعتماد آنان را جلب نمايند، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اسقبال گسترده‌ای به اين امر نشان دادند. بنابراين، بخش عظيمي از جمعيت کشور که پيش از اين، مانع ورود دختران به دانشگاه‌ها بودند و نسبت به ادامه تحصيل آنان در سطوح عالي بي‌رغبت و رويگردان بودند، ناگهان، مشوق حضور ايشان در دانشگاه شدند (هاشمی و جوادی یگانه، 1387: 115- 114).نتیجتاً، بعد از پیروزی انقلاب اسلامي ما شاهد حضور پررنگ‌تر و پرفروغ‌تر دختران در دانشگاه‌ها هستیم. زنان پس از انقلاب، با حضور پرشور درعرصه‌های مختلف اجتماعی، وهمچنين روندِ استقبالی که، جمهوری اسلامی برای میدان دادن به زنان در پیش گرفت، باعث تقويت و فزونی گرفتن این موج گردید، به طوری که در سه دهۀ اخير همواره شاهد افزايش نسبت دختران در دانشگاه‌ها بوده‌ایم، اما نکته مهم و مورد توجه اين مطالعه، افزایش حضور دختران در دانشگاه‌ها در مقايسه با پسران است. در واقع آموزش عالی ایران در چند سال اخير علاوه بر روند صعودي ورود دختران به دانشگاه‌ها، با کاهش نسبي ميزان ورود پسران به دانشگاه‌ها مواجه بوده است. در این مطالعه سعی شده است با استفاده از دو متغیر سرمایه فرهنگی خانواده و هویت نقش جنسیتی، میزان تأثیرگذاری این دو متغیر را بر روند این پدیده بررسی نماید. بنابراین پس از بررسی عوامل شکل دهنده و تأثیر گذار بر نگرش به دو متغیر مستقل این مطالعه خواهیم پرداخت.
2-7-2 ابعاد نگرش به آموزش عالی
در روان شناسى تربيتى و يادگيرى، اصطلاح انگيزش در مورد عاملى به كار مى‌رود كه يادگيرنده را براى آموختن درس به تلاش وا مى‌دارد و به فعاليت او شكل و جهت مى‌دهد (پارسا، 1374: 175).
نگرش‌ها نقش مهمي در زندگي روزمره افراد دارند نگرش‌ها مي‌توانند زمينه‌ساز پاره‌اي از تعارضات و مناقشات در بين افراد شوند و يا برعکس ممکن است بسياري از مشکلات و مسايل آنها را حل و فصل نمايند. نگرش هم مانند انگيزه به رفتار و اعمال افراد شکل و جهت مي‌دهد ولي قدرت، مهارت و کارايي انگيزه را ندارد. انگيزه با نيرويي که در فرد ايجاد مي‌کند او را در نيل به اهداف مورد نظر خود وادار مي‌نمايند. اما نگرش فقط در فرد آمادگي ذهني و فکري ايجاد مي کند و نيروهاي دروني او را فعال و برانگيخته مي‌کند (اسپرلينگ، 1372: 441). بنابراین اگر چه نگرش‌ها زمینه‌ساز تحولاتی در افراد می‌شوند و به کار و کردارهای آنها شکل وجهت می‌دهند، اما به‌علت عدم کارایی‌ای که انگیزه ایجاد می‌کند، می‌توان چنین برداشت نمود که انگیزه‌ها فوق نگرش‌ هستند و می‌توانند به نگرش‌ها شکل بدهند. در تحقیق حاضر برای سنجش نگرش دانش‌آموزان به آموزش عالی به صورت تلفیقی از دو نظریه ارزشی و انگیزشی استفاده شده است. در رابطه با نظریه انگیزشی از تئوری خودمختاری دسی و ریان، و در رابطه با نظریه ارزشی از تئوری ارزش‌های مادی و فرامادی اینگلهارت استفاده شده است که در ادامه به این دو نظریه و چگونگی استفاده از آنان پرداخته می‌شود.
در زمینه انگیزشی، یک تئوری امید‌بخش که به ما می‌فهماند تأثیرات انگیزه‌‌دهنده اساس تمایلات دانش‌آموزان را تشکیل می‌دهد، که تحصیلات را ادامه دهند یا ترک تحصیل کنند، تئوری خودمختاری است (ریان و دسی55، 2000: 78-72). نظریه خودمختاری وقتی در رابطه با آموزش به کار می‌رود، در مورد ایجاد علاقه به یادگیری، ارزش دادن به آموزش و اطمینان به توانایی‌های فردی می‌باشد (دسی و همکاران، 1991: 346-325). بر طبق تئوری خودمختاری، محیط‌هایی که از نیاز دانش‌آموزان برای شایستگی و اراده فردی حمایت می‌کنند، محیط‌هایی حمایتگر هستند، و آزادی عمل را تشکیل می‌دهند، در حالی که محیط‌هایی که به این نیازها بی‌اعتنا هستند، محیط‌های کنترلی را تشکیل می‌دهند (دسی و ریان، 1987: 1037- 1024). وقتی دانش‌آموزان، استقلال دارند و از معلمانی حمایت‌گر بهره می‌برند (دسی و همکاران، 1981: 650- 642). یا وقتی دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که نسبتاً حمایتگر و با آزادی عمل باشند (ریگ‌بای56 و همکاران، 1992: 185- 165)، دانش‌آموزان؛ سطوح بالای ارادۀ فردی را گزارش کرده‌اند (والرند و همکاران، 1997: 1162) و برای ادامه تحصیلات در دانشگاه ارزش قائل شده‌اند (ریان و کانل57، 1989: 750- 749). این منابع انگیزه‌دهنده، وقتی در کلاس درس حمایت شده و پرورش می‌یابند، دانش‌آموزان به شدت در مدرسه درگیر شده و متعهد می‌شوند تا به تحصیلات در مقاطع بالاتر ادامه دهند (والرند و همکاران، 1997: 1165). مطابق با نظریه خودمختاری چنین برداشت می‌شود که عوامل متعددی پتانسیل آن را دارند که همانند چاشنی عمل کرده و به عنوان عاملی انگیزه‌دهنده در دانش‌آموز عمل نمایند. معلم، کلاس، پدر و مادر، شیوۀ نگاه دانش‌آموز به درس و مدرسه؛ و عوامل متعدد دیگر، هر کدام می‌توانند به شیوه‌های گوناگون انگیزه‌های مثبت و منفی تولید کنند. ایجاد انگیزه مثبت در دانش‌آموز، دید وی را به آینده و فراگیری دانش؛ تغییر داده و او را به جهت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر در دانشگاه سوق می‌دهد، بلعکس انگیزه منفی دانش‌آموز را در پایبند نبودن به کلاس درس و مدرسه و همچنین عدم ادامه تحصیل دردانشگاه ترغیب می‌کند.
برطبق تئوری خودمختاری، دانش‌آموزان فعالانه درگیر فعالیت آموزشی می‌شوند تا تلاش‌شان را در کلاسِ درس افزایش داده و شایستگی‌شان را اثبات کنند. این فعالیت‌ها بر مبنای علایق و مرتبط با زندگی دانش‌آموزان است. نیازهای اساسی، شایستگی و خودمختاری توضیح می‌دهد که منابع انگیزه‌دهنده، اساس تجربیات دانش‌آموزان در علاقه‌مند شدن به مدرسه و درونی کردن ارزش‌های مدرسه را تشکیل می‌دهد. همان نیازها، شایستگی و ارده فردی، این وضعیت را تقویت می‌کنند (ریان و دسی 2000: 71-68). شایستگی: نیاز برای

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع آموزش عالی، نیروی انسانی، دانش آموختگان، نظام سیاسی Next Entries منابع پایان نامه با موضوع آموزش عالی، سرمایه انسانی، بازار کار، انتخاب عمومی