منابع پایان نامه با موضوع آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعي مي تواند امکان فعاليت و وقوع رفتارهاي متنوع را در محيط هاي شهري فراهم سازد. از اين رو يان گل رابطه مستقيمي با فعاليت هاي مردم و کيفيت مکان براي وقوع اين فعاليت ها دارد. از اينرو يان گل فعاليت را سه نوع مي داند:
فعاليت ضروري:
که بايد انجام گيرد.مانند رفتن به سر کار که محيط بر ان تاثير گذار است ولي بازدارنده نيست، در اين حالت شرايط نامطلوب محيطي به دليل ضرورت انجام، مانعي بر سر راه آن محسوب نمي شود ولي بر کيفيت فعاليت و رفتار تاثيرگذارند.
فعاليت اختياري يا انتخابي:
که در فضاهايي با سطح کيفي مطلوب به وقوع مي پيوندد. بنابراين فعاليت ها در مکان هايي شکل مي گيرد که آرامش کافي را به استفاده کننده ارائه دهد مانند قدم زدن، مطالعه و ..
فعاليت اجتماعي:
اين فعاليت در تعامل و ارتباط با افراد ديگر در جامعه شکل مي گيرد و کيفيت محيط نه به اندازه فعاليت انتخابي ولي تا حد زيادي بر روي آن تاثيرگذار است. اما به هر حال ملاقات دوستان مکن است در مکاني که به لحاظ مطلوبيت محيطي مناسب نيست هم واقع شود (گل، 1387، 16). بنابراين فضاهاي با کيفيت مطلوب براي حضور مردم فضاهايي هستند که ميزان فعاليت هاي اختياري و اجتماعي در انها بالاست. اين موضوع با توجه به اهميت مکان در اقتصاد، فرهنگ و اجتماع در زندگي شهروندان و تاثير آن بر روي ارزش هاي اجتماعي و ميل افراد به زندگي مدني از اهميت بالايي برخوردار است(Gehl, 1987, 51) .

2-4-4-2- فضاي عمومي شهر(مکاني براي ملاقات)
دو مفهوم عموم و فضا(Public , Space) مفاهيمي بدون مرز براي هرگونه برداشت و ترجماني از خود هستند.(Goheen 1998, Habermars, 1989, Sennet, 1974)
فضاهاي عمومي، فضاهايي دموکراتيک هستند زيرا همه مي توانند از ان استفاده کنند. به عبارت ديگر فضاي عمومي، اتاق نشيمن ما در فضاي باز و مکان تفريحات و لذت بردن ما در فضاي بيرون است(Lipton, 2002, 217) . مردم از گروههاي مختلف سني، جنسي، قومي، توانايي و .. در فضاي عمومي حضور دارند و اين در حالي است که چگونگي درک فضا و استفاده از آن وابسته به کاراکترهاي فردي و گروهي نيز هست(Mitchell, 1995, Law, 2000) . فضاي عمومي به مردم اين امکان را مي دهد که به طور ناخوداگاه با سايرين به تعامل بپردازد. حضور در گروه جوانان، سالمندان و .. و يا ارتباط اجتماعي محلي مثل قرار ملاقات با دوستانف همسايگان و .. و يا ملاقات گروهي براي مثال به منظور پياده روي دسته جمعي و . از جمله موارد حضور مردم در فضاي عمومي است.
امروزه توقف در يک شهر يک انتخاب است. مردم نياز به فعاليتهايي دارند که آنها را براي ساعت ها بدون آنکه توجه کسي را به خود جذب کنند، به خود مشغول سازد. يان گل از اين خواسته عمومي بعنوان فرهنگ کاپوچينو نام مي برد. زيرا خوردن يک قهوه يا کاپوچينو در فضاي باز به بهانه لازم و توضيح عاقلانه اي براي توقف هاي طولاني در يک نقطه از شهر را فراهم مي سازد.

3-4-4-2- مفهوم عرصه عمومي
در جديدترين ويرايش فرهنگ انگليسي آکسفورد، واژهPublic ، متعلقيا متوجه مردم به مثابه يک کليت در دسترس يا اشتراکي براي همه مردم و ارائه شده توسط دولت محلي يا مرکزي مطرح گرديده است. به اتکاي اين تعريف به عنوان مثال، خيابان عمومي، متعلق و مرتبط با تمام مردم کليتي است که موجوديتي محدود شده نداردف از طرف دولت ارائه شده و به ان مرتبط است. اين مفاهيم در تعاريف مختلف فضاي عمومي بازتاب يافته است(مدني پور، 1387، ص 213).
از ديد والزر فضاي عمومي فضايي است که در ان با غريبه ها سهيم هستيم، مردمي که اقوام، دوستان يا همکار ما نيستند. فضايي است براي سياست، مذهب، دادوستد و ورزش، فضايي براي همزيستي مسالمت آميز و برخوردهاي غير شخصي(Walzer, 1996, 470) .
فضاي عمومي به عنوان بستر مشترکي است براي انجام فعاليت هاي کارکردي و مراسمي که پيوند دهنده اعضاي جامعه است. چه روزمرگي هاي جامعه باشد و چه جشنواره هاي دوره اي. صفه اي است که در آن نمايش زندگي جمعي در معرض ديد قرار مي گيرد(Carr, 1992:110) .
فضاي عمومي مکان هم زماني فعاليت هاست، مکاني براي عرضه و نمايش، محک زدن واقعيت، کنکاش در تفاوت ها و هويت ها، عرصهاي براي بازشناخت، مکاني که فرد با بازنمايي تفاوت ها از خود و ديگران شناخت به دست مي آورد و امکان بررسي رابطه ميان امر خاص و کلي و امر شخصي و غيرشخصي را پيدا مي کند. در اين مکان حقايق چند وجهي همزيستي پيدا مي کنند و ميزان تحمل عقايد و ديدگاه هاي گوناگون به بوته آزمايش گذاشته مي شود(مدني پور،31،1384).

4-4-4-2- اثعاد فرهنگي قلمرو عمومي
بر اساس نظريه لوکوربوزيه31، همه مردم نيازهاي مشابهي دارند. با توجه به اين نظريه، “الگوهاي طراحي محيط مصنوع” به تعدادي نمونه بين المللي محدود مي شود. اين نظريه امروزه، مردود و به عنوان يک اشتباه تاريخي پر هزينه شناخته شده است. اين در حالي است که اولويت نيازهاي انسان، آن طور که “مازلو” اشاره مي کند، ممکن است در تمامي دنيا يکسان باشد، اما روش رسيدن و تلاش براي تامين اين نيازها از تفاوت محسوسي برخوردار است. در ارتباط با اين تفاوت، لنگ معتقد است که هنجارهاي فرهنگي در فرايند جامعه پذيري از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شوند، جهت ادامه حيات هر نظام اجتماعي بايد کارکردهاي مشخصي را تحقق بخشد. در نتيجه قلمروي عمومي مهم ترين عامل پشتيباني از ميراث فرهنگي و انتقال آن به نسل هاي آينده است؛ لذا الگوهاي فعاليت از نمونه هاي روزمره ناشناخته ترين مراسم به موقعيت و جايگاه ما در اجتماع، جنس و نقش اجتماعي در يک زمينه فرهنگي مشخص، وابسته است.
برخي از جنبه هاي فرهنگي فضاهاي شهري، شامل “رويدادهاي فرهنگي” است. از جمله ماندگارترين اتفاقات فرهنگي در فضاهاي شهري آداب و رسومي هستند که معمولا به فواصل زماني مشخص در فضا روي مي دهند. برخي از اين آداب و رسوم به علت مقبوليتي که بين همه قلمروهاي تاثيرگذار در شهر دارند، زماني طولاني به بقاء خود در فضاي شهري ادامه مي دهند(صالحي ميلاني، 1385، ص 83).
فرهنگ:
فرهنگ چيست؟ فرهنگ دورنمايه هر گروه، سازمان ، گردهمايي و جامعه است. بنا به اصطلاح رايج امروزين نرمافزارِ سختافزارِ تجمعات گونهگون انسان شناخته ميشود. فرهنگ وجه مشترک در تمامي اين تجمعات است. با اين همه ازجمله مفاهيمي است که بهراحت تن به تعريفپذيري نميدهد. اينامر از سرشت فرهنگ ناشي ميشود که قالبناپذير است ومشکل در ظرفي ميگنجد. سرشت فرهنگ ازجنس “فهم” است، “فهم مشترک”. يعني کثيري ازافراد انساني که در يکان اجتماعي معيني مرزبندي و مشخص ميشوند، چگونه ميفهند. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 9)
يکي از تعاريفي که جامعهشناسي طي چند دهه گذشته بهعمل آورده، چنيناست: فرهنگ يعني “مجموع ارزشها و نهادها”، به سادهترين وجه، ارزش “هر امر يا مطلب درخور توجه گروه” و نهاد “پاسخ به يک نياز جمعي” تلقي ميگردد. پس کنش غير قابل کتماني بين خود ارزشها و نهادها وجود دارد.ولي اغلب ارزشها اغلب بهسوي معنويات، هنر و زيباييشناسي برتر گرايش مييابند . نهادها اغلب بهسوي تبلوريافتن در شکل خاستگاها، پايگاهها، جايگاهها و در يککلام در تمدنسازي و مدينهسازي. هر مجموعهاي از ارزشها در بلندمدت نهادهاي خاص خود و هر نهادي هم ارزشهاي مخصوص بهخود را بهوجود آورده، پرورده ، تقويت و تحکيم ميکند. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 10)
در آفرينش فرهنگي يا به اصطلاح “فرهنگسازي هرکس و هربخش از اجتماع به افراد و ساير بخشهاي آفرينشگر قوت ميبخشد. هنر بهمثابه پيشتاز و صفشکن آفرينش فرهنگي، دگرگوني اجتماعي را بهارمفان ميآورد. اين در حالي است که هنر درخارج از اجتماع پديد نميآيد. وجود کارها و تلاشهايي با عناوين “هدف اجتماعي هنر”، “توليد اجتماعي هنر” و داوهايي چون “هيچکس ارتباط متقابل هنرمند و جامعه را منکر نيست”، همه نانگر درهمتنيدگي هنر و اجتماع است. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 13)
يورگن هابرماس (Jurgen Habermas) بهعنوان سردمدار و مدافع نوگرايي معرفي ميشود که با بازسازي برخي از انديشهها و نظريههاي ماکسوبر و کارل ماکس، توسعه فرهنگي را کليد و ابزار اصلي پيشرفت جوامع انساني ميشناسد. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 19)
توعه مفهوم فرهنگ و استفاده از آن با باورها و ارزشهاي مردم درباره جوامع، تغيير اجتماعي و جامعه آرماني که بهدنبال آن هستند، مربوط ميشود. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 30)
برخي مردمشناسان و جامعهشناسان نوين، تنها نوع انسان را داراي فرهنگ ميدانند. گرچه انواع ديگر نيز ايجاد ارتباط ميکنند اما فقط انسانها ميتوانند از طريق نمادها ايجاد ارتباط کنند (ص 31) و زبان مهمترين سيستم نمادي ميباشد. آنها روي اهميت جامعه و فرهنگ بهعنوان تعيينکنندههاي اعمال انسان به توافق ميرسند. انسان با به کارگيري نمادها، به اشياء، روابط و عقايد ارزش و معنا ميبخشد. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 32)
ليدکلوکهان (Lyd Kluckhohn) مردمشناس آمريکايي مطالبي به تعاريف قبلي فرهنگ اضافه ميکند ميگويد که فرهنگ از اجزاء متفاوت تشيل مييابد فرهنگ پوياست،سازمانيافته و وسيلهاي است که توسط آن افراد خود را با زندگي اجتماعي تطبيق ميدهند و “بيان خلاق” را فرا ميگيرند. وي ادامه ميدهد که فرهنگها “طرحهايي اي زندگي کردن هستند” که در جريان تاريخ شکل ميگيرند. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 33)
از ديد پارسونز (Parsons,T , the social system) نظام فرهنگي ادغام و اجتماعيشدن افراد در جامعه است. يعني يکپاچگي کامل جامعه (ص 35) مثلا ميبينيم مردم د موقعيت مشخصي آنطوري که از آنها انتظار ميرود رفتار ميکنند. زيرا که هنجارها و ارزشهاي -فرهنگ-جامعه در آنان دروني شده است. (فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 36)
مکدونالد (Macdonald, D, A theory of mass culture) ميگويد فرهنگ توده سيار مردمسالار است. مطلقاً اعمال تبعيض بين چيزها و آدمها سرباز ميزند.( فرهنگ و جامعه، جامعهشناسي فرهنگ، روزاموند بيلينگتون ، ص 49)
حقيقت اوليه اي که هر جامعه انساني شکل، هدف و معني خود را در هنر و يادگيري از آن دارد
(Williams, 1958:8) .
فرهنگ به معني تمامي راه و روش زندگي و فرايند مخصوص کشف و خلاقيت است(Ibid:8) .
تعريف کلاسيک فرهنگ توسط انسان شناس نامدار انگليسي در قرن نوزدهم به نام “ادوارد بارنت تايلور32” در نخستين بند کتاب “فرهنگ ابتدايي” در 1871 آمده است:
فرهنگ، کليت درهم تافته ايست شامل دانش،دين، هنر، قانون، اخلاقيات، و هرگونه توانايي و عادتي که آدمي همچون هموندي33 از جامعه به دست مي آورد(آشوري، 1385).
ساير تعريف ها گسترده اند و در آنها بر عناصر سازه اي فرهنگ تکيه مي شود و چه بسا زير نفوذ تعريف تايلور هستند، براي نمونه در تعريفي از “ويسلر34” در سال 1920 امده است که فرهنگ عبارت است از: تمامي “کارکردهاي اجتماعي”35 به گسترده ترين معناي ان، مانند زبان، زناشويي، نظام مالکيت، ادب و آداب، صناعات، هنر، و جز آنها(مامفورد، 1385)

5-4-4-2- عوامل موثر در محتواي فرهنگي و اجتماعي قلمروي عمومي
“ساختارهاي اجتماعي”:
نهادها نيروي موثر جامعه هستند و براي بقاي جامعه ضرورت دارند. نظام فعاليت ها از سوي نهادها تعيين و هدايت مي شود و توسعه نظام نهادها به تغيير الگوي فعاليت و به دنبال آن به تجديد حيات ساخت فضاي شهر مي انجامد. “فرانسواز شواي” در اين خصوص مي نويسد:
“تا قرن هيجدهم به علت کندي تحولات اجتماعي و يگانگي نظام نهادها، بازتوليد ساختار کالبدي که از طريق فعاليت و جنبه تباعدي انجام مي شد و از جمله شکل گيري فضاي شهري در اين رابطه به آساني صورت مي گرفت. اما با رشد شهرنشيني ، گسترش صنايع و سرعت فزاينده سرمايه داري، انطباق ساختار کالبدي و عناصر آن با ساختارهاي اجتماعي پيچيده تر شد(Choay, 1969, P:27) .

“ويژگي هاي فرهنگي”:
هر فعليتي که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع سلسله مراتب، کنترل بازار، ارزش افزوده Next Entries منابع پایان نامه با موضوع توسعه شهر، اوقات فراغت