منابع پایان نامه ارشد درمورد گروه کنترل، کنشهای اجرایی، حافظه کاری، توجه پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

البته نتایج وخیمتری در رابطه با عوامل توجه در تست WISC در بیماران صرعی نسبت به گروه کنترل وجود دارد، اما در بین بیماران با یا بدون ADHD این عملکرد ضعیف در WISC دیده نشد. این مطالعه شیوع بیشتر مشکل توجه را در بین بیماران صرعی تائید می کند (کوستا240 و همکاران، 2015)
برای برآورد چگونگی ارتباط عملکردهای شناختی و طبقه بندی صرع و همبودهای241 اختلال ADHD در بیماران با صرعهای ژنتیک و با سبب شناسی نامشخص242 که جدیداً مورد تشخیص قرار گرفته بودند اسناد پزشکی کودکان 6-16 سال با نگاه به گذشتهی شان243 مورد بررسی قرار گرفت و 244WISC و تست توجه ادراکی245 مورد استفاده قرار گرفت. از بین 149 بیمار تعداد 103 نفر با تشنج کانونی، 46 نفر تشنج منتشر مورد مطالعه مروری قرار گرفتند. شیوع ADHD در حدود 49.2% بوده و نتایج وخیمتری در نمره توجه انتخابی شنیداری، حافظه کاری و تست فلانکر246 (کنترل بازدازی) داشتند. بیماران با صرع منتشر در توجه شنیداری انتخابی و توجه پایدار247 نسبت به بیماران با صرع کانونی نتایج ضعیفتری داشتند. در بیماران با تشنجهای منتشر توجه پایدار، یافته های تست فلانکر در مقیاس کنترل بازداری، و تست حافظه کاری دیداری فضایی در اثر ADHD تحت تاثیر قرار گرفته بود و توجه انتخابی شنیداری و توجه پایدار بصورت قابل ملاحظهای در بیماران با صرع اوان کودکی همراه با اسپایکهای تمپورال مرکزی248 نسبت به کودکان ADHD و غیر ADHD وخیمتر گزارش شده (کانگ249 و همکاران، 2015).
یافتههای برل250 و همکاران(2015) نیز تاکید می کند که کودکان با صرع به نسبت بیشتری (28-70%) نسبت به نوع رشدی-تحولی (5-10%) اختلال ADHD دارند. مطالعه آنها نشان داد که ماهیت مساله توجه در صرع ممکن است مورد تشخیص قرار بگیرد. این کودکان در عملکرد توجهی پیچیده و چابکی در پاسخ دادن251 مشکل دارند، نه در مورد توجه ساده. در این مواد، ممکن است تا پایان دوره ابتدایی نیز این اختلال خودش را نشان ندهد. فرمهای تشخیصی استاندارد پایش ADHD توسط والدین ممکن است این مشکلات توجهی سطح بالا252 را نتوانند مورد شناسایی قرار دهند. بنابراین سنجهای عملکرد عصب-روانشناختی هدفمند، در این زمینه لازم به نظر می رسد (برل و همکاران، 2015).

کنشهای اجرایی253 و صرع
کودکان با صرع، بویژه صرع غایب دوران کودکی از مشکلات توجه و کنشهای اجرایی در فاصله بین تشنجها رنج می برند. اینگونه اختلالات غالباً حتی زمانی که تشنجها درمان می شوند باقی می مانند. عبارت “کنشهای اجرایی”(EF) برای تعریف مجموعهای از فرایندهای کنترل شناختی254 مورد استفاده قرار می گیرد که استفاده از رفتار هدفدار-جهت مند255 را امکان پذیر می کند. کنشهای اجرایی شامل حیطههای مختلف مهمی مانند برنامهریزی256، انعطافپذیری شناختی/جابهجایی مجموعهها257، حافظه کاری258 و روانی کلامی259 میشود. EF ها مجموع مولفههای تواناییهای نظمدهنده رشدی کودکان260 را نمایان می کند و بر رشد هیجانی-اجتماعی و توانش تحصیلی261 دلالت دارد. مطالعات قبلی نشان دادهاند که اختلال در نواخت تالامو-کرتیکال در صرع غایب با پیشتازی قشر پیشانی بیش از دیگر قسمتهای قشری در این اختلال دخیلند. مطالعات اخیر با استفاده همزمان از EEG و fMRI شواهدی از درگیری و بدکارکردی نواحی جانبی جلویی262 و اوربیتوفرونتال263، سینگولیت قدامی و مدار های هسته های قاعدهای-تالاموکرتیکال حرکتی/پیش حرکتی(BGT)264 در آسیب شناسی صرع غایب کودکی را نشان دادهاند. تحقیقات نوروآناتومیک، عصب-روانشناختی و تصویربرداری عصبی پیشنهاد میکنند که مدار BGT پوشش دهنده مجموعهای از فرایندهای سطح بالای شناختی مورد نیاز برای سازگاری، آمادگی با توجه به زمینه265، رفتار هدفمند-جهتدار266 می باشد. این فرایندها بصورت کلی به کنشهای اجرایی اشاره دارند. کودکان با صرع غایب دوران کودکی و بزرگسالان با سابقه صرع غایب ممکن است مشکلات عصب-روانشناختی قابل ملاحظهای را نشان دهند (دیاگتی267 و همکاران، 2012).
آزمونهای عصب-روانشناختی مختلفی برای مطالعه اختلال یادگیری در کودکان با صرع مورد استفاده قرار می گیرد، هرچند آزمون هوش متداول بینش کافی در مورد مشکلات شناختی به دست نمیدهد. ممکن است کنشهای اجرایی مختل شده با آسیب شناسی پیش پیشانی یا با عدم اتصال شبکه، مانند آسیب ماده-سفید268 یا اختلال در دیگر نواحی مغز در رابطه باشد. بنابراین یکپارچگی269 قشر پیش پیشانی ضروریست، اما برای کنش اجرایی موثر کافی نیست. دیدگاه جاری در عصب-روانشناسی این است که لوبهای فرونتال برای مدیریت یا رهبری جنبه های حل مساله مهم هستند. متغیرهای دیگری به غیر از صرع میتواند روی کنشهای اجرایی تاثیر داشته باشد. الژوسر270 و همکاران (1999) به نقل از هوئیه271 و همکاران (2006) گزارش کردهاند که جنبه هایی از حافظه، از خلق افسرده تاثیر می پذیرند. شرایط اقتصادی اجتماعی و ویژگیهای خانوادگی ممکن است ارتباط قابل ملاحظه ای با وضعیت عصب-روانشناختی داشته باشند و در مطالعات ناهنجاریهای عصب-روانشناختی می بایست کنترل شوند (هوئیه و همکاران، 2006).

صرع و هوش عمومی
در سال 2004 دودریل272 9 مطالعه طولی عملکرد هوشی کودکانی را که چهارسال پیگیری شده بود مورد مرور قرار داد. چندین مورد افت هوش را گزارش کرده بودند و او نتیجه گرفت که تشنجهایی که ضعیف کنترل شوند، از قانون علی مشابهی پیروی خواهند کرد. در سال 1968 رودن273، افت هوشی در بزرگسالان با تشنجهای ضعیف کنترل شده در مقابل عملکرد هوشی بهبود یافته در بیمارانی که تجربه بیشتر از دو سال درمان را داشتند، در آزمونهای بهبودی گزارش کرده بود. به همین شکل، سیدنبرگ و همکاران بهره هوشی در رابطه با بهبود کنترل تشنجها را گزارش کرده بودند (تامپسون و دانکن، 2005).
کودکان با صرعهای ایدئوپاتیک غیر پیچیده274 غالباً نمره های بهره هوش (IQ) در حد نرمال دارند، اما مقایسه مستقیم کودکان با صرع با کودکان با شرایط رشدی معمول غالباً بهره هوشی پائین تر و قابل ملاحظه را در کودکان صرعی نشان می دهد. این تفاوت بهره هوش معمولاً به تاثیر صرع و عملکرد شناختی مربوط میشود. ممکن است این شرایط با عوامل ژنتیک، شرایط اجتماعی-اقتصادی یا فامیلی و محیطی که مورد سنجش قرار نگرفته اند رابطه بیشتری نسبت به تاثیر صرع بر بهره هوش داشته باشد. از طرفی مهم است که نمره های عملکرد شناختی اعضا خانواده را نیز باید در نظر گرفت، و مجموعهای از شواهد خانوادگی مشکلات یادگیری و ناهنجاریهای شناختی را در برادران و خواهران و والدین کودک را باید در مورد صرع مد نظر قرار داد. مطالعه جالبی در این زمینه توسط والکر275 و همکاران (2012) صورت گرفت که در آن رابطه بین سنجش مقیاس کامل بهره هوش در کودکان با صرع با والدینشان مورد مطالعه قرار گرفت. بهره هوشی کودکان صرعی نسبت به کودکان گروه کنترل کمتر بود. بهره هوش والدین کودکان با صرع تفاوتی با والدین بچههای گروه کنترل نداشت. کودکان صرعی نسبت به والدینشان بهره هوشی کمتری نشان دادند. گرچه کودکان گروه کنترل این تفاوت را نشان ندادند. تفاوت هوشی والد-کودک بصورت قابل ملاحظهای بیشتر از گروه کنترل بود. خصوصیات صرع با تفاوت هوشی والد-کودک رابطه نداشت. چنین می توان تعبیر کرد که تفاوت نمایان شده تفاوت بهره هوش والد-کودک نشانگر نقش مستقل صرع از بهره هوشی خانوادگی، سندرومهای صرعی، و ریختهای تشنجهای بالینی است (والکر و همکاران، 2012).
در یک مطالعه که به منظور برآورد رابطه حساسیت شاخص آزمون وکسلر-4 (WISC-IV) و نمره زیرمقیاسهای آن در سنجش مسائل شناختی در گروه کودکان با صرع در مقایسه با گروه کنترل همتا و تعریف رابطه بین مقیاسهای وکسلر، عوامل جمعیت شناختی و متغیرهای وابسته به صرع، انجام شد، نمرههای بهره هوشی در گروه کودکان با صرع به شکل قابل ملاحظهای پائین تر از گروه کنترل بود و 8/36% از کودکان بهره هوشی مطابق تعاریف کم توان هوشی (70FSIQ≤) نسبت به گروه کنترل داشتند. در گروه کودکان مبتلا به صرع، نمره شاخصهای حافظه کاری و سرعت پردازش پایین تر از ادراک کلامی و استدلال ادراکی بود. در سطح خرده آزمونها، نمره خرده آزمونهای دیداری و کلامی و توانایی استدلال مانند استدلال ماتریسی بالاتر و در کدگذاری پائین تر بود. تاخیر در سن حمله و مدت زمان کوتاه تر دوره صرع هر دو با نمره های بالا در شاخصهای وکسلر و تست بهره هوش رابطه داشتند. ( ضریب همبستگی در محدوده 0.36 تا 0.44، 001/0 p≤) و همچنین تعداد داروهای ضد صرع در زمان آزمون و در گذشته هر دو رابطه معکوس با نمره بهره هوش و شاخصهای آزمون وکسلر داشتند ( ضریب همبستگی 0.27 تا 0.47 و 01/0p≤) نمره هوش و شاخصها رابطه قابل ملاحظهای با بسامد تشنجها نداشتند. الگوهای مشابهی برای نمره خرده آزمونها نیز بدست آمد. تفاوت قابل ملاحظهای در نمره هوش، شاخصها و خرده آزمونها در گروه کودکان با منطقه تشنجی مربوط به نیمکره چپ یا راست مشاهده نشد. همچنین با یافته های مثبت یا منفی MRI رابطه ای پیدا نشد. پژوهشگران حساسیت آزمون وکسلر-4 را در رابطه با مسائل شناختی صرع مربوط به کودکان با تشنجهای پردامنه را تائید کردند، بویژه مسائل مربوط به سلیس بودن کلامی،حافظه کاری، سرعت پردازش. در مقایسه با گروه کنترل این کودکان درجه بالایی از مشکلات شناختی که می تواند با این آزمون مورد سنجش قرار بگیرد را دارا هستند ( شرمن276 و همکاران، 2012).
لزوم ارتقا عملکردهای شناختی در بیماران با صرع مقاوم به دارو
در دهه اخیر بازتوانی شناختی277 برای بهبود عملکرد بیماران مبتلا به صرع مورد استفاده قرار میگیرد. که به عنوان هر گونه راهبرد یا روش مداخله ای معطوف به توانمندسازی مراجع یا بیمار و خانوادهایشان، برای زندگی، مدیریت، پشت سرگذاشتن278، کاهش یا ورود به شرایطی در برابر اختلالات شناختی روبه پیشرفت279 بر اثر آسیب به مغز مورد تعریف قرار می گیرد. هدف بازتوانی شناختی بازیابی توانایی بیمار برای مواجهه با فعالیتهای روزمره زندگی است. مداخلات ویژهی متنوعی با دیدگاههای مختلف ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد، که شامل 1) تقویت280، استحکام بخشی281، بازبکارگیری282 الگوهای آموخته شده رفتارهای پیشین، 2) بکارگیری الگوهای جدیدی از فعالیتهای شناختی در ضمن سازوکارهای شناختی جبرانی283 برای قسمتهای آسیب دیده سیستم عصبی 3) بکارگیری الگوهای جدیدی از سازوکارهای جبرانی محیطی مانند محیط شخصی یا ساختارهای محیطی و حمایتی. 4) توانمندسازی بیمار برای سازگاری با توانایی های شناختی خودش، جهت بهبود سطح عملکرد و کیفیت زندگی بهتر، زمانی که امکان تعدیل مستقیم و جبران اختلالهای شناختی وجود نداشته باشد (چانگ284 و همکاران، 2014).

تاریخچه تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه
تحریک الکتریکی برای تعدیل سیستم اعصاب و درمان اختلالهای عصب شناختی از زمانهای قدیم مورد استفاده قرار میگرفت. اسکربنیوس لارگو285، پزشک امپراتور رم کلودیوس286، در متن ” Compositiones medicamentorum” در سال 46 ق.م پیشنهاد کرد که کاربرد تشعشع الکتریکی رو سطح جمجمه برای زدودن سردرد مفید است. برای این کار از نوعی ماهی الکتریکی برای قابلیت تولید الکتریسیته مشهور بودند استفاده میشد که اسم علمی آنها نیز از شکل لاتین “torpere” به معنای سیخ کننده287 و بیحس کننده288 ( همچنین میتوان آن را غیرحساس و کرخت کننده289 نیز معنی کرد) که به تاثیر آن روی شخصی که از آن استفاده می کند اشاره دارد. ماهی الکتریکی بعدها برای درمان تشنج، افسردگی و درد تا قرن هجدهم مورد استفاده قرار می گرفت. در اوایل قرن نوزدهم جیوانی الدینی290 نوه کاشف جریان الکتریکی حیوانی لوئجی گالوانی291 و استاد فیزیک در دانشگاه بلوگنا292 نوعی از تحریک الکتریکی را شکل داد که روی قشر مغز باز انجام می شد، و روی زندانی های اعدامی صورت میگرفت. در سال 1804، آلدینی گزارش کرد که تحریک قشری موجب برانگیخته شدن حالات عجیب چهره افرادی که سرشان از تنشان جدا شده می شود. این یافتهها موجب شد او به این نتیجه برسد که سطح قشر را میتوان مورد تحریک الکتریکی قرار داد که می تواند کاربرد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد عملکرد شناختی، کیفیت زندگی، میانجیگری، ویژگیهای شخصیت Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد میانجیگری، بهبود عملکرد، مشکلات حرکتی، گروه کنترل