منابع پایان نامه ارشد درمورد کیفیت زندگی، حافظه کوتاه مدت، عملکرد شناختی، سازگاری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

توسط پرسشنامه کیفیت زندگی در صرع(QOLIE89) بدست آمدهاند رابطه دارند. برییر189 و همکاران (1998) به نقل از جیواگنولی (2014) رابطه بین عملکرد عصب-روانشناختی و نمره یک زیر مقیاس کیفیت زندگی که در خصوص درک190 شناختی را گزارش کردهاند، اما رابطهای بین عملکرد عصب-روانشناسی وهمچنین زمینه های کیفیت زندگی و مسائل شناختی نیافتند. جیواگنولی و آوانزینی191 (2000) به نقل از جیواگنولی (2014) دریافتند خاطره گزارش شده توسط خود شخص یک شاخص مهم نمره 89-QOLIE روی هم رفته می باشد، و خاطره نگاری و عملکرد عصب- روانشناختی با نمره زیرمقیاس شناختی 89-QOLIE رابطه دارند. منیسیس192 و همکاران (2009) به نقل از جیواگنولی (2014) نیز نشان دادند که زبان، هوش عمومی و نمرات تست توجه در تعیین کیفیت زندگی مشارکت دارند. این یافته ها یک تاثیر متغیر برای مسائل شناختی در کیفیت زندگی را پیش روی نهادهاند، شاید این عدم سازگاری و هماهنگی در بین مطالعات بخاطر نوع سنجشها بوده باشد (جیواگنولی و همکاران، 2014).
در متن حاضر تلاشهایی193 که در پس تشنجها صورت می گیرد، جنبه های روانی اجتماعی صرع مخصوصاً روا و بجا194 هستند. افراد مصرع با موضوعاتی مانند مشکلات خانوادگی، کاهش تعاملات اجتماعی و شانس های کاری، اعتماد بنفس195 پائین، و سطح بالایی از اضطراب و افسردگی روبرو هستند، حتی زمانی که تشنجها کنترل شدهاند. “کیفیت زندگی بعنوان ادراک شخص از موقعیتش در زندگی در متن فرهنگ و سازوکار ارزشی او که در آن زندگی میکند تعریف میشود و با اهداف، انتظارات، استانداردها و دغدغه های شخص ارتباط دارد” (سازمان بهداشت جهانی، 1990). بنابراین اندازه گیری کیفیت زندگی، ادراکات ذهنی و شخصی بیماران را نمودار میکند. به عبارتی دیگر، سازگاری اجتماعی بعنوان تعامل بین شخص و محیط اجتماعیش تعریف میشود. سازگاری اجتماعی با یک مقیاس عینی و کمی نمودار می شود، و بیماران برای تطابق با مقیاس مورد نظر مقایسه می شوند که با پرسشنامه های کیفیت زندگی مجاز به برآورد آن نیستیم. بنابراین، بیمارانی که از زندگیشان احساس رضایت دارند ممکن است نمره های پائینی به این ابزار عینی و کمی سنجش سازگاری اجتماعی بدهند، برخلاف شواهدی که سازگاری روانی-اجتماعی ضعیفی رانشان می دهند. امروزه سنجش سازگاری اجتماعی با استفاده از ابزار معتبر معمول نیست و توسعه نیافته و استانداردهایی برای این هدف در بیماران مبتلا به صرع در کل وجود ندارد (موچهتا196 و همکاران، 2013).
در بیماران صرعی، خود-سنجی و سنجش اختلالات شناختی ممکن است بر کیفیت زندگی فرد تاثیر داشته باشد، که با 10% پراکندگیش قطع نظر از خلق و متغیرهای بالینی تشریح کننده است. درمان اختلالات شناختی و تغییر در درک ممکن است برای کیفیت زندگی این بیماران مفید باشد (جیواگنولی و همکاران، 2014).

بسامد تشنجها و عملکرد شناختی
مطالعات چند بخشی197 روی نمونه های انسانی شواهدی را در رابطه بین بسامد تشنجها و اختلال شناختی فراهم کرده است. مدت زمان طولانی ابتلا به صرع با بزرگتر بودن میزان اختلال شناختی طبق گزارشهای موجود رابطه دارد. تاثیر منفی طول مدت با تاثیر تجمعی اثر تشنج ها در رابطه است. اما همچنان عوامل دیگری شامل نوع داروها درمانی و فعالیتهای آسیب زای در سطح نمایش در حد EEG198 نیز وجود دارند. بسامد تکرار تشنجهای تونیک-کلونیک منتشر199 پیش بینی کنندهای قوی تری برای افت عملکرد شناختی هستند. بسامد صرعهای جزئی پیچیده200 با کاهش حافظه و توانایی های اجرایی201 در رابطهاند اما در مورد هوش چندان تاثیر ندارند (تامپسون و دانکن202، 2005).

سن اولین حمله و مدت زمان اختلال
اینگونه بیان شده است که وقتی حمله در سنین اولیه رخ می دهد یک عامل احتمالی خطر برای افت عملکردهای شناختی است، چرا که مغز دارای قدرت کمتری برای تحول و توسعه برای نگهداری ظرفیتهای کارکردی203 در مواجهه با تبعات از دست دادن سلولهای عصبی است. برعکس در بالا رفتن سن احتمال خطر افت شناختی افزایش می یابد. برای اینکه صرع داشتن فرایند سالخوردگی شناختی204 را تسریع می کند. تشنجهای مرتبط به ضربه به سر و سنین بالا کمتر پیش بینی کننده اختلالات شناختی هستند، در حالیکه طول مدت بهبودی (دوره های بدون تشنج) با برون دادهای بهتر شناختی رابطه دارد. حمله در سنین اولیه دلالت گر نیست و طول مدت ابتلا به صرع بسیار کمتر پیش بینی کننده افت عملکرد شناختی است نسبت به آنچه مطالعات چند بخشی به آن اشاره دارند. هیچ مدرکی حاکی از آن نیست که سطح بالای عملکرد شناختی در مقابل افت عملکرد شناختی محافظت می کند (تامپسون و دانکن، 2005).
وضعیت شناختی با سن حمله و نوع صرع به اندازه وضعیت بهبودی و داروها رابطه دارد. احتمالهای خطر منسوب به ناسازگاری برای هر یک از متغیر های مستقل محاسبه شده است. برای سن، تفاوت بین گروههای 5تا 9 و بشتر از 10 ساله ها به صورت آماری قابل ملاحظه نبود. و بهبودی در الگوی برازندگی وقتی متغیر سطح سه در مقابل سطح دو استفاده شدند نیز وجود نداشت. متعاقباً سن حمله به دو سطح تفکیک شد، زیر 5 سال و 5 یا بیشر.
برای بررسی بیشتر یافته های سن،گروه در گام اول به دو طبقهی گروه های پیچیده( ایدئوپاتیک یا کریپتوژنیک205) در مقابل غیر پیچیده ( نشانگانی و اپیلپتیک آنسفالوپاتی) تقسیم شد. در هر یک از این دو لایه، آزمودنیهای با سن زیر 5 سال بیشتر بنظر می رسید که در محدوده نرمال قرار بگیرند تا آنهایی که سن حمله شان بیشتر از 5 سال بود. کم سن و سالها در زمان حمله قویاً در رابطه با دلایل نشانگانی و اپیلپتیک آنسفالوپاتی هستند، که هر دو با اختلال هوش رابطه دارند. با در نظر گرفتن این عوامل، توزیع معناداری در رابطه با اختلال، متناسب با کم سنترها در زمان حمله بوجود خواهد آمد. در گزارش جدیدی از انگلستان از 79 کودک که مورد لوبوتومی206 ناحیه تمپورال قرار گرفتند. همه آنهایی که آسیب کانونی داشتند، 63% دارای اختلال هوش بودند. و کم سن و سال ترها در زمان حمله با شانس اختلال بیشتری همراه بودند(برگ207 و همکاران،2008).

حافظه208 و صرع
در اینجا با برسی چند مطالعه بالینی و کاربردی سعی در روشنتر کردن رابطه حافظه با صرع آورده میشود. باید دانست که پرداختن به تمامی جزئیات و مکانیسم این رابطه خود مطالعه مستقل، گسترده و چندجانبهای را میطلبد.
افراد مبتلا به صرع لوب تمپورال میانی، غالباً اختلال حافظه در موارد ویژه نشان می دهد (کلامی برای چپ، و دیداری فضایی برای نیمکره راست) که می تواند موجب برانگیختن209 اهداف جراحی در نواحی صرعزای210 میانی و جانبی جلویی قشر تمپورال211 گردد. شواهد در حال توسعه بسیاری وجود دارد که مدعی است، ویژگی ساختاری و عملکردی تمامیت212 این نواحی با استفاده از MRI می تواند در پیش بینی احتمال خطر پس از جراحی بر افت بیشتر حافظه کمک کننده باشد (بارنت213 و همکاران، 2015).
حافظه کوتاه مدت (STM)214 و حافظه بلند مدت (LTM)215 سازوکارهای216 مجزا از هم در نظر گرفته میشوند که عملکردشان به نواحی پیشانی-آهیانهای و لوب تمپورال میانی (MTL) منسوب شده است. این دو بخشی شدن217 کاربردی با شواهدی از اختلال در جنبه های حافظه کاری در بیماران با صرع لوب تمپورال میانی به پرسش کشیده شده، و این نظر که مشارکت مسستقیم نواحی هیپوکامپال218 در حافظه کوتاه مدت بالقوه وجود دارد مطرح است. از آنجاکه اتصال219 کارکردی220 تالامو-تمپورال با عملکرد حافظه بلند مدت در ارتباط است، اتصال کارکردی تالامو-پیشپیشانی221 بصورت ویژه عملکرد حافظه کوتاه مدت را پیش بینی میکند. قابل ذکر است بیمارانی که در حجم هیپوکامپال کاهش داشتهاند، کاهش حجم تالاموس را هم نشان می دهند، بصورت برجسته تر در ناحیه پولوینار222 که کاهش حجم در بیماران با حجم نرمال هیپوکامپ قابل تشخیص نیست. اتصال معیوب تالامو-کرتیکال در نیمکرتشنجزا نمایانگر کاهش رفتارهای مرتبط با عملکرد حافظه کوتاه مدت بخصوص در بیماران دچار کاهش حجم هیپوکامپ است. این یافته ها مشخص کننده نقش تخریب تالامو-کرتیکال بعنوان سازوکاریست که در اختلال حافظه کوتاه مدت در متن اختلال صرع لوب تمپورال میانی مشارکت دارد (ووئتس223 و همکاران، 2015).
رمزگردانی224 موثر حافظه دیداری عملکردی مهم در زندگی روزمره است که در بطن فرایند حافظه رویدادی و معنایی225 حضور دارد. در بیماران با صرع لوب تمپورال میانی(MTLE) اختلال حافظه بعنوان ساختار درگیر ایجاد تشنجها متداول بوده و شامل دریافت226، نگهداری227 و بازیابی228 حافطه های رویدادی می شود. نتایج مطالعات حاکی از آنست که تفاوت در شبکههای رمزگردانی حافظه دیداری بین بیماران با صرع لوب تمپورال میانی چپ و آنهایی که این عارضه را در سمت راست دارند وجود دارد. همسو با مطالعات پیشین، سازمان رمزگردانی حافظه وابسته به سمت229 کانون تشنج بوده و ممکن است با میانجیگری بازسازماندهی230 کارکردی در صرعهای مزمن نیز در ارتباط باشد. این اختلاف ممکن است حاکی از تفاوت مشاهده شده در توانایی حافظه بین بیماران با صرع لوب تمپورال میانی چپ و آنهایی که در سمت راست این مشکل را دارند بوده و تاثیر تعدیل کنندگی صرع بر شبکهی رمزگردانی حافظه را برجسته می کند (گرگوری231 و همکاران،2015).
صرع لوب تمپورال (TLE) با درجات متفاوتی از اختلال حافظه در ارتباط است. حافظه بیوگرافی یا گزارش از خود یکی از مهمترین قسمتهای سنجش این فرایند می باشد، اما اندازه گیریهای معتبر و روایی در تحقیقات این گروه کمتر صورت گرفته است. در پژوهشی که ایلمن و همکاران انجام دادند گزارش گروه TLE بصورت قابل ملاحظه ای نشان دهنده نگرانی بیشتر این افراد در مورد حافظهی شان می باشد، مثالهای بیشتری از فراموشی و استفاده بیشتر از راهبردهای232 یادیار نسبت به گروه کنترل وجود دارد. راهبرد مورد استفاده با عوامل جمعیت شناسی در گروه کنترل رابطه داشته نه البته در گروه TLE. تحلیل عوامل مرتبط با صرع اشاره دارند که زیرگروههای جانبی نیمکرهای در هیچ یک از زیر مقیاسها تفاوتی نداشتند، همچنین با شرکت کنندگان گروهبندی شده با توجه به یک، دو یا چند دارویی ضد صرع نیز تفاوتی دیده نشد. سنجش میزان مزمن بودن شامل سن حمله و مدت زمان بیماری و همچنین ارتباط با زیر مقیاسهای MMQ233 را رد کرد. بخاطر اینکه عملکرد حافظه عینی غالباً در موارد بیشتر مزمن و مقاوم به دارو اختلال بوجود می آورد ( ایلمن234 و همکاران، 2015).

توجه235 و صرع
اختلال توجه/فزون کنشی (ADHD) یکی از معمولترین اختلالات کودکی است که غالباً در دیگر شرایط نظیر صرع نیز بخوبی دیده می شود. شیوع ADHD در کل جمعیت در حدود 3-6 درصد تخمین زده می شود که حدود بیش از یک سوم آنها در بزرگسالی نیز همچنان این نشانگان را دارند. امروزه شیوع ADHD در بیماران صرعی به صورت قابل ملاحظهای بالاست. تقریباً در حدود یک سوم کودکان صرعی تشخیص ADHD نیز میگیرند. چگونگی پیشرفت مشکل توجه و تمرکز در طول سالها چندان آشکار نیست. بنابراین شدت مساله توجه236 در اواخر دوران کودکی در کودکان صرعی مورد ارزیابی باید قرار گیرد و همچنین بعدها در بزرگسالی. زمان آن رسیده که مقایسه ای بین مشکل توجه در کودکان صرعی و کودکانی که به صورت رشدی تحولی237 ADHD دارند، صورت بگیرد. یافته ها نشان می دهند که کاهش قابل ملاحظهای در نشانگان ADHD در بیماران، از زمان اواخر کودکی تا بزرگسالی وجود دارد. نشانگان فزون کنشی با توجه به پیشینه مطالعات نشان داده شده که با افزایش سن کاهش می یابد، در مورد کودکان با صرع ایدئوپاتیک به همراه ADHD نیز داده ها همین نتایج را تائید می کنند. در طول یک مدت زمان مشخص مشکل توجه اساساً بهبود قابل ملاحظه ای نداشت. نتیجه اینکه رشد و رسش مغز ممکن است تاثیر مثبت بیشتری روی مساله توجه بیماران صرعی داشته باشد تا کودکان با ADHD رشدی-تحولی (بچتل238 و وبر239، 2015).
نتایج مطالعهی برآورد شیوع مشکل توجه، از ADHD تشخیص داده شده و پرونده توجه در گروه نمونه کودکان و بزرگسالان مبتلا به صرع ایدئوپاتیک نشان می دهد که شیوع ADHD در بیماران صرعی بالاتر بود و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد دوران کودکی، آسیب شناسی، کشورهای توسعه یافته، فیزیولوژی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد گروه کنترل، کنشهای اجرایی، حافظه کاری، توجه پایدار