منابع پایان نامه ارشد درمورد کیفیت حسابرسی، ضریب واکنش سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی

دانلود پایان نامه ارشد

منتظره از اعلام سودشرکتها (اطلاعات جدید) میباشد. واکنش بازار به اطلاعات حسابداری حسابرسی شده را میتوان از طریق این پروکسی مانند ERC مشاهده کرد.
تهو و ونگ(1993) در مطالعه خود استدلال کردند که کیفیت حسابرسی دارای رابطه مستقیم قطعی با کیفیت سود مشتری و در نتیجه ضریب واکنش سود همرا خواهد بود. همچنین واکنش سرمایه گذار به سود غیرمنتظره به اعتبار سود گزارش شده بستگی دارد.
سرمایه‏گذاران، نمی‏توانند مستقیماً درآمدهای واقعی تحت تعهد شرکت را نظارت کنند؛ ازاین رو، آنها باید به مقادیر گزارش شده‏ی حسابداری تکیه کنند. برای تأمین اعتبار این اعداد گزارش‏شده، حسابرسان خارج از شرکت باید مشخص کنند که آنها مطابق با GAAP74 عمل می‏کنند، تا سرمایه‏گذاران را از اعتبارداده‏های مالی مطمئن می‏سازند. این اهمیت نقش حسابرسان را بازتاب می‏کند.
استدلال شده که یک حسابرس بسیار ماهر احتمالاً قادر به ایجاد هماهنگی سودهای گزارش شده مطابق با GAAP است که به نظر منطقی می‏رسد بنابراین، اگرکیفیت حسابرسی توسط سرمایه‏گذاران عالی درک شود، آنها قویاً به غافلگیری در سودهای گزارش شده واکنش نشان خواهند داد. تحقیقات ارائه شده توسط تهو وونگ و گسترش داده شده توسط کریشنان و یانگ نشان میدهد که برای اندازهگیری کیفیت حسابرسی در رابطه با نام حسابرسان با نام تجاری، ضریب واکنش سود مشتریان متخصص درصنعت، بالاتر از ضریب واکنش سود مشتریان حسابرسان غیرمتخصص در صنعت است.
در ایالات متحده، مورلند در سال 1995تأثیر هر عمل اجرایی یا تحریم‏های مقابل حسابرس توسط SEC در مورد کیفیت حسابرسی و اعتبار درک شده از مقادیر سودهای مشتریان حسابرسی را مورد بررسی قرارداد. این تحقیق ضریب واکنش سودهای مشتریان را قبل و بعد از انجام چنین اعمالی درمقابل حسابرسی با SEC را مقایسه کرد و یک کاهش را در واکنش بازاربه اطلاعات حسابداری مشتری با تشخیص یک کاهش در دقت درک شده ازچنین اطلاعاتی نشان داد. علاوه‏برآن، دریافت که ERC به طورعمده بعد از دریافت یک گزارش حسابداری با کیفیت، کاهش یافت(2014،O.OKOLiel).
2-13) پیشینه تحقیق
2-13-1) مطالعات تجربی انجام شده در خارج کشور
بال و براون درسال 1968تحقیق تجربی و سنتی در زمینه حسابداری را در بازارهای سرمایه آغاز کردند و این روش تحقیق تا به امروز ادامه دارد. نخست آنها میخواستند شواهد علمی متقاعد کنندهای را ارائه نمایند که بازده سهام شرکتها در برابرمحتوای اطلاعاتی صورتهای مالی واکنش نشان میدهد. این نوع تحقیق را تحقیق موردی مینامند. زیرا در این تحقیق درباره واکنش بازار اوراق بهادار نسبت به انتشار سود خالص بود. تحقیق بال و براون از این نظر ارزشمند است که دارای یک روش اصولی یا زیربنایی است و میتوان آن را گسترش داد (خوش طینت، 1385) .
بال و براون 261 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک را به عنوان نمونه برای مدت 10 سال (1965-1956) موردمطالعه قرار دادند.آنها توجه خود را معطوف به محتوای اطلاعاتی سود خالص نمودند و به سایر اطلاعات ناشی از اجزای تشکیلدهنده صورتهای مالی، مانندقدرت نقدینگی و ساختار سرمایه، توجه نکردند (خوش طینت، 1385).
نخستین کار دو پژوهشگر این بود که محتوای اطلاعاتی سود خالص را اندازهگیری نمایند یعنی اینکه آیا سود خالص گزارش شده از مقدار مورد انتظار بیشتر(خبر خوب) یا از مقدار مورد انتظار کمتر (خبر بد) بود. بدیهی است که دراین مورد میبایستی سود را جایگزینی انتظار بازار بود. زیرا براساس آن سودخالص غیرمنتظره تنها درقالب تغییر در سودخالص مشخص میگردید. ازاین رو شرکتهایی که سودخالص پیشبینی از سال قبل داشتند در طبقهای قرار گرفتند که خبر خوب اعلام میشد و بالعکس. دومین کار آنها این بود که بازده بازار مربوط به سهام شرکتهای نمونه را زمانی که نزدیک اعلام سود خالص بود مورد ارزیابی قرار دادند. این کار بر اساس روش محاسبه بازده غیرعادی انجام شد. تنها تفاوت در این بود که دو پژوهشگر از بازدهی ماهانه استفاده کردند. آنها خبر خوب مربوط به اعلام سود خالص را در نمونه خود مورد توجه قرار دادند. میانگین بازده غیر عادی بازار سهام در ماهی که خبر سود خالص اعلام شد، بسیار مثبت بود وبالعکس، میانگین بازده غیرعادی درمورد خبربد مربوط به سودخالص متعلق به شرکتهای موجود درنمونه بسیارمنفی بود. این نتیجه موید این میباشد که بازار در برابر خبرخوب یا بد مربوط به سودخالص (متعلق به یک زاویه بسیار محدود در مورد اعلام سود خالص) واکنش نشان میدهد (خوش طینت، 1385).
یکی از جنبههای مهم تحقیق بال و براون این بود که آنها برای طیف وسیعی متشکل از هر 11 ماه قبل و 6 ماه بعد ازخبر سود تقسیمی این مطالعه را انجام دادند. این دو پژوهشگر برای هریک از ماههای این 18 دوره میانگین بازده غیرعادی را محاسبه کردند. مهمترین نتیجه تحقیق بال و براون این بود که موجب مطرح شدن سوالات زیادی درمورد سودمندی گزارشهای مالی شد. ازدیدگاه منطقی گام بعدی پرسش این سوال است که آیا مقدار سود خالص مورد انتظار با اندازه و بزرگی واکنش بازار اوراق بهادار رابطه دارد یا نه؟ البته تحقیق بال و براون برمبنای علامت یا نشانه سودخالص غیرمنتظره قرار داشت. یعنی محتوای اطلاعاتی موجود در سودخالص، در تحقیق این دو پژوهشگر را فقط میتوان در قالب دو طبقه اعلام دو خبر خوب یا بد قرار داد که این مقیاس یا معیار نسبتا خوب است (خوش طینت و فلاح، 1385).
چوي و جيتر75(1992) براي بررسي تأثير اظهارنظرحسابرسي مشروط بر روي ضريب واكنش سود، ضريب واكنش سود براي سه ماهه قبل از اظهارنظر و سه ماهه بعد از اظهارنظرحسابرسي مشروط را با هم مقايسه و بررسي كردند. آنان بعد از تجزيه و تحليلهاي آماري نشان دادند ضريب واكنش سود بعد از اظهارنظرحسابرسي مشروط كوچكتر از ضريب واكنش سود قبل از اظهارنظرحسابرسي است. آنها نتیجهگیری کردند، اگر در مورد سودهاي گزارش شده (كه به عنوان يك شاخص براي سودهاي مورد انتظار آتي مورد استفاده قرار ميگيرند) ابهام عمدهاي وجود داشته باشد، حساسيت بازار به اعلان سود كاهش خواهد يافت. این مطالعه نشان داد حساسيت بازار به اعلان سود به طور با اهميتي بعد از انتشارگزارشهاي حسابرسي مشروط كاهش مييابد. بنابراین اظهارات حسابرسی با تغییر درک بازار از سود یا تداوم سود و یا هر دو، حساسيت بازار به اعلان سود را كاهش ميدهد. در نتيجه، ضريب واكنش سود نيز ممكن است كاهش پيدا كند، زيرا اظهارات حسابرسي منجر به كاهش تداوم يا افزايش پارازيت اطلاعاتي ميگردد.
دی آنجلو و نئو (1993) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند، هنگامی که حسابرسان با کیفیت تر(کم کیفیتتر) انتخاب میشوند، مدیران توانایی کمتری (بیشتری) برای دستکاری سود به منظور تحقق سود پیشبینیشده دارند. آنها با توجه به نتایج تحقیقات خود استدلال میکنند که مدیران برای حداقل کردن تفاوت سودپیش بینی شده و سود گزارش شده انگیزه دارند و از اقلام تعهدی و سایر رویههای حسابداری احتیاطی برای دستکاری سود گزارش شده در جهت کم کردن این تفاوت استفاده می کنند (پورکریم،1388،ص،65).
تیهو76 و وونگ77 (۱۹۹۳) ارتباط بین کیفیت حسابرسی و ضریب واکنش سود را بررسی کردند. آنها استدلال کردند که کیفیت حسابرسی مثبت با کیفیت سود مشتری و در نتیجه ضریب واکنش سود همراه خواهد بود. مدل ارائه شده توسط تیهو و وونگ به این صورت بود:
CARit = λ0 + λ1Dit + λ2UEit + λ3UEitDit + λ4UEitMBit + λ5UEitMBitDit + λ6UEit βit + λ7UEit βitDit + λ8UEitLMVit + λ9UEitLMVitDit + λ10UEit + λ11UEit Dit + Єit

که در آن :
CARit : بازگشت غیرطبیعی تجمعی برای شرکت، به طور مداوم بین تاریخ پیش بینی و تاریخ سود.
: UEit سودغیرمنتظره
Dit: متغیر ساختگی برای بزرگ 1 در غیر این 0
MBit: ارزش بازار به ارزش دفتری به عنوان پروکسی برای رشد و تداوم
βit:مدل بازارشیب به عنوان یک پروکسی برای ریسک شرکت
LMVit: لگاریتم طبیعی ارزش بازار به عنوان یک پروکسی برای اندازه شرکت.
Nit:تعداد پیش بینی تحلیلگران دراتفاق نظرپیش بینی به عنوان یک پروکسی Єit: خطای تصادفی
آنها ثابت کردند که اندازهگیری کیفیت حسابرسی توسط حسابرسان با نام های تجاری(برند) ارتباط مثبتی با ضریب واکنش سود دارد.
لو و تياگارا (1993) به بررسي رابطه بين كيفيت سود و بازده سهام پرداختند، بدين صورت كه آنان 12 متغير بنيادين را مشخص كردند که توسط تحليل گران مالي در ارزيابي كيفيت سود استفاده ميشود. آنان از طريق دادن امتياز صفر و يك به هر يك از 12متغير بنيادين، كيفيت سود را براي هر شركت اندازهگيري نمودند. سپس شركتهاي نمونه را براساس كاهش كيفيت سود به پنج گروه تقسيم كردند و با استفاده از تجزيه وتحليل رگرسيون، ميانگين ضريب واكنش سود را براي هر گروه تخمين زدند.آنها به اين نتيجه رسيدند گروه‌هايي كه ازكيفيت سود بالاتري برخوردارند، ضريب واكنش سود بالاتري نيز دارند كه اين امر با انتظارات نظري سازگاري داشت.
مورلند78(۱۹۹۵) اثر هرگونه اقدامات اجرایی و تحریم ها علیه حسابرس توسط کمسیون بورس اوراق بهادار79(SEC) برکیفیت حسابرسی ارائه شده توسط حسابرس و اعتبار سودهای مشتریان را مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه با ضریب واکنش سود مشتریان قبل و بعد از انجام چنین اقداماتی علیه حسابرسان توسط SEC مقایسه شد.و نشان داده شد که کاهش در واکنش بازار به اطلاعات حسابداری مشتری نشان دهنده کاهش در دقت درک شده از این اطلاعات است.
فرانسیس و همکاران(1999) درتحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که، مدیران شرکتهای دارای اقلام تعهدی بالا به منظور ایجاد اطمینان از عدم مشارکت در فرصتهای مدیریت سود انگیزه دارند تاحسابرسان با کیفیت را به کار گیرند. در تحقیق آنها معیار اندازهگیری کیفیت حسابرسی نام تجاری حسابرس(اندازه حسابرس) است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که حسابرسان دارای نام تجاری(اندازه حسابرس بزرگتر) با احتمال زیادتری از طرف صاحبکارانی که تمایل درونی به تغییر در اقلام تعهدی دارند کنار گذاشته میشوند.(رضایی،1391،ص70)
کریشنان و یانگ80 (۱۹۹۹) این بحث را با بررسی اثریک جنبه خاص از کیفیت حسابرسی، تخصص حسابرس در صنعت در مورد ضریب واکنش سود گسترش دادند. آنها ثابت کردند پس از کنترل عوامل پیش از ضریب واکنش سود و همچنین وابستگی صنعت مشتریان، حسابرسان متخصص در صنعت ضریب واکنش سود بالاتری نسبت به مشتریان حسابرسان غیر متخصص در صنعت دارند.
فلتام وپاي81(1999) به بررسي تحليلي تأثير اقلام تعهدي حسابداري بر روي ناپايداري سود و ضريب ‌واكنش سود پرداختند. تحليلها نشان داد اگر مديريت سود مولفههاي ناپايداري در سود غيرمنتظره راتحت تاثير قرار ندهد، واريانس سود غيرمنتظره كاهش مييابد. اما اگر مديريت سود تداوم روند سودآوري را انتقال دهد، واريانس سود غيرمنتظره كاهش نمييابد. لذا در مجموع شلوغي ايجاد شده اطراف سود ناشي از اقلام تعهدي مديريت شده ضريب واكنش سود را كاهش ميدهد .
تحقیقی در مصربه وسیله ابراهیم(2001) در مورد کیفیت حسابرسی و دوره تصدی حسابرس، نفوذ صاحبکار و مدیریت سود انجام شده است. این تحقیق مدارکی در مورد اثر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود فراهم میکند. در این تحقیق ازجریانهای نقدی حاصل از فعالیت های عملیاتی گزارش شده درصورت جریان وجه نقد و برآورد اقلام تعهدی استفاده شده است. همچنین برای برآورد اقلام تعهدی اختیاری از مدل تعدیل شده جونز در یک سری زمانی استفاده شده است. نتایج تحقیق مدارکی را در مورد ارتباط معکوس بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود ارائه میدهد. نتایج نشان میدهد دوره تصدی حسابرس برخی تاثیرات مثبت بر روی کارایی فرایند حسابرسی و بهبود عملکرد کنترلی فرض شده برای حسابرسان دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که نفوذ صاحبکار نمیتواند بر استقلال حسابرس اثر گذاشته و یا اینکه حسابرسان به صاحبکاران بزرگ خود اجازه دهند که اختیارات بیشتری در گزارشگری سود داشته باشند.
یئو و کیم(2002) به بررسي ريسك عدم پرداخت به عنوان يكي از عوامل ضريب واكنش سود، شواهدي از بازار

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد ضریب واکنش سود، کیفیت سود، کیفیت حسابرسی، رگرسیون Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کیفیت حسابرسی، حق الزحمه، کیفیت سود، ضریب واکنش سود