منابع پایان نامه ارشد درمورد کمال مطلق، آرمان ها و ارزش ها، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

ي ياددادن .در فرهنگ معين نيز همين معاني را براي تربيت ذکر کرده اند .8 در لغت نامه دهخدا تربيت به اين شکل معنا شده است : تربيت : {ت} (ع مص) ، پروردن و پرورانيدن .9 از گفته‌هاي زبان‌شناسان و فرهنگ واژه‌ها چنين برمي‌آيد که “تربيت” مصدر باب “تفعيل” و داراي سه ريشه است:1- ربأ، يربؤ (= فعل مهموز) ?- ربي، يربي (= فعل ناقص) ?- رب، يرب (= فعل مضاعف) 10تربيت چون از “ربا، يربو” باشد، رشد کردن و برآمدن و قد کشيدن و باليدن را مي‌رساند. ابن منظور11 در لسان العرب مي‌گويد: “رَبا الشي‏ءُ يَرْبُو رُبُوّاً و رِباءً: زاد و نما.” يعني چيزي رشد کرد و افزوده شد.تربيت از ريشه “رَب، يَرب” در معاني زير آمده است: پروردن، سرپرستي و رهبري کردن، نيکو کردن، به تعالي و کمال رساندن، ارزنده ساختن، از افراط وتفريط درآوردن، به اعتدال بردن، استوار و متين کردن. از ميان سه معناي پيش گفته، بيشتر زبان‌شناسان تربيت را با عنايت به ريشه “رب، يرب” تعريف کرده‌اند. از باب نمونه راغب اصفهاني12 بر آن است که: “تربيت، دگرگون کردن گام به گام و پيوسته هر چيز است تا آن‌گاه که به انجامي که آن را سزد برسد.”.هرگاه به کاربرد اين واژه در دانش تربيت و انديشمندان علوم تربيتي بنگريم، به اين نتيجه خواهيم رسيد که تربيت با در نظر گرفتن ريشه (مضاعف) معنا شده است.علامه طبرسي13 در تفسير مجمع البيان، پس از آنکه براي واژه “رب” معاني مختلفي چون مالک، صاحب، سيد، مطاع، مصلح و تربيت کننده را برمي‌شمرد مي‌گويد: “و اشتقاقه من التربيه، يقال: ربيته و رببته بمعني و فلان يرب صنيعته، اذا کان ينمها.”
“واژه رب از مصدر تربيت اشتقاق يافته است، (چه به صورت مجرد به کار برود و يا مضاعف،) معناي يگانه دارد. [= سوق دادن چيزي به سمت کمال] و فلاني کار و ساخته خود را تربيت کرد، يعني آن را رشد داد.”14.در تفسير نمونه15 آمده است :”رب در اصل به معناي مالک و صاحب چيزي است که به تربيت و اصلاح آن مي‌پردازد” در المنجد16 نيز تربيت به معناي از حد اعتدال سوق دان است .
انسان ها براساس فطرت خود داراي استعدادهاي زيادي هستند امّا بدون توجّه به اين استعدادها وقرار دادن آنها درمسير صحيح شکوفا نمي شوند . تربيت تاحدّ زيادي به معناي قرار دادن اين استعدادها در مسير صحيح وبرداشتن موانع از سرراه اين استعدادها براي رسيدن به کمال است . در اينجا بايد بين استعدادهاي درجهت کمال واستعدادهاي غير کمال طلبانه تفاوت گذاشت که با توجّه به نظام هاي ارزشي متفاوت مختلف است . در فرهنگ اسلامي اين استعدادها تا حّد زيادي تحت تأثير انديشه هاي مذهبي است ؛به اين معني که تربيت را شيوه اي مي دانند که بايددرجهت کمال ذاتي انسان قرار گيرد .ازخودگذشتگي،ايثار ، عشق ، کمک به همنوع همه در فرهنگ اسلامي امتيازاتي محسوب مي شوند که مي تواند دررسيدن فرد به کمال مطلوب کمک کند.زيرا هررشدي کمال طلبانه نيست. مثلاًدر فرهنگ هاي کاپيتاليستي اينگونه به اين مقوله نمي نگرند وبراي کسب ثروت براي خود از هرراهي را، نوعي استعداد (ضدکمال) وکمال مي دانند وبراي آنها هدف وسيله را توجيه مي کنند. حتّي اگر اين وسيله استثمار همنوعانشان باشد. بنابراين معناي تربيت، باتوجّه به زيربناي فکري ،فرهنگي و اعتقادي متفاوت است . بنابراين مي توان گفت اقدامات تربيتي ، اقداماتي آموزشي ، اصلاحي هستند که بايد درجهت شکوفايي استعدادها وبرداشتن موانع ازسرراه رشدوکمال بزهکاران باشند تا از اين طريق بتوانند به عنوان انساني سالم به جامعه بازگردند.تربيت ابتدا از محيط خانوادگي آغاز مي شود و اين امر مهّم در ابتدا برعهده والدين است . درادامه با ورود فرد به جامعه ، جامعه ورسانه نيز نقش مهمّي را در القاي تربيت صحيح به شخص برعهده دارند . بنابراين محيط خانوادگي ناسالم ، جامعه با ارزش هاي اجتماعي ، فرهنگي غلط ،برنامه ها و تبليغات ناصحيح ودرجهت عکس ارزش هاي انساني وکمال همه در روند تربيت غلط بزهکارتأثير دارند .
گفتار دوّم
الف . مفهوم اصطلاحي تربيت
درباره تربيت ديدگاه ها وتعاريف گوناگوني ارائه شده است .برخي تربيت را به رشد مادّي و جسمي منحصر نموده اند وبرخي نيز تعالي روحي ورواني انسان را مدّ نظر قرار داده اند . بنابراين با توجّه به ديدگاه هاي گوناگون، تعاريف مختلفي ودر پاره اي موارد، متضاد ارائه شده است. در اينجا به ارائه برخي از اين تعاريف پرداخته ودر نهايت به جمع بندي واظهار نظر نهايي خواهيم پرداخت.
تربيت به معناي ، فراهم كردن زمينه هاى لازم است، تا بتدريج استعدادهاى انسان شكوفا شود و به فعليّت درآيد و به سوى حد نهايى و كمال خود سير نمايد. بنابراين مى توان تربيت را چنين تعريف كرد: تربيت عبارت است17 از رفع موانع، و ايجاد مقتضيات براى آنكه استعدادهاي انسان در جهت كمال مطلق شكوفا شود. تربيت 18به آرامي و به صورت سير تکاملي صورت مي گيرد. اين يک واقعيت صددرصد صحيح است ،چرا که بوجود آمدن دگرگوني هاي اساسي در درون انسان بخصوص اگر ساليان عمر بيشتري را سپري کرده باشد،هرگز با سرعت انجام نمي گيرد ؛ زيرا کاملاً واضح است که تربيت دوکار بسيار مهّم انجام مي دهد که به سرعت وآساني در درون انسان تاثير نمي گذارد 1)تعديل احساس هاي خام وتموج هاي وابسته به غرايز حيواني واثبات خطابودن محتويات غلطي که در مغز و روان انسانها ي مورد تربيت جا گرفته وپيشرفت کرده اند .2)تلفيق وقابل پذيرش ساختن واقعيت ها،آرمان ها و ارزش هاي والاي انساي براي انسان مورد تربيت .3)تربيت مستلزم کوشش و انضباط است .4)تربيت فرد را متوجّه امکانات خلّاقه خود مي کند، همان چيزي که ويليام جيمز آنرا “خود گسترده تر” نام داده است. در ديدگاه استاد شهيد مرتضي مطّهري، تعليم، پرورش و استقلال نيروي فكري دادن، و زنده كردن قوه ابتكار متعلّم است و تربيت، پرورش دادن و به فعليّت درآوردن استعدادهاي دروني است كه بالقوّه در يك شي ء موجود است؛ از اين رو، كاربرد واژه تربيت فقط در مورد جانداران صحيح است؛ زيرا غير جانداران را نمى توان به مفهوم واقعي پرورش داد ؛آن طور كه يك گياه يا حيوان و يا يك انسان را پرورش مى دهند. از همين جامعلوم مي شود كه تربيت بايد تابع و پيرو فطرت، طبيعت و سرشت شيء باشد.اگر بنا باشد يك شىء شكوفا شود بايد كوشيد تا همان استعدادهايي که در آن هست بروز كند. بنابراين، تربيت در انسان به معناي پرورش دادن استعدادهاي او است و اين استعدادها در انسان عبارتند از: استعداد عقلي (علمي و حقيقت جويي) ، استعداد اخلاقي (وجدان اخلاقي)، بعد ديني (حس تقديس و پرستش)، بعد هنري و ذوقي يا بعدزيبايي و استعدادو خلاقّيت، ابتكار و ابداع.19کانت تربيت را پرورش و تأديب و تعليم توأم با فرهنگ مي‌داند که در پي کاميابي متربّي در جامعه آينده است؛ جامعه‌اي که به مراتب از جامعه کنوني برتر است وبزرگترين ودشوارترين مسئله آدمي است و افلاطون برآن بوده است که عالي تر و مقدس تر از تربيت ، فنّي نيست .20 جان استوارت ميل تربيت را هر تأثيري مي داند که آدمي د رمعرض آن است وتفاوت نمي کند آبشخور آن شيء، شخص يا جامعه باشد. اين تعريف بسيار گسترده است وبنابر آن کمتر چيزي است که عامل تربيت نباشد واز سويي بر اساس آن روشن نيست هدف تربيت را چگونه مي توان معلوم داشت . همچنين چنين نيست که تربيت به اين معنا الزاماً به سود متربي باشد.21 از نظر دورکيم تربيت عملي است که نسل هاي بزرگسال در قبال نسل هايي که هنوز براي زندگي اجتماعي پخته نيستند ، انجام مي دهند وهدف آن اين است که در کودک ، شماري از حالات جسماني ،عقلاني واخلاقي برانگيزد وپرورش دهد که جامعه سياسي برروي هم ونيز در محيط ويژه اي که فرد به نحو خاصّي براي آن آماده مي شود ، اقتضاء مي کنند.22 فردريک ماير تربيت را اينگونه تعريف مي کند :” تنها تربيت مي تواند ما را به سوي لذّتي راهنمايي کند که در عين لذت بودن ،از لحاظ کيفيت بي نظير بوده واز لحاظ کميّت بي انتها باشد . هوراسمان اين تعريف را يکي از فوايد عالي تربيت ذکر مي کند .
اين تعريف از تربيت که هدف غايي آنرا لذّت مي داند باعث ترويج خودخواهي خواهد شد. 23تعريفي که تامس هنري هاکسلي مطرح مي کند به اين قرار است :” تربيت عبارت است از: آموزش مغز آدمي، به موجب قانون هاي طبيعت. مراد من از قانون هاي طبيعت، تنها اشياء و قواي آنها نيست، بلکه اين قانون ها، افراد وروش هاي انسان را نيز در برمي گيرد.” اين تعريف از تربيت روشن ،جامع و مانع نيست ، بنابراين توصيف مزبور مانع شمول آن به روش هاي غير از تربيت نيست. 24 دوجمله درتوصيف هاي موجود درفلسفه تربيت درباره تربيت وجود دارد که قابل توجّه است: 1.تربيت رابايد فرآيندي دانست که به روشني افکار نوع بشر رهنمون مي شود . 2.بنابراين تربيت بدون تهذيب و عادت هاي عمده کامل نيست . براي تربيت اهداف پانزده گانه اي برشمرده اند که عبارت است از : تعقل،قدرشناسي از فرهنگ ،پرورش خلاقيّت،اهميّت درک وبه کاربردن دانش،تماس باانديشه هاي مهم ،ارزش هاي معنوي و اخلاقي،مهارت هاي اصولي،کارآمدي شغلي،سازگاري بهتر با زندگي خانوادگي،سلامت بدني و رواني،تغيير شخصيت براي سودمند بودن وعلاقه به آگاهي و دانش ودرک حقيقت،بوجود آوردن علاقه هاي پايدار،صلح جويي،تجديد مداوم و فهماندن اينکه بشرمقياس جهان است .25همانگونه که ازتعاريف تربيت دربالا مي توان فهميد ، تربيت انسان داراي ابعاد بسيار پيچيده اي است بنابراين به ندرت مي توان به تعريف واحدي دست يافت . بعضي از دانشمندان براي تربيت اهداف سطحي و بعضي اهداف والايي را برشمرده اند . بايد به اين نکته نيز توجّه داشت که تضادها وتناقض هاي موجود در تعريف تربيت تا حد زيادي از عقايدديني سرچشمه مي گيرد . رسيدن به کمال مطلق و مطلوب، درتعاريف انديشمنداني مثل استاد مطهري ناشي از نگرش و جهان بيني ديني است که انسان آفريده شده است تا به کمال مطلق برسد و تربيت هم بايد در جهت قرار دادن استعدادها در مسير صحيح براي رسيدن به چنين هدفي باشد. در ديدگاه اسلامي رشد، اصلاح وتزکيه در کنار واژه تربيت هستند و مي توان گفت در آن مستترند ؛از طرفي در ديدگاه بعضي غربي ها که مثلاً هدف تربيت را فقط لذّت جويي مي دانند ناشي از عقايد سکولاري آنان است .بنابراين در برنامه ريزي صحيح در مورد اقدامات تربيتي بزهکاران ، بايد ابتدا افکار ناصحيح وغير عاقلانه که براثر تربيت ناصحيح در فکر بزهکار نهادينه شده است تغيير داد. اين کار به آساني امکانپذير نيست ،زيراتربيت يک روند تدريجي است . بعد از اين مرحله نوبت به آشنا کردن آنها با مفاهيم انساني ازقبيل انسان دوستي ، معرفت ، کمک به همنوع مي رسد که از اين طريق فرد به استعدادهاي خود پي ببرد .اين اقدامات از سوي دستگاههاي مرتبط بايد بانهايت دقّت وبرنامه ريزي صحيح انجام شود،زيرا مؤلفه هاي تربيتي بايد ابتدا از بيرون بر فرد اعمال شود. در ق.م.ا.1392 اين اقدامات در مورد اطفال بزهکار در مادّه “88” پيش بيني شده است. در اين ماده ابتدا وظيفه تربيت را ،برعهده والدين و سرپرستان قانوني طفل گذاشته است، آنهم با اخذ تعهّد.سپس در ادامه درصورت عدم دسترسي به آنان، يا عدم صلاحيت آنان ، طفل يا نوجوان را به کانون اصلاح و تربيت مي فرستند.در اين موارد کانون اصلاح و تربيت وظيفة خطيري را برعهده دارد . زيرا اين کودکان ونوجوانان در بسياري از موارد از تربيت صحيح محروم بوده اند، وهمچنين فرآيند جايگزيني مفاهيم صحيح با باورهاي غلط در آنها آسانتر از افراد بزرگسال امکانپذير است .در قانون مجازات اسلامي در مادة “49”به مسئله تربيت اطفال اشاره کرده است.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، حقوق جزا، ارتکاب جرم Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد تکرار جرم، حقوق جزا، نوجوانان بزهکار