منابع پایان نامه ارشد درمورد کشورهای در حال توسعه، کشورهای توسعه یافته، تراکم شهری، تراکم جمعیتی

دانلود پایان نامه ارشد

شیب تراکم کاهش میپذیرد و فضای بیشتری در اختیار انسانها قرار میگیرد؛ که آن را در مورد کشورهای غربی تأیید میکند ولی این نتیجه را روی شهرهای دیگر کشورهای جهان به ویژه ممالک روبه رشد صادق نمیداند چرا که مطالعه روی جمعیت کلکته نشان میدهد که از 1881 تا 1951 درجه تراکم جمعیت این شهر ثابت مانده یعنی گرایش به سوی نافشردگی جمعیت نداشته، در صورتیکه تراکم مرکز شهر روبه افزایش بوده است. بیگمان این مورد خاص با عدم شکلیابی حومهها و عدم گسترش وسایل نقلیۀ شهری و تباین مرفولوژیکی آن در رابطه است. «بری» سعی کرده است این قاعده عمومی را در مورد تکامل رشد و تراکم جمعیت شهری کشورهای غربی و سایر کشورهای روبه رشد جهان در ادوار مختلف نشان بدهد (شکل 2-2) (Haggett, 1973: 200-199).

شکل 2-2- تغییرات شیب تراکم جمعیت از مرکز شهر روبه پیرامون در مقاطع مختلف زمانی. شکل از پترهاگت
Haggett, (1973): 201.
2-27- حد متناسب شهری و تراکم آن
یونسکو در گزارشی برآورد کرده است که در سال 2270، در مقیاس جهانی، تراکم متوسط در واحد هکتار به یک صد نفر خواهد رسید. دربرابر بینظمیهای ناشی از انقلاب صنعتی و اشغال بیرویه زمین شهری برای مقابله با تنگناهای ناشی از افزایش جمعیت شهری فوتوریستها بر لزوم ساختارهای فضایی با همۀ نوگراییها و بر انعطاف راه حل تکنیکی تأکید و به تغییرات عمیق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در شهر عقیده دارند. به نظر فوتوریستها برای مقابله با تراکم جمعیت شهرها به گونهیی که سازمان یونسکو برآورد کرده است چارهیی نیست جز اینکه در آینده به ساخت شهرهای فضایی و یا شهرهای معلق فلزی در بالای شهرهای کنونی دست زد.
یونسکو بر دولتمردان جوامعهشدار میدهد جز در کاربری صحیح و منطقی زمین شهری گام برندارندتا ناهماهنگیهای موجود بین جمعیت و فضای شهری بیش از این شدت نگیرد.
گرچه در کشورهای سوسیالیستی ناحیهگرایی و رعایت اصل موازنه در عمرانهای ناحیهیی، در تثبیت جغرافیایی جمعیتها کم تأثیر نیست ولی شهرهای جهان سوسیالیستی نیز در آینده نه چندان دور بعید نیست که با مشکلات تراکم جمعیت در شهرها روبهرو شوند.
از نظر لوئیز ممفوردتا قرن نوزدهم در برابر رشد شهرها چهار مانع اساسی وجود داشته است:
1) تغذیه جمعیت شهری؛ 2) تضمینات امنیتی و نظامی؛ 3) امکانات وسایل ارتباطی؛ 4) انرژی مکانیکی. با وجود این موانع به تدریج شهرهای صنعتی بر جمعیت آنها تا سطح خفقان شهرها اضافه میشود؛ و برنامهریزان شهری را به چارهاندیشی وا میدارد. براین اساس کمی قبل از 1900 در جهت سبک گردندان بار جمعیتی شهرها و مشکلات ناشی از آن، نظریههایی مطرح میشود که پیشنهاد ابنزر هاوارد نظریه باغشهرهای فردا را عنوان کرد.
نظریه هاوارد و سایر مصلحین اجتماعی که در جهت ایجاد رابطۀ سالم بین انسانها و محیط شهری میاندیشیدند، دولتمردان جوامع اروپای غربی را برانگیخت تا در جهت ایجاد بهترین تعادل ممکن بین انسان و محیط شهری از سویی بین شهر و روستا از دیگر سو به گونۀ منطقی گام بردارند. بر این مبنا در کشورهای اروپای غربی، به ویژه انگلستان، برنامهریزی شهر و مسکن، تحت ضوابط معینی سازماندهی زمین شهری، به خصوص حومههای شهری را مورد توجه قرار میدهند و سطح اشغال زمین، تراکم جمعیت شهری حتی پهنای کوچهها و وسعت فضاهای باز شهری را به تناسب اندام جغرافیایی شهر تعیین میکنند، چرا که سلامت و بهداشت همگانی جمعیت شهرنشینی با وسعت این فضاها بیارتباط نبوده است (فرید، 1368: 417- 420).

2-28- عوامل مشوق و مؤثر در متراکم شدن شهرها
عوامل مختلفی در مبحث تعیین تراکم جمعیتی مطرح هستند. وفور و بویژه کمبود زمین بر میزان تراکم جمعیتی شهر تأثیری سنگینی بجا میگذارد. کمبود زمین میتواند ناشی از وجود محدودیتها و موانع طبیعی توسعه از قبیل کوه، تپه، رودخانه، مسیل و غیره و هم ناشی از محدودیتهای اقتصادی مانند محاط بودن شهر در اراضی باارزش – از لحاظ قیمت و کشاورزی – باشد. به هر حال وجود هر مسببی برای کمبود زمین در شهر، ضرورت حداکثر استفاده از زمین بویژه برای کاربری مهم مسکونی را مطرح نموده و پیشنهاد تراکم زیاد را ایجاب میکند (مشهودی، 1389: 63-62).
قیمت زمین در نقاط مختلف یک شهر از مهمترین عواملی است که بر الگوی مختلف تراکم در سطح شهر، تأثیر میگذارد. در ناحیههایی که قیمت زمین گرانتر باشد، معمولاً حداقل مجاز سطح قطعات مسکونی روبه کاهش و نسبت سطح زیربنا روبه افزایش میگذارد، زیرا طرحهای شهرسازی نمیتوانند از مردم بخواهند در نقاطی که زمین قیمت گزافی دارند، تعداد بسیار کم و یا کمی واحد مسکونی احداث کنند. به جز این مسئله اساسی که به شرایط و مختصات اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی و وضعیت خاص شهرنشینی کشور مربوط است، از لحاظ فنی (بجز تکنولوژی ساختمانهای بلند مسکونی) مهمترین محدودیت در افزایش تراکم، مسئله حمل و نقل و رفت و آمد در شهر است (غمامی، 1371: 56-54).
سیاستهای دولت دائر بر تشویق ساخت و ساز و یا محدود کردن ساخت و ساز در نواحی خاص از جمله دیگر موارد مؤثر بر تراکم شهری است. یکی از مصادیق بارز این عامل، سیاست اشاعهی نوسازی در بافتهای فرسودهی فاقد بار فرهنگی و ارزش معماری در شهرها میباشد. در این خصوص، با افزودن بر تراکم جمعیتی یعنی با کاستن از حداقل مجاز سطح قطعات تفکیکی و افزودن بر نسبت سطح زیربنا میتوان سکنهی بافت قدیم و یا سرمایهگذاران ساختمانی را با چنین ضوابطی که متضمن سود آنان میباشد به ساخت و ساز جدید و مرمت بیشتر در این ناحیه تشویق نمود.
فرهنگ بومی مسکن و سطح قطعات عامل دیگر مؤثر بر میزان تراکم شهری است. سطح عرفی قطعات و تعداد مرسوم طبقات ساختمانهای مسکونی نیز که خود ریشه در شرایط اقلیمی و وفور یا کمبود زمین و سایر عوامل مربوطه دارند، از دیگر عوامل مؤثر میباشند. ادوارد هال معتقد است افراد دارای فرهنگهای متفاوت از نظر نیاز به مراودات اجتماعی مختلف میباشند. در فرهنگهایی که میزان مراودات اجتماعی بیشتری را نسبت به فرهنگهای دیگر در خود میپذیرند، تراکمهای بالاتر را ترجیح میدهند. این مسئله احتمالاً به همراه تمهیدات کالبدی شدیدتری برای رعایت اشراف و مصون ماندن از دید غریبهها خواهد بود. عوامل مداخله کننده بسیاری از قبیل سازمانهای اجتماعی و طبقه در الگوی مرادوات اجتماعی تأثیر میگذارند (Hanke, 1972: 40). در مورد مسائل جمعیتی، حرکتهای جمعیتی نیز قابل توجه است. تغییرات جمعیت در مناطق و محلات مختلف شهر تأثیر عمدهای در میزان کارایی تراکمهای منظور شده دارد (Larkham & Andrew,1993: 83-97).
عوامل شهرسازانه بصری و زیباشناسی که افزایش تراکم را در برخی از نقاط شهر ضروری میسازند:
بهرهوری از منظر: گاهی اوقات منظر مناسبی در بخشی از شهر وجود دارد (رودخانه، دریاچه، جنگل و …) که ضرورت دارد جمعیت بیشتری از آن بهرهمند شوند و در نتیجه تراکم در آن نقطه افزایش مییابد؛ مانند تپه الهیه تهران از موقعیت منحصر به فرد این تپه در بهرهوری از منظر شهر و کوه ناشی میشود.
نشانهسازی شهری و عوامل زیباشناسی: در برخی از نقاط شهری ایجاد یک نشانه شهری (به خصوص در شهرهای کم عارضه) ضرورت تام یابد؛ بنابراین در این نقاط نیز ایجاد ساختمان متراکمتر و در نتیجه تراکم بیشتر ضروری میشود. این عوامل ممکن است از مباحث زیباشناسانه نشأت گیرد و یا عوامل شهرسازانه باعث این امر شود.
رشد موزون شهر: شهر نیز مثل هر موجودی دیگری، وقتی رشد موزون دارد که این رشد در تمام ابعاد اتفاق بیافتد؛ یعنی با بزرگ شدن شهر در سطح، قطعاً به نسبت متعادل در ارتفاع نیز این امر باید صورت پذیردکه اغلب با افزایش تراکم، متقارن خواهد شد (مشهودی، 1389: 13-12).

2-29- نحوه توزیع تراکمهای شهری و عوامل تأثیرگذار بر آنها
بررسی وضعیت تراکم شهری در نواحی مختلف جهان میتواند به بسط شناخت و روشن شدن ابعاد پدیده تراکمگرایی کمک مؤثر کند. در یک نگاه کلی «بالاترین تراکمهای شهری» در جهان مربوط به آسیا، تراکمهای بالا مربوط به اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه، تراکم های پایین مربوط به آمریکای لاتین و جنوب صحرای آفریقا و پایینترین تراکم ها مربوط به استرالیا و آمریکای شمالی است (Burgess, 2000: 12).

نمودار 2-5:توزیع تراکمهای شهری در نواحی مختلف جهان در سال 1990 (Burgess, 2000: 12)
نمودار فوق به خوبی نماینگر تأثیرپذیری تراکم از میزان توسعه یافتگی کشورها است؛ چنانکه تراکم در نواحی شهری کشورهای در حال توسعه بسیار بالاتر از کشورهای توسعه یافته است. بررسی شاخصهای دیگر تحلیل تراکم نیز این موضوع را تأیید میکند، از جمله:
شاخص نسبت تراکم، هسته اصلی شهر40 به حومه است که میانگین این نسبت برای شهرهای کشورهای در حال توسعه 5/38 و برای شهرهای کشورهای توسعه یافته 9/11 است؛ که فشردگی و تراکم بیشتر مراکز شهرهای کشورهای در حال توسعه را نشان میدهد.
شاخص شیب تراکم41 که بر پایه کاهش تراکم از مرکز به پیرامون شهر استوار است، این شاخص در کشورهای توسعه یافته ملایمتر از کشورهای در حال توسعه است. در شکل شماره (2-5) نمایش داده شده است.
شاخص سوم، نسبت مساحت شهر مرکزی42 به مساحت کل منطقه متروپلی است. این شاخص برای کشورهای در حال توسعه 23/0 و برای کشورهای توسعه یافته 15/0 است. (Richardson, 2000: 28-27).
بالاتر بودن تراکم شهر مرکز به نواحی حومهای و مناطق متروپلی کشورهای در حال توسعه ناشی از دو عامل فشردگی بیشتر شهرها و پایین بودن میزان حومهگرایی در آنها است.

جدول 2-5. مقایسه میانگین تراکمهای جمعیتی مناطق مرکزی و متروپلی شهرهای کشورهای توسعه یافته در حال توسعه
مناطق
تراکم
نسبت
مساحت
نسبت

شهر مرکزی 1
متروپل 2
مابقی متروپل 3
3/1
3
شهر مرکزی 5
مابقی متروپل 6
6+5/5
7
کشورهای توسعه یافته
3/5945
7/1926
1245
86/11
449
4604
15/0
انحراف معیار



8/17


15/0
کشورهای در حال توسعه
3/7739
6/2151
7/1427
5/38
882
5560
23/0
انحراف معیار



48/69


25/0
مأخذ: (Burgess, 2000: 29-28).
رشد بالای جمعیت شهری، پایین بودن درآمد و اسکان در مساکن و قطعات کوچکتر، گرایش به ساخت آپارتمانهای بلند مرتبه در توسعههای جدید، پایین بودن تسهیلات اتومبیل و مقررات ناکافی تفکیک زمین از عمدهتری عوامل بالا بودن تراکم شهری در کشورهای در حال توسعه است (Burgess, 2000: 26).
علیرغم تفاوتهای عمده در تراکم شهری مناطق مختلف جهان، جریان عمومی حاکم بر آن جریان کاهشی است. میانگین این کاهش براساس نمونهگیری از 53 شهر جهان طی سالهای 1990-1960 میلادی 88/19 درصد است که در این میان، بیشترین کاهش مربوط به شهرهای استرالیا (32-) و کانادا (5/28-) و کمترین مربوط به شهرهای آمریکا (1/15-) و آسیا (16-) است (پورمحمدی و قربانی، 1382 : 90).
توسعه کم تراکم و پراکنده مناطق شهری کشورهای توسعه یافته که از آن با عنوان Urbansprawl نام برده میشود به لحاظ آثار متعدد و مخرب بر محیط زیست و نواحی شهری، توجه و تعمق اندیشمندان و سیاستگذاران مسائل شهری را برانگیخته و آنها را به چارهجویی واداشته است.
پیسر43 عوامل عمده تأثیرگذار بر تراکم در سطح محلی در شکل (2-4) خلاصه کرده است:

شکل 2-3 عوامل مؤثر بر تراکم و پراکنش شهری (Peiser, 2000: 682)

2-30- عوامل مؤثر بر تراکم جمعیت در شهرها
بررسی تراکم ساختمانی و جمعیتی در شهرهای ارزشمند قدیمی نشان میدهد که تراکم ساختمانی و جمعیتی هر زمین با توجه به عوامل مختلف شکل گرفته است:
تراکم ساختمانی از شکل زمین تبعیت میکرده است.
تراکم ساختمانی کاملاً در ارتباط با مباحث اقتصادی قرار داشته به نحوی که قیمت زمین و احداث بنا در آن نقش اساسی داشته است.
تراکم ساختمانی از مسایل اقلیمی تأثیر میپذیرفته است.
ویژگیهای متفاوت شهروندان در بخشهای مختلف شهر و در زمانهای مختلف برتراکم ساختمانی مؤثر بوده است (مشهودی، 1380: 125)

2-30-1- فضای شهری و تراکم جمعیت
تراکم جمعیت در سیمای شهر و محیط زیست روزانه جمعیت، انعکاس

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حمل و نقل، مصرف انرژی، تراکم جمعیتی، میزان استفاده Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مالکیت اتومبیل، تراکم شهری، توسعه شهر، عوامل اقتصادی