منابع پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس، فلسفه ارسطو

دانلود پایان نامه ارشد

ه نيازمند به محل است و اين کلام امر، نهي و خبر است که در جسمي از اجسام حادث ميشود و به واسطه اين کلام خدا بندگان را بر انجام عملي فرمان ميدهد.
2) کلامي که نيازمند به محل نيست. اين کلام همان “کن” است که فعل آفرينش حضرت حق با آن صورت ميگيرد. اين “کن” نيازمند “کن” ديگري نيست تا تسلسل پيش آيد. اين فعل از آنجا که ايجاد کننده است نيازمند به محل نيست و همان “امر تکوين” است. سعديا بين دو معناي لفظ “کلمه” خدا يعني “کلام ارتباطي” و “کلام آفرينشگر” در کتاب مقدس فرق مينهد و ميگويد “کلمه” خدا زماني که در ارتباط خدا با يک پيامبر به کار ميرود، به يک امر واقعي اشاره دارد که خدا آن کلام را در هوا و در زمان ارتباط با پيامبر ميآفريند و آن کلام، کلام ارتباطي است؛ اما زماني که کلام در مورد فعل آفرينشگر خدا به کار رود، مدلول آن تنها اراده و تدبيري است که خدا با آن تمام افعال آفرينشگر خود را انجام ميدهد. به معنايي ديگر، صانع اشيا را با امر، نيت و اراده خويش خلق کرد و اين صنع خدا از روي هدف بود نه از روي عبث، غفلت و يا الزام. آفرينش خدا يکباره بود و نه به صورت تدريجي و جزء به جزء.
از منظر سعديا هنگامي که گفته ميشود “کلام الهي” به اين معنا نيست که همراه خداوند کلمهاي است که همواره خلق ميکند. منظور از لفظ صنع، خلق است، نه اينکه خلق يک چيز باشد و نيت و حکمت و اراده او چيزهاي ديگر. منظور اين نيست که خدا اشيا را با وسيلهاي به نام “حکمت” خلق کرد بلکه مراد اين است که خدا اشياء را چنان با صفت اتقان و احکام آفريد که هر بينندهاي خواهد يافت که حکيمي آن را آفريدهاست.
سعديا گائون در کتاب خود، سيزده ديدگاه در باب آفرينش را مطرح مي‌کند؛ که در اينجا مجالي براي تشريح اين سيزده ديدگاه نيست و تنها به نظر خود سعديا اشاره ميکنيم. سعديا گائون در باب آفرينش قائل به “خلق از عدم58” است. سعديا در اين نظريه همنظر با معتزليان است. اما تفاوت سعديا با ايشان در اين باب است که معتزليها معتقد به دکترين خلقت پيوسته جزءِ لايتجزي هستند59 (يعني خلقت در ريزترين اجزاء دائماً در حال انجام است). سعديا در کتاب الامانات و الاعتقادات سه گام براي اثبات اين نظريه بيان ميدارد. او در ابتدا با چهار اثبات براي آفرينش دنيا آغاز ميکند (که به ترتيب متناهي بودن، ترکيب، تصادفي بودن و زمان است). سپس او با سه برهان براي چرايي اينکه خلقت بايد به وسيلهي يک خالق بيروني رخ دهد ادامه ميدهد (در تضاد با برخي ايدههاي خود آفرينشي جهان60) و با بيان چگونگي خلق از عدم (در تضاد با آفرينش از درون مادهاي که قبلاً وجود داشته است) اين سه مرحله را به اتمام ميرساند. هري ولفسن معتقد است سعديا چهار اثبات خود را در مورد خلقت جهان برمبناي سنتهاي کلام اسلامي بنا نهاده است61.
2-2-3- خلقت از منظر موسي بن ميمون
به گفت? ابن‌ميمون آراء مردم در حدوث و قدم جهان بر سه‌گونه است: نخست آنکه جهان و هرچه در او هست، حادث است و خداوند هم? اشياء را از عدم مطلق آفريده است، به اين معني که جهان پيش از آفرينش مطلقاً نبوده است و خداوند به قدرت خود از ناچيز، چيز آفريده است و حتي زمان هم حادث است، زيرا عارض بر حرکت است و حرکت هم عارض بر جسم است و از اين‌رو عالم نمي‌تواند مسبوق به زمان باشد. “زمان و حرکت از جمل? اين عالمند و هر دو حادثند. اين عقيد? ارباب اديان و عقيد? شريعت موسي است62.” رأي دوم رأي افلاطون است که مي‌گويد: “محال است شيئي از عدم به وجود آيد و معدوم شود و هرچيز مسبوق به ماده و صورتي است، تا بي‌نهايت. به همين جهت عالَم قديم است.” اما بنابراين رأي آسمان و افلاک قديم نيستند، بلکه حادث هستند، منتها از چيز دگري آفريده شده‌اند. ابن‌ميمون مي‌گويد: “فرق رأي ما با رأي افلاطون اين است که ما مي‌گوييم جهان از عدم مطلق به وجود آمده است، اما او هيچ‌چيز را مسبوق به عدم نمي‌داند63.” رأي سوم رأي ارسطو است که آسمان و افلاک را قديم ازلي و فاسد نشدني مي‌داند. اصحاب هر سه رأي قائل به وجود صانعند، اما کساني هم هستند که معتقدند جهان را آفريننده‌اي نيست و عالم علتي ندارد و برحسب اتفاق به وجود آمده است و اين رأي اپيکور و اتباع اوست64. ابنميمون پيرامون رأي ارسطو در ترجيح قدم عالم بر حدوث آن معتقد است اين امر نزد ارسطو، برخلاف آنچه مي‌پندارند، برهاني نيست و فقط نقص آن نزد او کمتر از آراء ديگر است. خود ابن‌ميمون ادل? حدوث يا قدم عالم را کافي و برهاني نمي‌داند. به عقيد? او دليلهاي هر دو طرف قضيه قابل نقض و رد است، اما چون بنا بر شريعت موسي عالم حادث است، او نيز عالم را حادث مي‌داند65.
براى مثال، ابنميمون گويا کاملاً راضى است که تعاليم ربيان و حتى تعاليم کتاب مقدس به منظور هماهنگى با حقايق عقلى تفسير دوباره شوند. در کتاب سه سنت فلسفي آمدهاست که وى درباب آموزه خلقت ميگويد: “نمىتوان صرفاً بدين دليل که تورات مى?گويد جهان خلق شده است از ديدگاه ازلى بودن جهان احتراز کرد؛ زيرا آياتى که مخلوقيت جهان را مىآموزند بيشتر از آياتى که جسمانى بودن خدا را تعليم مى کنند نيستند. راه تفسير برما بسته نيست؛ استفاده از اين روش در تبيين خلقت جهان ممنوع هم نشده است. همانگونه که در مورد نفى جسمانيت از خدا عمل کردهايم مىتوانستيم اين آيات را نيز توجيه کنيم”. ابن ميمون بحث خويش را از يک نظريه فلسفى در باب خلقت استنتاج مى کند: “از آنجا که اين نظريه با اساس دين يهود تناقضى ندارد… تفسير ديگرى از کتاب مقدس بر اساس اين ديدگاه ممکن است… اما البته امر ثابت شدهاى نيست”. از مطلب بالا پيداست که ابن ميمون تمايل دارد در محدودههاى خاصى، يعنى در آن حيطهاى که اصول و اساس اعتقاد يهودى معين کرده است بگذارد تا يافتههاى تحقيقات فلسفى خود را بر تفسيرهاى او از متون يهودى تحميل کنند. برخى از منتقدان فلسفه ستيز ابنميمون اين امر را تقريباً در حکم توهين به مقدسات به شمار آوردهاند66.
2-3- وحي
2-3-1- وحي در دين يهود
يکي از مهمترين رخدادهايي که زندگي بشر را در دوره‌هاي گوناگون تحت تأثير قرار داده است، حضور کساني است که داعيهدار سخنگويي از جانب خداوند و غيب بوده‌اند. درک مسائل مرتبط با نبوت و ماوراء به ويژه وحي، به دليل خفاء و عدم دسترسي همگان و پيچيدگي‌اش امري مشکل است. اگر عقل بشر براي نيل به غايت انسان، به وحي به عنوان جزء مکمل ضروري نيازمند است، طريق عقل و طريق وحي از جهاتي دو راه موازي به سوي آن غايت هستند که يکي از آنها را فيلسوف ميپيمايد و ديگري را نبي. آنچه نبي را از اهل رؤيا جدا ميکند اين است که به آن چند نبي مورد اعتماد پيامي براي امت خدا يعني قوم برگزيده او داده شد. اين ارتباطهاي لفظي که غالباً بسيار طولاني بودند، سرانجام به نگارش درآمدند و کتابي درست شد که آن را تورات67 ناميدند زيرا هيچ نوشتهاي نمي‌توانست با سخنان خود خدا رقابت کند. بنابراين مؤلف همه کتابهاي مقدس خداوند است. يهوديان معتقدند كه تورات با الفاظش به طور كامل توسط خداوند بر حضرت موسي وحي شده است و حتي برخي از دانشمندان يهودي به قديم بودن آن سخت پايبندند. كتاب مقدس يهودي، تورات است كه مشتمل بر پنج سِفْر است: سفر پيدايش، سفر خروج، سفر لاويان، سفر اعداد و سفر تثنيبه. تورات حقايق هستي را فراتر از حقيقت دنياي ظاهري دانسته و از يهوديان ميخواهد که افزون بر حقيقت حسي و مادي به حقايق فراتر از آن که به چشم ظاهر ديده نميشود نيز باور داشته باشند. سفر تثنيه در باب وحي و سخن گفتن با خداوند آورده است: “در روزي که در حضور يهوه خداي خود در حوريب ايستاده بودي و خداوند به من گفت: قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را به ايشان بشنوانم تا بياموزند که در تمامي روزهايي که بر روي زمين زنده باشند از من بترسند و پسران خود را تعليم دهند. و شما نزديک آمده زير کوه ايستاديد و کوه تا به وسط آسمان به آتش و تاريکي و ابرها و ظلمت غليظ ميسوخت و خداوند با شما از ميان آتش متکلم شد و شما آواز کلمات را شنيديد؛ ليکن صورتي نديديد؛ بلکه فقط آواز را شنيديد و عهد خود را که شما را به نگاه داشتن آن مأمور فرمود، براي شما بيان کرد يعني ده کلمه را و آنها را بر دو لوح سنگ نوشت. و خداوند مرا در آن وقت امر فرمود که فرايض و احکام را به شما تعليم دهم تا آنها را در زميني که براي تصرفش به آن عبور ميکنيد، به جا آوريد68.” که اين متن سخن گفتن مستقيم خداوند با همه قوم را بازگو ميکند يعني وحي عمومي.
سخنان يا نداهاي دهگانه “ده فرمان” در واقع قوانين و دستورهايي بودند که خداوند، هنگامي که قوم از مرد و زن گرد آمده بودند، وحي کرد. وحي خداوند در کتاب مقدس يک نمونه جلوهگري او به انسانهاست. وحي تورات، وحي کامل و جامعي بود و همه حقايق مورد نياز آن دوره از بشريت را با خود همراه داشت. از اين روست که خداوند آن را کتاب فراگير و جامعي معرفي ميکند که همه حقايق در حوزههاي معرفتي و رفتاري را تبيين نموده‌است و حاوي همه معارف و احکام مورد نياز آن زمان جامعه بشري بوده است. وحي و الهام به طور کلي ارتباط علم الهي و اراده خدا و هشدار و وعده خدا به بشريت است.
2-3-2- وحي از منظر سعديا گائون
سعديا گائون در باب وحي ميگويد: “حقيقت يکي است خواه فلسفه آن را کشف کند يا کار ويژه خدا آن را وحي کند69”. وي پايههاي حقيقت که منبع هر معرفت و سرچشمه هر ادراکي است را شهود عقلاني، مشاهده تجربي، اثبات منطقي و منبع حجيت سنت ميداند. سعديا در اين باره ميگويد:
“ما گروه موحدان اين سه منبع معرفت را اصلي ميدانيم. (مشاهده تجربي، شهود عقلاني و اثبات منطقي که در فلسفه يونان مطرح هستند، مد نظر است) ولي منبع چهارمي را به آنها مي‌افزاييم که به کمک آن سه منبع ديگر به دست آمدهاست و براي ما اصلي ديگر شده و آن حجيت سنت معتبر است از اين باب که آن بر معرفت حسي و معرفت عقلي استوار شدهاست… در اين نقطه، گونهاي معرفت را ملاحظه ميکنيم که با سنت معتبر و کتب وحي انبيا آماده شدهاست و اعتبار آن سه منبع معرفتي نخست را براي ما تقويت مي کند70”.
سعديا همچنين ميگويد ما درباره دينمان با در نظر گرفتن دو هدف تحقيق و تأمل ميکنيم: اثبات نظري حقانيت آنچه از انبياي خدا آموختهايم؛ و ابطال مدعاي کساني که در امري از امور متعلق به دين با ما مخالفت ميکنند؛ زيرا خداوند ما همه اموري را که نياز داريم از طريق دين به وساطت انبياي خويش به ما تعليم داده، پس از آنکه حقانيت نبوت را از طريق دين به وساطت انبياي خويش به ما تعليم داده و پس از آنکه حقانيت نبوت را از طريق آيات و معجزات براي ما اثبات نمود. پس به ما دستور داد اين امور را واجب بدانيم و آنها را رعايت کنيم. همچنين به ما آگاهي داد که اگر به تأمل و بررسي مجدانه اقدام کنيم، اين تحقيق در هر لحظه براي ما حقيقت کاملي را پديد خواهد آورد که با آنچه وي از طريق انبيا براي ما بيان کرده، مطابق است. سعديا در رساله امر و نهي، شريعت را به احکام “وحياني” و “عقلاني” تقسيم کردهاست71. او عميقاً در باب اين موضوع انديشيد که آدمي نياز قابل ملاحظهاي به ارسال رسولان از سوي خدا به سوي خود دارد؛ نه تنها براي اينکه آنان درباره قوانين وحياني به آنان خبر بدهند، بلکه براي احکام عقلاني نيز. زيرا اين احکام نيز تنها هنگامي که رسولاني وجود داشته باشند تا به انسانها پيرامون آنها تعليم دهند، در عمل اجرا ميشوند.
2-3-3- وحي از منظر موسي بن ميمون
ابنميمون در باب وحي چهار سخن دارد. از نگاه وي گاهي وحي از راه خواب ديدن خداوند است که با نبي سخن ميگويد. گاه نبي ملکي را ميبيند که با او سخن ميگويد که اين اتفاق بسيار رخ نموده است. در برخي مواقع نبي انساني را ميبيند که با او سخن ميگويد. و در بعضي اوقات نبي تنها صدايي را مي‌شنود و کسي را نميبيند.
او در کتاب دلالة الحائرين خود در تلاش براي آشتي ميان وحي و عقل است که براي دستيابي به اين مسئله از فلسفه ارسطويي بهره فراواني برده است. او همچنين وحي را به عقل و ادراک حسي به عنوان يکي از منابع شناخت اضافه ميکند72. ابنميمون در اصل هشتم از اصول سيزدهگانه73 خود بيان ميدارد که تورات همانگونه که امروز در دست

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد صفات خداوند، وجود خداوند، کتاب مقدس Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آخرالزمان، کتاب مقدس