منابع پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

امکان نوسازى اسرائيل و رستاخيز مردگان لازمه ايمان به توانايى خدا براى آفرينش جهان است و رخ دادن اين امور معجزه آسا، همچون تحقق وعدههاى خدا به بنى اسرائيل که در کتاب مقدس آمده، حتمى است. سعديا با نظر کسانى که معتقدند اميد مسيحايى در زمان حاضر هيچ اصلى در کتاب مقدس ندارد و همه وعدههاى انبيا پس از بازگشت از تبعيد بابلى و تجديد حکومت محقق شده، مخالف است و براى رد اين نظريه 15 دليل مى‌آورد: 5 دليل از تجربه، 5 دليل از کتاب مقدس و 5 دليل از سنت. بر اساس اين ادله، وعدههاى ياد شده محقق نشدهاند و به آينده دورى ارتباط دارند. وى همان دليلها را بر ضد مسيحيان که مىگويند وعدههاى کتاب مقدس مربوط به عيسى مسيح است، جهت مىدهد. همچنين او مىکوشد معجزه رستاخيز را نه تنها به دليل قدرت مطلقه خدا، بلکه حتى از طريق طبيعى، ممکن جلوه دهد. عناصر بدن ممکن نيست مفقود يا نابود شوند، بلکه پس از مرگ در جايى از جهان باقى مىمانند و آمادگى دارند تا به اراده خدا دو باره به هم بپيوندند. براى تأييد اين عقيده، وى مطالبى پيرامون رستاخيز از کتاب مقدس نقل مىکند و نشان مىدهد فقراتى که به ظاهر اين عقيده را نفى مىکند، به چيز ديگرى ارتباط دارد، ولى عبارات مربوط به رستاخيز را بايد بدون تأويل پذيرفت. او حتى اين عقيده تلمود را ممکن مىداند که مردگان در همان جامههايى که با آنها به خاک رفتهاند، بر خواهند خاست97.
نظريه سعديا در باره علت آزمون سخت و طولانى بنى اسرائيل اين است که آن امتحان يا به دليل گناه قوم و يا براى آزمايش استحکام ايمان ايشان است. سختى آزمونها نشانه نزديک شدن پادشاهى مسيحاست. رنجهاى بنى اسرائيل بايد سرانجام، خاتمه يابد؛ زيرا خدا کاملاً عادل است. هر کس به سبب ايمان ما بر ما بخندد و ما را به علت رنج کشيدنمان احمق بداند، در حالى که ما مىتوانيم با انکار مليت خود، شاد و کامياب زندگى کنيم، چنين کسى خود احمق است؛ زيرا او از بازده آزمونى که ما براى ايمانمان متعهد و متحمل مىشويم، بى خبر است. وى مانند کسى است که تا کنون روييدن گندم را نديده باشد و با مشاهده بذر پاشيدن، بر کشاورزان بخندد. چنين فردى نمىداند که کشاورز هنگام خرمن بيست يا سى برابر بذرى را که به دور ريخته است، به دست خواهد آورد. نکته ديگرى که وى بر آن تأکيد مىکند، تأثير توبه حقيقى بنى اسرائيل است. او بر چيزى اصرار مىورزد که قبلا در کتاب “اسرار ربى شمعون بن يوحاى” آمده و گفته شده که به علت عدم شايستگى بنى اسرائيل، در آغاز نه مسيحا بن داوود، بلکه مسيحا بن يوسف ظاهر خواهد شد و ظهور و مرگش به دست آرميلوس خواهد بود که براى تسلط بر فلسطين تلاش خواهد کرد. وى بر داستان وى چند چيز تازه مى‌افزايد، ولى به نظر مى رسد که او به شدت تحت تأثير توصيف روزگار مسيحا به گونهاى که در اين مکاشفه گائونى آمده، قرار داشته است. همه امتها از چهار گوشه زمين رعاياى يهودى خود را به مسيحاى پادشاه تقديم خواهند کرد و او ايشان را به فلسطين باز خواهد گرداند. معبد در شکوه نخستين خود نوسازى خواهد شد و مردگان پارسا و توبه کار همه نسلها براى زندگانى جاويد بر خواهند خاست. آنها يکديگر را خواهند شناخت و براى مدتى از خواستهها و لذائذ مادى بهرهمند خواهند شد و سرانجام، به فردوس خواهند رفت. افراد ناقص الخلقه، کور و شل به همان حال بر خواهند خاست و پس از شناسايى از سوى خويشاوندان خود، شفا خواهند يافت. سعديا از محاسبه شمار تقريبى مردم در آن زمان نتيجه مىگيرد که زمين براى زندگى دوباره ايشان گنجايش خواهد داشت و به هر شخص تقريباً 288 ذراع از زمين خواهد رسيد. در آن عصر، ايمان جهانى و اجر و پاداش آن بسيار خواهد بود. مردم آن دوران و کسانى که پس از رستاخيز به دنيا آيند، عمرى طولانى خواهند داشت، ولى جاويد نخواهند بود. بنى اسرائيل همگى قدرت پيشگويى خواهند داشت و به انجام دادن کارهاى نيک و پرهيز از همه بدي‌ها خواهد گراييد98.
اين دوره مسيحايى که در نتيجه توبه واقعى فرا مىرسد، دورهاى است که نجات در آن ممکن مىشود. دوره ديگرى نيز وجود دارد و آن عبارت است از نهايت موعود بر اساس پيشگوييهاى کتاب “دانيال” که در آخرالزمان روى خواهد داد، حتى اگر توبه بنى اسرائيل کامل نباشد. آنگاه سعديا، بدون توجه به نهى شديد تلمود، بحث مفصلى را پيرامون محاسبه تاريخهاى مسيحايى بر اساس سخنان فرشته به دانيال مطرح مىکند. نتيجه محاسبات او چندان روشن نيست، اما به نظر مىرسد وى انتظار داشته که مسيحا در سال 964 ميلادى، يعنى زمان خود او، ظهور کند. سعديا به دليل بىاعتنايى به نهى ربانيون از محاسبه زمان رهايى، بسيار مورد انتقاد قرار مىگرفت. ابن ميمون، با آنکه اين عمل را محکوم مىکند، براى توجيه کار سعديا مىکوشد و مىگويد: وى از روى ناچارى به آن دست زد، تا اميد به آمدن مسيحا را در اذهان يهوديان عصر خود تقويت کند؛ زيرا آنان با بىصبرى در پايان کار خود مى‌انديشيدند و پيرامون تاريخ آن حدسهايى مىزدند و بدين منظور به فقراتى از کتاب مقدس رجوع مىکردند. نويسندگان بعدى نيز به نهى ربانيون در اين باب اعتناى چندانى نداشتند.
آخرت شناسى سعديا نقش کم اهميتى را بر عهده “الياس” و حتى مسيحا مىگذارد؛ زيرا خدا نجات دهندهاى است که انواع کارهاى رحمت آميز را براى قوم خود انجام خواهد داد. وى مىافزايد: آنان که پس از رستاخيز بميرند، در پايان عصر مسيحايى، هنگامى که جهان تازه برپا شود (يعنى در جهان آينده)، زنده خواهند شد. همه نيکان و تمام گناهکاران توبه کار يهودى و غير يهودى که خداى بنى اسرائيل را شناخته باشند، به جهان ياد شده راه خواهند يافت، در حالى که ديگران همگى به جهنم خواهند رفت99.
2-4-5- رستاخيز از منظر موسي بن ميمون
از اصل دهم تا سيزدهم اعتقادنامه موسي بن ميمون مربوط به مبحث جزا و پاداش و ظهور مسيحا و رستاخيز است. در اصل دهم آمدهاست که خدا همه کارهايي را که انسان انجام ميدهد، ميداند و هرگز چشم خود را از آنان برنمي‌دارد. يازدهمين اصل مبين اين اعتقاد است که خدا به کساني که به فرمانهاي تورات عمل ميکنند، پاداش ميدهد و کساني را که از مواعظ آن تخطي ميکنند، کيفر ميدهد. بزرگترين پاداش در جهان آينده خواهد بود؛ بدترين کيفر نابودي است. در دوازدهمين اصل موسي بن ميمون موضوع مسيحا را مطرح ميکند و ميگويد ما بايد معتقد باشيم که مسيحا واقعاً خواهد آمد و نبايد فکر کنيم زمانش به تأخير افتادهاست. اگر او تأخير ميکند، بدون تعيين زماني براي آمدنش منتظر او باشيد. در نهايت سيزدهمين اصل اساسي اعتقاد به رستاخيز مردگان است. رستاخيز مردگان يکي از اصول اساسي است که آقايمان موسي بنياد نهادهاست. شخصي که به اين اصل معتقد نباشد، دين واقعي ندارد و قطعاٌ به يهوديت معتقد نيست. رستاخيز براي پارسايان ذخيره شدهاست. همه مردم ميميرند و جسمشان متلاشي ميشود100.
به نظر نميرسد که انديشههاي يهود درباره زندگي پس از مرگ چندان روشن باشد، با وجود اين، يهوديت آخرت شناسي خاص خود را دارد و بر اساس آن به نظر نميرسد که زندگي پس از مرگ جسماني به پايان ميرسد. يهوديت معتقد به رستاخيز مردگان و جهان آخرت است که ارواح برخاسته از گور، در آن سهيم خواهند بود. اما با وجود اين عقيده ديگري در يهود وجود دارد که بر طبق آن به نظر ميرسد امتياز برخاستن از گور و زندگي پس از مرگ فقط بايد از آن درستکاران باشد و شريران بايد براي هميشه با مرگ جسماني خود نابود شوند، همانگونه که موسي بن ميمون مي‌گويد101:
“عمل نيکي که براي درستکار ذخيره ميشود، زندگي پس از مرگ او را در عالم بعدي تشکيل ميدهد، حياتي که مرگي همراه آن نيست و جهان خيري که شري در آن وجود ندارد… مجازات افراد شرير آن است که آنان شايسته چنين حياتي نخواهند بود، بلکه کاملاً با مرگ خود از بين مي روند، کسي که استحقاق چنين حياتي را نداشته باشد وجود مردهاي است که هرگز زندگي نخواهد کرد بلکه به دليل شرارت خود همانند حيوانات از حيات ديگر محروم و نابود خواهد شد102.”
به هر حال در دين يهود به نظر ميرسد که باورهاي قاطع به اموري مانند روز داوري نهايي، رستاخيز مردگان و بهشت و جهنم دارد و به نظر ميرسد که اينها ايمان کلي همه يهوديان باشد. در مجموع از تصوير کلي آخرت شناسي يهود ميتوان استنباط کرد که سرنوشت نهايي بشر اين است که در بهشت سکونت گزيند که در آنجا تا ابد در شادي و سرور کامل با خداوند و فرشتگانش به سر خواهد برد. در اين زندگاني نهايي که درستکاران به آن دست مييابند، نه جسم انساني وجود دارد و نه هيچ کارکرد جسماني. موجودات انساني در آنجا به صورتهاي روحاني محض خود در صلح و آرامش و آسودگي کامل زندگي ميکنند. خداوند، وجودي روحاني است و هر انساني، بارقهاي الهي در کنه روح خود دارد و در زندگياش در بهشت تا ابد به شکل روحاني محض زندگي مي‌کند. بهشت تنها شامل جمعي از ارواح است. اين ارواح در آنجا به صورت ابدي و مداوم در جوار خداوند به سر ميبرند. ابنميمون در اين باره ميگويد103: “در دنياي آينده هيچ چيزي که به ابدان مربوط باشد مانند نشستن، ايستادن، خوابيدن، مرگ، غم و شادي، و غيره اتفاق نميافتد”.
آرمان مسيحايى که در دو اصل پايانى اعتقادنامه ابن ميمون مندرج شده، بيش از هر يک از اصول اعتقادى او در تخيلات افراطى فرو رفته است. نظر ابن ميمون در اين باب به روشنترين وجه در مقدمه‌اى مشتمل بر کليات بحث در تفسير وى بر رساله تلمودى سنهدرين يافت مىشود. وى در بحث از مفاهيم رايج گوناگون درباره مزد اطاعت از فرمانهاى خدا، به طبقه اى از مردم اشاره مىکند که معتقد بودند خوشى مورد انتظار در عصر مسيحا خواهد آمد و در آن هنگام، انسانها مانند فرشتگان، جاويد، تنومند و بسيار پربار خواهند بود و زمين لباسهاى دوخته، نانهاى پخته و ساير چيزهاى ناممکن را توليد خواهد کرد. طبقه ديگرى از مردم به آرمان رستاخيز مىانديشند، روزى که در کنار خانواده و عزيزان خود از نعمتهاى زمين برخوردار خواهند شد و هرگز روى مرگ را نخواهند ديد. طبقه سومى از مردم نيز که بسيار پرشمارند، ترکيبى از اين اميدها را در دل دارند. آنان معتقدند که پس از آمدن مسيحا و زنده شدن مردگان به فردوس منتقل خواهند شد و در آنجا جاودانه خواهند خورد و خواهند نوشيد و از تندرستى کامل برخوردار خواهند بود104.
ابنميمون در ادامه بحث خود مىگويد: عموم مردم براى بحث و کنکاش در مفهوم واقعى آرمان جهان ديگر نمى‌کوشند. آنان به چيزهاى مادى و جسمانى مىانديشند و مىپرسند: مردگان چگونه بر خواهند خاست؟ برهنه يا پوشيده؟ پيچيده شده در کفنهاى منقشى که در آن به خاک سپرده شدهاند يا فقط ساترى بر اندامشان خواهد بود؟ پيرامون روزگار مسيحا نيز به انديشههايى از اين قبيل مىپردازند که آيا در آن روز فقير و غنى، ضعيف و قوى وجود خواهد داشت يا نه؟ اين کافى است که يک آموزگار توجه دانش آموزان را نخست به انجير و عسل جلب کند و در مرحله بعد به چشم انداز ثروت و شهرت. هوشمندان بهتر به اين موضوع واقفند. بدين گونه، توصيفهاى مادى سعادت آينده صرفا ابزارهايى براى يک هدف هستند که با در نظر گرفتن درک متوسط مردم طراحى شدهاند؛ زيرا عموم مردم از فهم حقايق عالى معنويت ناتوانند؛ همانطور که يک کودک دبستانى نمى‌تواند ارزش ذاتى دانش را دريابد. عطيه انبيا و ربانيون به همان اندازه که فضيلت‌ها را گسترش مى‌دهد، داراى ارزش فرهنگى است. از اين رو، عشق و علاقه به دانش و ارج نهادن به بهاى معنوى قوانين الهى بايد انگيزه منحصر و نيرومند مردم باشد. آنگاه وى، پس از گذشت قرنهاى بسيار، نخستين تصوير عقلانى را از عصر مسيحا ترسيم مى‌کند. عصر مسيحا روزگارى است که بنى اسرائيل در آن حاکميت خود را دو باره به دست خواهند آورد و تحت رهبرى مسيحا به فلسطين باز خواهند گشت. مسيحا پادشاه بزرگى خواهد بود که نامش زبان زد امت‌ها خواهد شد و شهرت وى بر شهرت سليمان پيشى خواهد گرفت. تمام امت‌هايى که مسخّر او شوند با وى در آرامش خواهند زيست و به او کرنش خواهند کرد. با اين حال، در روند طبيعت هيچ تغييرى رخ نخواهد داد. گرچه در آن دوران تحصيل معاش آسان تر خواهد بود، ولى مانند اين زمان فقير و غنى، ضعيف و قوى وجود خواهند داشت. تمام

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آخرالزمان، کتاب مقدس Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد قرن نوزدهم، جاودانگى نفس، فلسفه ارسطو