منابع پایان نامه ارشد درمورد کتاب الحروف، واجب الوجود

دانلود پایان نامه ارشد

شريعت و خادم آن خواهد بود. برهمين اساس مسألهي محوري اين خواهد بود که چگونه ميتوان با توجه به نظريهي نبوت ابن سينا جايگاه امامت و ولايت را در اين انديشه مورد تبيين قرارداد.
همانطورکه پيش از اين نيز گفتيم اساسيترين مفهوم انديشهي سياسي ابن سينا نبي است و نظريهي نبوت وي نشان دهندهي تمامي ماهيت انديشهي سياسي اوست. بر همين اساس رياست فاضله اي که دررأس جامعه قرار ميگيرد در شخص نبي تجلي مييابد.170 وي اجتماع را نشانهي کمال انسان ميداند و معتقد است که سعادت و فضيلت انسان جز از مجراي اجتماع و تأسيس مدينهي عادله امکانپذير نيست.171
دراجتماع ياد شده، وي اختلاف و تفاضل عقلها و مراتب اجتماعي انسان را طبيعي و سبب بقاي نوع بشر دانسته است و قانون بايد تأمين کنندهي نظم وحل کنندهي نزاعها باشد تا درسايهي آن توافق نسبي به عمل آمده و نظام جامعه سامان يابد. توافق نسبي افراد تنها و تنها در صورتي حاصل ميشود که حقوق هرفردي ازانسانها به تناسب تأمين شود و اين نميشود مگربه وجود قانوني که باعث اين توافق باشد.از نظرابن سينا ضرورت قانون عادله ضروريتر از وجودابرو ومژه براي چشم است.172 و لازم است بسياري از قوانين به اجتهادعلماي زمانه واگذار شود.173
همچنين وي براي سامان يافتن زندگي سياسي مطلوب و جبران کاستيهاي عقل بشري به نظريهي عنايت و وجوب ارسال نبي اشاره ميکند. بر اين اساس در حکمت سينوي شاهدارتباط منطقي ميان مفاهيم وحي،نبوت و امامت ودرنتيجه نوع آرماني حکومت ميباشيم.174ابن سينا درادامهي آن ميگويد:
“بنابراين بايد پيامبري وجودداشته باشد و قوانين مربوط به زندگي مردم را به فرمان و اذن و وحي خداوند وبا فرود آمدن روح القدس برآنان عرضه کند.”175 بدينسان ابن سينا تمايز ميان آفرينش انسانها و چگونگي خلق آنها را نه بر اساس علل طبيعي بلکه با نظريهي عنايت الهي مرتبط ميداند.176
وي معتقداست که اگرهمهي مردم از زمرهي ملوک و فرمانروايان ويا همگي از فقيران بودند جامعه قوام نمييافت و نظام آن ازهم ميگسيخت. بنابراين براي مسؤوليت اجتماعي اشتراک و تفاوت لازم است. تلاش عمدهي ابن سينا در طرح انديشهي سياسي خود متوجه رهبري جامعه است و مسألهي اصلي براي او اين است که چه کسي بايدحکومت کند. به عبارت ديگر، انديشهي سياسي ابن سينا از يک سو با عقل و توضيح جايگاه نبوت در ارتباط است و بر همين اساس پيامبريا نبي از ديدگاه اوکسي است که به لحاظ فطرت و استعداد طبيعي به عقل فعال متصل است و ازسويي ديگر با مسألهي مدني الطبع بودن آدمي مرتبط ميباشد. به عبارت ديگر درانديشهي سياسي او هم ارتباط انسان با عالم قدسي و متعالي برقرارميشود و هم خصلت اجتماعي انسان و نياز به همکاري و همزيستي مورد تأکيد قرارميگيرد.177
ابن سينا درکتاب “في اثبات النبوه” مينويسد:”پيامبران به مدد فن سياست، امور مادي مردم را سامان ميدهند و به ياري فلسفه زندگي معنوي شان را کمال ميبخشند.”178
دراين ديدگاه نبي به دليل اتصال به عقل فعال برمردم تقدم دارد، چراکه برمحورکمال و فضيلت اوست که کمال و فضيلت جامعه سامان مييابد.179
همانطور که اشاره شد جامعه با رياست نبي پيوندخورده و با جانشيني وي از طريق نص ادامه مييابد.در انديشهي ابن سينا هيچ وجه تمايزي ميان دو مفهوم سياست و ديانت وجود ندارد. وي اين دورا مقولهاي واحد دانسته و و تنها حکومتي که بر اساس اين ويژگيها پي ريزي شده باشدرا ميپذيرد.
رويکرد ابن سينا در مورد حکومت، برگرفته از شريعت و روش و سنن مورد نظر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در مدينه النبي و تعميم آن ميباشد. اهميت شرع درکلام ابن سينا به گونهاي است که شريعت به عنوان يک مفهوم پويا، واقعي و چاره ساز درنظام سياسي مورد عنايت قرارميگيرد. در نتيجه مفهوم حکومت درکلام ابن سينا تنها محدود به زمان پيامبر نميشود بلکه استمرار مييابد. براين اساس ميبايست پيامبر براي زمان پس از خود نيز تدبيري انديشيده و با توجه به به اصول شريعت و سنت و مصالح آيندهي جامعه بشري به تبيين امر خلافت و رياست بعد از خود بپردازد.180
همين امردلالت ميکند که پيامبرامرانتخاب جانشين خود را مهمل نميگذارد،زيرا قائم مقام او به مثابه حلقهي دوم رسالت اوست که بايد شريعت او را شرح و تفسيرکند و امورعامه را با تعليمات او تطبيق دهد.
از اينرو ميگويد:”بر قانونگذار لازم است که اطاعت از جانشين خودرا واجب نموده و اين که امرجانشيني جز ازسوي او يا با اجماع اهل سابقه در شريعت انجام نگيرد…و تعيين جانشين از راه نص به صواب نزديکتر است زيرا اين کار مانع از تفرقه و دوگانگي و نزاع و اختلاف ميشود.”181
درواقع صلاحيت الهي؛ عقلايي و معنوي شخص پيامبر و درک وشناخت وي از مقتضيات زمانهي خويش حق تعيين جانشين را براي وي به
ارمغان ميآورد و از نزاع واختلاف ميان امت جلوگيري ميکند.طرح نص و پذيرش آن توسط بوعلي از جمله مواردي است که پس از نبوت، وي را به گفتمان سياسي شيعي پايبند ميسازد. وي هرگونه مخالفت با خليفهي عادل و نظام سياسي متبلور از وي را مصداق بارز ظلم و تغلب ميداند و برهمگان واجب ميداند که مخالف خليفه عادل را سرکوب کنند.
اودرجاي ديگرگفته است:”رئوس اين فضائل، عفت وحکمت و شجاعت است که مجموع آنها عدالت را به وجود ميآورند.اينها خارج ازفضائل نظرياند و کسي که علاوه براين صفات از حکمت نظري نيزبرخوردار باشد به راستي فردي سعادتمند به شمارميرود و هرکس علاوه بر اينها به خواص نبوت نيز مفتخرشود شايد بتوان او را ربّي انساني دانست و عبادت اوپس از خدا جايز است. چنين کسي سلطان عالم و خليفه خدا برروي زمين است.”182
اين بيانات اشاره به لزوم اعتبار عصمت و أفضليت خليفه خدادر روي زمين دارد و موافق با مذهب شيعه است.باتوجه به نقش محوري شريعت و قوانين برخاسته از آن درکلام ابن سينا، زمامداراني که دررأس حکومت قرار ميگيرند ميبايست هم داراي شرايط علمي مانند عالم بودن به شريعت و هم شرايط عملي مانند حسن تدبير، عفت و شجاعت باشند.183
قراردادن خليفه وامام به عنوان جانشين پيامبر در حکمت سينوي گوياي تأثيرات انديشهي سياسي اسلامي در آراء وي ميباشد،زيرا پيامبر ونبوت استمرار ندارد؛ليکن وجود اجتماعي امت و مدينهي اسلامي مقتضي اهتمام پيامبر به آيندهي دين و امتش مي باشد.بدين لحاظ ابن سينا به نظريهي شريعت جامع و شامل ميرسدکه متضمن ارزشهاي فکري و عملي به ويژه درحوزه سياست است وچونان شرط اساسي براي استمرار هويت و پيوندهاي اجتماعي امت ميباشد.

1-3-سيري گذرا براحوال وآثارشيخ الرئيس

1-3-1-جايگاه انديشه ورزي پيرامون مسألهي آفرينش دراحوال او

مادراين نوشتارکوتاه درصددنيستيم گزارشي هرچندکوتاه اززندگي سراسر پرحادثه وجنجالي ابن سينا وازآثارگوناگون وشگفت انگيزش ارائه دهيم،زيرادراين زمينه به اندازهي کافي کتاب، رساله ومقاله نگاشته شدهاست.اماهمين اندازه ميگوييم،اين انديشمند درحدودکمترازشصت سال زندگياش با همهي گرفتاريها ومشکلات و با وجودإبتلا به تعقيب وگريز ازسويي و اشتغال به مشاغل دولتي و سياسي ازسوي ديگر توانست درتکوين وتکامل وارائهي تصويري جامع ازخلقت و آفرينش درفلسفهي اسلامي نقشي بزرگ ايفا کرده ونوآوريهايي نيز دراين زمينه داشته است.
نخستين انديشههاي بشري ازهمان اوان خلقت که پا دراين کره خاکي نهاده است تاکنون درپي يافتن پرسش ازاين سؤالات است:چرايي آفرينش؛مبدأ آفرينش و غايت آفرينش.
اينچنين است که بشردر همان اوان گشودن چشم به اين هستي نامنتهادر پي شناخت هستي پيرامون خودميباشد.شيخ الرئيس بوعلي سينا نيز_که نام کامل او “حسين بن عبدالله بن سينا” است وبه کنيه اش يعني(بوعلي،ابوعلي)شهرت يافته است و درسال370هجري قمري در قريهاي در نزديکي شهربخارا ودر خانوادهاي که اهل علم و دانش و دانشدوست بودهاند،چشم به جهان گشوده بود_از همان کودکي و نيز باتوجه به هوش و استعدادفراوان درعلم آموزي، درذهن پرهياهوي خودبه دنبال پرسش از خلقت و آفرينش بوده است واين نيز پدرش را برانگيخته بود تا با توجه به آثارشايستگي عجيب او درفراگيري علوم در تعليم و تربيت اوکوشا بوده و اورا نزد معلم قرآن گذارد.184دراين هنگام دانشمندى به نام ابوعبدالله (حسين بن ابراهيم الطبرى) ناتِلى كه مدعى فلسفه‏دانى بود، به بخارا آمد. پدربوعلي وى رادرخانهي خود جاى داد و ابن سينا نزد او به آموختن فلسفه پرداخت واز أهمّ مسائل فلسفي ودر واقع موضوع فلسفه وجود و هستي مي باشد و وجود و هستي مطلق نيز خداوند است که مبدأ اين هستي بيکران وغايت آن محسوب ميگردد وچون به سرعت در اين موضوعات استادي پيدا کرددر نزد ابوسهل مسيحي به تعليم طبيعيات و مابعد الطبيعه و پزشکي مشغول شد.185
چندي بعدنيز ابن سينا نزد خود به خواندن وآموختن متون و شرحهاى كتابهايى در طبيعيات و الهيات پرداخت تابه گفتهي خود:”درهاى دانش بهرويش گشوده شد”. آنگاه به دانش پزشكى گرايش يافت و خواندن كتابهايى را در اين زمينه آغاز كرد.186
هرگاه مطلبي بر او مشتبه ميگرديدبه مسجدجامع بخارا ميرفت دورکعت نماز بهجاي ميآورد و به درگاه الهي تضرع مينمودو از جانب عقل فعال مشکلاتش حل ميگرديد تا آنمقدار که قوهي بشري اقتضا ميکند، حقايق براي شيخ مکشوف و روشن گرديد و واقف برعلوم ظاهري شد.187

ابن سينا که دراين هنگام نزديك به 18 سال داشته در منطق، طبيعيات و رياضيات چيره دست بوده است و آنگاه برالهيات روى آورده و به خواندن كتاب “متافيزيك(مابعد الطبيعه)” ارسطو پرداخته و حتى به گفته خودش40بار آن را خوانده بوده،اما هنوز محتوا و مقصود آن را نمى‏فهميده است؛ تا اينكه روزى دربازاركتابفروشان، مردى كتابى را به او عرضه مى‏كند كه وى پس از ترديدآن را مى‏خرد؛ اين همان كتاب ابونصر فارابى دربارهي “أغراض ما بعدالطبيعه” بوده است و نام آن کتاب الحروف مي باشد. پس از خواندن آن، مقصود و محتواى كتاب بر وى روشن مى‏شود.188
آري،اين فيلسوف خستگي ناپذير درطول عمرخود براي يافتن پاسخ به سؤالات آفرينش وتدوين نظاممندي براي فلسفهي اسلامي سعي بي دريغ و بي بديلي را بذل نمود. چنانچه شيخ ابوسعيد ابوالخير نيز دررباعي مشهور خود ميسرايد:
دل گرچه درين باديه بسيار شتافـت يک موي ندانست وبسي موي شکافـت.
گرچه زدلم هـزارخورشيـد بتافـت آخر به کمــــــــال ذره اي راه نيافـت.
“کتاب رباعيات منسوب به ابوسعيد ابوالخير.ص71”
اين رباعي که عالمي از معاني را در بر دارد، هم مقام باعظمت سراينده و نيز عـظمت کائنات را به بررسي ميگيرد.
توگويي اين رباعي زبان حال زندگاني و حيات شريف بوعلي سيناست که ضمن آن، مقام شامخ و عظمت عـلمي خود را پيش ميکشد، آن رادرکنار عظمت کائنات ميگذارد و اين عظمت را با آن عظمت مقايسه ميکند. از سعي و تلاش مداوم و شتابندهي خوددرباديه و وادي عـلم و دانش و حکمت سخن ميراند و ميگويدکه با وجودموشکافيها، به درک يک سرموئي هم نرسيده است. قـلب خود را باز ميکندکه در آن هـزار خورشيددانش و معرفـت ميدرخشد و وقـتي آن را دربرابرعظمت جهان هـستي قـرارميدهـد، به صراحت اقـرارميدارد که حتي به ساختمان يک ذرّه هم پي نبرده است. بوعـلي کائنات را از طريق ذره ميخواهـد شرح دهـد و چون به کنهِ ذره نميرسد، خود را از درک جهان هـستي عاجز مييابد. توانائي خودرا برجسته ميسازد، ولي وقـتي عظمت عالم هـستي را مينگرد، سر تسليم مينهد.

ابن سينا در اصفهان روزگارمى‏گذرانيد،که در سفري دچار بيمارى قولنج شد و به درمان خود پرداخت تا اندكى بهبود يافت تا اينكه علاءالدوله قصد رفتن به همدان كرد. ابن سينا نيز وى را همراهى كرد، اما در راه بيماريش عود كرد ودرحالي که همواره به خلقت و عظمت آن ميانديشيد دست خالق بي همتا وآفريدگارجهان،آن واجب الوجود، روح پرهياهوي او را از اين بدن خاکي بستاندو پس از چندروز در نخستين جمعه رمضان 428هجري قمري در 58 سالگى درگذشت و در شهر همدان به خاك سپرده شد.189

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد وجوب وجود، واجب الوجود Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، اثبات واجب