منابع پایان نامه ارشد درمورد هنر معاصر، فضای شهری، داستان گویی، نقاشی دیواری

دانلود پایان نامه ارشد

به یک شکلی انیمیشن بود در بینال ونیز استفاده کرد؛ جایزه ی اول دانشجویی بینال ونیز را برد. به نظرم این اصطلاح خیلی خیلی مهم می شود. حتی بعضی از آرتیستها بر روی ویژگی کودکانه بودن انیمیشن -که حالا البته بسیاری از انیمیشنها قاعدتا خیلی هم ممکن است بچه گانه نباشند- ولی از این ویژگی بچه گانه اش در کارشان استفاده می کنند. اگر اشتباه نکنم سه دوره قبل بینال ونیز که من رفتم، حتی انیمیشنهایی که به شکلهای اولیه ساخته می شد؛ سیستمهایش را دوباره بازسازی کرده بودند. مثلا در غرفه ی ژاپن بود که شما یک چرخ را به وسیله ی دستتان می چرخاندید و این در واقع مثل انیمیشنهای اولیه یا فیلمهای اولیه چرخ می خورد و تبدیل می شد به یک انیمیشن یا فیلم. می خواهم بگویم حتی از حالتهای اولیه ی این ماجرا هم استفاده می کنند به خاطر این که خود آن اینستالیشن یا به اصطلاح شیئیتی هم که باعث این ماجرا می شود از نظر هنری امروز مهم و جذاب است. بنابراین باز نتیجه گیری می کنم که بستگی دارد که هنرمند چه ویژگی یا چه خصلتی را بخواهد در انیمیشنش دنبال بکند. گستره اش بسیار نامحدود است. یعنی از کارهای تجربی طراحی گونه که مثال زدم مثل آویش خبره زاده و کنتریج و اینها شروع می شود تا کارهای دیجیتالی خیلی پیچیده را دربر می گیرد. بعضی وقتها مرز بین فیلم و انیمیشن هم در این فضاهای دیجیتال یک مقدار گم می شود و شما نمی توانید دقیقا بگویید فیلم است یا انیمیشن است یا در واقع کار دیجیتالی یا …»
– ارتباط نقاشی و انیمیشن در هنر جدید چگونه است؟
فکر می کنم سوال غلطی است. وقتی ما از اولش این فرض را می گذاریم که دیگر مرزهای بین نقاشی و انیمیشن آن مرزهای سیال نیست. خیلی هم نمی توانیم صحبت کنیم که خوب نقاشی، کدام نقاشی؟ نقاشی که الان مثلا هنرمندهایی هستند مثل خدابیامرز خانم لاشایی147 یا خیلی از هنرمندهای دیگر که نقاشی می کشند و روی نقاشیشان ویدئو پخش می کنند و در واقع خود مرزهای نقاشی و ویدئو را به هم وصل می کنند. به نظر من این که حالا صحبت بکنیم از این که نقاشی مرزش کجاست یا انیمیشن مرزش کجاست شاید در واقع آن کارکرد قبلی را نداشته باشد. ولی من فکر می کنم در صحبتهایم توضیح دادم؛ به این دلیل که در نقاشی معاصر طراحی، دیزاین خیلی اهمیت پیدا کرده و تصویرسازی بسیار اهمیت پیدا کرده، قطعا می توانیم این طور صحبت کنیم که بده و بستانهای بین نقاشی و انیمیشن هم خیلی زیاد شده. مثلا شهزیا سکندر148 هنرمند خیلی مطرح پاکستانی که در نیویورک کار می کند. در واقع خیلی خیلی سنتی مینیاتور کار می کند. بعد عناصر مینیاتورش را وارد می کند در فضای معاصر. او عناصر مینیاتورش را به کمک نرم افزار حرکت می دهد، چرخش می دهد و یک جور ویدئوآرت و انیمیشنهای خیلی خیلی هنری با همان کارهای نقاشیش می سازد. در واقع ارتباط بین نقاشیها و ویدئوآرتهای شهزیا سکندر بسیار زیاد است. ولی ممکن است که یک هنرمندی هم خیلی از فضای نقاشانه استفاده نکند. مثلا در کارهای خود من، در بعضی از کارهای ویدئوآرت من ارتباط نقاشانه وجود ندارد. اتفاقا من در اکثر مواقع آن کاری را که نمی توانم یا در واقع فضای نقاشی اجازه نمی دهد، در ویدئوهایم انجام می دهم. ولی در بعضی از ویدئوهایم مثل ویدئوی برج آزادی من هم از فضای فیلم استفاده کردم، هم از فضای طراحی که تک فریم تک فریم یک چیزی شبیه انیمیشن می شود. یعنی یک انیمیشن اولیه یا طراحانه است. همزمان من از همه ی اینها استفاده کردم. هم از فیلم استفاده کردم، هم از عکس استفاده کردم و تک تک فریمها را عکس گرفتم، بعد اینها را پشت سر هم چیدم. یعنی باز ویدئو رابطه ی بین همه ی اینها را با هم نشان می دهد. به نظرم از کار تا کار یا آرتیست تا آرتیست، هنرمند تا هنرمند و پروژه تا پروژه ی یک هنرمند فرق می کند.
– چرا و چه می شود که هنرمند به موضعی می رسد که از رابطه ی نقاشی و انیمیشن برای خلق ایده اش استفاده کند؟
نمی دونم چی میشه. برای این که فرق می کند یک هنرمندی هست که اصلا انیماتور است و احساس می کند که کارش را باید در گالری عرضه کند و یک فرمت خاصی را برای کارش در نظر می گیرد و کارش را در گالری پخش می کند به عنوان ویدئوآرت یا شکل خاصی از هنر جدید. باز هنرمند تا هنرمند فرق می کند. یک هنرمندی هم هست ممکن است بدهد انیمیشنش را کسی بسازد و یک کارهای بسیار پیچیده مثل دوره ی قبل بینال ونیز، باز هم غرفه ی ژاپن یک کار بسیار پیچیده ای داشت که نصفش طبقه ی پایین پخش می شد، بعد پله می خورد می رفت بالا. در واقع یک فضای گردی درست کرده بود که تمام آن فضای گرد انیمیشن پخش می شد و حتی یک قسمتهایی روی زمین پخش می شد. دیواره ها را هم یک مقدار به شکل قوسی شکل در نظر گرفته بود و یک فضای بی وزن خیلی خیلی عجیب درست کرده بود. کارهای پیچیده ای که البته از نظر اجرای خود انیمیشن ممکن است خیلی پیچیده نبوده باشد ولی از نظر اینستالیشن و چیدمان خود فضای ویدئوییش خیلی پیچیده بود. ممکن است کاری به این صورت باشد. به نظر من باز بسته به خود هنرمند است که چطور می رسد به این که اصلا انیمیشن کار بکند یا نکند. آیا ضرورتهایش برای کار یا پروژه ای که می خواهد انجام بدهد، لازم هست یا نیست؟ کاملا به نظر من دلبخواه و بستگی به شرایط دارد. بستگی به قابلیتهای کار هنرمند دارد.
– بالاخره یک مرزی و تفاوتی بین انیمیشن و نقاشی به عنوان هنر ایستا و هنر متحرک هست که منجر به انتخاب شود؟
واقعا مرزی نیست. گفتم مثلا در ویدئوآرت من کاملا کارها طراحی است. من تک تک طراحیها را گذاشتم، یک کم حرکتشان دادم و کشیدم. بعد ازشون عکس گرفتم و بعد چیدمشون پشت سر هم. خیلی طراحی است. خیلی نقاشی است. خیلی عکس است. ولی شما وقتی پیوسته می بینید چیزی شبیه انیمیشن می شود. بنابراین مرزی واقعا نیست. یعنی شما نمی توانید بگویید صد در صد این عکس است یا انیمیشن است یا طراحی. همه اش هست. خیلی مرزی بین اینها وجود ندارد. یا مثلا ویلیام کنتریج همزمان هم کارهای طراحی اش را عرضه می کند، هم طراحیهایی که پاک می کند و پاک می کند و دوباره طراحی می کند را به صورت انیمیشن می بینیم. یا مثلا هنرمند خیلی مطرح دیواری معاصر موتو149 که دیوار را کار می کند، رنگ می زند و دوباره کار می کند یعنی انیمیشنها و طراحیهایش را در فضای شهری کار می کند و فریم فریم از آنها فیلم می گیرد و وقتی شما می بینید انگار یک آدمی روی سطح دیوار راه می رود. یا مثلا یک هنرمند ژاپنی دیگر که باز همین طوری کار می کند، نقاشی دیواری و انیمیشن ویدئویی کار می کند یاماموتو150 دقیقا باز همین کار را انجام می دهد. خود اینها هم حتی مرزهای این ماجرا را می شکنند یعنی مثلا یکدفعه فیلم را نگه می دارد، یک کسی رد می شود از جلوی آن طراحی دیواریش و بعد ادامه. یعنی فضای بین نقاشی گرافیتی151 و نقاشی فضای شهری و انیمیشن و نقاشی، اینها را با هم یکی کرده یا مرزهایش را از میان برداشته است. به نظر من واقعا خیلی تنوعش زیاد است و خیلی نمی شود حکم داد که چطور این اتفاق می افتد یا چرا می افتد. بسته به هنرمندش و بسته به کار فرق می کند.
– این نوع کارها را می توان در قالب خاصی گنجاند؟
قالب خاص که به هر حال دارد. شما مثلا جشنواره های (نیو مدیا152) را که نگاه می کنید، آنها هم برای خودشان یک تقسیم بندیهایی دارند. یا مثلا شما هر کاری را نمی توانید در جایی که مال آن جا نیست، نشان بدهید. یا هنرمندهایی که اصولا فضای انیمیشن را برای کار هنری، به مثابه ی هنر معاصر استفاده می کنند، قطعا نوع خاصی از نمایش یا اینستالیشن را برای پخش کارشان انتخاب می کنند. دیگر به شکل روتین انیمیشن که همیشه در تلویزیون یا سینما می دیدیم، نیست. یک شکل تازه ای دارد. من فکر می کنم خیلی خیلی مهم است و به فضا خیلی اهمیت می دهند. یعنی اینها خیلی چسبیده به درکی از فضا، شرایط و موقعیت.
– پس انیمیشن در هنر معاصر از انیمیشن سنتی در حوزه ی سینما و داستان گویی و روایتگری جدا می شود؟
بله جدا می شود ولی چون الان ما دانشکده های نیو مدیا هنوز نداریم. رشته های این چنین نداریم، جدا می شود ولی مثلا در دانشگاه چین که من هم نمایشگاه داشتم و هم دعوت شده بودم؛ آن جا یک دپارتمان نیومدیا داریم که هم فیلم تدریس می شود، هم ویدئو تدریس می شود، هم ویدئوآرت تدریس می شود، هم انیمیشن. یعنی اینها همه یکپارچه است. حالا این که هنرمند تصمیم می گیرد که فیلم کوتاه بسازد یا فیلم بلند یا ویدئوآرت بسازد، این بستگی به خودش دارد و شاخه ای که انتخاب می کند.
– از هنرمندان و آثار ایرانی که از تعامل نقاشی و انیمیشن برای خلق ایده هایشان بهره برده اند چه کسانی را می شناسید؟
آثار خانم آویش خبره زاده شاید جزء پیشروترین این نوع کارها باشند.
– نظرتان در مورد نقاشیهای متحرکی که تنها با یک حرکت کوتاه و به صورت لوب و تکرار روی تابلوهای تلویزیونی نمایش داده می شوند چیست؟
اینها هم هست که از حرکت دادن عکس یا نقاشی کار می کنند. هنرمندانی هم هستند که به این شکل کار می کنند مثلا آقای باربد گلشیری153 یک کار ویدئوی این چنینی داشت که یک مقدار هم طنزآمیز بود. می توانم بگویم که در بچه های بعد از نسل ما خیلی بیشتر این گرایشها دیده می شود. بچه هایی که بین حوزه های نقاشی و گرافیک و فیلم و انیمیشن کار می کنند خیلی تمایل به کارهایی به این شکل دارند. در حوزه ی هنرمندهایی که به نقاشیشان حرکت می دهند هم این ماجرا وجود دارد. مثلا آقای خسرو خسروی154 یک تعدادی از نقاشیهایش را به این شکل متحرک کرده است. المانهایش را بریده، در فضای عکس قرار داده و یک حرکتی به آنها داده است. و این هم می شود یک جور انیمیشن یا ویدئوآرت انیمیشن. ولی تعداد هنرمندانی که به این شکل کار می کنند کم است.
– کمی از فضای هنر جدید دور شویم. ارتباط بین آثار فوتوریستها و حرکت ادراک شونده در آنها با انیمیشن را چگونه می بینید؟ آیا اصلا نزدیکی و ارتباطی وجود دارد؟
راستش خیلی ارتباطی وجود ندارد. به نظرم حرکت و انرژی که فوتوریستها بیشتر به دنبالش بودند، خیلی به انیمیشن مربوط نمی شود. چون انیمیشن آن موقع خیلی به این شکلی که ما صحبت می کنیم وجود نداشته است. به نظرم بیشتر جنبه ی ماشینیزم و فضای مدرن و حرکتی که اصولا در فضای مدرن وجود داشته، مسئله شان بوده است و بعدش هم عکاسی و فیلم. زمانی که نقاشی می شده خیلی شبیه به انیمیشن می شده ولی واقعا انیمیشن نبوده که روی آنها تاثیر بگذارد. چون حرکت اصلا یک زمانی در مقاطع مختلف مسئله ی مدرنیسم می شود. مثلا فوتوریستها یک نوعش هستند و جنبش نور و حرکت و تجربیاتی که در باهاوس155 می شود هم به نوعی دیگر. یا مثلا هنرمندان کینتیک آرت156. حتی در مجسمه. بنابراین، اینها خیلی ربطی به انیمیشن به شکل سنتی اش پیدا نمی کنند.
– با تشکر بسیار از صحبتهای خوب وموثرتان. صحبت آخر؟
نه صحبت خاصی نیست. همینها که گفته شد. ولی من فکر می کنم هرچه جلوتر می رویم قابلیت بیانی خیلی از رشته هایی که قبلا در حوزه ی سنتی وجود داشتند بیشتر بر ملا می شود و مثلا ما رشته ی خیلی مهمی داریم به نام هنرهای دستی یا صنایع دستی که قابلیتهای بیانی خیلی معاصری در آن وجود دارد. حالا یک هنرمند خودش باید بخواهد که با فضای هنر معاصر از نظر کیفی آشنا بشود که مثلا آن استفاده را از کارش در فضای معاصر بکند. نقاشی، انیمیشن، فیلم و خیلی از رسانه های دیگر حتی عکاسی که خود عکاسی هم همه نوع و شاخه هایش جزء هنر معاصر قرار نمی گیرد. بنابر این تعریف هنر معاصر و فضایی که وجود دارد که کمی هم تعریفش سخت است. به نظر من باعث می شود که شما تصمیم بگیرید که مثلا فرش ببافید و این فرش را به عنوان یک فضای هنر معاصرتان خلق بکنید. یا انیمیشن را در فضای ویدئوی معاصر استفاده بکنید. اینها بستگی به انتخابی دارد که هنرمند بکند. یا حتی ممکن است از فضای انیمیشن نقاشی بکنید. این را کمتر صحبت کردیم. هنرمندهایی هستند مثلا آقای رضا صدیقیان157 یک سری کار دارد که براساس نقاشی گیمهای کامپیوتری است. یا خود من در کارهای اخیرم از میکی موس یا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فضای سایبری، فضای سایبر، هنر معاصر، فضای فیزیکی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کانون پرورش فکری، کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، تصویر سازی