منابع پایان نامه ارشد درمورد هنر معاصر، فضای مجازی، تغییر رنگ، تصویرسازی

دانلود پایان نامه ارشد

که از تعامل این دو در هنر معاصر شکل گرفته اند، تنها اصل مهم را شناخت خلاقیت و فهم عاشقانه ی هنرمند می دانستند که با ابزار مختلف و شناخت صنعت آنها و به کار گیری مبانی به نتیجه خواهند رسید.

4-2 احمد نادعلیان
شکل 4-3/ احمد نادعلیان/ 1392/ پردیس تهران/ نگارنده
متولد ۱۳۴۲ سنگسر. دکترای فلسفه هنر در زمینه تخصصی نقاشی و تزئینات دیواری از دانشگاه مرکزی انگلستان (UCE)
گفتگویی با دکتر احمد نادعلیان در رابطه با تعامل و ارتباط نقاشی و انیمیشن در هنرهای جدید (حضور انیمیشن در هنرهای جدید)
28 مرداد 1392 ساعت 3 بعد از ظهر در مرکز پردیس در تهران
از ابتدای صحبت سعی کردم به طور گسترده در مورد آثاری که رابطه ی نقاشی و انیمیشن را در خود دارند، صحبت کنیم و به جز حوزه ی سنتی و استفاده از طراحی و نقاشی در انیمیشن؛ به طور برعکس درباره ی استفاده از انیمیشن در هنرهای جدید و ارتباط آن با نقاشی هم از تجربیات و اطلاعات دکتر نادعلیان استفاده کنم. و در میان صحبتها استاد نادعلیان، مبحث جدیدتری را هم در خصوص ارتباط و تعامل نقاشی و انیمیشن در هنر معاصر مطرح کردند، استفاده از شخصیتها و المانهای شناخته شده ی انیمیشنها در نقاشی معاصر و به نوعی ایجاد تغییر ذهنیت و به چالش کشیدن این دو هنر در ارتباط با هم. در این آثار انیمیشنها دوباره ثابت و تبدیل به تابلوی نقاشی شده اند. و این نوع آثار شاید تازه ترین نوع ارتباط این دو رشته در هنر معاصر باشد، که تعداد آثار در این زمینه بسیار کم است. ولی باز شدن بحث درباره ی این نوع آثار می تواند منجر به رسیدن به نگرش تازه ای در تعامل نقاشی و انیمیشن باشد که شاید از موضوعاتی باشد که در ادامه ی این پایان نامه بتواند مورد پژوهشی تازه قرار بگیرد.
– صحبت را از حضور انیمیشن در هنرهای جدید به خصوص در ایران و آثار خود دکتر نادعلیان آغاز کردیم.
«گاهی وقتها فنونی هست که شما می توانید با قابلیتهای دیجیتالی عکس بگیرید و آن را تبدیل به انیمیشن کنید که خود من شخصا چند تا از تجربیاتم از این دست بوده است. من یک سری کارهای ویدئوآرت داشته ام، خیلی از ویدئوآرتهای من تعاملی بوده است. آنهایی که تعاملی بوده، بعضیهایشان انیمیشن مبتنی بر عکس بوده است. آنهایی که مبتنی بر عکس بوده است، دو گونه اند؛ استفاده از عکسهای تاریخی یعنی آثار نقاشی خصوصا قدیم را انیمیت کردم. و استفاده از عکسهایی که خود من از طبیعت بگیرم و آن را تبدیل به انیمیشن کنم. معمولا در اغلب اینها کاربر نقش دخالت کننده دارد. هستند چند نمونه ای هم که فقط انیمیشن است ولی در اکثر کارها کاربر می تواند در سرنوشت ترکیبی یا تصویری اثر دخالت بکند. اینها مجموعه تجربیاتی بوده است که من در این زمینه داشتم. می توانم بگویم که ویدئو انیمیشنی که جنبه ی تعاملی دارد و مخاطب می تواند در کار دخالت کند.»
– به طور کلی رابطه ی نقاشی و انیمیشن را در حوزه ی هنر جدید چگونه می بینید؟
به طور سنتی در گذشته ی دور، کسی که انیمیشن می ساخت، طراحی می کرد یا به نوعی رنگ آمیزی می کرد و آن را به قول معروف جان بخشی می کرد. که فکر می کنم دردنیای امروز، سهم نقاشی علارقم این که وجود دارد، خیلی کم است. یعنی یک سری شخصیتها ممکن است در وحله ی اول ساخته شود، حجمی که کثرت حالتها است با یک سری فنونی که به کمک نرم افزارها می تواند آن عمل را انجام دهد، تمام آن کارها را می تواند تغییر بدهد. گاهی وقتها هم شاید برایتان جالب باشد در مصداقهای جهانی، نقاشیهای فردی را در نیویورک در یک گالری دیدم که شخصیتهای انیمیشنی را آورده بود روی بوم و نقاشی کرده بود. یعنی شخصیتهایی که ما می شناسیم آمده بودند دوباره ثابت و صامت روی بوم نقاشی شده بودند. این هم یک نوعی از ارتباط در این قضیه است که احتمالش بعید نیست. ولی خوب نمونه هایش خیلی کم بوده است. فرض کنید شما نقاشی بکشید و نقاشی شما پینوکیو را نشان بدهد، خوب آن جا یک شخصیت انیمیشنی است که حالا آمده روی بوم و شما دارید مثل یک بوم می خرید و تبدیل به یک تصویر شده است، دیگر انیمیشن نیست. ولی شما وقتی آن را می بینید، پیش از آن در انیمیشن دیده اید. سابقه ی ذهنی شما از آن اشکال این بوده است که آنها را در انیمیشنها ببینیید. ممکن است بعضی از هنرمندهای ما که تصویرسازی و نقاشی می کنند، شخصیتهای تصویری که در انیمیشن بودند را به نوعی در نقاشی و خصوصا تصویرسازی دوباره پدیدار کنند.
– در هنر جدید آیا واقعا مرز و اختلافی بین نقاشی و انیمیشن نیست؟ وچه چیزی باعث می شود که این دو در کنار هم قرار گیرند؟ چه چیزی باعث از بین بردن مرز میان آنها می شود؟
من فکر می کنم اولین وجهش آن است که ما نقش یا تصویر صامت را در انیمیشن تبدیل به یک چیزی می کنیم که جان دارد و حرکت می کند. و زمانی که جان دارد و حرکت دارد یک فرایند است. یک نقطه ی خطی آغاز می شود. از یک جایی به یک جایی می رسد. این حرکت در خیلی از انیمیشنها همراه با صدا است. داستان اضافه می شود. و چیزی را روایت می کند. در نقاشی ممکن است به نوعی راوی باشیم. ممکن است نقاشی را ببینیم که گوشه و کنار کارش دارد یک چیزی را روایت می کند، منتها در خوانشش ما مجاز هستیم که کل را با هم ببینیم، بعد جزء جزء ببینیم. ولی در انیمیشن به طور سنتی یک روایت را جلوی شما می گذارد. همان طور ی که گفتم من نوع تعاملیش را کار می کنم، پس به تعداد کاربرها در یک فضای از پیش تعیین شده، ممکن است روایتها به گونه ای دگرگون بشود. مرزشان داشتن روایت و داستان و بعد استفاده از قابلیتهای بیشتر علاوه بر جان بخشی مثلا شنوایی و … که در انیمیشنها به کار می رود و در نقاشی بعید بوده است. اگرچه الان کسی ممکن است نقاشی را چیدمان کند و صدا یا بو یا مواد دیگری را هم به کار بگیرد. ولی به طور سنتی ما انتظار نداشتیم که الزام داشته باشیم وقتی یک نقاشی را می بینیم، نقاشی صدا هم داشته باشد. ولی در هنر جدید به شکل چیدمان بعید نیست.
– نظرتان در مورد انیمیشنهای انتزاعی که از دگردیسی اشکال و فرمها و رنگها ساخته می شوند و هیچ داستان و روایتی را دنبال نمی کنند چیست؟
یک مصداق غربی یادم هست که یک بوم مثل کارهای موندریان بود. دو تا بوم عمودی به هم وصل بود، بعد یک جایی در دلشان یک سری اشکال انتزاعی بود، شما در مانیتورهای کوچکی مقابلش خیره می شدید و اینها دگرگون می شد. من این جا به عنوان بیننده این را به چشم انیمیشن نمی دیدم. یعنی فکر می کردم که یک قابلیت تصویری است در یک اثری که تبدیل به یک فضای چند رسانه ای شده است.
– اکنون در ایران این دست آثار جدید که از تعامل نقاشی و انیمیشن در حوزه ی هنر جدید به وجود می آیند، چه جایگاهی دارند؟
تمامی این موارد به نظر من اگر بخواهیم فروش را ملاک قرار بدهیم در کشور ما ضعیف است. در کشور ما، شش هفت سال گذشته حتی هنر جدید به میزان زیادی کمرنگ شده، دلیلش یکی رشد تجاری هنر در اکسپوها بوده که خیلی از افرادی که هنر جدید کار می کردند در این شرایط دست از آن تجربه اندوزی جدید کشیدند و به همان نقاشی یا مجسمه ی کالا گونه پرداختند. دوم این که شاید یک طیف مدیران سنت گرا در کار آمدند و اینها زیاد قائل نبودند یعنی فکر می کردند دوره های قبل یک نوع زیاده روی شده که هنرهای سنتی پس زده بشود و حالا آنها باید آن زیبایی شناسی را احیا کنند. تنها در موارد معدودی بوده که در گونه ای نمایشگاههایی که جنبه ی موضوعات ارزشی خیلی پررنگ بود، معدود آثاری دیدم که این وجه ویدئوآرت که انیمیشن باشد هم بوده است. و معدود آثاری در معدود نگارخانه هایی که به شکل خصوصی هستند نه در فضای دولتی. ولی اگر بخواهیم بگوییم اینها بازاری در ایران دارد یا در اکسپوها برخلاف غرب، نه. یعنی چنین چیزی را من به چشم ندیدم. بازار ما هنوز با همان هنرهای قدیمی که نقاشی زیبایی شناسی محور باشد می چرخد.
– درباره ی خودتان و این گونه کارهایی که در هنر جدید انجام داده اید، چطور؟
تمام کارهایی که من داشتم، مقصدشان می شود گفت سه گونه مقصد خروجی ارائه داشته است. خروجی وب داشتند. یعنی خیلی از کارهای انیمیشن من فقط در فضای مجازی ارائه می شود. کاربر آن را می بیند. بعضیهایشان به لحاظ حجم بزرگ در وب قابل بارگذاری نیستند و در واقع روی میزی قرار می گرفتند که یک موس بود و کیس یا هارد پنهان بود و فقط یک پرده ی بزرگ آن انیمیشن را به نمایش می گذاشت. یکی دو مورد هم بوده که در مانیتور دیده می شده است. تمام آنهایی که نمایش بیرونی داشته، برای من لازمه اش اینتر اکشن یا تعامل بوده که در آن مخاطب بتواند به نوعی در رنگ، ترکیب و فرایند نمایش دخالت ایجاد بکند.
تعدادی از آثار متنوع و متفاوت در ایده های خلاقانه ی دکتر را با هم دیدیم و دیدگاهها و معانی و مفاهیم و رویکردهای مختلف ایشان در هر کدام از آثار متناسب با نحوه ی بیان و فرایند شکل گیری آنها نشان دهنده ی دقت و تسلط استاد هم در انتخاب ایده و هم در کنترل قرار دادن فرایند شکل گیری آنها حتی با به وجود آمدن اتفاقات و حوادث بود. و همان طور که خودشان گفتند اکثریت کارها جنبه ی تعاملی داشت و حضور مخاطب یا حتی افرادی که ناخواسته در ارتباط با آنها قرار می گرفتند، می توانست سرنوشت کار را تغیر دهد. چند نمونه از این طیف متنوع و وسیع کارها را که در ارتباط با موضوع پایان نامه ام قرار می گیرد، مثال می آورم:
بهشت من یا پارادایس (چند رسانه ای تعاملی)

شکل 4-4/احمد نادعلیان/ بهشت من/ چندرسانه ای تعاملی/ 1384/ نمایشگاه طبیعت از منظر هنرمندان شرق نگارخانه خیال در مجموعه فرهنگی و هنری صبا/ خود هنرمند
یک کار اینتر اکشن از فضایی از طبیعت که 360 درجه می گردد و ساخت آن 6 ماه کار برده است. عکاسی از فضای باغ پلور در شمال و بعد به صورت 360 درجه ساخته شده تا بشود در آن گردش کرد. کاری که من به شخصه از دیدنش احساس کردم فیلم است، همه اش عکس بود. حتی پروانه، عکاسی شده و بعد به آن انیمیت داده بودند. فضای لایه لایه ای که می شود در آن چرخید و به نقطه ی اول بازگشت. ولی در اصل هیچ دوربینی نبوده است که این دور را بزند. یعنی به گفته ی خود آقای نادعلیان: «در فضای سایبری نقطه ی آغاز و پایانش را در برنامه نویسی به هم دوخته ام.»
کار یک انیمیت پیش فرض دارد اما با کلیک بر روی پروانه، جا به جایی، تغییر رنگ، تغییر رنگ بک گراند و …. قابل انجام است. کاری است مبتنی بر عکاسی و عکسهایی که انیمیت شده است و در نهایت می تواند فضاهای نقاشانه ای ایجاد کند. این کار به صورت موسی روی میز و پرده ای 5 یا 6 متری در گالری صبا در کنار تعدادی از آثار نقاشی سایر هنرمندان به نمایش درآمده است. (شکل 4-4)
«من به این می گویم انیمیشن مبتنی بر عکاسی که تعاملی هم هست یعنی شما می توانید رنگ یا عواملی را در آن دگرگون کنید. در این کار حتی می توانید فضا را عقب و جلو کنید. با قرار گیری پروانه بر روی قاصدک، به شکل آرزو قاصدک شروع به پر پر شدن می کند. اتفاقی که در واقعیت با فوت کردن رخ می داد، به شکل متفاوتی روی می دهد.»
– برای اجرای کارهای متنوع در فضای مجازی و برنامه نویسی کامپیوتری و … از کسی کمک می گیرید؟
همه اش را خودم کار کردم. هم برنامه نویسی، هم عکاسی، هم کار اجرایی. صفر تا صدش را. در دوره ای که حدود ده پانزده سال پیش تنها هنرمندی بودم که این آشنایی را با برنامه نویسی دارد و این را به عنوان اثر هنری ارائه می دهد. ولی امروز در عرصه ی تبلیغاتی به وفور می توانید این را پیدا کنید.
سفری به آسمان145
«یک کار مذهبی، از معدود کارهایی بود که در بخش دولتی خریداری شد برای موضوع قرآن. یک نمایشگاه قرآن بود که از من خواستند کار کنم. من گفتم که من کارهای جدید انجام می دهم. آنها قبول کردند و من انجام دادم. یک صفحه از معراج نامه، یک نسخه ی معراج نامه که به کلش انیمیت دادم و باز هم مخاطب اگر بخواهد می تواند نگهش دارد، و با یک کلیک از بهشت معراج پرتاب می شوی در جهنم و برعکس. این را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد شاهنامه ی فردوسی، هنرمندان ایرانی، صنعت سینما، تخت جمشید Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد فضای سایبری، فضای سایبر، هنر معاصر، فضای فیزیکی