منابع پایان نامه ارشد درمورد هزینه سرمایه، ثروت سهامداران، صاحبان سهام، بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه ارشد

ایجاد انگیزه در سهام‌داران به فعالیت‌هایی از قبیل خرید سهام کنترلی.
5- نقش سرمایه‌گذاران نهادی: تشویق و گسترش سرمایه‌گذاری نهادی.
نظارت سهام‌داران اقلیت: احترام به حقوق سهام‌داران اقلیت و مجاز بودن نظارت اقلیت بر فعالیت شرکت.
الزامی کردن حسابرسی مستقل: با توجه به نقش برجسته نظارتی آن.
فعالیت مؤسسات رتبه‌بندی: ایجاد تسهیلات برای فعالیت مؤسسات رتبه‌بندی.
مکانیزمهای درون‌سازمانی (محاطی) عبارتند از:
هیئت‌مدیره: انتخاب و استقرار هیئت‌مدیره توانمند، خوش‌نام و بی‌طرف.
مدیریت اجرایی: تقسیم مسئولیت‌ها بین مدیریت اجرایی و استقرار نرم‌افزارهای مناسب.
مدیریت غیر اجرایی: ایجاد کمیته‌های هیئت‌مدیره از مدیران مستقل و غیر اجرایی (شامل کمیته حسابرسی، حقوق و…).
کنترل‌های داخلی: طراحی، تدوین و استقرار کنترل‌های داخلی مناسب (مالی، حقوقی، مدیریت ریسک، حسابرسی داخلی و…).
خلاق سازمانی: تدوین و گسترش آیین رفتار حرفه‌ای و اخلاق سازمانی.
بررسی شرکت‌ها و بازار سرمایه در ایران نشان می‌دهد که برخی از مکانیزمهای برون‌سازمانی (محیطی) شامل موارد زیر تا حدودی برقرار است:
براساس مفاد قانونی قانون تجارت (به‌ویژه مواد 144 تا 156) و سایر قوانین موضوعه، قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار، قانون تشکیل سازمان حسابرسی و قانون و مقررات جامعه حسابداران رسمی ایران مکانیزم نظارت قانونی برقرار می‌گردد.
از آن جا که بازار سرمایه در ایران نو پاست و چندان کارا نمی‌باشد نظارت سهام‌داران عمده و ایجاد انگیزه در سهام‌داران به فعالیت‌هایی از قبیل خرید سهام کنترلی، نقش نظارتی سرمایه‌گذاران نهادی کم رنگ می‌باشد
درباره نظارت مرتبط با مکانیزمهای درون‌سازمانی به نظر می‌رسد، صرف نظر از مقوله هیئت‌مدیره و موارد مرتبط با مدیریت اجرایی شامل تقسیم مسئولیت‌ها بین مدیریت اجرایی و استقرار نرم‌افزارهای مناسب، نقش نظارتی مدیریت غیر اجرایی شامل ایجاد کمیته‌های هیئت‌مدیره از مدیران مستقل و غیر اجرایی (شامل کمیته حسابرسی، حقوق و…) کنترل‌های داخلی، شامل طراحی، تدوین و استقرار کنترل‌های داخلی مناسب (مالی، حقوقی، مدیریت ریسک، حسابرسی داخلی و…) بسیار ناچیز و ضعیف است و به نقش نظارتی اخلاق سازمانی نیز توجه بایسته نمی‌شود.
در ایران، قانون تجارت مصوب 13 اردیبهشت‌ماه 1311 اساس و چارچوب قانون تجارت موجود را تشکیل می‌دهد. نظر به قدمت منابع آن که دارای نواقص فراوانی بود، قانون اصلاح قسمتی از قانون تجارت مشتمل بر 300 ماده پس از تصویب در تاریخ 24 اسفندماه 1347 جانشین مواد 21 تا 94 قانون تجارت مصوب 1311 شد. به نظر می‌رسد که اصلاحیه مذکور نیز تغییر با اهمیتی در چارچوب اولیه قانون تجارت ایجاد نکرده است. همچنین در قانون پیشین و اصلاحیه انجام شده به مقوله وظایف هیئت‌مدیره و تفکیک وظایف توجه چندانی نشده است.
همچنین حسابرسی داخلی نقش بسیار کم‌رنگی در شرکت‌های ایرانی داشته است. بررسی‌ها گویای آن است که حتی تعداد زیادی از شرکت‌های بورسی نیز از خدمات حسابرسان داخلی بهره نمی‌گیرند و آن تعداد از شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس که دارای واحد حسابرسی داخلی هستند نیز به خدمات حسابرسان داخلی عنایت ناچیزی دارند و جایگاه سازمانی آن‌ها موجب کاهش اثربخشی حسابرسان داخلی می‌شود. همان طور که گفته شد، در سال‌های اخیر حسابرسی داخلی به عنوان یکی از مکانیزم های درون‌سازمانی، نقش بسیار با اهمیتی در ساختار حاکمیت شرکتی در جهان پیداکرده است. در سطح جهانی، از اوایل هزاره گذشته با تأسیس بنگاه‌های اقتصادی بزرگ و پیچیده‌تر شدن فعالیت‌ها، امکان رسیدگی به تمام فعالیت‌ها توسط مدیریت سلب شد و حسابرسی داخلی به عنوان حرفه‌ای به یاری سازمان‌ها برای انجام درست کارها، پا به عرصه وجود گذاشت (حساس یگانه،1385).
بخش دوم:
ادبیات نظری هزینه سرمایه
2-15-سرمایه
واژه و مفهوم سرمايه عبارت است از ميانگين موزون هزينه سرمايه شركت كه در مفهوم عام بيان می‌شود و مفهوم سرمايه نيز شامل وجوه متعلق به صاحبان سهام شركت (سهامداران) می‌باشد اما سرمايه در مفهوم خاص خود به غير از حقوق سهامداران كليه بدهی‌های بلندمدت شركت را در بر می‌گیرد بطوريكه چنانچه به اين تفاوت توجه نشود مفهوم هزينه سرمايه و محاسبات آن ما را دچار چالش ذهني خواهد كرد. براي محاسبه متوسط هزينه بايد بتوانيم هزينه هر جزء تشکیل‌دهنده وجوه مالي شركت را محاسبه كنيم هزينه بدهي و هزينه سهام ممتاز، هزينه سرمايه صاحبان (مثلاً هزينه سود تقسیم‌نشده يا سهام منتشر شده اخير) کلاً اقلامي هستند كه ما در سمت چپ ترازنامه آن را نمايش بدهي و و بياني ديگر در تعريف مفهوم دارائی‌ها آن را مطابق با استانداردهاي حسابداري به شكل زير مورد تفسير قرار می‌دهیم بطوريكه افزايش خالص دارائی‌های شركت اغلب با افزايش اين اقلام (حقوق صاحبان سهام و بدهی‌ها) همراه می‌باشد.
با توجه به اينكه سرمايه به عنوان عامل مهمي در توليد سازمان نقش دارد همچون هر عامل ديگري براي شخصيت حقوقي شركت داراي هزينه می‌باشد و اين به عنوان جزئي از مباني تئوريك حسابداري تحت عنوان تئوري مالكانه تعريف می‌گردد بطوريكه هزينه هر جزئي از سرمايه ممكن است با ساير اجزا متفاوت باشد مثلاً اگر شركت بتواند به نرخ 12 درصد وام بگيرد هزينه جزء بدهي دريافت سرمايه برابر 12 درصد است در حالی که هزينه اجزاي ديگر مثلاً سود تقسیم‌نشده می‌تواند بيشتر از 15 درصد باشد. اجزاي اصلي اقلام سرمايه عبارتند از: بدهي، سهام ممتاز، سود تقسیم‌نشده و سهام جديد الانتشار (طاهر منش گرجی،1393).
2-16- هزينه سرمايه57
هزینه سرمایه در فرآیند ارزش‌گذاری و تصمیم‌گیری‌های شرکت نقش اساسی دارد. هزینه سرمایه نرخ بازده مورد انتظاری است که بازار به منظور تخصیص سرمایه به یک سرمایه‌گذاری مشخص مطالبه می‌کند. به زبان اقتصادی، هزینه سرمایه برای هر طرح سرمایه‌گذاری مشخص یک هزینه فرصت است، یعنی هزینه مربوط به از دست دادن بهترین گزینه سرمایه‌گذاری بعدی به این معنی که طبق اصل جانشینی در علم اقتصاد اگر برای یک دارایی، جانشینی وجود داشته باشد که جذاب‌تر از آن دارایی باشد، هیچ‌گاه سرمایه‌گذار در آن دارایی سرمایه‌گذاری نخواهد کرد.
هزینه سرمایه (که گاهی نرخ بازده مورد انتظار یا نرخ تنزیل نیز نامیده می‌شود) می‌تواند از ابعاد و رویکردهای مختلف مورد توجه واقع شود. یکی از این رویکردها که بر بخش دارایی‌های ترازنامه شرکت تمرکز دارد هزینه سرمایه را به عنوان نرخ تنزیل جریان‌های نقدی مورد انتظار آتی تعریف می‌کند که برای محاسبه ارزش فعلی جریان‌های نقدی مذکور استفاده می‌شود. رویکرد دیگر که بر جنبه تأمین مالی (از محل بدهی‌ها یا حقوق صاحبان سهام) تاکید دارد هزینه سرمایه را به عنوان نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران تعریف می‌کند.
در این رویکرد هزینه سرمایه بیانگر انتظارات سرمایه‌گذاران است. ضمن اینکه این انتظارات ممکن است در سرمایه‌گذاران مختلف، متفاوت باشد، اما بازار (مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاران) در رابطه با یک سرمایه‌گذاری معین یا یک طبقه از سرمایه‌گذاری‌ها به اتفاق‌نظر و اجماع دست خواهد یافت. هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است (البته مقصود شرکتی است که هدفش تحصیل سود باشد). هر یک از گروه‌های سرمایه‌گذار، مثلاً دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که درخور ریسک مربوط به آن باشد؛ بنابراین، هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه‌گذاران در شرکت تأمین شود.
مفهوم هزینه سرمایه‌ بر این فرض مبتنی است که هدف شرکت عبارت است از حداکثر کردن ثروت سهامداران. اگر نرخ بازده سرمایه‌گذاری یک شرکت از هزینه سرمایه‌اش بیشتر باشد و بدون بالا رفتن درجه ریسک میزان بازده افزایش یابد، ثروت سهامداران افزایش خواهد یافت. دلیلی که در این خصوص بیان می‌شود این است که اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه آن بیشتر شود. دارندگان اوراق قرضه و سهام ممتاز به نرخ بازده ثابت مورد نظر خود خواهند رسید و باقیمانده بازده شرکت در اختیار صاحبان سهام عادی قرار خواهد گرفت که این سود مازاد را می‌توان بین سهامداران عادی توزیع کرد و یا آن را مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری نمود و نرخ بازده دوره‌های آتی را افزایش داد و یا ترکیبی از این دو را انتخاب نمود که در آن صورت مطلوبیت سهام عادی بیشتر خواهد شد و انتظار می‌رود در اثر افزایش تقاضا، قیمت سهام عادی در بازار سیر صعودی طی کند و بدین ترتیب ثروت سهامداران افزایش یافته و هدف شرکت تأمین گردد.
اگر بین هزینه سرمایه و موضوع به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران پیوند برقرار شود، می‌توان هزینه سرمایه را به طریق دیگری تعریف کرد. برای مثال، می‌توان هزینه سرمایه را به این طریق تعریف کرد:
حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید تحصیل کند تا این که در ارزش شرکت تغییر صورت نگیرد، یعنی ارزش شرکت کماکان حفظ گردد. اگر شرکت به هزینه سرمایه دست نیابد، ارزش اوراق بهادار شرکت کاهش خواهد یافت. برعکس، اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه بیشتر شود، ارزش بازار شرکت افزایش خواهد یافت. چنین تعریفی از هزینه سرمایه به این صورت بیان می‌شود: نرخ بازدهی که مانع تغییر ارزش سهام عادی شرکت گردد (امینی،1390).
از آنجا كه در سرمایه‌گذاری طرح‌ها از منابع مالي مختلفي مانند:‌اوراق قرضه، سهام عادي، سهام ممتاز و … استفاده می‌شود هر يك از اين گروه‌ها خواهان ميزاني از نرخ بازده هستند كه درخور ريسك مربوط به آن‌ها باشد. هرچه ريسك بيشتر باشد سرمایه‌گذار نرخ بازده بالاتري را می‌طلبد و در نتيجه هزينه سرمايه بيشتر خواهد بود. شرکت‌هايي كه در صنايع پر ریسک فعاليت می‌کنند سرمايه گران‌تری دارند در نتيجه بايستي پروژه‌هایی را گزينش كنند كه بازده بالاتري دارند. به اين ترتيب هزينه سرمايه عبارت است از كمينه بازدهي كه تحصيل آن براي حفظ ارزش بازار شركت (يا قيمت سهام) ضروري است.
مديران بايستي راجع به هزينه سرمايه به مواردي چون:‌
اتخاذ تصمیم‌های بودجه‌بندی سرمایه‌ای
2- استقرار ساختار بهينه سرمايه
تصمیم‌گیری نسبت به اجاره‌های بلندمدت
اطلاعات كافي داشته باشند. همچنين بايد گفت هزينه سرمايه به‌طور واقعي به معناي معمول آن در حسابداري نيست بلكه هزينه فرصت ازدست‌رفته وجوه سرمایه‌گذاری شده است. به بيان ديگر، كل بازدهي است كه سرمایه‌گذاران شركت می‌توانستند به سرمایه‌گذاری در يك پرتفوي از اوراق بهادار با ريسك مشابه انتظار داشته باشند كه البته اين نرخ كمينه مورد انتظار است كه در صورت كمتر بودن باعث افت ارزش سهام شركت در بازار می‌گردد. از آنجایی كه در تركيب سرمايه شركت منابع مالي مختلفي وجود دارد براي رسيدن به يك نرخ واحد از ميانگين هزينه سرمايه استفاده می‌شود (شريعت پناهي،1376؛ جهانخاني و پارساييان، 1379؛ افشاري، 1379).
هدف مديريت شرکت حداکثر نمودن ثروت سهامداران اسدت و به منظور نیل به هدف مذکور تلاش می‌شود تا سیاست‌ها و تصمیمات مناسبی اتخاذ گردد. اجرای مدل‌های ارزشیابی مستلزم محاسبه هزينه سرمايه شرکت است. هزينه سرمايه حداقل نرخ بازدهی است که تحصیل آن برای حفظ ارزش بازار شرکت (يا قیمت سهام آن) ضروری است. مديران بايد درباره هزينه سرمايه که غالباً نرخ بازده مورد انتظار نامیده می‌شود، برای مواردی همچون اتخاذ تصمیم‌های مربوط به بودجه‌بندی سرمایه‌ای، استقرار ساختار بهینه سرمايه، تصمیم‌گیری نسبت به اجاره بلندمدت و يا کوتاه‌مدت و مديريت سرمايه در گردش اطلاعات کافی داشته باشند. هزينه سرمايه با میانگین موزون اجزای مختلف تشکیل‌دهنده سرمايه شرکت مانند بدهی، سهام ممتاز، سهام عادی و سود انباشته محاسبه می‌شود (استیوارت،1991).
به سه دلیل نرخ هزینه سرمایه یکی از عناوینی است که دارای اهمیت ویژه‌ای است:
1. به منظور به حداکثر رسانیدن ارزش شرکت، مدیریت آن باید هزینه‌های همه منافع (ازجمله هزینه سرمایه) را به حداقل برساند و به منظور به حداقل رسیدن هزینه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد حاکمیت شرکتی، عملکرد شرکت، بورس اوراق بهادار، توسعه اقتصادی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد بازار سرمایه، بازده مورد انتظار، تحلیل عامل، تحلیل عاملی