منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، حکمت و فلسفه، اصالت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

ديوان شعر و ديگرآثار او نميتوانست وي را ازشيخ طوسي و برادرش سيد مرتضي و ديگردانشمندان پرآوازهتر کند.
شايان ذکر است که برخلاف نظر بسياري ازصاحبنظران و پژوهشگران درباب بلاغت نهج البلاغه که بر اين باور بوده اندکه سيدرضي فقط در پي جمعآوري کلماتي ازامام علي(بوده است که ازجنبهي بلاغت و ادبيات عرب داراي بالاترين و برترين مرتبه باشد، شايد اين قصدچنين بوده که گفته اند؛اما نهج البلاغه دريايي است که درآن حکمت و بلاغت درهم آميخته و انديشههاي والاي کلامي و علمي بشري در قالب بلاغت و ادب والاي لغات ريخته شده و غواصي همه فن دانسته ميتواند که ازاين دريا آنچه راکه بشريت بدان نيازداشته ازآن استخراج نمايد وبه همين دليل است که اين کتاب شريف “برادر قرآن” ناميده شده است که قرآن نه کتاب قصه است ونه کتاب فلسفه و نه کتاب ادب و بلاغت که اعجازي است فوق بشري و الهي که روح بشريت را سيراب مي کند.
سيدرضي و سيد مرتضي هردو از شاگردان قاضي عبد الجبار معتزلي بودند ليکن خود استقلال رأي داشته کلام اماميه را ترويج ميکردند.کلام شيعهي اماميه ريشه درآراء علمي امير المومنين وامام صادق و امام رضا(دارد و مستقيما از آن سرچشمههاي گوارا و زلال سيراب شده است. نخستين کتاب اصول کافي کتاب “العقل و الجهل” است و نهج البلاغه آشکارا دو ويژگي”خردگرايي” و “آزاد انديشي” را بر پيشاني دارد.
باتتبع و بررسي درمنابع و کتبي که دررابطه با اين سيدبزرگوار و شاگرد مکتب علوي نگاشته شده اندنوشته اي که درآن به انديشههاي صرفا فلسفي و ديدگاههاي او درباب حکمت اشاره کند يافت نشد اما آثاري که از ايشان در دست است آثاري کلامي-فلسفي ميباشد که از جمله اند:203
1. “مجازات النبويه”،در بيان مجازهاي(تشبيه،استعاره،کنايه) 361حديث ازنبي اکرم(.در اين کتاب به مباحثي فلسفي و کلامي از جمله قضا وقدر،جبر و اختيارو…پرداخته است.
2. “حقائق التأويل في متشابه التنزيل”، که گويا 30جلد در تفسيرآيات متشابه قرآن بوده است که متاسفانه تنها جلدپنجم آن در تفسيرآيات متشابه سوره آل عمران تا آيه48 سوره نساء از دستبرد روزگار مصون مانده است. دراين کتاب سيدرضي در بخشي از تفسيرسوره آل عمران به اثبات يگانگي خداوند و نفي تشبيه و تجسيم و ترکيب و رؤيت او پرداخته است.
مجموعا19اثر از اين دانشمند فرهيخته در دست است که درموضوعات فقهي،تفسيري،کلامي،ادبي و…تدوين يافته است.

نتيجه فصل

در پايان اين مبحث، روشن گرديد که واژهي خلق يا آفرينش، در مواردي با واژه هاي ايجاد، ابداع، انشاء، اختراع و… در معناي واحد و عامي به کار ميرود، گرچه گاهي به معناي خاص هر يک از اين واژ ها نيز اشاره گرديد. نظام هستي شناسي ابن سينا که خود، مفاهيم نبوت، امامت وعصمت را پذيرفته است، بر پايهي وجود شناسي و تمايز آن با ماهيت مي باشد، که از اين مبناي فلسفي، اصولي همچون اصالت ماهيت، سرچشمه ميگيرد. گرچه در بعضي از عبارات خود، به اصالت وجود اشاره ميکند. عبارات شريف نهج البلاغه که بخشي ديگر از اين پژوهش را دربر ميگيرد، خود دريايي از معارف الهي را به ما نشان ميدهد. در بحث مفهوم شناسي در حکمت و فلسفه، واژه ها، چه قريب المضمون و چه مرتبط با عنوان موضوع، با عباراتي که در نهج البلاغه به کار رفته اند، يکساني و قرابت در معنا دارند. بي شک، سيد رضي( مؤلف عظيم القدر اين کتاب شريف، که خود شاگرد مکتب تشيع علوي ميباشد، به واسطهي همين کار ارزشمند خود، از چنان شهرتي برخودار گرديده است. در اين ميان، هريک از عبارات نهج البلاغه در باب خلقت وآفرينش، خود دريايي است که بايد با نگرش جامع وژرف نگري والايي، از عمق آنها گذر کرد و معاني و مقصود امام معصوم، مولا علي( را از آنها دريافت.

فصل دوم:
ماهيت آفرينش

“ماهيت”، واژه ايست عربي که از ترکيب “ما” و” هي” تشکيل شده است و به معناي سؤال ازچيستي شيء ميباشد. توضيح اينکه اهل استدلال درتحقيق و شناسايي اشياء، سه نوع پرسش بهکار ميبرند:
1-مطلب “ما”،يعني سؤال به وسيلهي”ما”ي شارحه که از آن شناسايي شرح اسم و معني لغوي شيء مورد نظر اراده ميشود. ديگري مطلب “ما”ي حقيقيه که مراد ازآن شناسايي حقيقت و ماهيت شيء مورد نظراست.
2- مطلب “هل” يعني سؤال به وسيلهي “هل”که مطلوب پرسش از وجود في نفسهي شيء منظور است.
3- مطلب “لِم َ”که عبارت است از سؤال ازدليل و آن مطلب”لم” ثبوتي که مراد از آن شناسايي علت ثبوت موضوع است.
آنکه عهده دارپاسخ به اين سؤالات است فلسفه و علوم است. درعين حال منطق با پاسخ همهي اينها که فلسفه يا علوم ميدهند، سر و کار دارد. يعني خود به اين پرسشها پاسخ نميگويد، اما طرز پاسخگوئي صحيح را ارائه ميدهد، درحقيقت منطق نيز به يکي از چگونگيها پاسخ ميدهد و آن، چگونگي تفکر صحيح است. اما اين چگونگي از نوع “چگونه بايد باشد” است نه از نوع “چگونه هست” و نظر به اين که همهي سؤالات ديگر را با کلمهي”آيا”در فارسي و يا “هل” در عربي ميتوان طرح کرد؛ معمولاميگويند همهي سؤالات در سه سؤال عمده خلاصه ميشود:
چيست؟ ما؟ (ماهيت آفرينش)
آيا؟ هل؟ (مراتب آفرينش)
چرا؟ لم؟ (علل آفرينش)

2-1-نظريه هاي مختلف درباب آفرينش

در باب خلقت وچگونگي آفرينش جهان، نظريات مختلفي در ميان فلاسفه و متکلمين مطرح ميباشد؛ ازجمله نظريهي خلق از عدم و نظريهي تجلي وظهور. نظريهي خلق از عدم نظريهاي است که متکلمان اسلامي آن را پذيرفته و مطابق آموزههاي وحياني و مباني ديني ميپندارند و نظريهي تجلّي در باب آفرينش نيز مورد قبول و پذيرش عرفا ميباشد. درکنار اين نظريات، ميتوان نظريهي”فيض” را مطرح نمود که يکي از نظرياتي است که درباب آفرينش مطرح گرديده است و آموزهاي ارسطويي ميباشد و اکثريت و يا تمام فلاسفه آن را پذيرفته و تفسير وتبيين مينمايند. قبل از پرداختن به نظريهي “فيض” بايدگفت که نظريههاي عمده را که درپي تبيين رابطهي واحد با کثير و رابطهي خداوند و عالم هستند؛ ميتوان پنج نظريه دانست:
1. خلق از عدم(متکلمين)
2. حلول و همه خدايي
3. تطوّر
4. تجلّي
5. فيض

2-1-1-ديدگاه متکلمين وعلت مخالفت مشائين با آن

نظريهي رايج درباب خلقت که متکلمان مدعي استخراج آن از متن دين هستند؛ خلائي را ترسيم ميکند که درآن تنها خداوند موجود بوده و پس ازمدتي و در زماني خاص موجودي به نام جهان را آفريده و به وسيلهي عالم، آن خلأ راپر کرده و طبعاً آن فاصلهي زماني نيز سپري شده و موجوديت، جانشين عدم گرديده است. به علاوه دربرخي قرائتها از اين نظريه پس از خلقت، انفصالي تام بين خداوند وخلقش برقرار است. اين نظريه چنانکه پيداست با نظريهي فيض، ازدوجهت عمده درتقابل است: انقطاع وجودي وزماني معلول و انفصال او از علت. فلوطين در مواضعي به نقدآن پرداخته است؛ همچنان که از ديد بسياري از حکيمان با برخي از ظواهر و محکمات ديني نيز ناسازگار است.204
ويژگي اصلي خلق از عدم در نظرمتکلمين، حدوث زماني است. غزالي دراينباره ميگويد:”چه چيزمانع از اين اعتقاد است که بگوييم؛ خداوند ازلي، اراده نمودکه عالم به طورمستمر، مدتي معدوم بماند؛ آنگاه بعد از گذشت اينزمان، درآن هنگامي که جهان پيدا شد، آن را ايجاد نمود. پس در اين صورت، وجود عالم قبل از آن مدت، مورد ارادهي خداوند نبود، لذا حادث نشد تا اينکه در وقتي خاص به ارادهي قديم الهي بهوجود آمد.” ازاين سخنان روشن ميشود که مقصود متکلمان از خلق از عدم بيرون آوردن چيزي از نيستي نيست، بلکه مقصودشان همان مسبوق بودن موجودات به عدم زماني است. دراين ديدگاه خداوند، فاعل بالقصد است و با ارادهي زائد بر ذات، عالم را پديد ميآورد و چنين تصور ميشود که خدا بود وهيچ چيز ديگر نبود؛ آنگاه اراده کرد و جهان را آفريد. اين ديدگاه متکلمين، همان تصور رايج مردم مسلمان از خلقت است.

2-1-1-1-اشکالات وارد برديدگاه متکلمين

خلقت بدين معنا، به دلايلي نميتوانست مورد خشنودي فيلسوفان مسلمان باشد و اگر از کندي بگذريم، ديگر حکماء مسلمان به اتفاق، چنين برداشتي ازخلقت را صحيح و معقول نميدانستهاند ودر اين ديدگاه، کاستيهايي ديدند که باعث شد نظريهي ديگري در باب آفرينش اظهار نمايند. بعضي ازاشکالات بدين قرار است:
1. اين ديدگاه برخلاف قاعدهي مسلم “الواحد لا يصدر عنه الا الواحد”که خود، اصلي مسلم درفلسفه است، ميباشد.
2. اگرخلقت عالم مسبوق به عدم زماني باشد؛ انفکاک معلول(جهان) ازعلت تامه (خدا) لازم ميآيد، مگر آنکه خدارا علت تامه ندانيدکه خود، مستلزم نقص در ذات مبدأ أعلي است.
3. ارادهي حادث، مستلزم تغيير ذات خداوند است.
4. اين ديدگاه مستلزم امساک فيض از مبدأ فياض وجود است که با کمال مطلق او ناسازگار است.
چنين مشکلاتي ازجهتي مانع پذيرش اين نظريه ازسوي فلاسفهي اسلامي و از جهت ديگر باعثي براي تمايل آنها به نظريهي فيض شد، بهگونه اي که گرايش رايج در بين حکماء اسلامي همان نظريهي فيض است.205

2-1-2-حلول وهمه خدايي
دراين نظريه، مجموع وکل عالم، همان واحد را تشکيل ميدهند و واحد چيزي جزحاصل جمع کثرت نيست. بنابراين مسألهي فيض يا صدور يا خلقت و مانند آن درکار نيست. طبيعي است که ازاين جهت با نظريهي فيض درتقابل است.

2-1-3-نظريهيتطوّرو تکامل

برخلاف نظريهي فيض که جريان تحقق جهان را سير ازکامل به ناقص ميداند، بالعکس، شروع عالم رابا نقصان و انتهاي آن را باکمال تفسير ميکند. دراين نظريه، قوس نزول به روشني ناديده گرفته شده است.206

2-1-4-تجلّي

باتوجه به آنچه درفصل بعد به تفصيل خواهدآمد، ملاصدرا قدمهايي را درجهت رسيدن به وحدت شخصي برميدارد ومسألهي عليت را به تجلي و تشأن ارجاع ميدهد ودر پي اين ارجاع، کثرات موهوم عالم ازميان برداشته ميشوند وهستي معلول به ظهور ونمودي از وجود نامحدودحق تعالي( تبديل ميگردد وبنا براين دراين نظريه، معلول يا مخلوقات تنها شأني از شؤون وآيتي ازآيات و وجهي ازوجوه علت ميباشند و درنتيجه، موجود بيش از يکقسم نميباشد و آن وجودحق تعالي( است. بحث از اين نظريه درادامه خواهدآمد.

2-1-5-فيض

نظريهي فيض، همان انديشه‌اي است که صدور موجودات را از مبدأ نخستين بيان ميکند و به نظر ميرسد که اين صدور، فعلي ضروري است که ناشي از طبيعت مبدأ نخستين است. پس وجود از آن صادر مي‌شود، همان‌طور که نور از خورشيد و حرارت از نور صادر شده است. در اينجا، قانوني براي تطور کائنات، يعني صدور کثرت از وحدت و عقول از عقل اول و وجود زماني قابل تغيير از وجود ابدي مطلق، در ميان است. اين نظريه، به افلاطون بر مي‌گردد و با نظريهي ارسطو در تضاد است. ابن‌سينا نظريهي فيض را به مبادي سه‌گانهي؛ مبدأ نخستين، مبدأ دومي( از واحد، جز واحد صادر نمي‌شود) و مبدأ سوم يعني ابداع و تعقل ارجاع مي‌دهد.207
به طور خلاصه ميتوان درحوزهي تفکراسلامي، نظريه هاي آفرينش را در سه گروه خلاصه نمود:
1. تفسير متکلمين:خلقت ازعدم.
2. تفسير فلاسفه:خلقت يعني صدور وفيضان وجود ازمبدأ أعلي که درفصل بعد به تفسيراين نظريه خواهيم پرداخت.
3. تفسير عرفا: خلقت يعني تجلي وظهور.
تفسيرعرفا و متکلمين از بحث ما خارج است و هدف اصلي ما بيان ديدگاه ابن سينا و تطابق آن با ديدگاه امام علي( در نهج البلاغه ميباشد.

2-2-ماهيت آفرينش از نگاه نهج البلاغه

امام علي(نيز در وصف آفرينش با توجه به فاعليت الهي چنين ميفرمايند:
“لم يخلق الاشياء من اصول ازليّه و لا من اوائل ابديّه بل خلق ماخلق

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، اثبات واجب Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد واجب الوجود، عالم محسوس