منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، واجب الوجود، اثبات واجب

دانلود پایان نامه ارشد

1-3-2-منبعشناسي جايگاه خلقت درآثارابن سينا

ابن سينا، علىرغم زندگانى ناآرام و پرحادثهي خود، انديشمند و نويسنده‏اى پركار بوده است. آنچه ازنوشته‏هاى وى برجاى مانده است، نمايندهي ذهنى فعال و پوياست كه گويى درهر شرايطى، ازفعاليت و خلاقيت بازنمى‏ايستاده است. ازشيخ الرئيس بوعلي سينا آثارفراواني ازجمله کتب و رسالههاي متعددي برجاي مانده است که در بسياري از آنها به بحث خلقت و آفرينش و مباحث مرتبط با آن پرداخته است از جمله:
1-درچهارنمط ازکتاب نفيس “الاشارات والتنبيهات” خودنظير نمط چهارم، به بحث از وجود که موضوع دانش مابعد الطبيعه ميباشد و همچنين علل وجود ميپردازد. در نمط پنجم، ممکنات را در تقسيمي به ابداعيات و مصنوعات تقسيم ميکند ونام اين نمط را في الصنع و الابداع مي گذارد وهمچنين در نمط بعدي غايات و مبادي .
2-درجاي ديگردرکتاب”النجات” در جزء يازدهم در مقالهي دوم آن دربارهي مبدأ آفرينش که همان واجب الوجود ميباشد و صفات آن وسپس دراثبات واجب الوجود بحث مينمايد. همچنين به کيفيت آفرينش يا تعقل ممکنات توسط خداوندوصدورأشيا ازمبدأ اول ميپردازد. بعدازآن به بحث ازحرکت و محرک اول و بحث ازاسطقسات مي پردازد.کتاب النجات در واقع خلاصهي کتاب شفاي بوعلي ميباشد؛ اما به صورت کلي به مباحث ميپردازد و در واقع نمايي کلي از آفرينش رابه تصوير ميکشد.
1-درکتاب”المبدا والمعاد” در اثبات مبدأ اولي براي خلقت و همچنين درترتيب صدورو فيض ازمبدا اول تاآخرين سلسله از موجودات سخن رانده است. درکتابهاي ديگر او نظير”الشفا” و”عيون الحکمه” و”المباحثات” و “دانشنامهي علايي”که به زبان فارسي ميباشد نيزميتوان مباحث مربوط به خلقت و آفرينش راجستجو نمود.
2- ازمجموعه رسائل ابن سينا رسالهي”درحقيقت و كيفيت سلسله موجودات و تسلسل اسباب و مسببات”‏ است وهمانطورکه ازعنوان آن برميآيد اين رساله، سلسلهي موجودات از واجب و ممکن را مورد بررسي قرارميدهد.

1-4-کلياتي پيرامون نهج البلاغه وگردآورنده آن
1-4-1-سخني پيرامون نهج البلاغه

“مامفتخريم که کتاب نهج البلاغه که بعدازقرآن بزرگترين دستورزندگي مادي و معنوي و بالاترين کتاب رهاييبخش بشراست و دستورات معنوي و حکومتي آن بالاترين راه نجات است، ازامام معصوم( ماست.”190

1-4-1-1-ويژگيهاي نهج البلاغه

1-4-1-1-1-کلام فوق بشري

اين کتاب شريف با مرور قرنها نه تنها تازگي و جذابيت خويش را حفظ کرده که فزونتر ساخته است و اين اعجاز نيست مگربه سبب ويژگيهايي که درشکل و محتوا واجد است.اين امتيازرا جز درمورد قرآن نميتوان يافت ودرکلام امام علي( نيزدربارهي قرآن آمده است:”ظاهره انيق و باطنه عميق،لاتفني عجائبه ولاتنقضي غرائبه.”191قرآن کتابي است که ظاهري زيبا وباطني عميق دارد،نه شگفتيهاي آن پايان ميپذيرد ونه اسرارآن منقضي ميشود.
نهج البلاغه نيزدر شکل و محتوا تأسّي به قرآن کرده است .

1-4-1-1-2-برجستگي ادبي

“جرج جرداق” نويسنده و اديب معروف مسيحي درکتاب پرارج خودمي پرسد:192
“آيا درتاريخ مشرق زمين هيچ به سراغ نهج البلاغه رفته ايد؟…نهج البلاغهاي که ازفکر وخيال وعاطفه آياتي به دست ميدهدکه تا انسان هست و تاخيال و عاطفه وانديشهي انساني وجود دارد،با ذوق بديع ادبي و هنري او پيوند ناگسستني خواهدداشت.سخناني بههم پيوسته و هماهنگ،جوشان ازدرکي عميق و بينشي ژرف،لبريزازشورواقعيت وگرمي حقيقت،سرشارازاشتياق تمام،براي شناخت ماوراء اين حقيقت.سخناني زيبا ونغزکه زيبايي موضوع و بيان،آنچنان درآن به هم آميخته که تعبيربا مدلول وشکل با معنايکي شده اند؛نهج البلاغه بياني است رساترازهررسا وپارهاي است ازيک تنزيه و پيوندناگسستني بااصول ادب انساني دارد وتا آنجا اوج ميگيردکه دربارهي آن گفته اند:”بياني است فروترازکلام خدا وفراترازگفتاربشري.”193
سخن امام درعين وضوح کامل،کوتاه،نيرومند،خروشان وداراي پيوندهمه جانبه بين الفاظ و مفاهيم وهدفهاست وهمينجاست که روشن ميگردد اسلوب سخن علي بن ابيطالب (همانند قلب و فکرش،صريح وروشن ومانندنيت و قصدش،صحيح ودرست بوداست. بنابراين اگرما اين اسلوب راراهنماي بلاغت بدانيم وسخن امام را”نهج البلاغه”بناميم جاي شگفتي نخواهد بود .

1-4-1-2-وصف خلقت درنهج البلاغه

1-4-1-2-1-آفرينش جهان پرتويي از علم وقدرت حق

“أنْشَأ الْخَلْقَ إنْشاءً وَ ابْتَدأهُ اِبْتِداءً بِلا رَوِيَّه أجالَها وَلا تَجْرِبهة اسْتَفادَها وَلا حَرَکَه أحْدَثَها وَلا هَمامَه نَفْس اضْطَرَبَ فيها.”دراين فراز ازآفرينش جهان و چگونگى آغاز خلقت و عجايب آسمانها و زمين سخن به ميان مى آيد،هرچنداز يک نظرتکميلى است .درآغاز مىفرمايد:”آفرينش را بدون نياز به انديشه و فکر و استفاده ازتجربه و بى آنکه حرکتى ايجادکند و دربارهي تصميمى بينديشدايجاد کرد و آغاز نمود.”
دراينجا امام(آفرينش الهى را ازکارهاى مخلوقات به کلّى جدا مىشمرد؛ چراکه مثلا انسان هنگامى که مىخواهد کارى را انجام دهد،اگر مسبوق به سابقه اى نباشد،دربارهي آن مىانديشدو با ابتکارخود به سراغ آن مىرود و اگرمسبوق به سابقه اى باشد ازتجارب ديگران يا از تجارب خودش بهره گيرى مىکند وگاه دردرون ذهن او حرکت گستردهاى در انديشههاپيدا مىشود؛ روى مقدّمات مسأله مىانديشد واز آن به سراغ نتيجهها مىرود وگاه درترديد و تزلزل باقى مىماند وسرانجام يکطرف را انتخاب کرده به پيش مىرود. هيچيک ازاين چهارحالت، درذات پاک خداوند وهنگام آفرينش اشياء نيست،نه نياز به فکر وانديشه دارد و نه تجربهي قبلى،نه حرکت فکرى روى مقدّمات و نتيجهها ونه تزلزل واضطراب در تصميم گيرىها.اراده کردن همان و ايجادشدن موجودات همان:”اِنَّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ.”194فرمان اوچنين است که هرگاه چيزى را اراده کندتنها به آن مىگويد:موجود باش!آن نيز بىدرنگ موجود مىشود”.
به تعبيرديگر اين حالات چهارگانه، مربوط به تصميمگيرى کسانى است که علم و قدرت محدودى دارندولازمهي آن نيازبه انديشه يا تجارب ديگران ويا اضطراب و ترديد است. امّا آنکس که علمش بى پايان و قدرتش نامحدود است به هنگام آفرينش، هيچيک ازاين حالات رانخواهدداشت.ازآنچه دربالاگفته شد به خوبى استفاده مىشودکه منظورازحرکت،درعبارت فوق، همان حرکت انديشه در درون نفس است. ولى اين احتمال نيزاز سوى بعضى مفسّران داده شده است که منظورحرکت جسمانى خارجى است که لازمهي اجسام است وخداوند برترو بالاتراز جسم و جسمانيّات مىباشد. ولى معناى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد،زيرا سه حالت ديگرکه درعبارت بالا،قبل و بعداز آن آمده همه مربوط به تصميمگيرى و انديشه وتفکّر قبل ازانجام عملى است.کوتاه سخن اينکه افعال خداوندازافعال بندگان به کلّى جداست،زيرا او با علم به مصالح و مفاسداشياء و آگاهى برنظام احسن آفرينش وقدرت تامّ و کاملى که برهمه چيز دارد،با قاطعيّت اراده مىکند و بدون هيچ تزلزل وترديد وانديشه و تجربه، موجودات را لباس وجود مىپوشاند.هم درآغاز آفرينش چنين است و هم درادامهي آفرينش.195

1-4-1-2-2-كيفيت آفرينش جهان و نظام هستي

سپس به چگونگى آفرينش موجودات و تدبيرالهى در پيدايش اشياء طبق برنامهي منظم ودقيق و نظم و ترتيب حساب شده اشاره کرده،مىفرمايد:”خداوندآفرينش هرموجودى رابه وقت خاصّش موکول کرد.(چرا که آفرينش او تدريجى و روى برنامهي زمانبندى شده بودتا عظمت تدبيرو قدرت بىنظيرخويش را آشکارترسازد.)”.196
بعدازمسألهي زمانبندى بودن آفرينش موجودات،به نظام خاص داخلى وترکيبى آنها اشاره کرده ومىفرمايد:”موجودات گوناگون رابايکديگر التيام داد ودرميان اشياء متضاد،آشتى برقرارکرد.” (ولاَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفاتِها.)197اين ازعجايب عالم آفرينش است که خداونداشياء وموجودات مختلف را آنچنان به هم پيوسته والتيام داده که گويى همه يک چيزند.
سپس مىافزايد:”خداوندغرايز وطبايع آنها رادرآنها قرار داد وبه هرکدام طبيعتى مخصوص به خودوغريزهاى ويژهي آن بخشيد.”(وغَرَّزَغَرائِزَها).198اين درحقيقت يکى ازحکمتهاى بالغهي الهى است که آنچه را از هرموجودى انتظارمىرودبه صورت طبيعى وخودجوش درآن آفريده تابدون نيازبه محرّکِ ديگر،درآن مسيربه راه افتدوازدرون ذاتش براى برنامهي ويژه اش هدايت شودکه اگر اين انگيزههاى درون ذاتى درموجودات نبودآثاراشياء دوام نداشت ونابسامانى و بىنظمى برآنها حاکم مىشد. درآخرين جمله ازفرازمورد بحث مىفرمايد:”صفات ويژهي آنهارا همراهشان ساخت.”(وَ اَلْزَمَها أشْباحَها)199.يعنى خداوندبه هرموجودى ويژگىهايى دادو بعدازآن که درعلم خداوندجنبهي کلّيت داشتند،درخارج به صورت جزئيّات و اشخاص درآمدند.200
آنچه درجملههاى بالاازکلام مولا(آمده است اشاره به نکتهي مهمّى داردکه درقرآن مجيدنيز مکرّربرآن تأکيد شده است و آن اينکه همهي موجودات جهان خلقت و مادّه، داراى زمانبندى خاصّى است ودرعين وجودتضادّ واختلاف درآنها، بايکديگرهماهنگى دارد و همديگر را تکميل مىکنند وهمواره بايک نظم درون ذاتى وبرون ذاتى،هدايت مىشوندو به صورت کاروانى هماهنگ و همگام به سوى هدف نهايى درحرکتند،ازمسير خود منحرف نمىشوند ودقيقاً به سوى مقصدپيش مىروند واين همگى گواه براين هدايت تکوينى الهى هستند. سپس مىافزايد:”ازهمهي آنها(اشياء)پيش از آنکه آنهارا بيافريند آگاه بود و به تمام حدود و پايان آنها احاطه داشت وازجميع لوازم و تمام جوانب آنها باخبر بود.”201
بهطور مسلّم کسى که ازهمهي اين امورآگاه باشد و قدرت وتوانايى بر انجام آنها داشته باشد، مىتواند بهطوردقيق هرکدام رادر جاى خود قراردهد وبه هريک،هرچه لازم دارد بدهد ودرمسير وجود وحياتش هدايتش کند وبه کمال مطلوبش برساند.

1-4-2-سيدشريف رضي(

1-4-2-1-مختصري از زندگي شريفش

ابوالحسن محمدبن الحسين الموسوي معروف به سيدرضي وشريف رضي(406-359)دربغداد ازخانوادهاي شريف زاده شد.پدرش ابواحمد حسين بن موسي بن محمدبن موسي بن ابراهيم مجاب فرزند موسي بن جعفر(ملقب به “طاهراوحدذي المناقب” نقيب طالبيان بغداد وسرپرست همهي سادات آل ابي طالب و اميرالحاج و قاضي مظالم بود. مادرسيدرضي فاطمه دخترالناصر الصغيراست که با هفت واسطه به امام زين العابدين( ميرسد. برادر او نيز دانشمند بزرگ فقه وکلام وتفسير وادب سيدمرتضي علم الهدي است که نخستين کتاب کلامي شيعه اماميه تحت عنوان “الشافي” را تأليف کرد. سيد رضي به همراه برادر خودسيد مرتضي درنزد همهي استادان زمان خويش در بغداد در همهي رشته هاي علوم قرآني و اسلامي و ادب شاگردي کرد و به علت نبوغ ذاتي و استعداد فراوان در همهي آن علوم به استادي دست يافت و درآغاز جواني با داشتن سمتهاي سياسي و اجتماعي مهمي چون نقابت سادات سراسر جهان اسلام، امارت حاج و قضاوت مظالم که از سوي پدربه وي واگذارشده بود وخليفههاي وقت واميران وشاهان آل بويه برآن افزوده بودند، به تأسيس مدرسهاي به نام “دارالعلم” در کوي شيعه نشين و دانشگاهي کرخ بغداد همت گماشت و به تربيت و تعليم شاگرداني درآن مدرسه شبانهروزي پرداخت. سيدرضي در دوران نسبتا کوتاه زندگي علمي و فرهنگي خود آثارفلسفي وکلامي وادبي گرانقدر و ماندگاري در تاريخ فرهنگ بشري بر جاي گذاشت.202

1-4-2-2-جايگاه حکمت وانديشههاي فلسفي-کلامي درآثاروتأليفات سيدرضي(

پيش ازاين گفته شدکه سيدرضي در نزدهمهي استادان به نام روزگارخود دربغداد شاگردي کرده وبه علت داشتن نبوغ و استعداد خارق العاده در همهي رشتههايي که تحصيل کرده از سرآمدان و نامآوران همان رشته گرديده بود. وي درعصر زرين فرهنگ اسلامي زندگي ميکرد. دراين روزگار همهي دانشمندان با هرگرايش علمي و مذهبي و ديني در بغداد گرد آمده درپرتو حمايت بي دريغ و تسامح بلاشرط شاهان آل بويه به تبادل اطلاعات علمي و گفتگوي فرهنگي مشغول بودند.
آنچه آوازهي سيدرضي را در سراسرپهنهي فرهنگ و درازاي تاريخ گسترده است همين کتاب شريف “نهج البلاغه” ميباشد که اثري جاويدان و دربردارندهي ژرفترين معارف و فرهنگ وحکمت انساني است و گرنه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد کتاب الحروف، واجب الوجود Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، حکمت و فلسفه، اصالت وجود