منابع پایان نامه ارشد درمورد نقض حقوق

دانلود پایان نامه ارشد

بَينَذَوِىالاْرْحامِبَعْدَالْعَداوَةِالْواغِرَةِفِىالصُّدُورِ،وَالضَّغائِنِالْقادِحَةِفِىالْقُلُوبِ
«پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنچه را كه به ابلاغ شد آشكار كرد، و پيام‏هاى پروردگارش را رساند. او شكاف‏هاى اجتماعى را به وحدت اصلاح، و فاصله‏ها را به هم پيوند داد و پس از آن كه آتش دشمنى‏ها و كينه‏هاى بر افروخته در دل‏ها راه يافته بود، ميان خويشاوندان يگانگى بر قرار كرد.».( خطبه 231/333)
و در جاي ديگر مي‌فرمايند:
فَإِنّ الله سبحانه قَد امتَنّ على جَماعة هذه الأُمة فيما عَقد بَينهم مِن حَبل هذه الأُلفة الّتَى ينتقلون فى ظِلّها ويأوون إلى كنفَها بِنعمة لا يعَرف أَحَد من المَخلوقين لَها قِيمة لأنّها أَرجح مِن كل ثَمَنَ وأَجلَّ مِن كلّ خَطر
در حالى كه خداوند بر اين امّت اسلامى بر «وحدت و برادرى» منّت گذارده بود، كه در سايه آن زندگى كنند، نعمتى بود كه هيچ ارزشى نمى‏توان همانند آن تصوّر كرد، زيرا از هر ارزشى گران قدرتر، و از هر كرامتى والاتر بود(خطبه 192/283)
همان طور كه از همين چند جمله به دست مي‌آيد، از ديدگاه امام علي (ع)، وحدت و امنيت برخاسته از حاكميت اسلام، آميختگيكاملي با هم دارند، به طوريكه تحقق هر يك در گرو تحقق ديگري است. به عبارت ديگر حكومت اسلامي به معناي واقعيكلمه موجد وحدت و امنيت و بالمآل منافع عمومي جامعه است. اين در حالي است كه گاه در عمل، حكومت‌ها، خود به منبع تهديد تبديل مي‌شوند؛ چرا كه شكل‌گيري و تنظيم مناسباتِ آن به گونه‌اي رقم خورده است كه ميان «منافع و امنيت حكومت» و «حقوق و امنيت شهروندان» تعارض و تزاحم ايجاد مي‌شود.
در چنين شرايطي، حكومت به سبب در اختيار داشتن قدرت، ضمن اينكه براي تأمين منافع خود اولويت قائل مي‌شود، گاه آشكارا و گاه در خفا به تضييع و نقض حقوق مردم پرداخته و عملاً منافع عمومي را تهديد مي‌كند و طبعاً از اهرم‌هاي نظارتي نيز بهره خواهد گرفت. متعاقب اين وضعيت، بحران مشروعيتِ ناشي از بي‌اعتمادي عمومي نسبت به حكومت و نهادهاي حكومتي، زمينه را براي اعتراضات و مخالفت‌هاي سياسي و تضعيف پايه‌هاي حاكميت فراهم مي‌سازد و نتيجتاً حاكميت براي حفظ و تداوم سلطه خود مجبور به بسيج ابزارهاي نظارتي و امنيتي مي‌شود تا هرگونه مخالفتي را شناسايي و سركوب كند و حتي از اساس اجازه ظهور و بروز اين‌گونه مخالفت‌ها را ندهد.
آشكار است كه امنيت حاصله از اين رويكرد و رفتار، هيچ نسبتي با امنيت و مصونيت شهروندان نمي‌يابد، بلكه نسبت معكوس مي‌يابد و زمينه‌ساز شكافي عميق ميان ملت و دولت و در نهايت، فروپاشي قدرت حاكم خواهد انجاميد. اما از سوي ديگر، در جوامعيكه داراي زيرساخت‌هاي قوي اجتماعي و فرهنگي هستند و حاكميت آن‌ها منبعث از مردم است و با اتخاذ شيوه‌ها و روش‌هاي صحيح كشورداري به تقويت مباني و پايه‌هاي مشروعين نظام سياسي مي‌پردازند، يكپارچگي اجتماعيكه از مقومات اصلي امنيت ملي است، دائماً تقويت و تحكيم مي‌شود. و اين همان روشي است كه در سيره عملي و نظري امام علي عليه‌السلام در زمينه اداره امور جامعه به خوبي مشاهده مي‌گردد و تمام عناصر اِعمال حاكميت و از جمله نظارت نيز در راستاي همان، سامان‌دهي و اجرا مي‌شود.
امام عليه‌السلام در خلال يكي از خطبه‌هاييكه در صفين ايراد شده، عامل اصلي ايجاد وحدت كلمه را رعايت حقوق متقابل شهروندان و حاكمان دانسته و مي‌فرمايند:
ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقا افْتَرَضَها لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ، فَجَعَلَها تَتَكافَاءُ فِي وُجُوهِها وَ يوجِبُ بَعْضُها بَعْضا، وَ لا يسْتَوْجَبُ بَعْضُها إِلا بِبَعْضٍ، وَ اءَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحانَهُ مِنْ تِلْك الْحُقُوقِ حَقُّ الْوالِي عَلَى الرَّعِيةِ، وَ حَقُّ الرَّعِيةِ عَلَى الْوالِي، فَرِيضَةٌ فَرَضَها اللَّهُ سُبْحانَهُ لِكلِّ عَلَى كلِّ، فَجَعَلَها نِظاما لاءُلْفَتِهِمْ، وَ عِزّا لِدِينِهِمْ، فَلَيسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيةُ، إِلا بِصَلاحِ الْوُلاةِ، وَ لا تَصْلُحُ الْوُلاةُ إِلاّ بِاسْتِقامَةِ الرَّعِيةِ، فَإِذا اءَدَّتْ الرَّعِيةُ إِلى الْوالِي حَقَّهُ، وَ اءَدَّى الْوَالِي إِلَيها حَقَّها، عَزَّ الْحَقُّ بَينَهُمْ، وَ قامَتْ مَناهِجُ الدِّينِ، وَ اعْتَدلَتْ مَعالِمُ الْعَدْلِ، وَ جَرَتْ عَلَى اءَذْلالِها السُّنَنُ، فَصَلَحَ بِذلِك الزَّمَانُ، وَ طُمِعَ فِي بَقاءِ الدَّوْلَةِ، وَ يئِسَتْ مَطامِعُ الْاءَعْداءِ. وَ إِذا غَلَبَتِ الرَّعِيةُ وَ الِيها، اءَوْ اءَجْحَفَ الْوالِي بِرَعِيتِهِ، اخْتَلَفَتْ هُنالِك الْكلِمَةُ، وَ ظَهَرَتْ مَعالِمُ الْجَوْرِ، وَ كثُرَ الْإِدْغالُ فِي الدِّينِ، وَ تُرِكتْ مَحاجُّ السُّنَنِ، فَعُمِلَ بِالْهَوَى، وَ عُطِّلَتِ الْاءَحْكامُ، وَ كثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوسِ، فَلا يسْتَوْحَشُ لِعَظِيمِ حَقِّ عُطِّلَ، وَ لا لِعَظِيمِ باطِلٍ فُعِلَ، فَهُنالِك تَذِلُّ الْاءَبْرارُ، وَ تَعِزُّ الْاءَشْرارُ، وَ تَعْظُمُ تَبِعاتُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ عِنْدَ الْعِبادِ. فَعَلَيكمْ بِالتَّناصُحِ فِي ذلِك وَ حُسْنِ التَّعاوُنِ عَلَيهِ.
«پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، كه برخى از حقوق برخى ديگر را واجب گرداند، و حقّى بر كسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد. و در ميان حقوق الهى، بزرگ‏ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد. پس رعيّت اصلاح نمى‏شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى‏شوند جز با درستكارى رعيّت. و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد، و راه‏هاى دين پديدار و نشانه‏هاى عدالت بر قرار، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى‏گردد. امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند، يا زمامدار بر رعيّت ستم كند، وحدت كلمه از بين مى‏رود، نشانه‏هاى ستم آشكار، و نيرنگ بازى در دين فراوان مى‏گردد، و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متروك، هوا پرستى فراوان، احكام دين تعطيل، و بيمارى‏هاى دل فراوان شود. مردم از اينكه حقّ بزرگى فراموش مى‏شود، يا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى‏يابد، احساس نگرانى نمى‏كنند پس در آن زمان نيكان خوار، و بدان قدرتمند مى‏شوند، و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود. پس بر شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد، و نيكو همكارى نماييد. »(خطبه 207/315)
نكته جالب اينكه، حضرت بيش‌ترين تأكيد را متوجه وظايف زمامدار دانسته، نقش حاكمان و واليان را به حدي در جامعه مؤثر و تعيين‌كننده مي‌داند كه در جايي ديگر فرموده است: انسان‌ها بيش‌تر از پدرانشان، به امرا و حاكمانشان شباهت دارند. (الناس بأمرائهم أشبه منهم بآبائهم)؛(بحار الانوار، ج75،/ 46)
حضرت در ادامه خطبه ياد شده در مقام بيان حق والي بر رعيت مي‌فرمايد:
فلا تُثْنُوا عَلَي بِجَمِيلِ ثَناءٍ لِإِخْراجِي نَفْسِي إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ إِلَيكمْ مِنَ التَّقِيةِ فِي حُقُوقٍ لَمْ اءَفْرُغْ مِنْ اءَدائِها، وَ فَرائِضَ لا بُدَّ مِنْ إِمْضائِها. فَلا تُكلِّمُونِي بِما تُكلَّمُ بِهِ الْجَبابِرَةُ، وَ لا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِما يتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ اءَهْلِ الْبادِرَةِ، وَ لا تُخالِطُونِي بِالْمُصانَعَةِ، وَ لا تَظُنُّوا بِي اسْتِثْقالاً فِي حَقِّ قِيلَ لِي، وَ لا الْتِماسَ إِعْظامٍ لِنَفْسِي، فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ اءَنْ يقالَ لَهُ، اءَوِ الْعَدْلَ اءَنْ يعْرَضَ عَلَيهِ كانَ الْعَمَلُ بِهِما اءَثْقَلَ عَلَيهِ، فَلا تَكفُّوا عَنْ مَقالَةٍ بِحَقِّ اءَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ، فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ اءَنْ اءُخْطِئَ، وَ لا آمَنُ ذلِك مِنْ فِعْلِي إِلا اءَنْ يكفِي اللَّهُ مِنْ نَفْسِي ما هُوَ اءَمْلَك بِهِ مِنِّي
«مرا به سبب فرمانبرداريم از خدا و نيز رفتار نيكويى كه با شما داشته‌ام، به نيكى مستاييد زيرا هنوز حقوقى است كه من ادايشان نكرده‌ام و فرايضى بر گردن من است كه بايد آن‌ها را بگزارم. پس آن سان كه با جباران سخن مى‌گويند، با من سخن مگوييد و از من پنهان مداريد آنچه را از مردم خشمگين به هنگام خشمشان پنهان مى‌دارند. نيز به چاپلوسى و تملق با من رفتار مكنيد و مپنداريد كه گفتن حق بر من گران مى‌آيد. و نخواهم كه مرا بزرگ انگاريد، زيرا هر كه شنيدن حق بر او گران آيد، يا نتواند اندرز كسى را در باب عدالت بشنود، عمل كردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس با من از گفتن حق يا رأى زدن به عدل باز نايستيد، زيرا من در نظر خود بزرگ‌تر از آن نيستم كه مرتكب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ايمن باشم. مگر آنكه، خدا مرا در آنچه با نفس من رابطه دارد، كفايت كند زيرا او تواناتر از من به من است»…. (آيتي/خطبه 207/ 499)
همان‌طور كه ملاحظه مي‌شود، اميرالمؤمنين عليه‌السلام بيش‌ترين وظيفه‌اي را كه متوجه توده مردم مي‌داند، عبارت است از: «دقت و نظارت بر كار حاكمان»، «دوري از تكلّف و مصانعه در برخورد با زمامداران»، «پرهيز از مدح و ثنا و چاپلوسي»، «استقامت در امور» و «دلسوزي و ياري رساندن به حاكمان».
اما آنجا كه از وظايف زمامدار و حقوق مردم بر عهده حاكميت سخن به ميان مي‌آورند، با انبوهي از مسؤوليت‌ها مواجه مي‌شويم كه سخت مورد تأكيد حضرت قرار گرفته است و بويژه به افراديكه به عنوان والي براي اداره امور بخشي از سرزمين اسلامي منصوب مي‌شدند، توصيه و سفارش شده است. بررسي نامه‌ها و سفارش‌هاييكه حضرت به كارگزاران و حاكمان ولايات مختلف داشته‌اند، متعالي‌ترين قوانين و اصول كشورداري و حكومت را به نمايش مي‌گذارد و آنگاه كه مجموعه رهنمودها و ديدگاه‌هاي حضرت در اين زمينه يعني حقوق متقابل مردم و حكومت و وظيفه حاكميت در تأمين وحدت و امنيت جامعه در نسبت با موضوع «نظارت» مورد توجه قرار گیرد، به اين نتيجه منتج می شودكه نظارت مورد نظر امام عليه‌السلام بدون ايجاد هيچگونه محدوديت غيرمنطقي، كاملاً در جهت منافع مردم سامان يافته و مي‌يابد.
مولای متقیان در این فراز از خطبه، همواره از مردم می خواهند بر اعمال حاکمان و نمایندگانش،نظارت کنند و در صورت دیدن خلاف، آن حضرت را آگاه سازند. امیر مؤمنان علی(ع)، از نقد و اندرز مردم استقبال می کردند و از مردم می خواستند برای رشد ،توسعهپایدار و یاری حکومت، راهنمایی و نصیحت های خود را پیوسته و آشکار و پنهان به گوش آن حضرت برسانند.

2-1-4. نگاه محبت‌آميز به همه انسان‌ها
به طور كلّي افراد اعم از اينكه مؤمن يا كافر باشند، انسانند و از تمامي حقوق و نعمت هايي كه خداوند متعال به طور تكويني براي انسانها در نظر گرفته است برخوردار مي‌شوند.
يكي از عواملي كه مي‌تواند موجب تحكيم روابط بين افراد صرفنظر از ايمان و كفر آنها در جامعه ‌شود، وجود نگرش مثبت نسبت به همديگر، و وجود فضاي انس و محبت در اجتماع است. شهيد مطهري دربارة نقش محبت در مديريت مي‌گويد: «نيروي محبت از نظر اجتماعي، نيروي عظيم و مؤثري است و بهترين اجتماع آن اجتماعي است كه با نيروي محبت اداره شود. تا محبت نباشد، رهبر نمي‌تواند و يا بسيار دشوار است كه اجتماعي را رهبري كند و مردم را افرادي منضبط و قانوني تربيت كند» (مطهريجاذبه و دافعه / 55).
براي برانگيختن انسان‌ها بر انجام پاره‌اي از اعمال، بايد از قدرت ناشي از پيوند محبت‌آميز بهره جست (زارع شحنه، مجله اسلام و پژوهش‌هاي مديريتي/ 16 )
در سيرة امام علي(ع) رفتار توأم با احترام و محبت نسبت به مردم از خصوصيات يك كارگزار اسلامي شمرده شده است. به همين خاطر اهميت و ضرورت مهرباني نسبت به مردم و پرهيز از خشم و تمسك به زور و اجبار در برابر شهروندان، از جمله موضوعاتي است كه مكرراً در نامه‌هاي امام عليه‌السلام به كارگزاران خود به چشم مي‌خورد و تعابير گوناگونيكه در اين

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد آموزش و پرورش، امیرالمومنین Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، حقوق انسان