منابع پایان نامه ارشد درمورد نقض حقوق، اشخاص حقوقی، مالکیت صنعتی، فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

یا Foranchisee منعقد می گردد.215
2- انتقال قهری
همانطور که بیان کردیم انتقال حقوق مالی ممکن است به صورت ارادی یا غیرارادی (قهری) صورت گیرد زیرا حق اختراع و تألیف نیز مال است و همانند هر مال دیگری قابل انتقال می باشد حال ممکن است این انتقال ارادی باشد و یا به حکم قانون. انتقال قهری را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ یکی انتقال قهری پس از مرگ که شامل ارث و وصیت می شود و دیگری که انتقال قهری در زمان حیات را شامل می شود، مانند انتقال اموال فکری به طلبکاران در نتیجۀ توقیف یا تأمین و صدور اجرائیه.216 در این صورت که دادگاه امتیاز بهره برداری از اثر را به طلبکار منتقل می کند نوعاً انتقال قهری صورت گرفته است. از جمله مهمترین موارد انتقال قهری اموال ارث است که در مورد حق آفرینۀ فکری نیز صدق می کند به عبارت دیگر بعد از فوت مالک حق آفرینه (اختراع و تألیف)، حق وی به عنوان یک حق مالی به غیر منتقل می شود. بنابراین ملاحظه می شود در صورت فوت صاحب اثر یا توقیف حق مالی از ناحیۀ طلبکار بدون ارادۀ او حق مالی اش منتقل می گردد. البته به غیر از این موارد، انواع دیگری نیز از انتقال قهری در حقوق کشورمان پیش بینی شده است، بطور مثال در صورت ادغام اشخاص حقوقی نیز اموال فکری هریک از اشخاص حقوقی به شخصیت جدید منتقل می شود.
البته ارث حق اختراع و تألیف مقید به زمان است، توضیح آنکه یکی از ویژگی های حقوق مادی متعلق به دارنده حق اختراع و تألیف محدودیت زمانی آن است که بر حسب نظام های حقوقی مختلف طول دورۀ حمایت تفاوت نمی نماید، لذا مالک حق اختراع و تألیف تنها برای همان مدت زمان معین شده می تواند از مزایای مالی حق اختراع و تألیف بهره مند شود و با فوت او ورثه تنها در همان مدت زمان باقیمانده جانشین وی در بهره برداری از حق مذکور خواهند بود.
از آنجا که قواعد حاکم بر ارث جنبۀ امری دارد لذا رعایت آن در باب ارث حق اختراع و تألیف نیز الزامی است از جمله سهم دختر نصف سهم پسر خواهد بود و سهم سایر وراث نیز بر مبنای همان قواعد مندرج در مبحث ارث معین می شود. لیکن مهمترین مشکل در باب ارث حق اختراع و تألیف مسئله تقویم آن و تعیین سهم ورثه می باشد که به کمک قواعد حقوقی نمی توان آن را حل کرد و باید به دنبال معیاری ثابت برای سنجیدن ارزش حق اختراع، طرح و تألیف باشیم زیرا میزان ارزش این حق با توجه به تقاضای جامعه تغییر می کند و لذا امکان تعیین دقیق سهم هر ورثه وجود ندارد مگر آنکه میانگینی از حداقل و حداکثر ارزش حق اختراع و تألیف را مدنظر قرار دهیم که این امر نیازمند استفاده از کارشناس می باشد.
همین مشکل تقویم حق اختراع و تألیف در صورت ورشکستگی مالک حق اختراع و تألیف به هنگام تعیین سهم هر یک از غرما نیز به چشم می خورد زیرا اصل وحدت دارایی ایجاب می کند که ورشکسته با تمام اموالش پاسخگوی غرما باشد.
3-1-2-3- حقوق معنوی مؤلف و مخترع
در قانون داخلی ایران حقوق معنوی پدیدآورنده در حوزه صنعتی و مالکیت ادبی و هنری شامل موارد زیر است:
الف – حق انتساب اثر به پدیدآورنده (حق ولایت بر اثر)217
از قدیم حق حرمت نام در بین شعرا به شدت مورد توجه بوده است. غیرقابل انتقال بودن این حق بدین معنی است که حتی اگر پدیدآورنده موافقت کند، نمی توان نام شخص دیگری را روی اثر نهاد. البته پدیدآورنده حق دارد اثر را با نام خود یا بی نام یا با نام مستعار منتشر کند، اما نمی تواند به نام کسی دیگر منتشر کند، همچنین، همین ارتباط (حق معنوی ) بین پدیدآورنده و آفرینه اش سبب می شود که نام وی به عنوان پدیدآورنده بر روی اثر درج گردد تا شخص دیگری نتواند زمینه انتساب آن را به خود فراهم نماید. از سوی دیگر، این حق برای ورثه محفوظ است که از انتشار اثر بدون نام پدیدآورنده جلوگیری کنند. رابطه بین پدیدآورنده و آفریده فکری او همانند رابطۀ پدر و فرزند است به همین دلیل از حق انتساب اثر به پدیدآورنده به حق ابوت و بنوت تعبیر شده است.218
ب – حق حرمت و تمامیت اثر
از آنجا که اثر به شخصیت پدیدآورنده بستگی دارد باید محترم شمرده شود. یعنی حق اعتراض به هر گونه تغییر یا اقدامی که موجب لطمه به حسن شهرت پدیدآورنده شود. به عبارت دیگر، پدیدآورنده حق دارد در اثر خود تغییراتی صورت دهد و بدون اجازۀ وی یا قائم مقام او هر گونه تغییر و تحریف ممنوع است. در جریان یک دعوا، دادگاه این امکان را به پدیدآورنده داد تا مؤلف یک کتاب درسی را، که به بهانۀ بی طرفی، کلمات مذهبی را از قطعه های منتخب آثار او حذف کرده بود، محکوم کند.219
بدیهی است که این حق قابل واگذاری به غیر است. در بعضی موارد، منع هرگونه اصلاح و تغییر، مغایر هدف قانونگذار از حمایت حقوق ادبی و هنری است که بوسیله آن، راه را برای رشد و تعالی فرهنگ و تمدن بشری فراهم آورد. پس باید تنها تغییرات و اقداماتی ممنوع باشد که موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد.
ج – حق تصمیم گیری درمورد انتشار اثر
یعنی پدیدآورنده می تواند درباره انتشار و عدم انتشار اثر خود تصمیم بگیرد و هیچ مقامی نمی تواند پدیدآورنده را مجبور به انتشار اثر خود نماید، حتی طلبکاران نیز نمی توانند به منظور استیفای دین خود، اقدام به توقیف نسخه خطی و انتشار آن نمایند. البته، اطلاق این حق نیز قابل بحث است و باید مقید به مواردی باشد که موجب لطمه به حسن شهرت و احترام صاحب اثر گردد، در غیر این صورت، وجهی برای جامعه از یک اثر علمی و ادبی نیست.
حقوق معنوی در حوزۀ مالکیت صنعتی شامل موارد ذیل می باشد:
نمونۀ این حق، حق ثبت و ضبط نام مخترع به همراه اختراعش است. بدین معنی که اثر به وجود آمده همیشه همراه نام اوست و جامعه او را مخترع یا نوآور می داند. این حق غیرقابل انتقال و دایمی است. برای مثال، دارنده امتیاز اختراع می تواند اجازۀ بهره برداری از اختراع را به دیگران بدهد یا اجازه بدهد که دیگران به نام شرکت او کالا تولید و عرضه کنند.
3-1-3- تعیین مالک محصول کار گروهی
3-1-3-1- بیان قاعده و استثنائات آن
مبانی مالکیت بطور کلی در پنج مورد بیان شده است از جمله: 1. ادلۀ نقلی (آیات و روایات)،
2. کار یا عمل، 3. عامل اجتماعی، 4. عامل فطری، 5. حکم عقل می باشند. با توجه به مبانی مالکیت و اینکه کار به عنوان یکی از مبانی مالکیت تلقی گردد، روشنگر قاعده ای است که در بحث حاضر بنا می نهیم:
« شخص یا اشخاصی که در حصول و تولید یک اثر یا محصول نقش دارند، مالک یا مالکان مشترک آن هستند.»
طبق این قاعده، محصول یک عمل گروهی در مالکیت مشترک اشخاص دخیل در آفرینش آن
می باشد. لکن این قاعده با استثنائاتی مواجه شده است:
الف – موارد عدم تملک کلیه پدیدآورندگان نسبت به محصول مشترک
1-آنچه در تعریف اثر جمعی، حداقل وفق قوانین برخی کشورها آمده بیانگر این است که این نوع اثر گروهی در حیطۀ مالکیت فکری، اثری است که با ابتکار و مدیریت یک شخص، حقیقی یا حقوقی، و عمل گروهی دو یا چند شخص تحقق می یابد، که در این حالت مالکیت اثر به یک شخص آنهم مدیر و مبتکر تعلق می گیرد و خالقان اثر بهره ای از حقوق مادی اثر جمعی ندارند.
2- مواردی که محصول یا اثری در پی سفارش شخصی تولید شده و پدید می آید. در این حال حاصل عمل گروهی متعلق به سفارش دهنده است. در ایران ماده 13 و 15 ق.ح.ح.م.م.ه، بند 4 مادۀ 18 لایحه و ماده 6 ق. ح. ح. پ. ن، در آثار سفارشی که در جریان قرارداد استخدام و در پی سفارش کارفرما خلق می شوند، حقوق مادی متعلق به سفارش دهنده یا استخدام کننده یا کارفرما است. حقوق معنوی که ناظر بر رابطۀ شخصیتی بین پدیدآورنده و اثر است، به خود پدیدآورنده که اثر تجلی ایدۀ خلاقانۀ اوست تعلق می گیرد. خلق اثر در جریان استخدام، تأثیری در مالکیت حقوق معنوی ندارد. توجیه به این صورت است که ایدۀ خلق اثر و نمود خارجی بخشیدن به آن توسط مؤلف صورت گرفته اما با هزینه و سفارش و سرمایه گذاری کارفرما. تعلق حقوق مادی به کارفرما برای جبران سرمایه و هزینه وی کفایت می کند. حقوق مادی این آثار تا سی سال از تاریخ پدیدآمدن اثر متعلق به سفارش دهنده است، مگر آن که برای مدت کمتر یا ترتیب محدودی توافق شده باشد. پس از انقضاء این مدت، حقوق مذکور در صورت حیات پدیدآورنده
( یا پدیدآورندگان ) متعلق به خود او ( یا آنها ) و در غیر این صورت تا مدت سی سال بعد از فوت متعلق به ورثه یا موصی له پدیدآورنده ( یا پدیدآورندگان ) خواهد بود.
اصل بر این است که اثر در جریان استخدام به وجود نیامده است و به عبارتی اصل بر مالکیت مؤلف نسبت به کلیۀ حقوق مادی و معنوی اوست. برای احراز رابطۀ استخدامی باید دقت کرد که «اثر در جریان قراردادی که موضوع آن یا حداقل بخش تجزیه ناپذیری از آن، خلق اثر در ازای اجرت بوده و در مدت زمان مصرح در این قرارداد، پدیدآمده باشد.»220
بند 2 ماده 16 قانون 1988 انگلیس نیز مقرر می دارد: « در فرض وجود رابطۀ استخدامی، کپی رایت در چنین آثاری به کارفرما تعلق دارد.» محاکم انگلیس برای احراز وجود رابطۀ استخدامی به حداقل رابطۀ استخدام و کارفرمایی متمرکز می شوند، یعنی در یک رابطۀ استخدامی اولاً تعدد و تقابل تعهدات وجود دارد. یک طرف کارفرما، متعهد به پرداخت و طرف دیگر متعهد به کار است. ثانیاً، طرف دیگر استقلال در نحوۀ ارائه ی کار ندارد و تابع فرامین کارفرماست و نوعی کنترل از سوی کارفرما به اعمال وی صورت می گیرد.221
با اجتماع شرایط فوق حقوق مادی متعلق به کارفرماست و تعقیب ناقض توسط کارفرما صورت
می گیرد اما نقض حقوق معنوی توسط شخص پدیدآورنده تعقیب خواهد شد. همانطور که در مواد فوق در ایران، حقوق مادی اثرهایی که در نتیجه سفارش پدید می آید را تا سی سال از تاریخ پدیدآمدن متعلق به سفارش دهنده می داند. بنابراین در حقوق ایران نیز نقض حقوق معنوی به تبعیت از مالکیت آن که برای پدیدآورنده باقی می ماند و توسط مؤلف قابل تعقیب است.
برای تقریب رابطۀ استخدامی به ذهن و تشخیص ذینفع می توان از امثال زیر استفاده کرد.222
فرض اول: ژورنالیستی که با یک مجله در ارتباط استخدامی مستمر است، در جریان قرارداد کار و در ساعاتی که در دفتر مجله حاضر است، مقاله ای به قصد چاپ در همین مجله می نویسد. مجلۀ دیگری با تغییراتی در مطالب، این مقاله را بدون اجازه مجله و نویسندۀ اول در مجلۀ خود چاپ می کند.
فرض دوم: نویسندۀ مقاله ای خارج از ساعت اداری و قرارداد کار برای همین مجله می نویسد مجله این مقاله را مثل سایر مقالات نویسنده در جای مشخصی از مجله چاپ کند و اجرت مشخص هم مثل آنچه برای سایر مقالات مقرر است، می پردازد. این مقاله نیز بدون انتساب به نویسنده و اجازه مجله اصلی در مجله دیگری چاپ می شود.
در فرض اول، مقاله محصول رابطۀ استخدامی نویسنده با مجله بوده است و حقوق مادی متعلق به مجله است. اقامۀ دعوی علیه مجلۀ دوم در مورد حق بازتولید که از مصادیق حقوق مادی است، توسط نمایندۀ مجلۀ کارفرما صورت می گیرد اما در خصوص تغییر در مطالب اگر به نحوی باشد که تغییر یا تحریف و از مصادیق تعرض به حق حرمت اثر محسوب گردد، ابتکار عمل با خود نویسنده است. در فرض دوم، برخورد مشابه با مقاله ای که نویسنده خارج از رابطه استخدامی نوشته است، از جمله اینکه اجرت مشابهی پرداخته شده نباید موجب اشتباه شود. مقاله از مصادیق آثاری نیست که در جریان رابطۀ استخدامی خلق شده باشد و کلیۀ حقوق مادی و معنوی متعلق شخص نویسنده است. اقامۀ دعوی نقض حق بازتولید و حق انتساب علیه مجلۀ دوم توسط شخص نویسنده صورت خواهد گرفت.
ب – موارد عدم تملک بعضی پدیدآورندگان نسبت به محصول مشترک
در رابطه با اینکه شرکت در ساخت اختراع و ایجاد اثر چه اندازه باید باشد تا شریک مخترع و مولف تلقی گردد، نیز رویه قضایی کشورها ملاک های را در این زمینه ارائه داده اند. همکاری افراد در ایجاد آفرینه مشترک باید به صورت افقی باشد نه عمودی، یعنی اینکه همۀ افراد همکار در موقعیت های مساوی با یکدیگر متحد می شوند و همچنین همفکری باید جنبۀ واقعی داشته و واجد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد مالکیت فکری، حق مالکیت، مالکیت صنعتی، آثار ادبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد اثر مشترک، مالکیت فکری، قانون مدنی، فقه امامیه