منابع پایان نامه ارشد درمورد مِنْهَا، چنين، مي‌فرمايند:، رعيت

دانلود پایان نامه ارشد

أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كانَ يدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهَدَةِ فَينْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلْبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رِعَاثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِينَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كلْمٌ وَ لَا أُرِيقَ لَهُ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كانَ بِهِ عِنْدِي جَدِيراً
«به من خبر رسيده كه مردى از لشكر شام به خانه زنى مسلمان و زنى غير مسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره‏هاى آنها را به غارت برده، در حالى كه هيچ وسيله‏اى براى دفاع، جز گريه و التماس كردن، نداشته‏اند. لشكريان شام با غنيمت فراوان رفتند بدون اين كه حتّى يك نفر آنان، زخمى بردارد، و يا قطره خونى از او ريخته شود، اگر براى اين حادثه تلخ، مسلمانى از روى تأسّف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است ».(خطبه 27/51)
امام در این بیان گویا از مطلبی که اعماق او را می سوزاند،پرده بر می گیرد و آن این که چرا مسلمان با ایمان آن قدر در برابر حوادث،سستی به خرج دهد که دشمن، بدون هیچ رداع و مانعی به سرزمین او حمله کند اموال او را به غارت برد، حتی متعرض نوامیس او شود و بدون کمترین ضایعات، با دست پر، به خانه خود برگردد؟! آری هیچ مسلمان غیرتمندی نمی تواند چنین حادثه دردناکی را تحمل کند و اگر کسی از غصه و اندوه بمیرد جای سرزنش نیست. (پبام امام،ج 2/152)اين مطلب اوج توجه حضرت را به مسايل عموم افراد جامعه مي‌رساند؛ و نشان می دهد که: اولا اسلام، تا چه حد برای نوامیس مردم اهمیت قائل است و ثانیا، تا چه اندازه خود را متعهد به دفاع از اقلیت های مذهبی که در پناه اسلام زندگی می کنند می داند.
امام عليه‌السلام در يكي از فرازهاي عهدنامه مالك اشتر، وي را از دور بودن از مردم برحذر داشته و به تفقد و پرس و جو از حال رعيت و مشكلات مردم توصيه مي‌كنند و مي‌فرمايند:.
فَلاَ تُطَوِّلَنَّ اِحْتِجَابَك عَنْ رَعِيتِك فَإِنَّ اِحْتِجَابَ اَلْوُلاَةِ عَنِ اَلرَّعِيةِ شُعْبَةٌ مِنَ اَلضِّيقِ وَ قِلَّةُ عِلْمٍ بِالْأُمُورِ وَ اَلاِحْتِجَابُ مِنْهُمْ يقْطَعُ عَنْهُمْ عِلْمَ مَا اِحْتَجَبُوا دُونَهُ فَيصْغُرُ عِنْدَهُمُ اَلْكبِيرُ وَ يعْظُمُ اَلصَّغِيرُ وَ يقْبُحُ اَلْحَسَنُ وَ يحْسُنُ اَلْقَبِيحُ وَ يشَابُ اَلْحَقُّ بِالْبَاطِل
هيچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، كه پنهان بودن رهبران، نمونه‏اى از تنگ خويى و كم اطّلاعى در امور جامعه مى‏باشد. نهان شدن از رعيّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز مى‏دارد، پس كار بزرگ، اندك، و كار اندك بزرگ جلوه مى‏كند، زيبا زشت، و زشت زيبا مى‏نمايد، و باطل به لباس حق در آيد. (نامه 53/417)
حضرت به همين ميزان هم اكتفا نكرده، والي را موظف مي‌داند فرصتي را براي گفت‌وگو با مردم وبرای رساندن جامعه به رفاه نسبی، طرح مشكلات آن‌ها در نظر بگيرد و شرايط را به‌گونه‌اي فراهم آورد كه هر كس بدون كمترين دلهره و اضطرابي به طرح مسايل مورد نظر خود بپردازد؛ آنجا كه مي‌فرمايند:
وَ اِجْعَلْ لِذَوِي اَلْحَاجَاتِ مِنْك قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَك وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ اَلَّذِي خَلَقَك وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَك وَ أَعْوَانَك مِنْ أَحْرَاسِك وَ شُرَطِك حَتَّى يكلِّمَك مُتَكلِّمُهُمْ غَيرَ مُتَتَعْتِعٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يقُولُ فِي غَيرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ يؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ اَلْقَوِي غَيرَ مُتَتَعْتِعٍ ثُمَّ اِحْتَمِلِ اَلْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ اَلْعِي وَ نَحِّ عَنْهُمُ اَلضِّيقَ وَ اَلْأَنَفَ يبْسُطِ اَللَّهُ عَلَيك بِذَلِك أَكنَافَ رَحْمَتِهِ وَ يوجِبْ لَك ثَوَابَ طَاعَتِهِ وَ أَعْطِ مَا أَعْطَيتَ هَنِيئاً وَ اِمْنَعْ فِي إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ.
«پس بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند، تا شخصا به امور آنان رسيدگى كنى، و در مجلس عمومى با آنان بنشين و در برابر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش، و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو كند،من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بارها شنيدم كه مى‏فرمود: «ملّتى كه حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه‏اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد» پس درشتى و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار كن، و تنگ خويى و خود بزرگ بينى را از خود دور ساز تا خدا درهاى رحمت خود را به روى تو بگشايد، و تو را پاداش اطاعت ببخشايد، آنچه به مردم مى‏بخشى بر تو گوارا باشد، و اگر چيزى را از كسى باز مى‏دارى با مهربانى و پوزش خواهى همراه باشد. ». (نامه 53/415)
نكته بسيار مهم و قابل توجه در نگاه اميرالمؤمنين به مردم اين است كه والي بايد شرايطي را فراهم آورد كه هر كس هر سخني با او دارد به‌راحتي و در امنیت کامل و بدون ترس و لكنت زبان در برابرش بيان كند و والي براي تحقق اين امر بايد تمام عوامل هراس و اضطراب احتمالي را از آنان دور سازد. پيداست كه در چنين فضايي مردم، حاكم را از جنس خود و امين و محرم خود دانسته و كمتر موضوعي را از او پنهان مي‌دارند. از همين روست كه حضرت، وجود دوستي و رأفت ميان آنان را مايه دلبستگي‌شان به حكومت و به‌دوش كشيدن بار دولت مي‌داند. در فرازي از عهدنامه چنين مي‌خوانيم كه امام مي‌فرمايند:
وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَينِ اَلْوُلاَةِ اِسْتِقَامَةُ اَلْعَدْلِ فِي اَلْبِلاَدِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ اَلرَّعِيةِ و إِنَّهُ لاَ تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلاَّ بِسَلاَمَةِ صُدُورِهِمْ وَ لاَ تَصِحُّ نَصِيحَتُهُمْ إِلاَّ بِحِيطَتِهِمْ عَلَى وُلاَةِ اَلْأُمُورِ وَ قِلَّةِ اِسْتِثْقَالِ دُوَلِهِمْ وَ تَرْك اِسْتِبْطَاءِ اِنْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ فَافْسَحْ فِي آمَالِهِمْ وَ وَاصِلْ فِي حُسْنِ اَلثَّنَاءِ عَلَيهِمْ وَ تَعْدِيدِ مَا أَبْلَى ذَوُو اَلْبَلاَءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ كثْرَةَ اَلذِّكرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ اَلشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ اَلنَّاكلَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ.
«همانا برترين روشنى چشم زمامداران، برقرارى عدل در شهرها و آشكار شدن محبّت مردم نسبت به رهبر است، كه محبّت دلهاى رعيّت جز با پاكى قلب‏ها پديد نمى‏آيد، و خيرخواهى آنان زمانى است كه با رغبت و شوق پيرامون رهبر را گرفته، و حكومت بار سنگينى را بر دوش رعيّت نگذاشته باشد، و طولانى شدن مدت زمامدارى بر ملّت ناگوار نباشد. پس آرزوهاى سپاهيان را بر آور، و همواره از آنان ستايش كن، و كارهاى مهمّى كه انجام داده‏اند بر شمار، زيرا يادآورى كارهاى ارزشمند آنان، شجاعان را بر مى‏انگيزاند، و ترسوها را به تلاش وامى‏دارد، انشاء اللّه ».(نامه 53/409)
همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، حضرت در اين فراز، ايجاد دوستي ميان افراد رعيت را از عوامل مؤثر در قبول بار دولت و حمايت و پشتيباني از حكومت دانسته و به تعبيري اين وحدت را از زمينه‌هاي اصلي تداوم مشروعيت و مقبوليت نظام معرفي مي‌كند؛ البته امام عليه‌السلام در اينجا نيز مجدداً نقش تعيين‌كننده حاكميت را در ايجاد اين وحدت يادآوري مي‌كند و همدلي و همراهي نظام را با مردم عامل اصلي وحدت و انسجام و امنیت ميان مردم مي‌داند.

2-1-6. اهميت انسجام اجتماعي در سلامت جامعه
جامعه مجموعه‌اي متشكل از اصناف گوناگون و گروه‌هاي مختلف است و اجتماع انساني براي رفع احتياجات خود، به تمام اين گروه‌ها نيازمند خواهد بود.
حكومت از ديد امام علي(ع) نقش مستقيم و مؤثري در وحدت و يكپارچگي امت دارد، زيراامتيكه با داشتن هدف الهي، در مسير تكامل گام برمي دارد، به ناچار بايد به رهبري تمسك جويد كه تبلوري از آرمان الهي و مورد قبول و پذيرش و مقتدا و دليل تحرك و پويايي باشد. امام در خطبه 146 با اشاره به سياستيكه زمامدار جهت حفظ نظام بايد به كار گيرد، لزوم حكومت و نقش آن در وحدت امت را چنين بيان مي‌فرمايد:
و مكان القيم بالامر مكان النظام من الخَرَز يجمعُهُ و يضُّمهُ فاذا انقطعَ النظامُ تَفَرَّق و ذهب ثم لم يجتمع بحذافيره ابداً
نقش زمامدار نسبت به ملت، مانند رشته اي است كه مُهره‌ها را گرد آورده و به يكديگر پيوند مي‌دهد. اگر رشته بگسلد، دانه‌ها از هم مي‌پاشد و به تمامي گرد نمي‌آيند.
امام(ع) با اين تشبيه ساده خاطرنشان مي‌سازد آرمان عالي ِوحدت امت، بستگي به وجود قيم و سرپرستي دارد كه به دور از اختلاف نظرها و جداي از عوامل تفرقه و تبعيض، امت را در يك محور بنيادين گرد آورد و متشكل سازد و از تشتت و تفرق، كه سبب آسيب پذيري است، مصونيت دهد.
طبيعي است چنين توفيقي براي هر زمامدار حاصل نمي‌آيد، بلكه زمامداري صالح بايد، تا با توجه به رمز وحدت و با اهتمام به پر كردن شكافها و در هم ريختن ديوارهاي تبعيض، جاده اتحاد و همبستگي امت را در پرتو مكتب توحيد هموار سازد. (اخوان كاظمي/ 1379)
امام علي عليه‌السلام ضمن برشمردن صنوف و طبقات گوناگونِ شكل‌دهنده جامعه و تبيين نقش هر يك و نيز ارتباط و تعامل ميان آن‌ها، روشن مي‌سازد كه انسجام و امنيت جامعه، در سايه به رسميت شناختن همه طبقات و اصناف و توجه حكومت به تمامي آن‌ها به‌دست مي‌آيد. حضرت در مقام برشمردن اين گروه‌ها، چنين مي‌فرمايند:
وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلرَّعِيةَ طَبَقَاتٌ لاَ يصْلُحُ بَعْضُهَا إِلاَّ بِبَعْضٍ وَ لاَ غِنَى بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ فَمِنْهَا جُنُودُ اَللَّهِ وَ مِنْهَا كتَّابُ اَلْعَامَّةِ وَ اَلْخَاصَّةِ وَ مِنْهَا قُضَاةُ اَلْعَدْلِ وَ مِنْهَا عُمَّالُ اَلْإِنْصَافِ وَ اَلرِّفْقِ وَ مِنْهَا أَهْلُ اَلْجِزْيةِ وَ اَلْخَرَاجِ مِنْ أَهْلِ اَلذِّمَّةِ وَ مُسْلِمَةِ اَلنَّاسِ وَ مِنْهَا اَلتُّجَّارُ وَ أَهْلُ اَلصِّنَاعَاتِ وَ مِنْهَا اَلطَّبَقَةُ اَلسُّفْلَى مِنْ ذَوِي اَلْحَاجَةِ وَ اَلْمَسْكنَةِ وَ كلٌّ قَدْ سَمَّى اَللَّهُ لَهُ سَهْمَهُ وَ وَضَعَ عَلَى حَدِّهِ فَرِيضَةً فِي كتَابِهِ أَوْ سُنَّةِ نَبِيهِ ص عَهْداً مِنْهُ عِنْدَنَا مَحْفُوظاً.
« بدان مردم از گروه‏هاى گوناگونى مى‏باشند كه اصلاح هر يك جز با ديگرى امكان ندارد، و هيچ يك از گروه‏ها از گروه ديگر بى‏نياز نيست. از آن قشرها، لشكريان خدا، و نويسندگان عمومى و خصوصى، قضات دادگستر، كارگزاران عدل و نظم اجتماعى، جزيه دهندگان، پرداخت كنندگان ماليات، تجّار و بازرگانان، صاحبان صنعت و پيشه‏وران، و نيز طبقه پايين جامعه، يعنى نيازمندان و مستمندان مى‏باشند، كه براى هر يك خداوند سهمى مقرّر داشته، و مقدار واجب آن را در قرآن يا سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تعيين كرده كه پيمانى از طرف خداست و نگهدارى آن بر ما لازم است. ». (نامه 53/409)
حضرت در ادامه به بيان اهميت هر يك از صنوف و وابستگي آن‌ها به يكديگر پرداخته، مي‌فرمايند: «اما لشكرها، به فرمان خدا دژهاى استوار رعيت‏اند و زينت واليان؛ دين به آن‌ها عزّت يابد و راه‌ها به آن‌ها امن گردد و كار رعيت جز به آن‌ها استقامت نپذيرد. و كار لشكر سامان نيابد، جز به خراجى كه خداوند براى ايشان مقرر داشته تا در جهاد با دشمنانشان نيرو گيرند و به آن در به سامان آوردن كارهاى خويش اعتماد كنند و نيازهايشان را برآورند. اين دو صنف، برپاى نمانند مگر به صنف سوم كه قاضيان و كارگزاران و دبيران‏اند، اينان عقدها و معاهده‌‏ها را مى‌‏بندند و منافع حكومت را گرد مى‌‏آورند و در هر كار، چه خصوصى و چه عمومى، به آن‌ها متكى توان بود. و اينها كه برشمردم، استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران كه گردهم مى‌‏آيند و تا سودى حاصل كنند، بازارها را برپاى مى‏دارند و به كارهايى كه ديگران در انجام دادن آن‌ها ناتوان‏اند امور رعيت را سامان مى‌دهند. آنگاه، صنف فرودين، يعنى نيازمندان و مسكينان‏اند و سزاوار است كه والى آنان را به بخشش خود بنوازد و ياريشان كند. در نزد

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، حقوق انسان Next Entries دانلود تحقیق با موضوع نظارت قضایی، دیوان عدالت اداری، نظام حقوقی، منافع عمومی